نیما یوشیج
علی اسفندیاری (۱۲۷۶-۱۳۳۸ش)، معروف به نیمایوشیج، شاعر معاصر ایرانی و بنیانگذار شعر نو فارسی است. او با سرودن منظومه «افسانه» در سال ۱۳۰۱، تحولی بنیادین در ساختار و محتوای شعر فارسی ایجاد کرد و قالبهای سنتی را به چالش کشید. نیما در روستای یوش مازندران زاده شد، در مدرسه سنلویی تهران تحصیل کرد و با ادبیات فرانسه آشنا شد. نظریههای ادبی او در کتابهایی مانند «ارزش احساسات» و «حرفهای همسایه» تدوین شده است. اشعار نمادین او با درونمایههای اجتماعی و طبیعتگرایانه، تأثیری ماندگار بر شاعرانی همچون شاملو، اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و سپهری گذاشت. نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ در تهران درگذشت و پیکرش پس از ۳۴ سال به وصیت خود به یوش منتقل و در حیاط خانه پدریاش به خاک سپرده شد.
| نیما یوشیج | |
|---|---|
| نام کامل | علی اسفندیاری |
| نامهای دیگر | نیما، نیما یوشیج |
| لقب | پدر شعر نو فارسی |
| تخلص | نیما |
| نسب | از دودمان اسپهبدان پادوسبانی |
| نام پدر | ابراهیمخان اعظامالسلطنه |
| ولادت | ۲۱ آبان ۱۲۷۶ هجری شمسی (۱۵ جمادیالاول ۱۳۱۵ قمری) |
| محل تولد | روستای یوش، شهرستان نور، مازندران، ایران |
| محل زندگی | یوش، تهران، بابل، رشت، لاهیجان، آستارا |
| رحلت | ۱۳ دی ۱۳۳۸ هجری شمسی |
| مدفن | حیاط خانه پدری در یوش (پس از انتقال از امامزاده عبدالله تهران) |
| طول عمر | ۶۲ |
| همسر | عالیه جهانگیر |
| فرزندان | شراگیم یوشیج |
| خویشاوندان | لادبن (رضا اسفندیاری، برادر) |
| دین | اسلام |
| پیشه | شاعر، معلم، روزنامهنگار |
| اطلاعات علمی | |
| دانشگاه | مدرسه سنلویی تهران |
| علایق پژوهشی | شعر، نقد ادبی، نظریه ادبی |
| سبک نوشتاری | شعر نو (نیمایی) |
| اساتید |
|
| شاگردان |
|
| برخی آثار |
|
تولد و خاندان
علی اسفندیاری مشهور به نیمایوشیج در ۲۱ آبان ماه سال ۱۲۷۶ هجری شمسی (مطابق با ۱۵ جمادیالاول ۱۳۱۵ قمری و ۱۱ نوامبر ۱۸۹۷ میلادی) در روستای یوش از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد.[۱]
پدرش ابراهیمخان اعظامالسلطنه از خاندانهای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گلهداری مشغول بود. نسب خاندان اسفندیاری به ساسانیان و به اسپهبدان پادوسبانی طبرستان میرسد که از حدود سال ۴۰ هجری تا دوران شاه عباس بزرگ بر بخشهایی از طبرستان حکمرانی میکردند.[۲] مادرش طوبی مفتاح، نوه حکیم نوری (منتقد و شاعر و فیلسوف دوره قاجار)، با شعر آشنا بود و حکایتهای نظامی را برای نیما تعریف میکرد.[۳]
نیما در خردسالی «علی» خوانده میشد و پسر بزرگ خانواده بود. برادر چهار سال کوچکتر از او رضا (بعدها «لادبن») و خواهرانش مهراقدس، ناکتا و ثریا بودند.[۳] واژه «نیماور» در زبان مازندرانی به معنی کماندار بزرگ است. نیما در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به «نیما» تغییر داد و در نخستین سالهای صدور شناسنامه، نام وی «نیما خان یوشیج» ثبت شده است.[۴]
دوران کودکی و تحصیل
نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فراگرفت، اما دلخوشی چندانی از او نداشت زیرا او را آزار میداد.[۵] پدرش زندگی روستایی، تیراندازی و اسبسواری را به وی آموخت. نیما تا دوازده سالگی در زادگاهش، روستای یوش، و در دل طبیعت زندگی کرد.[۲]
در دوازده سالگی به همراه خانواده به تهران رفت و ابتدا به دبستان «حیات جاوید» و سپس به مدرسه عالی کاتولیک «سنلویی» فرستاده شد.[۶] در این مدرسه با زبان فرانسه آشنا شد. معلم ادبیات فارسی او نظامالدین ناظمپور (نظام وفا) بود که او را به شعر گفتن تشویق کرد. نیما شعر بلند «افسانه» را به نظام وفا تقدیم کرده است.[۶] همچنین مدتی در مدرسه خان مروی نزد آقا شیخ هادی یوشی زبان عربی و تحصیلات طلبگی آموخت.[۷]
پس از پایان تحصیلات، در وزارت دارایی مشغول به کار شد، اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.[۴]
ازدواج و زندگی شخصی
نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست، عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد، اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید.[۶]
سرانجام در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی با عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده روزنامهنگار انقلابی میرزا جهانگیر صوراسرافیل، ازدواج کرد.[۸] یک ماه پس از ازدواج، پدرش درگذشت. ثمره این ازدواج پسری به نام شراگیم (به معنی شیرمانند) بود که در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۲۴ به دنیا آمد.[۹]
عالیه جهانگیر در دفتر خاطراتش نوشته است: «وقتی من زن نیما شدم ۲۱ سال داشتم، معلم بودم و ماهی پانزده تومان میگرفتم.»[۱۰] زندگی مشترک آنان با فراز و نشیب همراه بود؛ عالیه گاهی نیما را به خاطر بیکاری و نداشتن درآمد سرزنش میکرد.[۸]
آغاز شاعری و تحول فکری
نخستین شعر موجود نیما، مثنوی «قصه رنگ پریده، خون سرد» است که در تاریخ حوت ۱۲۹۹ (اسفند ۱۲۹۹) در ۲۴۳ بیت سروده شده و به هزینه خود در مطبعه سعادت تهران چاپ کرد.[۱۱] نیما بعدها این شعر را «یک اثر بچگانه» معرفی کرد. این شعر از نظر وزن و زبان شبیه مثنوی مولوی است و شاعر در آن از خود سخن میگوید و آنچه بر او گذشته است.[۱۲]
در دی ماه ۱۳۰۱، نیما منظومه «افسانه» را سرود و بخشهایی از آن را در هفتهنامه «قرن بیستم» به سردبیری میرزاده عشقی به چاپ رساند.[۱] «افسانه» منظومهای است در ۱۲۷ بند (هر بند پنج سطر) بر وزن «فاعلن فاعلن فاعلاتن». قسمت اعظم شعر مکالمه میان عاشق-شاعر و موجودی خیالی درونی به نام «افسانه» است. این اثر از نظر فضا و زبان و بیان به عنوان نخستین شعر جدی جدید شناخته میشود.[۱۳]
در پاییز سال ۱۳۰۱ شعر «ای شب» را در روزنامه هفتگی «نوبهار» محمدتقی بهار منتشر کرد. نیما در این رابطه میگوید: «نمونه دیگری از شیوه کار خود «ای شب» را که پیش از این تاریخ سرودم و دست به دست و مردود شده بود، در روزنامه هفتگی نوبهار دیدم.»[۵]
نظریه ادبی و اصول شعر نو
نیمایوشیج نظریه ادبی خود را در کتابها و مجموعه مقالاتش، به ویژه در کتاب «ارزش احساسات»، به قلم آورد و راه را برای پیروان جوان خود هموار کرد.[۱] او در «حرفهای همسایه» به زبانی گفتوگویی، اصول شعر نو را تشریح میکند و از شاعر میخواهد که «چشم خود را به زندگی باز کند، نه به دیوان گذشتگان».[۱۴]
