۱۵۱٬۴۸۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURنامههایی از کرمان به دوبلینJ1.jpg | عنوان =نامههایی از کرمان به دوبلین | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = اورند لاریمر، امیلی (نویسنده) قائد، محمد (گزینش، ویراسته) قائد، محمد (مترجم) |زبان | زبان = |...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''نامههایی از کرمان به دوبلین: از دستنوشتههای کتابخانه بریتانیا، لندن''' تألیف امیلی اورند لاریمر، امیلی اورند لاریمر (1881 ـ 1949) همسر کنسول بریتانیا در کرمان از 1912 تا 1914 هر هفته به پدرومادرش در شهر دابلین مرکز جمهوری ایرلند نامه مینوشت. دستۀ نامهها را گیرندگان آنها مرتب و تمیز در جعبۀ کاغذهای پستی روی هم میگذاشتند. پس از درگذشت امیلی، همسرش آنها را به کتابخانۀ موزۀ بریتانیا داد و نامهها در بخش مربوط به اسناد هند و شرق جای گرفت. این کتاب با گزینش و ویراستاری و ترجمه محمد قائد به چاپ رسیده است. | '''نامههایی از کرمان به دوبلین: از دستنوشتههای کتابخانه بریتانیا، لندن''' تألیف [[اورند لاریمر، امیلی|امیلی اورند لاریمر]]، [[اورند لاریمر، امیلی|امیلی اورند لاریمر]] (1881 ـ 1949) همسر کنسول بریتانیا در کرمان از 1912 تا 1914 هر هفته به پدرومادرش در شهر دابلین مرکز جمهوری ایرلند نامه مینوشت. دستۀ نامهها را گیرندگان آنها مرتب و تمیز در جعبۀ کاغذهای پستی روی هم میگذاشتند. پس از درگذشت امیلی، همسرش آنها را به کتابخانۀ موزۀ بریتانیا داد و نامهها در بخش مربوط به اسناد هند و شرق جای گرفت. این کتاب با گزینش و ویراستاری و ترجمه [[قائد، محمد|محمد قائد]] به چاپ رسیده است. | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
امیلی اورند لاریمر (1881 ـ 1949) همسر کنسول بریتانیا در کرمان از 1912 تا 1914 هر هفته به پدرومادرش در شهر دابلین مرکز جمهوری ایرلند نامه مینوشت. دستۀ نامهها را گیرندگان آنها مرتب و تمیز در جعبۀ کاغذهای پستی روی هم میگذاشتند. پس از درگذشت امیلی، همسرش آنها را به کتابخانۀ موزۀ بریتانیا داد و نامهها در بخش مربوط به اسناد هند و شرق جای گرفت. در میان آنها گلبرگهای خشکیده هم دیده میشود و از مطالب نامهها برمیآید برای معرفی گیاهان ایران و نیز ابراز محبت به پدر و مادرش نمونۀ گلهخای باغچۀ خانهاش در کرمان را در پاکت نامهها میگذاشت. | [[اورند لاریمر، امیلی|امیلی اورند لاریمر]] (1881 ـ 1949) همسر کنسول بریتانیا در کرمان از 1912 تا 1914 هر هفته به پدرومادرش در شهر دابلین مرکز جمهوری ایرلند نامه مینوشت. دستۀ نامهها را گیرندگان آنها مرتب و تمیز در جعبۀ کاغذهای پستی روی هم میگذاشتند. پس از درگذشت امیلی، همسرش آنها را به کتابخانۀ موزۀ بریتانیا داد و نامهها در بخش مربوط به اسناد هند و شرق جای گرفت. در میان آنها گلبرگهای خشکیده هم دیده میشود و از مطالب نامهها برمیآید برای معرفی گیاهان ایران و نیز ابراز محبت به پدر و مادرش نمونۀ گلهخای باغچۀ خانهاش در کرمان را در پاکت نامهها میگذاشت. | ||
