پرش به محتوا

تفسير الجيلاني: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۴۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - ' '''' به '''''
جز (جایگزینی متن - 'ی‎ب' به 'ی‌ب')
جز (جایگزینی متن - ' '''' به ''''')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۳۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۳: خط ۱۳:
تفاسير عرفاني
تفاسير عرفاني


| ناشر =مرکز الجيلاني للبحوث العلمية  
| ناشر =مرکز الجيلانیللبحوث العلمية  


| مکان نشر =ترکيه - استانبول  
| مکان نشر =ترکيه - استانبول  
خط ۳۲: خط ۳۲:
| شابک =978-605-605-19-7-5
| شابک =978-605-605-19-7-5
| تعداد جلد =6
| تعداد جلد =6
| کتابخانۀ دیجیتال نور =21760
| کتابخانۀ دیجیتال نور =17665
| کتابخوان همراه نور =17665
| کد پدیدآور =00799
| کد پدیدآور =00799
| پس از =
| پس از =
خط ۵۱: خط ۵۲:


==گزارش محتوا==
==گزارش محتوا==
کتاب با ذکر شرح حال [[گیلانی، عبدالقادر|عبدالقادر گیلانی]] آغاز شده است. در ابتدا سلسله نسب پدری و مادری او ذکر شده است؛ نسب او از پدر به‌واسطه امام حسن مجتبی(ع) و نسب مادری او نیز به‌واسطه امام زین‎العابدین و امام حسین(ع) به امام علی(ع) می‌رسد<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/19 ر.ک: مقدمه (ترجمه عبدالقادر گیلانی)، ج1، ص20-19]</ref>‎.
کتاب با ذکر شرح حال [[گیلانی، عبدالقادر|عبدالقادر گیلانی]] آغاز شده است. در ابتدا سلسله نسب پدری و مادری او ذکر شده است؛ نسب او از پدر به‌واسطه امام حسن مجتبی(ع) و نسب مادری او نیز به‌واسطه امام زین‌العابدین و امام حسین(ع) به امام علی(ع) می‌رسد<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/19 ر.ک: مقدمه (ترجمه عبدالقادر گیلانی)، ج1، ص20-19]</ref>‎.
   
   
پس از آن اسامی شیوخ و کسانی که [[گیلانی، عبدالقادر|عبدالقادر]] از آنها استماع حدیث کرده، ذکر شده است. همچنین به اسامی آثارش اشاره شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/21 ر.ک: همان، ص22-21]</ref>‎.  
پس از آن اسامی شیوخ و کسانی که [[گیلانی، عبدالقادر|عبدالقادر]] از آنها استماع حدیث کرده، ذکر شده است. همچنین به اسامی آثارش اشاره شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/21 ر.ک: همان، ص22-21]</ref>‎.  
خط ۵۹: خط ۶۰:
محقق کتاب معتقد است که آثار [[گیلانی، عبدالقادر|شیخ عبدالقادر]] از این جهت نزد اهل علم و محققین اهمیت دارد که حاوی تصوف حقیقی پاکیزه پیرو کتاب و سنت است. شیخ در تصوفش هیچ‎گاه از شیوه کتاب و سنت خارج نشد؛ لذا جمهور علما هرگاه به گفتار او استشهاد می‌کنند بر صلاح و سلامت روش او اجماع دارند<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/27 ر.ک: همان، ص27]</ref>‎.
محقق کتاب معتقد است که آثار [[گیلانی، عبدالقادر|شیخ عبدالقادر]] از این جهت نزد اهل علم و محققین اهمیت دارد که حاوی تصوف حقیقی پاکیزه پیرو کتاب و سنت است. شیخ در تصوفش هیچ‎گاه از شیوه کتاب و سنت خارج نشد؛ لذا جمهور علما هرگاه به گفتار او استشهاد می‌کنند بر صلاح و سلامت روش او اجماع دارند<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/27 ر.ک: همان، ص27]</ref>‎.


محقق همچنین اشاره کرده که [[گیلانی، عبدالقادر|شیخ عبدالقادر گیلانی]] به‌شدت از عقیده وحدت وجود و این نوع فلسفه برائت و بیزاری می‎جوید و آنچه در این تفسیر پیرامون وحدت وجود و مانند آن آمده، بر شیخ پوشیده مانده است. همچنان‎که شیخ از غیر خودش نقل نمی‌کند جز در موارد نادری که از علی(ع) و ابن عباس و برخی روایت کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/30 ر.ک: همان، ص30]</ref>‎.
محقق همچنین اشاره کرده که [[گیلانی، عبدالقادر|شیخ عبدالقادر گیلانی]] به‌شدت از عقیده وحدت وجود و این نوع فلسفه برائت و بیزاری می‌جوید و آنچه در این تفسیر پیرامون وحدت وجود و مانند آن آمده، بر شیخ پوشیده مانده است. همچنان‌که شیخ از غیر خودش نقل نمی‌کند جز در موارد نادری که از علی(ع) و ابن عباس و برخی روایت کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/30 ر.ک: همان، ص30]</ref>‎.


در آیات الاحکام، حکم فقهی مختصری ذکر می‌کند و گاه به قرائات توجه می‌دهد. اما در بین قرائات قرآنی ملتزم به قرائت حفص نیست و گاه به بیش از یک قرائت تفسیر می‌کند بدون اینکه نامی از صاحب قرائت ببرد<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/30 ر.ک: همان]</ref>‎.
در آیات الاحکام، حکم فقهی مختصری ذکر می‌کند و گاه به قرائات توجه می‌دهد. اما در بین قرائات قرآنی ملتزم به قرائت حفص نیست و گاه به بیش از یک قرائت تفسیر می‌کند بدون اینکه نامی از صاحب قرائت ببرد<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/30 ر.ک: همان]</ref>‎.
خط ۶۵: خط ۶۶:
محقق در انتهای مقدمه به ترجمه این اثر به زبان ترکی، اردو، انگلیسی و آلمانی و تصمیم به ترجمه آن به دیگر زبان‌های زنده دنیا اشاره کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/30 ر.ک: همان]</ref>‎.
محقق در انتهای مقدمه به ترجمه این اثر به زبان ترکی، اردو، انگلیسی و آلمانی و تصمیم به ترجمه آن به دیگر زبان‌های زنده دنیا اشاره کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/30 ر.ک: همان]</ref>‎.


