۱۴۷٬۸۸۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ن ها' به 'نها') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ت های' به 'تهای') |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
دیدگاه غزالى در اینباره در نگاه نخست شاید متناقض نماید؛ اما جستجوى بیشتر در نوشته های او نشان مىدهد که چنین نیست و حتى آراى او آبشخور وحیانى دارد. پس از اشاره به سرشت انسان، سخن از قواى نفسانى اوست. افلاطون و به پیروى او بیشتر حکیمان مسلمان، برآنند که نفس را سه قوه است: عاقله، غضبیه و شهویه. دیدگاه بو على، غزالى و خواجه نیز چنین است. چون با رویکرد تربیتى به این سه نیرو بنگریم- چنانکه غزالى گفته است- خواهیم دید که هدف تربیت، ایجاد اعتدال میان آنهاست تا از این راه، چهار فضیلت مادر؛ یعنى، حکمت، شجاعت، عفت و عدل برآید. | دیدگاه غزالى در اینباره در نگاه نخست شاید متناقض نماید؛ اما جستجوى بیشتر در نوشته های او نشان مىدهد که چنین نیست و حتى آراى او آبشخور وحیانى دارد. پس از اشاره به سرشت انسان، سخن از قواى نفسانى اوست. افلاطون و به پیروى او بیشتر حکیمان مسلمان، برآنند که نفس را سه قوه است: عاقله، غضبیه و شهویه. دیدگاه بو على، غزالى و خواجه نیز چنین است. چون با رویکرد تربیتى به این سه نیرو بنگریم- چنانکه غزالى گفته است- خواهیم دید که هدف تربیت، ایجاد اعتدال میان آنهاست تا از این راه، چهار فضیلت مادر؛ یعنى، حکمت، شجاعت، عفت و عدل برآید. | ||
میان رشد روانى کودک با این سه نیرو، پیوندى هست به این معنا که این رشد با پیدایش قوه شهوى آغاز مىشود به قوه غضبى مىرسد و به قوه عاقله مىانجامد بو على، غزالى و خواجه- همسان دیگر فیلسوفان تربیتى مسلمان- این پیوند و روند را پذیرفتهاند. | میان رشد روانى کودک با این سه نیرو، پیوندى هست به این معنا که این رشد با پیدایش قوه شهوى آغاز مىشود به قوه غضبى مىرسد و به قوه عاقله مىانجامد بو على، غزالى و خواجه- همسان دیگر فیلسوفان تربیتى مسلمان- این پیوند و روند را پذیرفتهاند. | ||
3- کودکى، مرحله تکوین عادت: از آنچه نویسنده آن را تعریف تربیت از نگاه غزالى مىخواند(ص 36)، برمىآید که هدف تربیت، ایجاد خوى خوش است. غزالى و خواجه، راه رسیدن به این هدف را ایجاد عادت مىدانند؛ بنابراین دیدگاه، تربیت پىنهاده بر عادت است و مىتوان آن را فن تشکیل عادت خوانده. دانشمندان مسلمان از جمله غزالى و خواجه، کودکى را دوره تکوین عادت شماردهاند و کوتاهى در پرورش | 3- کودکى، مرحله تکوین عادت: از آنچه نویسنده آن را تعریف تربیت از نگاه غزالى مىخواند(ص 36)، برمىآید که هدف تربیت، ایجاد خوى خوش است. غزالى و خواجه، راه رسیدن به این هدف را ایجاد عادت مىدانند؛ بنابراین دیدگاه، تربیت پىنهاده بر عادت است و مىتوان آن را فن تشکیل عادت خوانده. دانشمندان مسلمان از جمله غزالى و خواجه، کودکى را دوره تکوین عادت شماردهاند و کوتاهى در پرورش عادتهای نیک را مایه فساد تربیت کودک دانستهاند. | ||
دانشمندان مسلمان، در یکى انگاشتن تربیت و عادت، از ارسطو پیروى کردهاند. ارسطو نخستین کسى است که عادت را توجیه روانشناختى کرده است. وى تربیت را ایجاد فضایل دانسته است؛ فضیلت یا عقلانى است و یا اخلاقى؛ فضیلت عقلانى دست آورد آموزش است و فضیلت اخلاقى برآمد عادت مىباشد. ارسطو عادت را پىنهاد تربیت دانسته است و از همینروست که کودکى از نگاه او بسیار بااهمیت است. وى به تربیت از راه عمل باور داشته است. | دانشمندان مسلمان، در یکى انگاشتن تربیت و عادت، از ارسطو پیروى کردهاند. ارسطو نخستین کسى است که عادت را توجیه روانشناختى کرده است. وى تربیت را ایجاد فضایل دانسته است؛ فضیلت یا عقلانى است و یا اخلاقى؛ فضیلت عقلانى دست آورد آموزش است و فضیلت اخلاقى برآمد عادت مىباشد. ارسطو عادت را پىنهاد تربیت دانسته است و از همینروست که کودکى از نگاه او بسیار بااهمیت است. وى به تربیت از راه عمل باور داشته است. | ||
