پرش به محتوا

ترجمه و متن مرآة العارفين و مظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' »' به '»')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۵: خط ۴۵:




«ترجمه و متن مرآة العارفين»، كتابى است مشتمل بر متن عربی «مرآة العارفين و مظهر الكاملين فى ملتمس زبدة العابدين»، اثر [[صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق|صدرالدين قونوى]] و ترجمه فارسى آن همراه با تصحيح و تعليق به قلم [[خواجوی، محمد|محمد خواجوى]].  
'''ترجمه و متن مرآة العارفين'''، كتابى است مشتمل بر متن عربی «مرآة العارفين و مظهر الكاملين فى ملتمس زبدة العابدين»، اثر [[صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق|صدرالدين قونوى]] و ترجمه فارسى آن همراه با تصحيح و تعليق به قلم [[خواجوی، محمد|محمد خواجوى]].  


قونوى، در مقدمه كتاب، بعد از حمد و ثناى حضرت حق بيان مى‌كند كه رساله وى در واقع تحقيق درباره فاتحة الكتاب است.
قونوى، در مقدمه كتاب، بعد از حمد و ثناى حضرت حق بيان مى‌كند كه رساله وى در واقع تحقيق درباره فاتحة الكتاب است.
خط ۵۹: خط ۵۹:
پاره‌اى از مطالب كتاب:
پاره‌اى از مطالب كتاب:


1. عالم، دو عالم است: عالم امر و عالم خلق و هر يك از آن دو، كتابى از كتاب‌هاى خداى متعال است و هر كتابى را فاتحه‌اى است و تمام آنچه كه در كتاب مفصل است، در فاتحه‌ى آن مى‌باشد.
#عالم، دو عالم است: عالم امر و عالم خلق و هر يك از آن دو، كتابى از كتاب‌هاى خداى متعال است و هر كتابى را فاتحه‌اى است و تمام آنچه كه در كتاب مفصل است، در فاتحه‌ى آن مى‌باشد.
 
#حق تعالى و تقدس، مبدأ كل(پديد آورنده همگان) و بازگشت دهنده همگان است... و ناگزير بايد كل، قبل از تكوينش در او باشد، چون آشكار است كه خداوند بوده و هيچ چيزى با او نبوده است و اكنون همان‌گونه كه بود، مى‌باشد.
2. حق تعالى و تقدس، مبدأ كل(پديد آورنده همگان) و بازگشت دهنده همگان است... و ناگزير بايد كل، قبل از تكوينش در او باشد، چون آشكار است كه خداوند بوده و هيچ چيزى با او نبوده است و اكنون همان‌گونه كه بود، مى‌باشد.
#ذات حق تعالى به اعتبار اندراج كل در آن، ام الكتاب است و علمش، به اعتبار تفصيل آنچه كه در ذات مندرج است و نيز به سبب ظهور آنچه كه در ذات پنهان است، بدان آشكار مى‌گردد، كتاب مبين است، پس علمش به ذات خودش، مستلزم علمش به تمام اشيا مى‌گردد.
 
#بين ذات و قلم از جهت اجمال و كليت و اينكه اشياء در آنند، همانندى برقرار است، لذا بين علم و لوح هم از جهت تفصيل و از جهت ظهور اشياء در آن دو بر گونه جزئى، مشابهت است؛ بنابراين، قلم از اين وجه در مرتبه كونى آينه ذات است.
3. ذات حق تعالى به اعتبار اندراج كل در آن، ام الكتاب است و علمش، به اعتبار تفصيل آنچه كه در ذات مندرج است و نيز به سبب ظهور آنچه كه در ذات پنهان است، بدان آشكار مى‌گردد، كتاب مبين است، پس علمش به ذات خودش، مستلزم علمش به تمام اشيا مى‌گردد.
#عالم مُلك را كتابى فشرده است كه عبارت از عرش است و كتابى گسترده كه عبارت از كرسى، پس به اعتبار نهاده شدن آنچه كه مى‌خواهد در كرسى گسترش دهد و در عرش فشرده است، بدان ام الكتاب مى‌گويند و به اعتبار گسترش آنچه كه فشرده است و در كرسى گسترده مى‌باشد، بدان كتاب مبين گفته مى‌شود.
 
#اين كتابى كه بر انسان كامل نازل شده است، داراى فاتحه كه به نام ام الكتاب ناميده مى‌شود نيز هست و تمام آنچه كه در كتاب گسترده است، فشرده‌اش در آن مى‌باشد.
4. بين ذات و قلم از جهت اجمال و كليت و اينكه اشياء در آنند، همانندى برقرار است، لذا بين علم و لوح هم از جهت تفصيل و از جهت ظهور اشياء در آن دو بر گونه جزئى، مشابهت است؛ بنابراين، قلم از اين وجه در مرتبه كونى آينه ذات است.
#فاتحه، دو بخش دارد و به دو نيمه منتصف مى‌گردد و سوم آن دو(نيمه)، جامع و فراگير آن دو است.
 
#عالم جبروت، فراگير جلال و جمال است و ناگزير آن دو را بايد دو مظهر باشد تا بدان دو، حكم آنها ظاهر گردد؛ بنابراين، اهل سعادت و هدايت كه ياران دست راستى هستند، مظهر جمالند و اصحاب شقاوت و گمراهى كه ياران دست چپى هستند، مظهر جلال مى‌باشند.
5. عالم مُلك را كتابى فشرده است كه عبارت از عرش است و كتابى گسترده كه عبارت از كرسى، پس به اعتبار نهاده شدن آنچه كه مى‌خواهد در كرسى گسترش دهد و در عرش فشرده است، بدان ام الكتاب مى‌گويند و به اعتبار گسترش آنچه كه فشرده است و در كرسى گسترده مى‌باشد، بدان كتاب مبين گفته مى‌شود.
#رحيم، اسم او به اعتبار هر عينى مى‌باشد كه اختصاص به بخشى از بخش‌هاى وجود دارد.
 
#رحمت رحمانى، هر چيز را فراگرفته است و هر چه را كه رحمتش فراگرفته باشد، آن مرحوم است.
6. اين كتابى كه بر انسان كامل نازل شده است، داراى فاتحه كه به نام ام الكتاب ناميده مى‌شود نيز هست و تمام آنچه كه در كتاب گسترده است، فشرده‌اش در آن مى‌باشد.
 
7. فاتحه، دو بخش دارد و به دو نيمه منتصف مى‌گردد و سوم آن دو(نيمه)، جامع و فراگير آن دو است.
 
8. عالم جبروت، فراگير جلال و جمال است و ناگزير آن دو را بايد دو مظهر باشد تا بدان دو، حكم آنها ظاهر گردد؛ بنابراين، اهل سعادت و هدايت كه ياران دست راستى هستند، مظهر جمالند و اصحاب شقاوت و گمراهى كه ياران دست چپى هستند، مظهر جلال مى‌باشند.
 
9. رحيم، اسم او به اعتبار هر عينى مى‌باشد كه اختصاص به بخشى از بخش‌هاى وجود دارد.
 
10. رحمت رحمانى، هر چيز را فراگرفته است و هر چه را كه رحمتش فراگرفته باشد، آن مرحوم است.


لازم به ذكر است كه قونوى در اين رساله سعى نموده تا با ترسيم دواير مختلفه حقايق و دقايق عرفانى را تبيين كند و از عهده آن به‌خوبى برآمده است.
لازم به ذكر است كه قونوى در اين رساله سعى نموده تا با ترسيم دواير مختلفه حقايق و دقايق عرفانى را تبيين كند و از عهده آن به‌خوبى برآمده است.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش