۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - ' {{' به '{{') |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''دانشنامه در علم پزشکى'''، اثرى است منظوم كه بهوسيله حكيم ميسرى سروده شده است. محتواى كتاب در علم پزشکى عملى است و قديمىترين كتاب شعر فارسى در طب است كه به دست ما رسيده است. با اينكه ناسخ، اين كتاب را در پايان، «طب منصورى» ناميده، اما در دو جاى كتاب نام آن «دانشنامه» ذكر شده است: 1. در اوايل كتاب: | '''دانشنامه در علم پزشکى'''، اثرى است منظوم كه بهوسيله حكيم ميسرى سروده شده است. محتواى كتاب در علم پزشکى عملى است و قديمىترين كتاب شعر فارسى در طب است كه به دست ما رسيده است. با اينكه ناسخ، اين كتاب را در پايان، «طب منصورى» ناميده، اما در دو جاى كتاب نام آن «دانشنامه» ذكر شده است: 1. در اوايل كتاب:{{شعر}}{{ب|''«من اين گفتار را اندام دادم''|2=''و «دانشنامه» اول نام دادم».''}}{{ب|''در جواب هر سؤالى حاجت گفتار نيست''|2=''چشم بينا عذر مىخواهد لب خاموش را''}} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|''«من اين گفتار را اندام دادم''|2=''و «دانشنامه» اول نام دادم».''}} | |||
{{ب|''در جواب هر سؤالى حاجت گفتار نيست''|2=''چشم بينا عذر مىخواهد لب خاموش را''}} | |||
2. در اواخر كتاب: | 2. در اواخر كتاب: | ||
{{شعر}}{{ب|''«بينجاميد دانشنامه من''|2=''برآمد زو مراد و كامه من».''}}{{پایان شعر}} | |||
{{شعر}} | مؤلف، كار خود را در ماه شوال سال 367ق، آغاز نموده:{{شعر}}{{ب|''«من اين را گفتم اندر ماه شوال''|2=''به شصت و سيصد و هفت آمده سال».''}}{{پایان شعر}} | ||
{{ب|'' | |||
{{پایان شعر}} | |||
و در سال 370ق، آن را به پايان رسانده است:{{شعر}}{{ب|''«به سال سيصد و هفتاد بوديم''|2=''كزين نامه همى پردخته شوديم».''}}{{پایان شعر}} | |||
و در سال 370ق، آن را به پايان رسانده است: | |||
{{شعر}} | |||
{{ب|''«به سال سيصد و هفتاد بوديم''|2=''كزين نامه همى پردخته شوديم».''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
هرچند طبق معمول، اين كتاب به اميرى كه سپهسالار ايران بوده تقديم شده است، اما قصد اصلى مؤلف گرفتن پاداش و صله نبوده است، بلكه سنت رايج آن عصر چنان بوده كه كتاب را بهترين يادگار مىدانستند و براى زنده ماندن نام و خدمت به مردم و به رحمت ياد كردن مؤلف بعد از مرگ بوده است. | هرچند طبق معمول، اين كتاب به اميرى كه سپهسالار ايران بوده تقديم شده است، اما قصد اصلى مؤلف گرفتن پاداش و صله نبوده است، بلكه سنت رايج آن عصر چنان بوده كه كتاب را بهترين يادگار مىدانستند و براى زنده ماندن نام و خدمت به مردم و به رحمت ياد كردن مؤلف بعد از مرگ بوده است. | ||
اگر صلهاى نيز به او رسيده باشد در نظر او خيلى مهم نبوده است، زيرا مقصود حكيم برآمدن آرزو و انجام دادن نيت و خواست خود بوده است؛ چنانكه گويد: | اگر صلهاى نيز به او رسيده باشد در نظر او خيلى مهم نبوده است، زيرا مقصود حكيم برآمدن آرزو و انجام دادن نيت و خواست خود بوده است؛ چنانكه گويد:{{شعر}}{{ب|''«من اين نامه به كام دل بگفتم''|2=''بسى علم اندر اين نامه نهفتم».''}}{{پایان شعر}} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|''«من اين نامه به كام دل بگفتم''|2=''بسى علم اندر اين نامه نهفتم».''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
== ساختار == | == ساختار == | ||
| خط ۷۱: | خط ۵۶: | ||
افزون بر اين، وى در گوشه و كنار به نصيحت و بيان معارف نيز مىپردازد؛ از جمله در جايى بيان مىكند كه گناهكاران بر اثر مبادرت به گناه و ظالمان بر اثرستمكارى و به سبب ناله و دادخواهى مظلومان بيمار مىشوند. | افزون بر اين، وى در گوشه و كنار به نصيحت و بيان معارف نيز مىپردازد؛ از جمله در جايى بيان مىكند كه گناهكاران بر اثر مبادرت به گناه و ظالمان بر اثرستمكارى و به سبب ناله و دادخواهى مظلومان بيمار مىشوند. | ||
{{شعر}}{{ب|''«مگر كس را بىاندازه گناه است''|2=''كه نزدش دردها را بيش راه است».''}}{{ب|''«وگرنه بر كسى بيداد كردست''|2=''ز بيداديش كس اندوه خوردست».''}}{{ب|''«دعا كردست بر وى زى خداوند''|2=''كه يا رب تو چنين بيداد مپسند».''}}{{ب|''«خداوند اين دعاى او شنيدست''|2=''از اينش درد و بيمارى رسيدست».''}}{{پایان شعر}} | |||
{{شعر}} | |||
{{ب|''«مگر كس را بىاندازه گناه است''|2=''كه نزدش دردها را بيش راه است».''}} | |||
{{ب|''«وگرنه بر كسى بيداد كردست''|2=''ز بيداديش كس اندوه خوردست».''}} | |||
{{ب|''«دعا كردست بر وى زى خداوند''|2=''كه يا رب تو چنين بيداد مپسند».''}} | |||
{{ب|''«خداوند اين دعاى او شنيدست''|2=''از اينش درد و بيمارى رسيدست».''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
== وضعيت كتاب == | == وضعيت كتاب == | ||
ویرایش