مادر عزیزم، دوست من: شامل 34 نامه از نیمایوشیج به دوستان و خانوادهاش
| مادر عزیزم، دوست من | |
|---|---|
| پدیدآوران | نيمايوشيج (نویسنده) |
| ناشر | امید فردا |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1400 |
| چاپ | اول |
| شابک | 8ـ29ـ7398ـ622ـ978 |
| کد کنگره | |
مادر عزیزم، دوست من: شامل 34 نامه از نیمایوشیج به دوستان و خانوادهاش تألیف علی اسفندیاری (نیمایوشیج)، این کتاب حاوی 34 نامۀ بلند و کوتاه است که نیما به دوستان و خویشاوندان خویش نوشته است. در برخی از این نامهها از وضع زندگی خود و گاهی اوضاع جامعه شکایت و گلهگی کرده است.
گزارش کتاب
این کتاب حاوی 34 نامۀ بلند و کوتاه است که نیما به دوستان و خویشاوندان خویش نوشته است. در برخی از این نامهها از وضع زندگی خود و گاهی اوضاع جامعه شکایت و گلهگی کرده است. این نامهها تا اندازهای خواننده را با زندگی و اوضاع اجتماعی نیمایوشیج آگاه میگرداند.
در بخشی از نامهای که به ناتل به تاریخ 26 آذر 1310 نگاشته شده، میخوانیم: «شاعر و نویسندۀ امروز را در دو مرحلۀ متمایز به حد اعتبار باید دید. اول اینکه چه مشاهده میکند. دوم اینکه چطور مشاهدۀ خود را بیان میکند. خلاصهگویی، مثل زمان کلاسیکها بیفایده است. اگرچه یک وقت بهکار بخورد و دوباره مرسوم شود. این اصل اقتصادی که مقصود آن کار کم و منفعت زیاد است، برای توسعۀ دایرۀ تولیدات مادی و حصول و اشباح در کارخانهها و کیفیت بهکارانداختن ماشین و استخدام قوۀ کارگر به کار میخورد».
طولانیترین نامهای که در این کتاب آمده خطاب به شخصی به نام حسامزاده است. در بخشی از این نامه آمده است: «برای شاعر و نویسندهبودن در عصر حاضر، آنطور که یک نفر علاقمند به تجدد ادبیات ایران بعد داز یازده سال عمل و مطالعه مینویسد، باید تا اندازهای فیلسوف بود در علوم اجتماعل و اقتصادی، برای تهیۀ معانی دست داشت و به علل مادی آن پی برد. برای تا اندازهای فیلسوف بودن هم باید با کمال بینیازی از «اسفار» و «شفا» و «شرح قوشجی» و «منظومۀ سبزواری» که خیلی بین ما متداول است و امثال آن، اگرچه هر یک در محل خود دارای اهمیتاند، به دوره پروگرام ملل دیگر نگاه کرد و مادی بود. عوالم ملکوتی و اخلاق و فصاحت اعصار بربریت را مخصوص معابد و این مدارس جدید به طرز قدیم دانست. پس از درک مکاتب مختلفۀ ادبی و صنعتی ملل مختلفه و ارتباط بینالمللی آن و استقصاء در حقایق تاریخ حقیقی ادبیات خصوصی و عمومی و تشخیص طریقه و اصول معین برای فکر در فلسفۀ اشیاء و تجزیه و تفکیک حوادث و تهیۀ خیلی مقدمات دیگر، قلم به دست گرفت».[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات