۱۵۹٬۸۷۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
در فصل چهارم دربارۀ انواع فضایل، ارتباط میان فضایل در حکمت نظری، عملی و صناعی، نحوۀ اکتساب فضایل و میزان و معیار ارزیابی فضایل و اضداد آنها یعنی رذائل بحث شده است و اینکه عمل به فضایل شرط لازم برای وصول به سعادت، فلاح و رستگاری در ادیان و نیز در حکمت الهی به شمار میرود. | در فصل چهارم دربارۀ انواع فضایل، ارتباط میان فضایل در حکمت نظری، عملی و صناعی، نحوۀ اکتساب فضایل و میزان و معیار ارزیابی فضایل و اضداد آنها یعنی رذائل بحث شده است و اینکه عمل به فضایل شرط لازم برای وصول به سعادت، فلاح و رستگاری در ادیان و نیز در حکمت الهی به شمار میرود. | ||
در فصل پنجم به این پرسشها پاسخ داده شده است: مفاهیم فلسفی از حکمت قدیم تا فلسفۀ جدید تا چه حد دستخوش تغییرات شده است؟ فرق میان یک «مکتب فلسفی» در فلسفۀ قدیم و جدید چیست؟ چرا در عصر باستان و نیز در عالم اسلام بیش از چند مکتب فلسفی وجود نداشته است؟ فلسفه به عنوان روش زندگی چه معنایی دارد؟ و .... . | در فصل پنجم به این پرسشها پاسخ داده شده است: مفاهیم فلسفی از حکمت قدیم تا فلسفۀ جدید تا چه حد دستخوش تغییرات شده است؟ فرق میان یک «مکتب فلسفی» در فلسفۀ قدیم و جدید چیست؟ چرا در عصر باستان و نیز در عالم اسلام بیش از چند مکتب فلسفی وجود نداشته است؟ فلسفه به عنوان روش زندگی چه معنایی دارد؟ و..... | ||
در فصل شش این پرسش مطرح میشود که آیا فلسفه روش زندگی است یا فقط نوعی گفتار است؟ در ضمن پاسخ به این پرسش، به پرسشهای دیگری نیز پرداخته شده است؛ از قبیل اینکه ارتباط بین فلسفه به عنوان روش زندگی و فلسفه به عنوان روش گفتاری در چیست و تفاوت آنها کدام است؟ و ... . | در فصل شش این پرسش مطرح میشود که آیا فلسفه روش زندگی است یا فقط نوعی گفتار است؟ در ضمن پاسخ به این پرسش، به پرسشهای دیگری نیز پرداخته شده است؛ از قبیل اینکه ارتباط بین فلسفه به عنوان روش زندگی و فلسفه به عنوان روش گفتاری در چیست و تفاوت آنها کدام است؟ و.... | ||
بخش دوم کتاب به سیر حکمت در یونان باستان اختصاص یافته است. | بخش دوم کتاب به سیر حکمت در یونان باستان اختصاص یافته است. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
بخش سوم کتاب بحث دربارۀ تبلور حکمت در جهان اسلام است. فصل نخست این بخش به ترجمۀ متون فلسفی و علمی یونانی و فرهنگهای دیگر به زبان عربی اختصاص دارد. | بخش سوم کتاب بحث دربارۀ تبلور حکمت در جهان اسلام است. فصل نخست این بخش به ترجمۀ متون فلسفی و علمی یونانی و فرهنگهای دیگر به زبان عربی اختصاص دارد. | ||
در این فصل دربارۀ نهضت ترجمه، مترجمان بزرگ از زبانهای مختلف و .... بحث شده است. | در این فصل دربارۀ نهضت ترجمه، مترجمان بزرگ از زبانهای مختلف و.... بحث شده است. | ||
فصل دوم به یکی از دستاوردهای [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]] در تاریخ فلسفه میپردازد که اصل موضوعیکردن الهیات یا علم مابعدالطبیعه است. در فصل بعدی مسئلۀ علیت از دیدگاه غزالی، [[ابن میمون، موسی بن میمون|ابن میمون]] و [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] بررسی شده است. | فصل دوم به یکی از دستاوردهای [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سینا]] در تاریخ فلسفه میپردازد که اصل موضوعیکردن الهیات یا علم مابعدالطبیعه است. در فصل بعدی مسئلۀ علیت از دیدگاه غزالی، [[ابن میمون، موسی بن میمون|ابن میمون]] و [[ابن رشد، محمد بن احمد|ابن رشد]] بررسی شده است. | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
بخش دوم به این مسئله میپردازد که چگونه بشرمداری عصر جدید جایگزین خدامداری ایرانیان و حکمتهای قدیم شده است. | بخش دوم به این مسئله میپردازد که چگونه بشرمداری عصر جدید جایگزین خدامداری ایرانیان و حکمتهای قدیم شده است. | ||
سؤال مهم در فصل سوم این است که چگونه در فلسفۀ دوران جدید از دکارت به بعد یک تغییر جهت کلی در فلسفه با توجه به مبادی حکمت روی داده است؟ در این فصل موضوعاتی چون شک دکارتی، مسئلۀ سوبژکتیویسم، ثنویت دکارتی و پیامدهای فلسفی آن و ... نقد و بررسی شده است. | سؤال مهم در فصل سوم این است که چگونه در فلسفۀ دوران جدید از دکارت به بعد یک تغییر جهت کلی در فلسفه با توجه به مبادی حکمت روی داده است؟ در این فصل موضوعاتی چون شک دکارتی، مسئلۀ سوبژکتیویسم، ثنویت دکارتی و پیامدهای فلسفی آن و... نقد و بررسی شده است. | ||
فصل بعدی مربوط به اصالت اراده است که آیا اصالت اراده با اصالت عقل تعارض دارد؟ | فصل بعدی مربوط به اصالت اراده است که آیا اصالت اراده با اصالت عقل تعارض دارد؟ | ||