علاّمه‎ طباطبایی‎ در‎ مقدّمه تفسیر خـود، ضـمن انـتقاد از شیوه‌های تفسیری گروه‌های مختلف‎ مفسّران - که در عین کـوتاهی، بـسیار جامع و آموزنده است - نظری نیز به تفاسیر صوفیّه انداخته و آنان را به‎ دلیل‎ اقدام‎ کردن به تأویل‎های ذوقی و شاعرانه بـی‌بنیاد و غـیر منطقی و بـی‌اعتنایی به ظواهر آیات‎، مورد‎ انتقاد قرار داده و درعین‎حال اعتراف کـرده است که: «طبق روایات معصومین، برای قرآن ظاهری‎ و باطنی‎ و برای‎ باطن آن هم باطنی (تا هفت یا هفتاد مـرتبه) وجـود دارد»، ولی‎ نباید‎ فراموش‎ شود که ایشان ظاهر و باطن، هر دو را، معتبر می‌دانستند و هـمان ‎طور کـه به تأویل‎ آن‎ اهمیّت‎ می‌دادند، ظاهر آن را هم مستلزم توجّه کامل می‌دانستند. شیوه معمول در تفاسیر عرفانی‎، بـدین‎گونه‎ اسـت کـه در آنها آیات و کلمات قرآنی، از طریق تداعی‎ها و پیوندهای دور و خیالی‎ با‎ روحیّات‎ و عواطف و عـوالم مـعنوی مـفسّر، به مجال مناسبی برای ظهور دل‎آگاهی‎ها و دل‎مشغولی‎های صوفیانه و پندارها و خیال‎پردازی‎های‎ شاعرانه‎ وی تبدیل می‌شوند؛ بـدین مـعنی کـه مفسّرِ صوفی‌مشرب، به مجرّد ملاحظه کلمه یا‎ تعبیر‎ و حتّی‎ حرفی مرتبط با علایق و احـوال قـلبی خود، ظاهر کلمات و مدلول واقعی آیه را به فراموشی‎ می‌سپارد‎ و از تخیّلات و ذهنیّات خود، بـه بـهانه کـمترین ارتباطی با صورت یا معنی‎ کلمات‎ و عبارات‎ قرآنی، به‌عنوان تفسیر یا تأویل آیـه داد سـخن می‌دهد؛ اگرچه بی‌ارتباط با ظاهر کلام‎ و حتّی‎ مخالف‎ آن باشد. همین امر سبب مـی‌شود کـه بـرداشت‎ها و نکات عرفانی در تفسیرهای‎ صوفیانه‎، بسیار غلیظ، برجسته و مبالغه‎آمیز به نظر آیند و این تفاسیر بیش از آنـکه بـه کتابی در تفسیر‎ قرآن‎ شباهت داشته باشند، به‌صورت آثار تعلیمی و ترویجی عـرفانی درآیـند. طـبیعی است‎ که‎ در این‎گونه تفاسیر، توجّه و اهتمام مفسّر غالباً ً به‎ آیات‎، عبارات و کلماتی معطوف می‌شود کـه از ظـرفیّت‎ و قـابلیّت‎ لازم برای تأویل به معانی مطلوب و دلخواه وی برخوردار باشند و زمینه کافی را‎ برای‎ تـداعی‎های دور و دراز و ایـجاد پیوندهای‎ ظریف‎ و باریک‎بین ظاهر‎ الفاظ‎ و معانی‎ باطنی مورد ادّعای مفسّر فراهم آورند‎. تمایل‎ به آیات و کـلماتی ایـن‎گونه که بتواند محمل ذوق‎آزمایی‎های شاعرانه و هنرنمایی‎های زبانی و بلندپروازی‎های‎ صوفیانه‎ باشد، عرصه تـفاسیر صـوفیانه را برای‎ بسیاری از آیات از‎ جمله‎ آیات احکام، کـه در دلالت‎ بـر‎ مدلول یا مدلول‎های خود صریح و غیر قابل تـأویلند، تـنگ می‌کند و حقِّ تفسیر این قبیل‎ آیات‎، در این نوع تفاسیر ادا‎ نمی‌شود<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1781/100 ر.ک: مشتاق‎مهر، رحمان، ص101-100]</ref>‎.‎
علاّمه‎ طباطبایی‎ در‎ مقدّمه تفسیر خود، ضمن انتقاد از شیوه‌های تفسیری گروه‌های مختلف‎ مفسّران - که در عین کوتاهی، بسیار جامع و آموزنده است - نظری نیز به تفاسیر صوفیّه انداخته و آنان را به‎ دلیل‎ اقدام‎ کردن به تأویل‎های ذوقی و شاعرانه بی‌بنیاد و غیر منطقی و بی‌اعتنایی به ظواهر آیات‎، مورد‎ انتقاد قرار داده و درعین‌حال اعتراف کرده است که: «طبق روایات معصومین، برای قرآن ظاهری‎ و باطنی‎ و برای‎ باطن آن هم باطنی (تا هفت یا هفتاد مرتبه) وجود دارد»، ولی‎ نباید‎ فراموش‎ شود که ایشان ظاهر و باطن، هر دو را، معتبر می‌دانستند و همان ‎طور که به تأویل‎ آن‎ اهمیّت‎ می‌دادند، ظاهر آن را هم مستلزم توجّه کامل می‌دانستند. شیوه معمول در تفاسیر عرفانی‎، بدین‌گونه‎ است که در آنها آیات و کلمات قرآنی، از طریق تداعی‌ها و پیوندهای دور و خیالی‎ با‎ روحیّات‎ و عواطف و عوالم معنوی مفسّر، به مجال مناسبی برای ظهور دل‎آگاهی‌ها و دل‎مشغولی‌های صوفیانه و پندارها و خیال‌پردازی‌های‎ شاعرانه‎ وی تبدیل می‌شوند؛ بدین معنی که مفسّرِ صوفی‌مشرب، به مجرّد ملاحظه کلمه یا‎ تعبیر‎ و حتّی‎ حرفی مرتبط با علایق و احوال قلبی خود، ظاهر کلمات و مدلول واقعی آیه را به فراموشی‎ می‌سپارد‎ و از تخیّلات و ذهنیّات خود، به بهانه کمترین ارتباطی با صورت یا معنی‎ کلمات‎ و عبارات‎ قرآنی، به‌عنوان تفسیر یا تأویل آیه داد سخن می‌دهد؛ اگرچه بی‌ارتباط با ظاهر کلام‎ و حتّی‎ مخالف‎ آن باشد. همین امر سبب می‌شود که برداشت‎ها و نکات عرفانی در تفسیرهای‎ صوفیانه‎، بسیار غلیظ، برجسته و مبالغه‌آمیز به نظر آیند و این تفاسیر بیش از آنکه به کتابی در تفسیر‎ قرآن‎ شباهت داشته باشند، به‌صورت آثار تعلیمی و ترویجی عرفانی درآیند. طبیعی است‎ که‎ در این‌گونه تفاسیر، توجّه و اهتمام مفسّر غالباً ً به‎ آیات‎، عبارات و کلماتی معطوف می‌شود که از ظرفیّت‎ و قابلیّت‎ لازم برای تأویل به معانی مطلوب و دلخواه وی برخوردار باشند و زمینه کافی را‎ برای‎ تداعی‌های دور و دراز و ایجاد پیوندهای‎ ظریف‎ و باریک‌‌بین ظاهر‎ الفاظ‎ و معانی‎ باطنی مورد ادّعای مفسّر فراهم آورند‎. تمایل‎ به آیات و کلماتی این‌گونه که بتواند محمل ذوق‎آزمایی‌های شاعرانه و هنرنمایی‌های زبانی و بلندپروازی‌های‎ صوفیانه‎ باشد، عرصه تفاسیر صوفیانه را برای‎ بسیاری از آیات از‎ جمله‎ آیات احکام، که در دلالت‎ بر‎ مدلول یا مدلول‎های خود صریح و غیر قابل تأویلند، تنگ می‌کند و حقِّ تفسیر این قبیل‎ آیات‎، در این نوع تفاسیر ادا‎ نمی‌شود<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1781/100 ر.ک: مشتاق‎مهر، رحمان، ص101-100]</ref>‎.‎


