پرش به محتوا

دیوان ندیم: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۷۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'هـ' به 'ه'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'هـ' به 'ه')
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۹: خط ۹:
|زبان  
|زبان  
| زبان =
| زبان =
| کد کنگره =
| کد کنگره =PIR ۸۲۴۳/د۹۲۱۶د۹ ۱۳۹۷‏
| موضوع =
| موضوع = شعر فا‌رسی‌ دری - افغا‌نستا‌ن‌ - قرن‌ ۱۴,شعر فا‌رسی‌ - شا‌عران‌ افغا‌نی‌,شعر فا‌رسی‌ - شا‌عران‌ افغا‌نی‌ - قرن‌ ۱۴ - تا‌ریخ‌ و نقد
|ناشر  
|ناشر  
| ناشر =توس  
| ناشر =توس  
خط ۲۹: خط ۲۹:


==گزارش کتاب==
==گزارش کتاب==
سال تولد [[ندیم کابلی، عبدالغفور|ندیم کابلی]] در همه منابع 1298هـ.ق است. بر اساس اطلاعات ندیم کابلی در سن سی یا سی‌وچهار سالگی بدرود حیات گفته است. به این ترتیب سال نخست زندگانی او با دورۀ امیر عبدالرحمان خان و چهارده سال بعدی حیات او با دورۀ امیر حبیب‌الله خان مصادف بوده است. از قصاید و قطعاتی که در ستایش امیر حبیب‌الله خان و فرزند او سردار نصرالله خان، نایب‌السلطنه سروده است، این معنی روشن می‌شود که دورۀ شاعری او که همان چهارده سال آخر است، با دوران حکومت حبیب‌الله خان مصادف بوده است.
سال تولد [[ندیم کابلی، عبدالغفور|ندیم کابلی]] در همه منابع 1298ه.ق است. بر اساس اطلاعات ندیم کابلی در سن سی یا سی‌وچهار سالگی بدرود حیات گفته است. به این ترتیب سال نخست زندگانی او با دورۀ امیر عبدالرحمان خان و چهارده سال بعدی حیات او با دورۀ امیر حبیب‌الله خان مصادف بوده است. از قصاید و قطعاتی که در ستایش امیر حبیب‌الله خان و فرزند او سردار نصرالله خان، نایب‌السلطنه سروده است، این معنی روشن می‌شود که دورۀ شاعری او که همان چهارده سال آخر است، با دوران حکومت حبیب‌الله خان مصادف بوده است.


بر اساس اشارات طبع تهران، پدر او رجب‌علی، یکی از بازرگانان درجه اول افغانستان، در دورۀ امیر شیرعلی خان بوده است. ندیم، علوم عربی و ادبی را در کابل فراگرفت. اشاراتی در دیوان او وجود دارد که نشان می‌دهد ندیم باید در دوره‌ای به کارهای دیوانی اشتغال داشته باشد. در یک قطعه یا قصیدۀ او که در ستایش میرزا محمد عمرخان سروده شده، تمامی اصطلاحات قضایی زمانه‌اش را به کار برده است. معلوم نیست به چه دلیلی او و پدرش و برادرش به فرمان امیر حبیب‌الله خان به مزارشریف تبعید شده‌اند. در پاره‌ای از اشعار و قصاید او اشاراتی به دور ماندنش از دربار شهزاده نصرالله خان، نایب‌السلطنه و آرزوی بازگشت به کابل و شرفیاب شدن مربوط به همین دورۀ تبعید باشد. بررسی قصاید او نشان می‌دهد که وی با راه و رسم ستایشگر پادشاهان و امرای وقت آشنا بوده است. قصاید او غالباً در وزن قصاید شاعران دوره‌های کهن سروده شده است.
بر اساس اشارات طبع تهران، پدر او رجب‌علی، یکی از بازرگانان درجه اول افغانستان، در دورۀ امیر شیرعلی خان بوده است. ندیم، علوم عربی و ادبی را در کابل فراگرفت. اشاراتی در دیوان او وجود دارد که نشان می‌دهد ندیم باید در دوره‌ای به کارهای دیوانی اشتغال داشته باشد. در یک قطعه یا قصیدۀ او که در ستایش میرزا محمد عمرخان سروده شده، تمامی اصطلاحات قضایی زمانه‌اش را به کار برده است. معلوم نیست به چه دلیلی او و پدرش و برادرش به فرمان امیر حبیب‌الله خان به مزارشریف تبعید شده‌اند. در پاره‌ای از اشعار و قصاید او اشاراتی به دور ماندنش از دربار شهزاده نصرالله خان، نایب‌السلطنه و آرزوی بازگشت به کابل و شرفیاب شدن مربوط به همین دورۀ تبعید باشد. بررسی قصاید او نشان می‌دهد که وی با راه و رسم ستایشگر پادشاهان و امرای وقت آشنا بوده است. قصاید او غالباً در وزن قصاید شاعران دوره‌های کهن سروده شده است.


