۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'تاريخي' به 'تاریخی') |
جز (جایگزینی متن - 'داراي' به 'دارای') |
||
خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
#موغان يا مغكان يا موقان نام دشت باتلاقي بزرگي است كه از دامنه كوه سبلان تا كناره خاوري درياي خزر كشيده شده و در جنوب مصب رود ارس و شمال كوههاي طالش قرار دارد. اين ايالت گاهي جزء آذربايجان محسوب مىگرديد. ولي غالبا ناحيهاي جداگانه و مستقل را تشكيل ميداد. كرسي موغان در قرن چهارم شهري بهمين نام بود كه اكنون تعيين محل آن مشكل است. از گفته مقدسي چنين استنباط میشود كه محتمل است اين شهر موغان همان شهر باجروان باشد... در جنوب باجروان برزند واقع است... در شمال باجروان در زمان قديم قريه بلخاب واقع بود... مستوفي سه شهر بيلسوار و محمود آباد و همشهره را از موغان نام ميبرد. | #موغان يا مغكان يا موقان نام دشت باتلاقي بزرگي است كه از دامنه كوه سبلان تا كناره خاوري درياي خزر كشيده شده و در جنوب مصب رود ارس و شمال كوههاي طالش قرار دارد. اين ايالت گاهي جزء آذربايجان محسوب مىگرديد. ولي غالبا ناحيهاي جداگانه و مستقل را تشكيل ميداد. كرسي موغان در قرن چهارم شهري بهمين نام بود كه اكنون تعيين محل آن مشكل است. از گفته مقدسي چنين استنباط میشود كه محتمل است اين شهر موغان همان شهر باجروان باشد... در جنوب باجروان برزند واقع است... در شمال باجروان در زمان قديم قريه بلخاب واقع بود... مستوفي سه شهر بيلسوار و محمود آباد و همشهره را از موغان نام ميبرد. | ||
لسترنج درباره ولايت آن سوي ارس مينويسد: «ايالتهاي اران و شيروان و گرجستان و ارمنستان را كه بيشتر در شمال رود ارس واقعاند، نميتوان كاملا از جمله ممالك اسلامی به شمار آورد و بهمين جهت هم جغرافي نويسان عرب درباره آنها بسط مقال ندادهاند. مسلمانان از زمان قديم در آن نقاط توقف داشتند و حكام آنجا در اوقات مختلف از جانب خلفا تعيين ميشدند. ولي اكثريت جمعيت آن نقاط تا اواخر قرون وسطي همچنان بر مسيحيت خويش باقي ماندند و فقط در اواخر قرن هشتم بخصوص پس از لشكركشي امير تيمور اسلام در آن نقاط غلبه يافت».سرزمين ميان رودان «دل ايران شهر» خوانده مىشد، | لسترنج درباره ولايت آن سوي ارس مينويسد: «ايالتهاي اران و شيروان و گرجستان و ارمنستان را كه بيشتر در شمال رود ارس واقعاند، نميتوان كاملا از جمله ممالك اسلامی به شمار آورد و بهمين جهت هم جغرافي نويسان عرب درباره آنها بسط مقال ندادهاند. مسلمانان از زمان قديم در آن نقاط توقف داشتند و حكام آنجا در اوقات مختلف از جانب خلفا تعيين ميشدند. ولي اكثريت جمعيت آن نقاط تا اواخر قرون وسطي همچنان بر مسيحيت خويش باقي ماندند و فقط در اواخر قرن هشتم بخصوص پس از لشكركشي امير تيمور اسلام در آن نقاط غلبه يافت».سرزمين ميان رودان «دل ايران شهر» خوانده مىشد، دارای 12 استان و شصت تسوك، با صدها روستاك و تعداد بىشماري ده بود. | ||
«هر استان به چند تسوك (در عربی طسوج) و هر تسوك به چند روستاك (در عربی روستاق) تقسيم مىشده و هر روستاك، چند ده داشته است.» | «هر استان به چند تسوك (در عربی طسوج) و هر تسوك به چند روستاك (در عربی روستاق) تقسيم مىشده و هر روستاك، چند ده داشته است.» | ||
خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
