وصل خورشید: شرح شصت غزل از حافظ
| وصل خورشید: شرح شصت غزل از حافظ | |
|---|---|
| پدیدآوران | مظفری، علیرضا (نویسنده) |
| ناشر | آیدین |
| مکان نشر | تبریز |
| سال نشر | 1387 |
| شابک | 978-964-5592-46-0 |
| موضوع | حافظ، شمسالدین محمد، - 792ق. - نقد و تفسیر |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | PIR ۵۴۳۵ / م ۶۳ و ۶ ۱۳۸۷ |
وصل خورشید: شرح شصت غزل از حافظ تألیف علیرضا مظفری؛ در این کتاب شصت غزل از غزلیات کلیدی حافظ انتخاب شده و برای هر یک از آنها شرحی مختصر داده شده است. در چند غزل نخست، برای اثبات اینکه ازهمگسیختگی محور عمودی غزلیات حافظ، چندان مبنای استواری ندارد، به بررسی «ماتریس» غزلیات پرداخته شده است؛ اما در باقی غزلیات سعی بر آن شد که وجوه دیگر از وجوه هنری و محتوایی و شأن سرایش غزلیات نیز جایی برای بحث داشته باشد.
ساختار
این کتاب از 60 بخش تشکیل شده که هر بخش به شرح و تفسیر یک غزل از حافظ اختصاص دارد.
گزارش کتاب
کتاب «وصل خورشید: شرح شصت غزل از حافظ» اثر دکتر علیرضا مظفری در سال 1387 توسط انتشارات آیدین در تبریز به چاپ رسیده است. این اثر از سویی شرحی است بر شصت غزل حافظ که با شرح و تفسیرهایی که در مورد اشعار حافظ نوشته شده - به جز حافظنامه خرمشاهی - متفاوت است و از سوی دیگر به دلیل رجوع به کتاب اخیر، «سایه حافظنامه» نیز نام دارد. این کتاب برای تدریس درس حافظ در دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی تدوین شده است.
دکتر مظفری در سی صفحه ابتدایی کتاب، به بیان دیدگاههای خود درباره شخصیت فردی، هنری، فکری و فلسفی و عرفانی، مذهبی، نقادی، و سیاسی حافظ پرداخته سپس در بخشی با عنوان «شناخت دو اصطلاح نوین: ماتریس و هیپوگرام» در حدود شش تا هفت صفحه به توضیح این دو اصطلاح پرداخته است. اصطلاحاتی که بنا بر عقیده شارح محترم، پایه و اساس شرح غزلیات مورد بحث را تشکیل میدهد و از طریق آن دو و بهویژه «ماتریس» میتوان دریافت که ابیات به ظاهر پراکنده این غزلها، به لحاظ وفاداری و اتکا به ماتریس آنها، از انسجامی ناگسستنی برخوردار است.
بخش مهم و اصلی این کتاب که بیشترین حجم را به خود اختصاص داده است به شرح شصت غزلی که دارای مضمونی تقریباً مشابه هستند مربوط است که در عین حال ترسیمکننده شخصیت فکری، عاطفی و هنری حافظ نیز هست. از غزلیاتی که در این کتاب به شرح و تفسیر آنها پرداخته شده، میتوان به این غزلیات اشاره کرد: «الا یا ایها الساقی ...»، «صوفی بیا که آینه ...»، «دوش از مسجد آمد سوی میخانه پیر ما»، «چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست»، «صوفی از پرتو می راز نهانی دانست»، «سالها دل طلب جام می ...»، «رسید مژده که ایام ...»، «دوش دیدم که ملایک ...»، «سالها دفتر ما در گرو ...»، «سالها پیروی مذهب رندان کردم»، «غم زمانه که هیچش کران نمیبینم» و سایر غزلیات.
نویسنده در این کتاب به بررسی ویژگیهای شعر حافظ پرداخته و مواردی همچون دقت وسواسآمیز در گزینش الفاظ برای بالابردن ضریب همخوانی آنها در محور همنشینی، عدم تصنع و تکلف در هنر شاعری، انتخاب زبانی که در جریان تکامل غزل فارسی به بالاترین حد رشد و بلوغ خود رسیده است، استفاده از گوشنوازترین اوزان شعر فارسی در غزلیات، و اساس شعری او بر مبنای ایجاز و گسستهنمایی ظاهری را از ویژگیهای برجسته شعر حافظ برشمرده است.
همچنین نویسنده اشاره میکند که شعر حافظ را میتوان نمود عینی گرایشهای فکری ملامتیه یا به عبارت بهتر جلوهای از هنر ملامتی دانست. تمام هم و غم هنری حافظ مصروف این شده است که چگونه شعری بسراید که از آن بیش از یک تعبیر قابل استنباط و دریافت باشد. شعر حافظ از دیدگاه محتوا، حکم پازل را یافته است که بدون کنار هم نهادن مفاهیم پراکنده در غزلیات حافظ، درک درست و کامل از برخی مضامین شعری او مقدور و ممکن نیست.
این اثر به عنوان منبعی آموزشی برای دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی و نیز برای علاقهمندان به شعر حافظ قابل استفاده است.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات