هفت رنگ فلسفی (ماهیت و چیستی رنگ)
هفت رنگ فلسفی (ماهیت و چیستی رنگ)، اثر کاظم استادی (متولد ۱۳۵۴ش)، کتابی است در تبیین جایگاه رنگ در شاخههای مختلف دانش بشری که بهصورت تخصصی، نظریات فلاسفه یونان و مسلمان را درباره هستیشناسی و چیستی رنگ واکاوی میکند.
| هفت رنگ فلسفی (ماهیت و چیستی رنگ) | |
|---|---|
| پدیدآوران | استادی مقدم، کاظم (نويسنده) |
| سال نشر | 1396ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-600-97394-5-5 |
| موضوع | رنگ (فلسفه) - رنگ - بررسی و شناخت |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ر9 الف52 105 B |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
ساختار
کتاب، مشتمل است بر مقدمه، پیشگفتار، هفت بخش اصلی (با زیرمجموعههای متعدد) و جمعبندی.
گزارش محتوا
پیشگفتار کتاب به تبیین ضرورت، اهداف و چارچوب نظری پژوهش میپردازد و شامل بخشهای زیر است:
الف)- خلاصه پژوهش: در این بخش، نویسنده هدف اصلی خود را بررسی جایگاه هستیشناسی و چیستیشناسی رنگ بهعنوان یکی از مهمترین جلوههای ادراک انسانی بیان میکند. او با مروری اجمالی بر تاریخچه برخورد فلاسفه با این موضوع، تأکید دارد که توجه به چهار رکن جسم، نور، چشم و مغز برای درک فرایند رنگ ضروری است[۱]. فرضیه نهایی نویسنده این است که رنگ نه صرفاً ادراکی درونی است و نه صرفاً ادراکی بیرونی، بلکه یک «ادراک ترکیبی» بههمراه فعل حیاتی است که برخی موجودات توانایی انجام آن را دارند[۲].
ب)- مفاهیم کلیدی: نویسنده برای جلوگیری از خلط مبحث، تعاریف دقیقی از واژگان تخصصی همچون رنگ، عرض، کیفیت، کمیت و همچنین اصطلاحاتی چون جوهر، هستیشناسی، شناختشناسی و امواج الکترومغناطیس بهعنوان واژگان بنیادین این پژوهش، ارائه داده است[۳].
پ)- شرح مسئله:
این بخش، شامل سه زیرمجموعه است:
- اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش: ازآنجاکه بینایی، مهمترین حس انسان برای درک هستی است و بینایی بدون رنگ ممکن نیست، شناخت ماهیت رنگ برای فهم دقیق واقعیت ضرورت مییابد. نویسنده به کاربردهای عملی این شناخت در ابتکارات علمی، ایدههای صنعتی و درمان بیماریهای جسمی و روحی اشاره میکند[۴].
- تاریخچه مختصری از موضوع پژوهش: نویسنده بیان میکند که اگرچه بشر از ابتدا با رنگ درگیر بوده، اما نگاه روشمند و علمی به آن در سدههای اخیر و با ظهور فلسفه ذهن جدیتر شده است. او سیر تطور نظریههای بینایی را از یونان باستان تا فیزیک مدرن با ارائه نمودارهای تاریخی نشان میدهد[۵].
- مروری بر تحقیقات مرتبط: فهرستی از مقالات فارسی که به موضوعات جانبی (مانند روانشناسی رنگ در کودکان، پوشاک در اسلام و عرفان) پرداختهاند، ارائه داده و سپس به آثار مهم غربی در حوزه فلسفه و رنگ (مانند آثار بایرن، هیلبرت و کوهن) اشاره میکند[۶].
ت)- اهداف پژوهش: نویسنده به دنبال پاسخ به پرسشهای ویژه پژوهش است؛ از جمله این پرسش که آیا دسترسی ما به واقعیتِ رنگ، حقیقی است یا مجازی و توهمی؟ او سه فرضیه را مطرح میکند:
- رنگ، امری درونی است و در خارج از انسان، رنگی وجود ندارد.
- رنگ، امری بیرونی است و مستقل از انسان وجود دارد.
- فرضیه برگزیده: رنگ محصول ارتباط میان عوامل درونی (ذهن و مغز) و عوامل بیرونی (نور و جسم) است[۷].
ج)- روش و ابزار تحقیق: در این بخش، قلمرو (زمانی و مکانی) پژوهش، روش گردآوری و تجزیه و تحلیل دادهها (روش تحقیق عمدتاً بر پایه استنتاجات منطقی و علمی ثانوی (مطالعه کتابخانهای)) و محدودیتهای تحقیق، توضیح داده شده است[۸].
چ)- نتیجهگیری: نویسنده، نتیجه میگیرد که برای حل منازعات فلسفی درباره رنگ، ابتدا باید نقطه تمایز میان «امواج فیزیکی» و «ادراک حسی» روشن شود. او تأکید میکند که بدون توجه به تعاریف، بحث درباره وجود یا عدم وجود رنگ در خارج، به نتایج بیحاصل منجر خواهد شد[۹].
ح)- منابع تحقیق: منابع این اثر به پنج دسته تقسیم شدهاند:
- استنباطات شخصی و برهانهای قیاسی منطقی؛
- تحقیقات جدید غربی در حوزه ادراک حسی و فلسفه ذهن؛
- تحقیقات علوم کاربردی فیزیک نور و شیمی رنگ؛
- آزمایشهای تجربی اختصاصی و میدانی پژوهش؛
- منابع فلسفه اسلامی در کیفیات محسوس؛ بهویژه آثار مشایی ابن سینا (شفا)، آثار اشراقی سهروردی (المشارع و المطارحات) و حکمت متعالیه ملاصدرا (اسفار اربعه)[۱۰].
بخش اول (درآمدی بر علم رنگ): در این بخش، نویسنده به بررسی جایگاه رنگ در شاخههای مختلف دانش بشری میپردازد. ابتدا رنگ در ادیان و متون مقدس (قرآن، انجیل و...) واکاوی شده و سمبولیسم رنگها در مسیحیت و اسلام بررسی میگردد[۱۱]. سپس موضوع رنگ در احکام اسلامی (مانند رنگ لباس در نماز یا عزاداری) و عرفان اسلامی (نظریات نجمالدین کبری و علاءالدوله سمنانی و...) مورد بحث قرار میگیرد[۱۲]. در ادامه، تأثیرات رنگ در علوم انسانی[۱۳]، اقتصاد و بازاریابی[۱۴]، پزشکی (تشخیص بیماری از رنگ دفعیات)[۱۵]، روانشناسی[۱۶]، هنر[۱۷]، معماری[۱۸] و ارتباطات[۱۹] تشریح شده است.
بخش دوم (نظریههای فلاسفه سنتی درباره رنگ): این بخش، به سیر تاریخی آراء فلاسفه از یونان باستان تا دوره اسلامی اختصاص دارد. نویسنده ابتدا نظریات فلاسفه پیش از سقراط و آرای افلاطون و ارسطو و... (مانند نظریه خروج پرتو یا کیفیت محسوس بودن رنگ) را بیان میکند[۲۰]. در ادامه، آرای اندیشمندان مسلمان از جمله الکندی، فارابی، ابن سینا، ابن هیثم، سهروردی، خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا، بهتفصیل نقد و بررسی شده است[۲۱].
بخش سوم (هستیشناسی رنگ): در این بخش، مباحث پیرامون ماهیت وجودی رنگ مطرح میشود. نویسنده به بررسی پیشفرضهای هستیشناختی پرداخته و پرسشهای بنیادینی چون «آیا رنگ موجود است؟» و «آیا رنگ، موجود لذاته است یا لغیره؟» و... را پاسخ میدهد[۲۲]. همچنین تفاوت وجود ذهنی و خارجی رنگ و لوازم هستیشناسی آن از منظر اصالت وجود یا ماهیت بررسی شده است[۲۳].