همسر راوی دیوید لاکهارت رابرتسن لاریمر (1876 ـ 1962) افسر ارتش هند که امیلی از او با نام لاک یاد میکند، پیش از ازدواج با او در اهواز زندگی کرده بود. پس از مدتی اقامت با همسرش در بحرین، با سمت کنسول در کرمان و بلوچستان به پرشا (پرشیا، پرس) منتقل شد. طی جنگ جهانی اول در قاهره بود و به درجۀ سرهنگی رسید. چس از بازنشستگی در سال 1927 به پژوهشهای آکادمیک در زمینۀ زبانهای محلی ایران و غرب هند ادامه داد و عضو مدرسۀ مطالعات شرقی و آفریقای دانشگاه لندن شد. | همسر راوی دیوید لاکهارت رابرتسن لاریمر (1876 ـ 1962) افسر ارتش هند که [[اورند لاریمر، امیلی|امیلی]] از او با نام لاک یاد میکند، پیش از ازدواج با او در اهواز زندگی کرده بود. پس از مدتی اقامت با همسرش در بحرین، با سمت کنسول در کرمان و بلوچستان به پرشا (پرشیا، پرس) منتقل شد. طی جنگ جهانی اول در قاهره بود و به درجۀ سرهنگی رسید. چس از بازنشستگی در سال 1927 به پژوهشهای آکادمیک در زمینۀ زبانهای محلی ایران و غرب هند ادامه داد و عضو مدرسۀ مطالعات شرقی و آفریقای دانشگاه لندن شد. | ||
در این نامهها میخوانیم مقامی در کرمان حضور داشت با عنوان کارگزار. راوی توضیح میدهد «نمایندۀ محلی وزارت خارجۀ ایران است که تمام کارهای ما بناست از طریق او انجام شود اما عملاً بسیاری از مستقیما با والی انجام میدهیم». میتوان استنباط کرد دولت ایران برای مراوده با مقامهای خارجی در قلمرو اسماً تحت حاکمیت خویش نمایندۀ سیاسی گماشته بود و گرچه از توافق تحقیرآمیز دو قدرت شمال و جنوب منزجر بود، منطقی دیپلماتیک برای ابراز مخالفت با آن وجود نداشت. اینکه دو دولت خارجی نخواهند با رقابت در پرداخت رشوه و اعزام نیرو به مقاصدشان برسند نه خلاف موازین بینالمللی است و نه مغایر اصول اخلاقی. | در این نامهها میخوانیم مقامی در کرمان حضور داشت با عنوان کارگزار. راوی توضیح میدهد «نمایندۀ محلی وزارت خارجۀ ایران است که تمام کارهای ما بناست از طریق او انجام شود اما عملاً بسیاری از مستقیما با والی انجام میدهیم». میتوان استنباط کرد دولت ایران برای مراوده با مقامهای خارجی در قلمرو اسماً تحت حاکمیت خویش نمایندۀ سیاسی گماشته بود و گرچه از توافق تحقیرآمیز دو قدرت شمال و جنوب منزجر بود، منطقی دیپلماتیک برای ابراز مخالفت با آن وجود نداشت. اینکه دو دولت خارجی نخواهند با رقابت در پرداخت رشوه و اعزام نیرو به مقاصدشان برسند نه خلاف موازین بینالمللی است و نه مغایر اصول اخلاقی. | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
در انتهای ترجمۀ نامهها، متنی از سوی مترجم افزوده شده با عنوان «در خانۀ ایرانی» که دهۀ پنجاه برای گروهی خاص چاپ و تکثیر شد. دو مؤلف این جزوه، زنانیاند انگلیسیزبان با همسران شاید ایرانی یا شاید خارجی که به سبب موقعیت کاری در ایران زندگی میکردند. هدف نویسندگان این جزوه، راهنمایی کردن زنانی همانند خودشان برای جاافتادن یا زندگی موقت در این کشور است، نه داوری در فرهنگ کشور میزبان یا حتی کاوش در آن.<ref> [https://literaturelib.com/books/4829 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | در انتهای ترجمۀ نامهها، متنی از سوی مترجم افزوده شده با عنوان «در خانۀ ایرانی» که دهۀ پنجاه برای گروهی خاص چاپ و تکثیر شد. دو مؤلف این جزوه، زنانیاند انگلیسیزبان با همسران شاید ایرانی یا شاید خارجی که به سبب موقعیت کاری در ایران زندگی میکردند. هدف نویسندگان این جزوه، راهنمایی کردن زنانی همانند خودشان برای جاافتادن یا زندگی موقت در این کشور است، نه داوری در فرهنگ کشور میزبان یا حتی کاوش در آن.<ref> [https://literaturelib.com/books/4829 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||
<references /> | <references /> | ||