[[گیلانی، عبدالقادر|عبدالقادر]] در تفسیر '''و أقام الصلوة''' (بقره: 177) که به معنای برپاداشتن نماز است، چنین می‌نویسد: یعنی دوام میل و توجه به جمیع اعضا و جوارح به‎سوی خدای تعالی در همه اوقات، به‌ویژه در اوقاتی که در آن توجه واجب است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/153 ر.ک: متن کتاب، ج1، ص153]</ref>‎.‎
[[گیلانی، عبدالقادر|عبدالقادر]] در تفسیر'''و أقام الصلوة''' (بقره: 177) که به معنای برپاداشتن نماز است، چنین می‌نویسد: یعنی دوام میل و توجه به جمیع اعضا و جوارح به‌سوی خدای تعالی در همه اوقات، به‌ویژه در اوقاتی که در آن توجه واجب است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/153 ر.ک: متن کتاب، ج1، ص153]</ref>‎.‎


یا در تفسیر آیه 67 سوره نساء که در آن اجر مجاهدین در راه خدا تعبیر به «اجر عظیم» شده را با تفاسیر عرفانی و ذوقی به فوز به مرتبه کشف و شهود تفسیر کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/410 ر.ک: همان، ص410]</ref>‎.‎ یا در آیه 69 همین سوره «نبیین» و «صدیقین» را کسانی می‌داند که به مقام کشف و شهود و مشاهده رسیده‌اند<ref>ر.ک: همان، ص411 </ref>‎.‎
یا در تفسیر آیه 67 سوره نساء که در آن اجر مجاهدین در راه خدا تعبیر به «اجر عظیم» شده را با تفاسیر عرفانی و ذوقی به فوز به مرتبه کشف و شهود تفسیر کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/21760/1/410 ر.ک: همان، ص410]</ref>‎.‎ یا در آیه 69 همین سوره «نبیین» و «صدیقین» را کسانی می‌داند که به مقام کشف و شهود و مشاهده رسیده‌اند<ref>ر.ک: همان، ص411 </ref>‎.‎
   