بخش چهارم (چیستیشناسی رنگ): این بخش، به تحلیل جایگاه رنگ در نظام مقولات ارسطویی میپردازد. نویسنده با طرح این سؤال که «رنگ در کدامیک از مقولات دهگانه جای میگیرد؟»، نسبت رنگ با جوهر و عرض را بررسی کرده است[۲۴]. همچنین نسبت رنگ با کمیت و بحث در مورد اینکه آیا رنگ میتواند همزمان ذیل دو مقوله باشد، مورد واکاوی قرار گرفته است[۲۵].
بخش پنجم (سؤالات شناختشناسی رنگ): نویسنده در این بخش به چگونگی ادراک و شناخت رنگ میپردازد. مباحثی چون امکان شناخت رنگ[۲۶]، منابع شناخت رنگ[۲۷]، ابزار شناختن رنگ[۲۸] و مراحل و درجات شناخت رنگ در اینجا مطرح شده است[۲۹]. همچنین به قلمرو شناخت رنگ[۳۰]، شرایط باور به رنگ[۳۱] و اینکه در چه شرایطی باور صادق یک شخص به رنگ، موجه است، پرداخته میشود[۳۲].
بخش ششم (بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ): این بخش بر عوامل فیزیکی و بیولوژیکی مؤثر بر شناخت رنگ تمرکز دارد. نسبت اجسام (شفاف، کدر، آینه) با رنگ و نقش نور مریی و نامریی در آشکارسازی رنگها بررسی میگردد[۳۳]. پردازش رنگ و همچنین نحوه ادراک رنگ در نابینایان یا افراد دچار کوررنگی مورد مطالعه قرار گرفته است[۳۴].
بخش هفتم (نتیجهگیری در درک رنگ و فرایند رنگ): در این بخش، نویسنده به دستهبندی کلی نظرات پیرامون رنگ میپردازد. وی تمام گرایشات پیرامون کیفیات حسی را در دو عنوان کلی (واقعانگاری و غیر واقعانگاری) مطرح میکند و به مرزبندی فضای منطقی دیدگاههای مربوط به ادراک حسی میپردازد[۳۵].
در بخش جمعبندی، از تعریف رنگ، تبیین رنگ، نامگذاری رنگ، مصداق رنگ، مفهوم رنگ، مدلول رنگ، مکان رنگ، مالک رنگ، درک رنگ و نقش حواس دیگر در چیستی رنگ سخن به میان آمده است[۳۶].
پانویس
- ↑ ر.ک: پیشگفتار، ص21
- ↑ ر.ک: همان، ص22
- ↑ ر.ک: همان، ص23-24
- ↑ ر.ک: همان، ص25-26
- ↑ ر.ک: همان، ص27-28
- ↑ ر.ک: همان، ص29-33
- ↑ ر.ک: همان، ص34-36
- ↑ ر.ک: همان، ص37-38
- ↑ ر.ک: همان، ص39-40
- ↑ ر.ک: همان، ص41-44
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص52-57
- ↑ ر.ک: همان، ص57-72
- ↑ ر.ک: همان، ص73
- ↑ ر.ک: همان، ص76
- ↑ ر.ک: همان، ص83
- ↑ ر.ک: همان، ص85
- ↑ ر.ک: همان، ص89
- ↑ ر.ک: همان، ص93
- ↑ ر.ک: همان، ص95
- ↑ ر.ک: همان، ص115-123
- ↑ ر.ک: همان، ص163-196
- ↑ ر.ک: همان، ص207-224
- ↑ ر.ک: همان، ص221-234
- ↑ ر.ک: همان، ص241-272
- ↑ ر.ک: همان، ص273-279
- ↑ ر.ک: همان، ص295
- ↑ ر.ک: همان، ص304
- ↑ ر.ک: همان، ص316
- ↑ ر.ک: همان، ص320
- ↑ ر.ک: همان، ص325
- ↑ ر.ک: همان، ص339-343
- ↑ ر.ک: همان، ص348
- ↑ ر.ک: همان، ص365-381
- ↑ ر.ک: همان، ص388-414
- ↑ ر.ک: همان، ص426-433
- ↑ ر.ک: همان، ص437-480
منابع مقاله
پیشگفتار و متن کتاب.