ابن سینا عادت را تعریف کرده است. غزالى هم به عادت پرداخته است. در روانشناسى معاصر نیز برخى کسان- مانند ویلیام جیمز semaJ mailliW - از نظریۀ عادت دفاع کردهاند. | ابن سینا عادت را تعریف کرده است. غزالى هم به عادت پرداخته است. در روانشناسى معاصر نیز برخى کسان- مانند ویلیام جیمز semaJ mailliW - از نظریۀ عادت دفاع کردهاند. | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
در تربیت اسلامى، به تأثیر تغذیه در تربیت بسیار توجه شده است. تغذیه داراى آثار بدنى و روانى است. مربى و متربى از حرامخورى منع شدهاند. باید به تغذیۀ کودک خوب عنایت داشت و به ویژگیهایى که براى دایه برشماردهاند نیک توجه کرد. | در تربیت اسلامى، به تأثیر تغذیه در تربیت بسیار توجه شده است. تغذیه داراى آثار بدنى و روانى است. مربى و متربى از حرامخورى منع شدهاند. باید به تغذیۀ کودک خوب عنایت داشت و به ویژگیهایى که براى دایه برشماردهاند نیک توجه کرد. | ||
خانواده، عامل دیگرى است که بو على، خواجه و غزالى بدان پرداختهاند. بو على نقش اصلى تربیت را از آن پدر دانسته است. خواجه هم به این نکته پرداخته است. از دید اینان مادر در تربیت جسمى کودک نقش بیشترى دارد؛ اما بخش اعظم تربیت با پدر است. | خانواده، عامل دیگرى است که بو على، خواجه و غزالى بدان پرداختهاند. بو على نقش اصلى تربیت را از آن پدر دانسته است. خواجه هم به این نکته پرداخته است. از دید اینان مادر در تربیت جسمى کودک نقش بیشترى دارد؛ اما بخش اعظم تربیت با پدر است. | ||
اهمیت معلم و مدرسه، از دیرباز مورد توجه مربیان مسلمان بوده است. آنان با توجه به تقلیدپذیرى کودک و تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معلم بر او، براى معلم ویژگیهایى برشماردهاند که در آثار تربیتى غزالى، خواجه، بو على و دیگران آمده است. مربیان ما از آموزش انفرادى بازداشتهاند و در همان حال ضرورت شناخت استعدادها و رعایت | اهمیت معلم و مدرسه، از دیرباز مورد توجه مربیان مسلمان بوده است. آنان با توجه به تقلیدپذیرى کودک و تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معلم بر او، براى معلم ویژگیهایى برشماردهاند که در آثار تربیتى غزالى، خواجه، بو على و دیگران آمده است. مربیان ما از آموزش انفرادى بازداشتهاند و در همان حال ضرورت شناخت استعدادها و رعایت تفاوتهای فردى فراگیران را گوشزد کردهاند و حتى به نکته بسیار مهم سنجش استعداد فراگیر پیش از آموزش توجه کردهاند چنانکه بو على در تدابیر المنازل بدان پرداخته است. | ||
همنشینان و به ویژه همسالان کودک نیز بشدت در او مؤثر مىافتند. این مقوله در اخبار و روایات و آراى تربیتى مربیان ما فراوان آمده است. چنانکه غزالى و خواجه بر پرهیز کودک از یار بد سخت پافشردهاند. | همنشینان و به ویژه همسالان کودک نیز بشدت در او مؤثر مىافتند. این مقوله در اخبار و روایات و آراى تربیتى مربیان ما فراوان آمده است. چنانکه غزالى و خواجه بر پرهیز کودک از یار بد سخت پافشردهاند. | ||
6- مواد آموزشى: آموزش قرآن به کودک، از | 6- مواد آموزشى: آموزش قرآن به کودک، از سنتهای آموزشى رایج در سرزمینهای اسلامى و حتى محور آموزش بوده است. بو على، غزالى و خواجه این نکته را در نگرش های آموزشى خود آوردهاند. داستانسرایى از ابزار آموزشى مربیان ما بوده است. مربیان مسلمان به علوم طبیعى کمتر پرداختهاند. ورزش و بازى در برنامه آموزشى آنها جایگاه درخورى داشته است.<ref>رفیعی، بهروز، ص15-20</ref> | ||
==پانویس == | ==پانویس == | ||
<references/> | <references/> | ||