۶۱٬۱۸۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' (ع) ' به '(ع)') |
جز (جایگزینی متن - ' (ع)' به '(ع)') |
||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
#حج، آزمون مردم و آمرزشگاه خلق: عيسى بن يونس گفت: عبدالكريم بن ابىالعوجا از شاگردان حسن بصرى بود كه از اسلام برگشت و منحرف شد. وى در حال ارتداد و سركشى به مكه آمد، براى اينكه حجگزاران را سرزنش كند. به سبب بدزبانى و عقايد فاسدش دانشمندان از مجالست و همنشينى او پرهيز مىكردند. در مكه با جماعتى از همفكرانش به نزد [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] آمد و گفت: آنچه در اين مجلس رد و بدل مىشود بايد بهامانت بماند و جايى نقل نشود. هركسى كه سرفه در گلويش گير كرده بايد سرفه كند تا راه نفسش باز شود، آيا اجازه مىدهيد با شما سخنى بگويم؟ امام(ع) فرمود: «سخن بگو». ابن ابىالعوجا گفت: تا به كى به گرد اين بنا مىگرديد و به اين سنگها پناه مىآوريد؟ و عبادت مىكنيد اين خانهاى را كه از سنگ و گل ساخته شده و مانند شتران دور آن هروله مىرويد؟ كسى كه در اين اعمال فكر كند و دقيق شود، مىفهمد كه اين كار را موجود حكيم و صاحب درايت و فكر بنا ننهاده است. تو كه رئيس اين دين هستى و قله مرتفع آنى و پدرت پيامبر بنيانگذار و كاملكننده آن بوده، پاسخ بده چه علتى در زيارت خانه خدا مىباشد؟ [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] فرمود: «هركسى را خداوند گمراه كند و قلبش را كور نمايد، پذيرش حق بر او سنگين و ناگوار خواهد بود. وى به خدا پناهنده نشده و شيطان ياور و رب و همنشين او خواهد شد و او را به آبشخورهاى هلاكت وارد كرده و او را بازنمىگرداند. خداوند با بناى اين خانه، از بندگانش خواست تا او را عبادت كنند تا آنان را در بندگى و فرمانبرى آزمايش كند، پس آنان را به زيارت و تعظيم اين خانه فراخواند و آن را محل پيامبران و قبلهگاه نمازگزاران قرار داد. اين خانه شعبهاى از رضوان خدا و طريقى براى آمرزش گناهان است. در كمال اعتدال بنا شده و محل اجتماع عظمت و جلال است. خداوند دو هزار سال قبل از آنكه زمين را بگستراند، اين خانه را آفريد. سزاوارترين موجودى كه در امر و نهى بايد اطاعت شود، خداوندى است كه ارواح و صورتها را ايجاد كرد»<ref>همان، ص15-18</ref> | #حج، آزمون مردم و آمرزشگاه خلق: عيسى بن يونس گفت: عبدالكريم بن ابىالعوجا از شاگردان حسن بصرى بود كه از اسلام برگشت و منحرف شد. وى در حال ارتداد و سركشى به مكه آمد، براى اينكه حجگزاران را سرزنش كند. به سبب بدزبانى و عقايد فاسدش دانشمندان از مجالست و همنشينى او پرهيز مىكردند. در مكه با جماعتى از همفكرانش به نزد [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] آمد و گفت: آنچه در اين مجلس رد و بدل مىشود بايد بهامانت بماند و جايى نقل نشود. هركسى كه سرفه در گلويش گير كرده بايد سرفه كند تا راه نفسش باز شود، آيا اجازه مىدهيد با شما سخنى بگويم؟ امام(ع) فرمود: «سخن بگو». ابن ابىالعوجا گفت: تا به كى به گرد اين بنا مىگرديد و به اين سنگها پناه مىآوريد؟ و عبادت مىكنيد اين خانهاى را كه از سنگ و گل ساخته شده و مانند شتران دور آن هروله مىرويد؟ كسى كه در اين اعمال فكر كند و دقيق شود، مىفهمد كه اين كار را موجود حكيم و صاحب درايت و فكر بنا ننهاده است. تو كه رئيس اين دين هستى و قله مرتفع آنى و پدرت پيامبر بنيانگذار و كاملكننده آن بوده، پاسخ بده چه علتى در زيارت خانه خدا مىباشد؟ [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] فرمود: «هركسى را خداوند گمراه كند و قلبش را كور نمايد، پذيرش حق بر او سنگين و ناگوار خواهد بود. وى به خدا پناهنده نشده و شيطان ياور و رب و همنشين او خواهد شد و او را به آبشخورهاى هلاكت وارد كرده و او را بازنمىگرداند. خداوند با بناى اين خانه، از بندگانش خواست تا او را عبادت كنند تا آنان را در بندگى و فرمانبرى آزمايش كند، پس آنان را به زيارت و تعظيم اين خانه فراخواند و آن را محل پيامبران و قبلهگاه نمازگزاران قرار داد. اين خانه شعبهاى از رضوان خدا و طريقى براى آمرزش گناهان است. در كمال اعتدال بنا شده و محل اجتماع عظمت و جلال است. خداوند دو هزار سال قبل از آنكه زمين را بگستراند، اين خانه را آفريد. سزاوارترين موجودى كه در امر و نهى بايد اطاعت شود، خداوندى است كه ارواح و صورتها را ايجاد كرد»<ref>همان، ص15-18</ref> | ||
