۱۵۱٬۹۲۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ه های ' به 'ههای ') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ی های ' به 'یهای ') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''دگرگونی در طبقههای اجتماعی ایران از دهه 1340 تا سال 1397''' تألیف [[رحمانزاده هروی، محمد|محمد رحمانزاده هروی]]؛ در این کتاب نویسنده بی آنکه بخواهد خود را گرفتار طلسم تنوری | '''دگرگونی در طبقههای اجتماعی ایران از دهه 1340 تا سال 1397''' تألیف [[رحمانزاده هروی، محمد|محمد رحمانزاده هروی]]؛ در این کتاب نویسنده بی آنکه بخواهد خود را گرفتار طلسم تنوری پردازیهای کهنه سازد، بر پایهی آمارهای رسمی در دسترس و مدلی طبقاتی خود، به بررسی سهم و جایگاه هر یک از طبقههای اجتماعی کنونی ایران پرداخته است. البته مدل بر پایهی تجربهی جهانی و 150 سال گفتمان طبقاتی ساخته شده است. نویسنده به هیچ روی ادعای پاسخگویی فرجامین به پرسشهای طبقههای اجتماعی را ندارد، اما امیدوار است توانسته باشد به بخشی از پرسشها دربارهی چیستی طبقههای اجتماعی پس از انقلاب 1357 در ایران پاسخ گفته، و به پیدایش پرسشهای نوتر دامن زده باشد. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۳: | ||
==معرفی کتاب== | ==معرفی کتاب== | ||
بر پایهی آنچه در این کتاب میخوانید، در کمابیش 60 سال گذشته دگرگونیهای چشمگیری در ساختار و آمیزهی طبقاتی جامعهی ایران و کل جهان پدید آمده است. برای نمونه، اکنون دیگر چیزی به نام طبقهی دهقان در ایران و شاید در بیشتر کشورهای جهان وجود ندارد. طبقهی کارگر به همهی نقشی که در تولید اقتصادی و زندگی اجتماعی دارد، دیگر نقش و جایگاه چیره را در جمعیت ایران ندارد و این نقش هم پیوسته رو به کمرنگ شدن دارد. در برابر آن، طبقهای به نام «طبقهی میانهی نوین» با ویژگیهایی که در این کتاب آمده است، هم در سازمان اجتماعی تولید و هم درکل جامعه در حال رشد است و در آیندهی جامعه نقشی تعیین کننده دارد. برخلاف آنچه در گذشته گفته میشد که در ایران «چیزی به نام بورژوازی ملی وجود ندارد»، این طبقه به راستی وجود داشت و در انقلاب 1357 سرنگون شد. پس از انقلاب، یک گروه جمعیتی تازه به نام «طبقهی جدید» جایگزین بورژوازی ملی شد، بی آنکه از نگر طبقاتی بتوان برای خود این طبقه آیندهای روشن پیش بینی کرد. اما هم اکنون، این گروه جمعیتی قدرت سیاسی و اقتصادی کشور را در دست دارد. در کنار این گروه جمعیتی و در فضاهای تاریک ساختار آن، گروه جمعیتی دیگری به نام لومپن بورژوازی زاده شد که تا کنون اثری بسیار زیانبار و ویرانگر بر اقتصاد و زندگی ایرانیان داشته است. در این کتاب نویسنده بی آنکه بخواهد خود را گرفتار طلسم تنوری | بر پایهی آنچه در این کتاب میخوانید، در کمابیش 60 سال گذشته دگرگونیهای چشمگیری در ساختار و آمیزهی طبقاتی جامعهی ایران و کل جهان پدید آمده است. برای نمونه، اکنون دیگر چیزی به نام طبقهی دهقان در ایران و شاید در بیشتر کشورهای جهان وجود ندارد. طبقهی کارگر به همهی نقشی که در تولید اقتصادی و زندگی اجتماعی دارد، دیگر نقش و جایگاه چیره را در جمعیت ایران ندارد و این نقش هم پیوسته رو به کمرنگ شدن دارد. در برابر آن، طبقهای به نام «طبقهی میانهی نوین» با ویژگیهایی که در این کتاب آمده است، هم در سازمان اجتماعی تولید و هم درکل جامعه در حال رشد است و در آیندهی جامعه نقشی تعیین کننده دارد. برخلاف آنچه در گذشته گفته میشد که در ایران «چیزی به نام بورژوازی ملی وجود ندارد»، این طبقه به راستی وجود داشت و در انقلاب 1357 سرنگون شد. پس از انقلاب، یک گروه جمعیتی تازه به نام «طبقهی جدید» جایگزین بورژوازی ملی شد، بی آنکه از نگر طبقاتی بتوان برای خود این طبقه آیندهای روشن پیش بینی کرد. اما هم اکنون، این گروه جمعیتی قدرت سیاسی و اقتصادی کشور را در دست دارد. در کنار این گروه جمعیتی و در فضاهای تاریک ساختار آن، گروه جمعیتی دیگری به نام لومپن بورژوازی زاده شد که تا کنون اثری بسیار زیانبار و ویرانگر بر اقتصاد و زندگی ایرانیان داشته است. در این کتاب نویسنده بی آنکه بخواهد خود را گرفتار طلسم تنوری پردازیهای کهنه سازد، بر پایهی آمارهای رسمی در دسترس و مدلی طبقاتی خود، به بررسی سهم و جایگاه هر یک از طبقههای اجتماعی کنونی ایران پرداخته است. البته مدل بر پایهی تجربهی جهانی و 150 سال گفتمان طبقاتی ساخته شده است. نویسنده به هیچ روی ادعای پاسخگویی فرجامین به پرسشهای طبقههای اجتماعی را ندارد، اما امیدوار است توانسته باشد به بخشی از پرسش ها دربارهی چیستی طبقههای اجتماعی پس از انقلاب 1357 در ایران پاسخ گفته، و به پیدایش پرسشهای نوتر دامن زده باشد.<ref> [https://historylib.com/books/2510 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] </ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||