۱۵۱٬۳۴۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
# فصل دوم: این فصل، نقشهراه دستیابی به علوم انسانی اسلامی را از منظر مقام معظم رهبری بیان میکند. در این نقشه، ویژگیهای علم، یعنی اکتشاف بودن حقیقت آن، دارای هویت اجتماعی و پایه اقتدار بودن و سکولار نبودن حقیقت آن و تعلق آن به همه بشریت مطرح میشود. "جنبش نرمافزاری" و تولید علم، نیاز مبرم جامعه اسلامی دانسته شده و بر ضرورت توجه مدیران و سیاستگذاران به تولید علم تأکید میگردد. | # فصل دوم: این فصل، نقشهراه دستیابی به علوم انسانی اسلامی را از منظر مقام معظم رهبری بیان میکند. در این نقشه، ویژگیهای علم، یعنی اکتشاف بودن حقیقت آن، دارای هویت اجتماعی و پایه اقتدار بودن و سکولار نبودن حقیقت آن و تعلق آن به همه بشریت مطرح میشود. "جنبش نرمافزاری" و تولید علم، نیاز مبرم جامعه اسلامی دانسته شده و بر ضرورت توجه مدیران و سیاستگذاران به تولید علم تأکید میگردد. | ||
# فصل سوم: این فصل، به نقش بسترسازی فلسفی و قرآنی [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبایی]] در تولید علوم انسانی اسلامی میپردازد. علامه با دفاع منطقی از فلسفه و مابعدالطبیعه (تعریف دقیق فلسفه، تعیین قلمرو علم نسبی و تبیین نیاز علم به فلسفه)، یک شالوده محکم فکری فراهم میکند. در این فصل همچنین تعابیر ایشان از حقایق و اعتباریات، بهویژه نقش آنها در ثبات و بازسازی علوم انسانی، بررسی میشود. ظرفیتهای علوم انسانی تفسیری علامه، از جمله نقش قرآن در علوم انسانی اسلامی و تحول علوم اسلامی، تشریح شده و آسیبپذیری اندیشه بشری بدون هدایت قرآن مورد توجه قرار میگیرد. روش تفسیری «قرآن به قرآن» و تفسیر توحیدی علامه، بههمراه تحقیقات موضوعی ایشان در تفسیر قرآن، بهعنوان ابزارهای مهم در این مسیر معرفی میگردد. | # فصل سوم: این فصل، به نقش بسترسازی فلسفی و قرآنی [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبایی]] در تولید علوم انسانی اسلامی میپردازد. علامه با دفاع منطقی از فلسفه و مابعدالطبیعه (تعریف دقیق فلسفه، تعیین قلمرو علم نسبی و تبیین نیاز علم به فلسفه)، یک شالوده محکم فکری فراهم میکند. در این فصل همچنین تعابیر ایشان از حقایق و اعتباریات، بهویژه نقش آنها در ثبات و بازسازی علوم انسانی، بررسی میشود. ظرفیتهای علوم انسانی تفسیری علامه، از جمله نقش قرآن در علوم انسانی اسلامی و تحول علوم اسلامی، تشریح شده و آسیبپذیری اندیشه بشری بدون هدایت قرآن مورد توجه قرار میگیرد. روش تفسیری «قرآن به قرآن» و تفسیر توحیدی علامه، بههمراه تحقیقات موضوعی ایشان در تفسیر قرآن، بهعنوان ابزارهای مهم در این مسیر معرفی میگردد. | ||
# فصل چهارم: این فصل، گامهای اساسی در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی را از دیدگاه شهید مطهری تبیین میکند. تحولات زمانه و نحوه مواجهه با آن، بهعنوان مقدمهای برای بحث ارائه میشود . سپس رویکرد انتقادی [[مطهری، مرتضی|شهید مطهری]] نسبت به علوم انسانی غربی مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت، گامهای اساسی برای تولید علوم انسانی اسلامی، که شامل فهم صحیح انسان و جهان، اجتهاد و دیدگاه جامع به علم است، تشریح میشود. | # فصل چهارم: این فصل، گامهای اساسی در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی را از دیدگاه شهید مطهری تبیین میکند. تحولات زمانه و نحوه مواجهه با آن، بهعنوان مقدمهای برای بحث ارائه میشود. سپس رویکرد انتقادی [[مطهری، مرتضی|شهید مطهری]] نسبت به علوم انسانی غربی مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت، گامهای اساسی برای تولید علوم انسانی اسلامی، که شامل فهم صحیح انسان و جهان، اجتهاد و دیدگاه جامع به علم است، تشریح میشود. | ||
# فصل پنجم: این فصل، به بیان علوم انسانی در پرتو مکتب اسلام از منظر شهید آیتالله صدر، میپردازد. | # فصل پنجم: این فصل، به بیان علوم انسانی در پرتو مکتب اسلام از منظر شهید آیتالله صدر، میپردازد. | ||
# فصل ششم: این فصل، امکان علوم انسانی اسلامی در بستر حیات معقول از منظر علامه جعفری را بررسی میکند. حیات معقول بهعنوان محور اصلی نظام فکری علامه و جهت کلی علم معرفی میشود. همگرایی علم و دین در مسیر حیات معقول و جایگاه علوم انسانی در این بستر نیز مورد بحث قرار میگیرد. در ادامه، مشکلات علوم انسانی موجود بررسی شده و مقدمات پذیرش علوم انسانی مبتنی بر حیات معقول ارائه میگردد. | # فصل ششم: این فصل، امکان علوم انسانی اسلامی در بستر حیات معقول از منظر علامه جعفری را بررسی میکند. حیات معقول بهعنوان محور اصلی نظام فکری علامه و جهت کلی علم معرفی میشود. همگرایی علم و دین در مسیر حیات معقول و جایگاه علوم انسانی در این بستر نیز مورد بحث قرار میگیرد. در ادامه، مشکلات علوم انسانی موجود بررسی شده و مقدمات پذیرش علوم انسانی مبتنی بر حیات معقول ارائه میگردد. | ||