اصول شعر نیمایی را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد[۱۵]:
۱. برهم زدن هنجارهای زبان شعر و نزدیک کردن آن به موسیقی طبیعی کلام (کوتاه و بلند کردن مصراعها، جابهجا کردن قافیه به ضرورت معنی)
۲. نگاه زمینی و عینی به جهان در شعر (استفاده از عناصر طبیعت)
۳. اجتماعی و نمادین بودن شعر
۴. آمیختگی شاعر با شعر (شاعر از شعر خود بیرون و جدا زیست نمیکند)
نیما بر وزن شعر تأکید فراوان داشت و وزن را پوششی مناسب برای مفهومات و احساسات شاعر میدانست. او وزن را حذف نکرد، بلکه آن را «سیال» کرد.[۱۶]
ویژگیهای شعر نیما
شعر نیمایوشیج را از دو جهت میتوان بررسی کرد[۱۷]:
محتوا و درونمایه
- نگاه تازه به طبیعت و جهان و اشیا و زندگی
- جهتگیری اجتماعی و استفاده از نمادها در طرح مسائل اجتماعی
- انعکاس فضاهای طبیعی و رنگ محلی در شعر
- زبان و شیوه بیان نو که لازمه توصیف دیدگاهها و برداشتهای تازه شاعر است
شکل و قالب
- نوآوری و تنوع در قالب و وزن شعر - کوتاه و بلند شدن مصرعها و جابهجایی قافیهها - شکستن تساوی اجباری طول مصرعها
آثار مهم
از مهمترین آثار نیمایوشیج میتوان به موارد زیر اشاره کرد[۱۸][۱۹]:
اشعار فارسی
- «افسانه» (۱۳۰۱) – نخستین منظومه نو فارسی، مانیفست شعر نو
- «ققنوس» (۱۳۱۶) – نماد رستاخیز و خودآگاهی شاعر، تمثیل سوختن برای نوآفرینی
- «غراب» (۱۳۱۷) – فریاد اعتراض و غربت
- «مانلی» – اسطوره عشق و آزادی با حضور پررنگ طبیعت شمال
- «خانهام ابری است» – شناختهشدهترین شعر نیما در میان عموم، نماد تنهایی انسان مدرن
- «ای شب»
- «قصه رنگ پریده» (۱۲۹۹)
- «خانواده سرباز»
- «شعر من»
- «آب در خوابگه مورچگان»
اشعار مازندرانی
- مجموعه «روجا» – اشعار نیما به زبان مازندرانی (گویش کجوری و کلارستاقی)
داستانها
- مرقد آقا
- کندوهای شکسته
- آهو و پرندهها (برای کودکان)
- توکایی در قفس (برای کودکان)
یادداشتها و آثار نظری
- ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان
- تعریف و تبصره
- حرفهای همسایه
- نامهها (به ویژه نامهها به برادرش لادبن و استادش نظام وفا)
شاگردان و تأثیر بر نسل بعد
از میان شاعران جوانی که بیتردید راه نیما را دنبال کردند، باید از این بزرگان یاد کرد[۲۰]:
- احمد شاملو (۱۳۰۴-۱۳۷۹ش)
- مهدی اخوان ثالث (۱۳۰۷-۱۳۶۹ش)
- فروغ فرخزاد (۱۳۱۳-۱۳۴۵ش)
- سهراب سپهری (۱۳۰۷-۱۳۵۹ش)
- فريدون مشيری (۱۳۰۵-۱۳۸۰ش)
- نادر نادرپور (۱۳۰۸-۱۳۷۹ش)
و نسل بعد از آنها: یدالله رؤیایی، محمدعلی سپانلو، اسماعیل نوری علاء، منوچهر آتشی و محمدرضا شفیعی کدکنی.[۲۰]
مناقشهها و مخالفتها
با ظهور شعر نو و انتشار آثار نیما، واکنشها در جامعه ادبی ایران اغلب شدید بود. بسیاری از شاعران سنتی و منتقدان کلاسیک، تغییرات او در وزن، قافیه و فرم را تهدیدی برای میراث ادبی ایران میدانستند و انتشار شعرهای او را «بیقواره» و «ناموزون» میخواندند.[۱۴]
شفیعی کدکنی در مقدمه گزینه اشعار پرویز ناتل خانلری، برخی از شعرهای نیما را پس از شهریور ۱۳۲۰، تحت تأثیر پرویز ناتل خانلری دانسته و تاریخ درجشده در پای اشعار نیما را نامعتبر خوانده است.[۲۱] سیروس طاهباز و احمد افرادی این اتهامها را رد کردهاند.[۲۱]
گرایش سیاسی
نیما در بیشتر دوران زندگی گرایشهای چپگرایانه داشت اما هرگز عضو هیچ حزبی نشد.[۲۲] با نشریه «ایران سرخ» (ارگان حزب کمونیست ایران) که برادرش لادبن سردبیر آن بود، همکاری قلمی داشت. او تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود، اما بعداً منصرف شد.[۵] جلال آل احمد «پولیتیزه» بودنش را سبب اهمیتش میشمرد.[۲۲]
سالهای پایانی و وفات
نیمایوشیج در اواخر عمر به دلیل سرمای شدید یوش به ذاتالریه مبتلا شد و برای معالجه به تهران آمد، اما معالجات تأثیری نداشت. او در شبانگاه ۱۳ دی ماه ۱۳۳۸ (برابر با بامداد ۱۶ دی به روایت برخی منابع)[۲۳] در تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد.[۲۴] سه سال پس از مرگش، جلال آل احمد و سیروس طاهباز به خانه نیما رفتند.[۲۵]
در سال ۱۳۷۲ و پس از ۳۴ سال، بنا به وصیت نیما، پیکر او به یوش منتقل شد و در حیاط خانه پدری در کنار آرامگاه خواهرش بهجتالزمان اسفندیاری و بعدها سیروس طاهباز (گردآورنده آثار نیما) به خاک سپرده شد.[۲۶]
خانه نیمایوشیج
خانه نیمایوشیج واقع در یوش، بنایی است مربوط به دوره قاجار که توسط علی معروف به ناظمالایاله (جد نیما) بیش از دویست سال پیش ساخته شده است. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است.[۲۶] خانه دیگر نیمایوشیج در تهران (منطقه شمیران) نیز ثبت ملی شده و به عنوان خانه موزه نیما احیا شده است.[۲۶]
وصیتنامه نیما
نیما در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۳۵ وصیتنامهای نوشت و در آن از دکتر محمد معین خواست که آثارش را پس از مرگش بررسی کند و قیّم فرزندش شراگیم باشد. او تأکید کرد: «هیچیک از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرمودهاند در کار نباشند.»[۲۷]
نمونه اشعار
تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که میگیرند در شاخ تَلاجَن* سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام
در آن دم که بر جا درهها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه
من از یادت نمیکاهم
تو را من چشم در راهم
*تلاجن: نوعی گیاه
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ سعادت، اسماعیل، ج۱، ص۳۲۴
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ صائب، خدایار، ج۲۷، ص۲۷۶
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ قلم آبی: زندگینامه نیما یوشیج
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ فرادید: تصاویر زندگی خصوصی نیما یوشیج
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ تابناک: نیمایوشیج
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ بیتوته: زندگینامه نیمایوشیج پدر شعر نوی ایران
- ↑ قلم آبی: تحصیل و ورود به دنیای شعر
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ خبرگزاری ایمنا: زندگینامه نیمایوشج
- ↑ بهترینها: زندگي نامه نيمايوشيج، پدر شعر نو
- ↑ قلم آبی: زندگی شخصی و سالهای پایانی
- ↑ قلم آبی: نخستین شعرها
- ↑ صائب، خدایار، ج۲۷، ص۲۷۸-285
- ↑ محمدی، حسنعلی، ج۱، ص۴۵
