۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' | تعداد جلد =' به '| تعداد جلد =') |
جز (جایگزینی متن - 'فعاليتهاى' به 'فعالیتهای') |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
'''تشيع در طرابلس و شام با تكيه بر دولت بنى عمار'''، ترجمه كتاب «[[التشيع في طرابلس و بلاد الشام|التشيع في طرابلس و بلاد الشام، أضواء على دولة بنى عمار]]» از آثار «شيخ على ابراهيم طرابلسى» است كه آن را سركار خانم دكتر زهره ناعمى (متولد 1358ش)، از زبان عربى به زبان فارسى ترجمه كرده و پاورقىهاى ارزندهاى هم بر آن افزوده است. درباره ترجمه حاضر چند نكته گفتنى است: | '''تشيع در طرابلس و شام با تكيه بر دولت بنى عمار'''، ترجمه كتاب «[[التشيع في طرابلس و بلاد الشام|التشيع في طرابلس و بلاد الشام، أضواء على دولة بنى عمار]]» از آثار «شيخ على ابراهيم طرابلسى» است كه آن را سركار خانم دكتر زهره ناعمى (متولد 1358ش)، از زبان عربى به زبان فارسى ترجمه كرده و پاورقىهاى ارزندهاى هم بر آن افزوده است. درباره ترجمه حاضر چند نكته گفتنى است: | ||
#مترجم در مقدمهاش - كه زمان و مكان و مشخصات نگارش آن را معين نكرده - تأكيد كرده است كه: «كتاب حاضر با تأكيد بر شهرهاى طرابلس و شام در قرنهاى چهارم و پنجم هجرى بيشتر | #مترجم در مقدمهاش - كه زمان و مكان و مشخصات نگارش آن را معين نكرده - تأكيد كرده است كه: «كتاب حاضر با تأكيد بر شهرهاى طرابلس و شام در قرنهاى چهارم و پنجم هجرى بيشتر فعالیتهای دولت فاطمى و بنى عمار را در اين مناطق مورد بررسى قرار مىدهد و درباره جايگاه و خدمات اين دو دولت شيعى سخن مىگويد... نويسنده در صدد است كه زواياى پنهان دولت بنى عمار را روشن سازد و نقش اين دولت شيعى را در تاريخ بر همگان آشكار نمايد».<ref>ر. ك.: مقدمه كتاب، ص9</ref> | ||
#همه پاورقىهاى كتاب حاضر مربوط به نويسنده است، جز چند مورد كه مترجم آن را نوشته و با عبارت «مترجم:»، آن را از ساير پاورقىها مشخص كرده است.<ref>بهعنوان مثال، ر. ك.: ص39، 51، 62، 76، 77، 78، 83، 141، 148، 160، 161، 163، 169، 177، 182، 187، 188، 205، 215، 220 و 221</ref> | #همه پاورقىهاى كتاب حاضر مربوط به نويسنده است، جز چند مورد كه مترجم آن را نوشته و با عبارت «مترجم:»، آن را از ساير پاورقىها مشخص كرده است.<ref>بهعنوان مثال، ر. ك.: ص39، 51، 62، 76، 77، 78، 83، 141، 148، 160، 161، 163، 169، 177، 182، 187، 188، 205، 215، 220 و 221</ref> | ||
#جالب و ستودنى است كه مترجم محترم در مواردى به دقت و انديشه در مضامين و مطالب نويسنده پرداخته و برخى از اشتباهات تاريخى، آمارى و ادبى و... او را در پاورقىها بيان كرده است؛ بهطور مثال، او بعد از اين جمله در متن: «بيشتر مورخان بر اين باورند كه استقلالطلبى قاضى، ابن عمار، در سال 462ق / 1070م، اتفاق افتاده است»، در پاورقى چنين نوشته است: «اين قسمت، در اصل كتاب چنين آورده شده بود: «و يرى أكثر المؤرخين أنّ استقلال القاضي ابن عمار كان سنة 426ق / 1070م؛ بدليل تدخّله بين أمير الجويش الفاطمية بدر الجمالي و أمير حمود بن مرداس أمير حلب سنة 459 / 1067م... و قد حكم بعد استقلاله سنتين ثمّ توفي سنة 464ق». بر اساس سال وفات ابن عمار و در نظر گرفتن دو سال حكومت وى، سال استقلال او بايد سال 462ق، باشد و نه 426ق، كه به نظر مىرسد نويسنده در ذكر اين سال به اشتباه افتاده است، لذا مترجم در ترجمه اين تاريخ را تصحيح نموده است.<ref>همان، ص177، پاورقى 1</ref>البته در اين مورد گفتنى است كه هرچند نظر مترجم محترم درست است، ولى ممكن است اين اشتباه نويسنده، خطاى لفظى و تايپى باشد؛ همانطوركه ظاهراً تاريخ ميلادى درست نوشته شده است. | #جالب و ستودنى است كه مترجم محترم در مواردى به دقت و انديشه در مضامين و مطالب نويسنده پرداخته و برخى از اشتباهات تاريخى، آمارى و ادبى و... او را در پاورقىها بيان كرده است؛ بهطور مثال، او بعد از اين جمله در متن: «بيشتر مورخان بر اين باورند كه استقلالطلبى قاضى، ابن عمار، در سال 462ق / 1070م، اتفاق افتاده است»، در پاورقى چنين نوشته است: «اين قسمت، در اصل كتاب چنين آورده شده بود: «و يرى أكثر المؤرخين أنّ استقلال القاضي ابن عمار كان سنة 426ق / 1070م؛ بدليل تدخّله بين أمير الجويش الفاطمية بدر الجمالي و أمير حمود بن مرداس أمير حلب سنة 459 / 1067م... و قد حكم بعد استقلاله سنتين ثمّ توفي سنة 464ق». بر اساس سال وفات ابن عمار و در نظر گرفتن دو سال حكومت وى، سال استقلال او بايد سال 462ق، باشد و نه 426ق، كه به نظر مىرسد نويسنده در ذكر اين سال به اشتباه افتاده است، لذا مترجم در ترجمه اين تاريخ را تصحيح نموده است.<ref>همان، ص177، پاورقى 1</ref>البته در اين مورد گفتنى است كه هرچند نظر مترجم محترم درست است، ولى ممكن است اين اشتباه نويسنده، خطاى لفظى و تايپى باشد؛ همانطوركه ظاهراً تاريخ ميلادى درست نوشته شده است. | ||
ویرایش