#منزلت انسان در مشاعر: [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] فرمود: «زمانى كه آدم(ع) بر زمين هبوط كرد بر كوه صفا واقع شد؛ ازاينرو، به آن كوه صفا گفتند؛ زيرا آدم(ع) برگزيده خدا بر آن هبوط نمود، پس اسم كوه را از اسم آدم گرفتند. خداوند عز و جل مىفرمايد: همانا خدا آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد و حوا بر كوه مروه پايين آمد و به كوه مروه گفتند؛ زيرا زن بر آن فرود آمد، پس نام كوه را از نام مرأة گرفتند»<ref>همان، ص54-55</ref> | #منزلت انسان در مشاعر: [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] فرمود: «زمانى كه آدم(ع) بر زمين هبوط كرد بر كوه صفا واقع شد؛ ازاينرو، به آن كوه صفا گفتند؛ زيرا آدم(ع) برگزيده خدا بر آن هبوط نمود، پس اسم كوه را از اسم آدم گرفتند. خداوند عز و جل مىفرمايد: همانا خدا آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد و حوا بر كوه مروه پايين آمد و به كوه مروه گفتند؛ زيرا زن بر آن فرود آمد، پس نام كوه را از نام مرأة گرفتند»<ref>همان، ص54-55</ref> | ||
#تواضع، محبوبترين عمل نزد خدا: قال أبوعبدالله (ع): «ما لله عز و جل منسك أحب إلى الله تبارك و تعالى من موضع السعي و ذلك أنه يذل فيه كل جبار عنيد»؛ [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] فرمود: «محبوبترين محل عبادت نزد خدا محل سعى بين صفا و مروه است؛ زيرا در اين مكان، هر سركش عنودى خوار مىشود»<ref>همان، ص73</ref> | #تواضع، محبوبترين عمل نزد خدا: قال أبوعبدالله(ع): «ما لله عز و جل منسك أحب إلى الله تبارك و تعالى من موضع السعي و ذلك أنه يذل فيه كل جبار عنيد»؛ [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] فرمود: «محبوبترين محل عبادت نزد خدا محل سعى بين صفا و مروه است؛ زيرا در اين مكان، هر سركش عنودى خوار مىشود»<ref>همان، ص73</ref> | ||
#حجرالاسود دست خدا در روى زمين: عن أبيعبدالله(ع)قال مر عمر بن الخطاب على الحجرالأسود فقال: و الله يا حجر إنا لنعلم أنك حجر لا تضر و لا تنفع إلا أنا رأينا رسولالله(ص) يحبك فنحن نحبك. فقال له أميرالمؤمنين(ع): «كيف يا ابن الخطاب فو الله ليبعثنه يوم القيامة و له لسان و شفتان فيشهد لمن وافاه و هو يمين الله فى أرضه يبايع بها خلقه». فقال عمر: لا أبقانا الله في بلد لا يكون فيه علي بن أبيطالب؛ [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] فرمود: «عمر بن خطاب بر حجرالاسود گذر كرد و گفت: به خدا سوگند اى سنگ ما مىدانيم كه تو سنگى و هيچ سود و زيانى نمىرسانى، مگر اينكه ديديم رسول خدا(ص) تو را دوست دارد، پس ما هم تو را دوست داريم. امير مؤمنان(ع) فرمود: اى پسر خطاب چه مىگويى؟ به خدا سوگند روز قيامت اين سنگ را خدا مبعوث مىكند، درحالىكه داراى زبان و دو لب است (يعنى سخن مىگويد)، پس به نفع كسانى كه به عهد و پيمان خود با خدا وفا كردند، شهادت مىدهد. حجرالاسود دست راست خدا در روى زمين است كه بندگان بهوسيله آن با خدا بيعت مىكنند. عمر گفت: خدا مرا در شهرى كه على بن ابىطالب آنجا نباشد، باقى ندارد»<ref>همان، ص75-76</ref> | #حجرالاسود دست خدا در روى زمين: عن أبيعبدالله(ع)قال مر عمر بن الخطاب على الحجرالأسود فقال: و الله يا حجر إنا لنعلم أنك حجر لا تضر و لا تنفع إلا أنا رأينا رسولالله(ص) يحبك فنحن نحبك. فقال له أميرالمؤمنين(ع): «كيف يا ابن الخطاب فو الله ليبعثنه يوم القيامة و له لسان و شفتان فيشهد لمن وافاه و هو يمين الله فى أرضه يبايع بها خلقه». فقال عمر: لا أبقانا الله في بلد لا يكون فيه علي بن أبيطالب؛ [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] فرمود: «عمر بن خطاب بر حجرالاسود گذر كرد و گفت: به خدا سوگند اى سنگ ما مىدانيم كه تو سنگى و هيچ سود و زيانى نمىرسانى، مگر اينكه ديديم رسول خدا(ص) تو را دوست دارد، پس ما هم تو را دوست داريم. امير مؤمنان(ع) فرمود: اى پسر خطاب چه مىگويى؟ به خدا سوگند روز قيامت اين سنگ را خدا مبعوث مىكند، درحالىكه داراى زبان و دو لب است (يعنى سخن مىگويد)، پس به نفع كسانى كه به عهد و پيمان خود با خدا وفا كردند، شهادت مىدهد. حجرالاسود دست راست خدا در روى زمين است كه بندگان بهوسيله آن با خدا بيعت مىكنند. عمر گفت: خدا مرا در شهرى كه على بن ابىطالب آنجا نباشد، باقى ندارد»<ref>همان، ص75-76</ref> | ||
ویرایش