   
در خاتمه سوره شعراء نیز توصیه به انقطا از مصاحبت با مردم و عزلت‎گزینی در کوه و بیشه‌ها می‌کند: بر توست ای سالک مراقب اعتدال احوال و اخلاق و اعمال و جمیع شئون و احوال متعلق به دو عالم دنیا و آخرت، که ذوق و وجدان خود را در همه احوال بازگردانی و حق تفکر و اندیشه را در آن به‌جای آوری تا به مبدأ و منشأ آن دست یابی؛ سپس در صدور آن تفکر کنی که به مقتضای اعتدال و قسط الهی صادر شده است یا مطابق با هوای نفسانی که از جنود نفس اماره برخاسته از اغوا و وسوسه شیطان است؟ اگر آن را به مقتضای قسط الهی و عدل طبیعی بیابی، پس خوشا به حالت و اگر آن را به مقتضای هوای نفس بیابی، بر تو لازم است که آن را درمان کنی و با ریاضاتی که ریشه آرزوها را می‌کند، به اصلاح و اعتدالش بپردازی... و از صحبت با مردم بپرهیزی و در بین کوه‌ها و بیشه‌ها عزلت گزینی و...<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/22183/1/106 ر.ک: همان، ج4، ص107-106]</ref>‎.‎ توصیه به عزلت و خلوت‎گزینی در خاتمه سوره مزمل نیز توصیه شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/22185/1/212 ر.ک: همان، ج6، ص212]</ref>‎.‎
در خاتمه سوره شعراء نیز توصیه به انقطا از مصاحبت با مردم و عزلت‌گزینی در کوه و بیشه‌ها می‌کند: بر توست ای سالک مراقب اعتدال احوال و اخلاق و اعمال و جمیع شئون و احوال متعلق به دو عالم دنیا و آخرت، که ذوق و وجدان خود را در همه احوال بازگردانی و حق تفکر و اندیشه را در آن به‌جای آوری تا به مبدأ و منشأ آن دست یابی؛ سپس در صدور آن تفکر کنی که به مقتضای اعتدال و قسط الهی صادر شده است یا مطابق با هوای نفسانی که از جنود نفس اماره برخاسته از اغوا و وسوسه شیطان است؟ اگر آن را به مقتضای قسط الهی و عدل طبیعی بیابی، پس خوشا به حالت و اگر آن را به مقتضای هوای نفس بیابی، بر تو لازم است که آن را درمان کنی و با ریاضاتی که ریشه آرزوها را می‌کند، به اصلاح و اعتدالش بپردازی... و از صحبت با مردم بپرهیزی و در بین کوه‌ها و بیشه‌ها عزلت گزینی و...<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/22183/1/106 ر.ک: همان، ج4، ص107-106]</ref>‎.‎ توصیه به عزلت و خلوت‌گزینی در خاتمه سوره مزمل نیز توصیه شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/22185/1/212 ر.ک: همان، ج6، ص212]</ref>‎.‎


==وضعیت کتاب==
==وضعیت کتاب==
خط ۷۹: خط ۸۰:


==پانویس ==
==پانویس ==
<references />
<references/>
==منابع مقاله==
==منابع مقاله==
خط ۸۶: خط ۸۷:
   
   


== وابسته‌ها ==
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}
 
[[روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن]]
 
[[الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل]]
 
[[الوسيط في تفسير القرآن المجيد]]
 
[[تفسیر جوامع الجامع (محقق، جامعه مدرسین)]]
 
[[النكت و العيون تفسير الماوردي]]
 
[[تفسير البغوي]]
 
[[الكشف و البيان المعروف تفسير الثعلبي]]
 
[[تفسير خلاصه منهج الصادقين]]
 
[[منهج الصادقين في إلزام المخالفين]]
 
[[تفسیر الشهرستاني]]
 
[[تفسير الشریف المرتضی]]
 
[[المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز]]
 
[[البلاغة القرآنية في تفسير الزمخشري و اثرها في الدراسات البلاغية]]
 
[[روش شیخ طوسی در تفسیر تبیان]]
 
[[زاد المسير في علم التفسير]]
 
[[الهداية إلی بلوغ النهاية]]
 
[[تفسیر سورآبادی]]
 
[[الوجيز في تفسير الكتاب العزيز]]
 
[[المنتخب من تفسير القرآن و النكت المستخرجة من كتاب التبيان]]
 
[[تفسير جوامع الجامع (مصحح، گرجي)]]
 
[[روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن]]
 
[[ترجمه تفسير مجمع البيان]]
 
[[زاد المسير في علم التفسير]]
 
[[مجمع البيان في تفسير القرآن]]
 
[[التبيان في تفسير القرآن]]
   
   
[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
خط ۹۷: خط ۱۴۹:
   
   
[[رده:قرن 5 - 6 متون تفاسیر]]
[[رده:قرن 5 - 6 متون تفاسیر]]
[[رده:25 بهمن الی 24 اسفند(97)]]
[[رده:سال97-25بهمن الی24اسفند]]