#ما در اين جا نخست به اختصار تنها اسامي اين دوازده استان را مطابق با تقسيمبندي ياد شده، در سه گروه از كتاب سرزمينهاي خلافت شرقي لسترنج، بدون ذكر نام تسوكهاي هر استان مىآوريم. سپس به دنبال آن اسامي تسوكهاي هر استان را به طور كامل و به تفكيك هر استان، از رساله محققانهي «كشور عراق، از ديدگاه فرهنگ و تمدن رنگ ايراني دارد نه عربی» نوشته دانشمند فاضل سيد محمد علي امام شوشتري، ياد مىكنيم. | #ما در اين جا نخست به اختصار تنها اسامي اين دوازده استان را مطابق با تقسيمبندي ياد شده، در سه گروه از كتاب سرزمينهاي خلافت شرقي لسترنج، بدون ذكر نام تسوكهاي هر استان مىآوريم. سپس به دنبال آن اسامي تسوكهاي هر استان را به طور كامل و به تفكيك هر استان، از رساله محققانهي «كشور عراق، از ديدگاه فرهنگ و تمدن رنگ ايراني دارد نه عربی» نوشته دانشمند فاضل سيد محمد علي امام شوشتري، ياد مىكنيم. | ||
#:لسترنج مىنويسد: «گروه اول مركب است از چهار استان در ساحل خاوري دجله، كه هم از آن و هم از رود «تامرا» مشروب مىگرديدند.» اين چهار استان عبارت بودند از: | #:لسترنج مىنويسد: «گروه اول مركب است از چهار استان در ساحل خاوري دجله، كه هم از آن و هم از رود «تامرا» مشروب مىگرديدند.» اين چهار استان عبارت بودند از: | ||
#:- نخست: استان «شادفيروز» (شاذ فيروز) در اطراف حلوان كه | #:- نخست: استان «شادفيروز» (شاذ فيروز) در اطراف حلوان كه دارای پنج تسوك است. | ||
#:- دوم: استان «شادهرمز» در اطراف بغداد كه هفت تسوك داشت. | #:- دوم: استان «شادهرمز» در اطراف بغداد كه هفت تسوك داشت. | ||
#:- سوم: استان «شادقباد» كه از هشت تسوك تشكيل مىشد. | #:- سوم: استان «شادقباد» كه از هشت تسوك تشكيل مىشد. | ||
#:- چهارم: استان «بازيجان خسرو» (استان نهروان) كه | #:- چهارم: استان «بازيجان خسرو» (استان نهروان) كه دارای پنج تسوك بود. | ||
#:«قدامه» نام اين استان را «اندربن كرد» (اندرين گرد) ثبت كرده است. | #:«قدامه» نام اين استان را «اندربن كرد» (اندرين گرد) ثبت كرده است. | ||
#:«گروه دوم: مركب از دو استان است كه از دجله و فرات آب مىگرفتند.» اسامي اين دو استان (استان پنجم و ششم) عبارت بودند از: | #:«گروه دوم: مركب از دو استان است كه از دجله و فرات آب مىگرفتند.» اسامي اين دو استان (استان پنجم و ششم) عبارت بودند از: | ||
#:- پنجم: استان «شادشاپور» كه | #:- پنجم: استان «شادشاپور» كه دارای چهار تسوك بود و در اطراف واسط قرار داشت. | ||
#:- ششم: استان «پادبهمن» كه استان جنوبي دجله بود و مشتمل بر چهار تسوك مىشد. | #:- ششم: استان «پادبهمن» كه استان جنوبي دجله بود و مشتمل بر چهار تسوك مىشد. | ||
#: گروه سوم: شش استان بعدي را تشكيل مىداد كه همگي آنها در سمت باختر دجله، در مسير رودخانهها و نهرهايي بودند كه بيشتر آنها از فرات به سوي دجله جريان داشتند. بدين قرار: | #: گروه سوم: شش استان بعدي را تشكيل مىداد كه همگي آنها در سمت باختر دجله، در مسير رودخانهها و نهرهايي بودند كه بيشتر آنها از فرات به سوي دجله جريان داشتند. بدين قرار: | ||
خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
#:- هشتم: استان «اردشير بابكان» كه در جنوب «استان بالا» يعني استان هفتم بود و از پنج تسوك تشكيل مىشد. (لسترنج تنها چهار تسوك آن را برشمرده است.) | #:- هشتم: استان «اردشير بابكان» كه در جنوب «استان بالا» يعني استان هفتم بود و از پنج تسوك تشكيل مىشد. (لسترنج تنها چهار تسوك آن را برشمرده است.) | ||
#:-نهم: استان «زابها» موسوم به استان «به ديوياسفان» كه در خاور استان اردشير بابكان واقع بود و سه تسوك داشت. | #:-نهم: استان «زابها» موسوم به استان «به ديوياسفان» كه در خاور استان اردشير بابكان واقع بود و سه تسوك داشت. | ||
#:- دهم: استان «به قباد بالا» كه | #:- دهم: استان «به قباد بالا» كه دارای شش تسوك بود. | ||
#:- يازدهم: استان «به قباد ميانه» كه در مجموع چهار تسوك را شامل مىشد. | #:- يازدهم: استان «به قباد ميانه» كه در مجموع چهار تسوك را شامل مىشد. | ||
#:- دوازدهم: استان «به قباد پايين» كه مشتمل بر پنج تسوك بود. | #:- دوازدهم: استان «به قباد پايين» كه مشتمل بر پنج تسوك بود. |
ویرایش