چندگونه در حوزۀ کار قدما تصرف و ابتکار کرده است. یکی آنکه قصیده را با مخاطب قرار دادن ممدوح، بدون آوردن تغزل آغاز کرده است. دوم آنکه پس از ده دوازده بیت آغازین طرح شکایت ابتکاری خویش را در قالب حکایتی بازگفته است. در این شکایت حکایت‌آمیز از جفایی که دو جفاکار یکی شاهد و دیگری دعوی بر او رفته است به ممدوح شکایت می‌برد. بنای شکایت بر اصطلاحات رایج در محاکم قضایی کذاشته شده است مانند: دعوی، شاهد، مفتی، فتوی، وکیل، وصی، جحد، انکار، اقرار، ضابط، اجاره‌دار، مهر سکوکات، پیمان، قضا، شکستن پیمان، حلال، حرام، گواهی، دفع و جر، ملک، عقار، محضر، حجت، دلیل، الزام، حیله، تملیک، خاصه‌دار، شفیع، شفع، سوگند، صورت حال، انفصال کار و صدور حکم و ... به‌کارگیری این همه اصطلاح در حوزۀ خاص، از روانی و لطف سخن او نه‌تنها نکاسته، بلکه بر زیبایی و گیرایی آن افزوده است.
چندگونه در حوزۀ کار قدما تصرف و ابتکار کرده است. یکی آنکه قصیده را با مخاطب قرار دادن ممدوح، بدون آوردن تغزل آغاز کرده است. دوم آنکه پس از ده دوازده بیت آغازین طرح شکایت ابتکاری خویش را در قالب حکایتی بازگفته است. در این شکایت حکایت‌آمیز از جفایی که دو جفاکار یکی شاهد و دیگری دعوی بر او رفته است به ممدوح شکایت می‌برد. بنای شکایت بر اصطلاحات رایج در محاکم قضایی کذاشته شده است مانند: دعوی، شاهد، مفتی، فتوی، وکیل، وصی، جحد، انکار، اقرار، ضابط، اجاره‌دار، مهر سکوکات، پیمان، قضا، شکستن پیمان، حلال، حرام، گواهی، دفع و جر، ملک، عقار، محضر، حجت، دلیل، الزام، حیله، تملیک، خاصه‌دار، شفیع، شفع، سوگند، صورت حال، انفصال کار و صدور حکم و... به‌کارگیری این همه اصطلاح در حوزۀ خاص، از روانی و لطف سخن او نه‌تنها نکاسته، بلکه بر زیبایی و گیرایی آن افزوده است.


قصیدۀ دیگر او که مردف به ردیف «مهتاب» است، در ستایش عزیزالله خان که منصب فرماندهی داشته سروده شده است که 45 بیت دارد. از اشارات ندیم در مقطع این قصیده چنان فهمیده می‌شود که وی با ممدوح در شبی از شبهای مهتابی کابل بوده است و فردای آن به وصف مهتاب و ستایش ممدوح پرداخته است.
قصیدۀ دیگر او که مردف به ردیف «مهتاب» است، در ستایش عزیزالله خان که منصب فرماندهی داشته سروده شده است که 45 بیت دارد. از اشارات ندیم در مقطع این قصیده چنان فهمیده می‌شود که وی با ممدوح در شبی از شبهای مهتابی کابل بوده است و فردای آن به وصف مهتاب و ستایش ممدوح پرداخته است.
خط ۶۳: خط ۶۳:


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:زبان‌شناسی، زبان و ادبیات]]
[[رده:زبان و ادبیات شرقی (آسیایی)]]
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]]
[[رده:مقالات(فروردین 1404) باقی زاده]]
[[رده:مقالات(فروردین 1404) باقی زاده]]
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]
[[رده:مقالات بازبینی شده2 فروردین 1404]]
[[رده:فاقد اتوماسیون]]
[[رده:فاقد اتوماسیون]]