۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'هو' به 'هو') |
جز (جایگزینی متن - 'هت' به 'هت') |
||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
در وقوع خطا و اشتباه در احکام عقلی، اختلافی وجود ندارد؛ زیرا گاهی عقل بهاشتباه، حکم به امری ناصواب میدهد. در فصل پنجم، موضوع تخطئه و تصویب، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36659/1/63 ر.ک: همان، ص63]</ref>. | در وقوع خطا و اشتباه در احکام عقلی، اختلافی وجود ندارد؛ زیرا گاهی عقل بهاشتباه، حکم به امری ناصواب میدهد. در فصل پنجم، موضوع تخطئه و تصویب، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36659/1/63 ر.ک: همان، ص63]</ref>. | ||
درباره اضمحلال اجتهاد سابق، در فصل ششم، چهار صورت، مطرح شده و در فصل هفتم، به تفصیل نظریه صاحب فصول پیرامون این مسئله، پرداخته شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36659/1/72 ر.ک: همان، ص72]</ref>. این چهار صورت، | درباره اضمحلال اجتهاد سابق، در فصل ششم، چهار صورت، مطرح شده و در فصل هفتم، به تفصیل نظریه صاحب فصول پیرامون این مسئله، پرداخته شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36659/1/72 ر.ک: همان، ص72]</ref>. این چهار صورت، بهترتیب عبارتند از: | ||
# اینکه اجتهاد اول، موجب قطع به حکم باشد و سپس زائل شود. | # اینکه اجتهاد اول، موجب قطع به حکم باشد و سپس زائل شود. | ||
# اینکه اجتهاد اول، موجب ظن به حکم شرعی ناشی از امارات معتبر غیر علمی باشد. | # اینکه اجتهاد اول، موجب ظن به حکم شرعی ناشی از امارات معتبر غیر علمی باشد. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
# اینکه اجتهاد اول، مستند به اصل عملی تعبدی باشد نه به دلیل اجتهادی و نه قطع به حکم واقعی<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36659/1/69 ر.ک: همان، ص69]</ref>. | # اینکه اجتهاد اول، مستند به اصل عملی تعبدی باشد نه به دلیل اجتهادی و نه قطع به حکم واقعی<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36659/1/69 ر.ک: همان، ص69]</ref>. | ||
در فصول بعدی، | در فصول بعدی، بهترتیب، به موضوعات زیر پرداخته شده است: معنای لغوی و اصطلاحی تقلید؛ تقلید از اعلم؛ جایز بودن تقلید از مفضول و شرط حیات و زنده بودن کسی که از او تقلید میشود. | ||
رساله دوم، نوشتهای است پیرامون «قاعده لاضرر». در مقدمه این رساله، به بیان این نکته پرداخته شده است که ازآنجاکه این قاعده، از مهمترین قواعد فقهی بوده و بسیاری از احکام شرعی، مبتنی بر آن میباشند، لذا علمای بسیاری، پیرامون آن قلمفرسایی نموده که از جمله آنها، [[روحانی، محمدصادق|علامه روحانی]] میباشد<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36659/1/129 ر.ک: همان، ص129]</ref>. | رساله دوم، نوشتهای است پیرامون «قاعده لاضرر». در مقدمه این رساله، به بیان این نکته پرداخته شده است که ازآنجاکه این قاعده، از مهمترین قواعد فقهی بوده و بسیاری از احکام شرعی، مبتنی بر آن میباشند، لذا علمای بسیاری، پیرامون آن قلمفرسایی نموده که از جمله آنها، [[روحانی، محمدصادق|علامه روحانی]] میباشد<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/36659/1/129 ر.ک: همان، ص129]</ref>. | ||
ویرایش