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ قلم آبی: شکلگیری اندیشه شعر نو
- ↑ فرادید: تفاوت های شعر نیمایی و شعر سنتی
- ↑ بهترینها: نیما و تأثیر از شعر فرانسه
- ↑ محمدزاده، مرضیه، ج۲، ص۱۱۴۱
- ↑ سمیعی، احمد، ج۱، ص۴۳۲
- ↑ قلم آبی: آثار و اشعار مهم نیمایوشیج
- ↑ ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ سعادت، اسماعیل، همان، ص۳۲۴
- ↑ ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ فرادید: مناقشهها درباره نیما
- ↑ ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ صائب، خدایار، ج۲۷، ص۲۸۴
- ↑ فرادید: اصلاح تاریخ فوت
- ↑ مرسلوند، حسن، ج۳، ص۲۰۳
- ↑ قلم آبی: سالهای پایانی
- ↑ ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ فرادید: خانه تاریخی نیما
- ↑ بهترینها: وصیتنامه نیما یوشیج
منابع
منابع کتابی
- سعادت، اسماعیل، دانشنامه زبان و ادب فارسی، ج۱، تهران: بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ۱۳۸۸ش.
- انوشه، حسن، دانشنامه ادب فارسی، ج۲، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰ش.
- صائب، خدایار، «دانشنامه جهان اسلام»، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، ج27، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، چاپ دوم، 1378
- محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، قم: انتشارات زائر، ۱۳۸۸ش.
- یاحقی، محمدجعفر، کلیات تاریخ ادبیات فارسی، ج۱، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۵ش.
- سمیعی، احمد، فرهنگ آثار ایرانی-اسلامی، ج۱، تهران: کتابخانه ملی ایران، ۱۳۸۰ش.
- افشار، ایرج، فهرست مقالات فارسی در زمینه تحقیقات ایرانی، ج۴، تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۵ش.
- مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۳، تهران: انتشارات الهام، ۱۳۷۰ش.
- محمدی، حسنعلی، شعر معاصر ایران، ج۱، تهران: نشر نی، ۱۳۷۵ش.
پایگاههای اینترنتی
وابستهها
- مادر عزیزم، دوست من: شامل 34 نامه از نیمایوشیج به دوستان و خانوادهاش
- زخمه بر ساز زمان: فلسفه هنر و زندگی و نظریه ادبی نیمایوشیج
- شرح منظومه مانلی و پانزده قطعه دیگر از نیمایوشیج
- دو سفرنامه از نیما یوشیج
- مجموعه کامل اشعار نيما يوشيج
- مجموعه اشعار نیما یوشیج
- مانلي و خانهی سريويلي: دو منظومه از نیمایوشیج
- چکامهها
- یادداشتهای روزانه: بازیابی و بازنویسی از روی دست نوشتهی نیما
- دنیا، خانهی من است: 50 نامه از نیمایوشیج
- حکایات و خانوادهی سرباز
- یادداشتها: پنجمین دفتر از آثار نیمایوشیج
- یادداشت های روزانه نیما یوشیج
- صد سال دگر (دفتری از اشعار منتشر نشده نیما یوشیج)
- روجا (مجموعه اشعار تبری نیما)
- مجموعهی کامل نامههای نیما یوشیج
- نيما يوشيج: شعر نيما يوشيج از آغاز تا امروز، شعرهاي برگزيده، تفسير و تحليل موفق ترين شعرها
- نامههای نیما به همسرش: عالیه
- مجموعه کامل اشعار نیمایوشیج: فارسی و طبری
- زخمه بر ساز زمان: فلسفهی هنر و زندگی و نظریهی ادبی نیما یوشیج
- دفترهای نیما: داستان، نمایشنامه و سفرنامههای نیما یوشیج
- مجموعهي کامل اشعار نيمايوشيج: فارسي و طبري
- دربارهی هنر و شعر و شاعری