۱۱۹٬۳۵۹
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''الهدایة و العرفان فی تفسیر القرآن بالقرآن'''، اثر ابوزید | '''الهدایة و العرفان فی تفسیر القرآن بالقرآن'''، اثر [[دمنهوری، ابوزید|ابوزید دمنهوری]]، تفسیری است بر شیوه عقلی افراطی و مختصر که شاید برگزیده تفسیر سید احمدخان هندى باشد. این اثر در نیمه قرن چهارده (حدود سال 1350 ق) در مصر انتشار یافت. | ||
این تفسیر اعتراض شدید علماى الأزهر را برانگیخت و به دستور آنان هیأتى تشکیل شد و موارد نقض آن کتاب را آشکار ساخت. در تقریر این هیأت آمده است: «این بیچاره خواسته است از راه مخالفت با مشهور، شهرتى کسب کند و تلفیقاتى بیخردانه سرهم بافته و خود را رسوا کرده است. در نتیجه این تفسیر با دستور دولت مصادره و به دست فراموشى سپرده شد». | این تفسیر اعتراض شدید علماى الأزهر را برانگیخت و به دستور آنان هیأتى تشکیل شد و موارد نقض آن کتاب را آشکار ساخت. در تقریر این هیأت آمده است: «این بیچاره خواسته است از راه مخالفت با مشهور، شهرتى کسب کند و تلفیقاتى بیخردانه سرهم بافته و خود را رسوا کرده است. در نتیجه این تفسیر با دستور دولت مصادره و به دست فراموشى سپرده شد». | ||
خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
==گزارش محتوایی تفسیر== | ==گزارش محتوایی تفسیر== | ||
استاد محمدحسین ذهبى بدون آنکه نامى از وى ببرد از این تفسیر گزارشى تهیه کرده که خلاصهاى از آن را مىآوریم: | استاد [[ذهبی، محمدحسین|محمدحسین ذهبى]] بدون آنکه نامى از وى ببرد از این تفسیر گزارشى تهیه کرده که خلاصهاى از آن را مىآوریم: | ||
«در این تفسیر، پس از انتقاد شدید از شیوه تفاسیر پیشین، آمده است: قرآن، خود مفسر خویشتن است و به بیرون از خود نیازى ندارد؛ جز واقعیتهایى که قرآن با آن وفق مىدهد و سنت الهى در کون و نظام حاکم بر جامعه، مؤید آن است». ذهبى مىگوید: «وى با این برداشت خودسرانه، خواسته است رابطه میان قرآن و سنّت را که با دستور الهى باید همواره در کنار قرآن و بیانگر آن باشد، از هم بگسلاند «وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یتَفَکرُونَ». | «در این تفسیر، پس از انتقاد شدید از شیوه تفاسیر پیشین، آمده است: قرآن، خود مفسر خویشتن است و به بیرون از خود نیازى ندارد؛ جز واقعیتهایى که قرآن با آن وفق مىدهد و سنت الهى در کون و نظام حاکم بر جامعه، مؤید آن است». ذهبى مىگوید: «وى با این برداشت خودسرانه، خواسته است رابطه میان قرآن و سنّت را که با دستور الهى باید همواره در کنار قرآن و بیانگر آن باشد، از هم بگسلاند «وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یتَفَکرُونَ». |