مهرنامک: مهرپرستی و تداومش در فرهنگ ایرانی و نامگان میترائی
| مهرنامک: مهرپرستی و تداومش در فرهنگ ایرانی و نامگان میترائی | |
|---|---|
| پدیدآوران | یزدانپرست، حمید (نویسنده) |
| ناشر | اطلاعات |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | ۱۴۰۳ |
| شابک | 978-600-435-228-4 |
| موضوع | مهرپرستی -- ایران، مهرپرستی -- ایران -- تاریخ |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | BL 1585 |
مهرنامک: مهرپرستی و تداومش در فرهنگ ایرانی و نامگان میترائی تألیف حمید یزدانپرست (متولد ۱۳۴۴ش)؛ این کتاب به بررسی پیشینۀ آیین مهرپرستی در میان اقوام هندواروپایی، اصلاحات زرتشت، بازسازی و نشر مهرآیینی در نواحی مختلف، بازماندههای آن در فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی (به ویژه حافظ و مولانا) و نیز «نامگان میترائی» شامل هزاران نام دارای ریشۀ «مهر» میپردازد.
ساختار
کتاب در سه بخش کلی تدوین شده است. بخش نخست شامل چهل و سه فصل است که به ریشهها، نشانهها، تاریخ، تحولات و بازماندههای مهرپرستی در فرهنگ ایرانی میپردازد. بخش دوم تحت عنوان «نامگان میترائی» (فصل چهل و چهارم) به صورت الفبایی، شامل هزاران اسم فرد، مکان، گیاه و شرکت است که «مهر» جزئی از آن را تشکیل میدهد. بخش سوم (فصل چهل و پنجم) به جمعبندی، نتیجهگیری و تحلیل دو بخش گذشته اختصاص دارد. کتاب با پیشدرآمد، درآمد، پیوست (چرایی مهرپرستی)، منابع و مآخذ و فهرستگان به پایان میرسد.
گزارش کتاب
مهرپرستی آیینی بوده بر محور بزرگداشت و پرستش ایزد بسیار کهن آریایی به نام «میتره» (در هند) یا «میثره» (در ایران) که با مقولۀ «عهد و پیمان» و «دوستی» مرتبط بوده و به تدریج با قربانیهای خوبیار و هومنوشی (نوعی شراب آیینی) و احتمالاً استعمال برخی از انواع مواد مخدر و خلسهآور (شاهدانه، حشیش، بنگ) همراه شده است. این آیین در پهنۀ گستردهای از هند تا ایران بزرگ (یا ایرانشهر، شامل فلات ایران، بخش بزرگ قفقاز، افغانستان و آسیای مرکزی) و سکائیه (از سینکیانگ تا دریای سیاه) رواج داشته است.
نویسنده در خصوص مذاهب باستانی ایرانیان، دو دیدگاه کلی را مطرح میکند: نخست آنکه مهرپرستی، زروانیگری و زرتشتی سه آیین جداگانه هستند. دوم آنکه این سه، سه طریقت زرتشتی به شمار میروند. نگارنده با استناد به شواهدی، نگرش نخست را مبنا قرار داده و بر این باور است که مهری و زروانی آیینهایی کهنتر از زرتشتی هستند؛ اما از آنجا که همگی در یک بستر فرهنگی و قومی رشد کردهاند، چندان با هم آمیختگی دارند که زمینههایی برای تلقی دوم فراهم آمده است. زرتشت سخت با انحرافات آیین مهر درافتاد و کوشید آن را تعدیل کند که در نهایت به شکل «مهریشت» و «هومیشت» به اوستای موجود راه یافت.
این کتاب در سه بخش کلی تدوین شده است. بخش نخست مروری گذرا بر پیشینۀ مهرپرستی در میان برخی از اقوام هندواروپایی و بازتابش در میان اقوام همسایه، اصلاحات زرتشت، بازسازی و نشر مهرآیینی در نواحی مختلف و بازکاوی پارهای از رسوبات آن در فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی دارد. نویسنده در این زمینه بارها به سراغ حافظ رفته است؛ یک دلیلش آشنایی بیشتر او با حافظ و دلیل دیگر اینکه حافظ را عصارۀ فرهنگ ایران میداند؛ ضمن اینکه زبان نمادین او جا را برای تأویل و مشاهده طیفهای گوناگون در اشعارش باز میگذارد. همچنین به آثار مولانا، سنایی، عطار و در مواردی ناصرخسرو نیز مراجعه شده است.
از جمله مباحث بخش نخست میتوان به این موارد اشاره کرد: ریشهها و نشانههای مهرپرستی، هوم، جمشید، مهر در غرب ایران، مهرکدهها در ایران، زمینههای معنوی اصلاحات زرتشت، مهر مشرقی، میترائیسم رومی، تحلیل گاوکشی، هفت وادی میترائی، مهر و مسیح، مهرگرایی در شرق آسیا، از ارابۀ مهر تا عرفان مرکابا، نردبان معرفت، طلوع مهر، بازگشت هوم و جمشید، جشن مهرگان، بازگشت گاوکشی و شاهدانه، ظهور منجیانۀ مهر، مهر در ارمنستان، تأثیر مهرپرستی در معماری مذهبی، زورخانه و فرهنگ عیاری، خراباتی، شیرمردان، هفت شهر عشق، قلندریان، تحفۀ درویش، زروانیگری، اهل حق، از پارسیان تا یارسان، دیوپرستی، کیش مهر و اسلام، و از شوالیهگری تا فراماسونری.
بخش دوم کتاب به «نامگان میترائی» اختصاص دارد که شامل هزاران اسم فرد، محل، گیاه و شرکت میشود که «مهر» (میثره، میتره، میترا و...) جزئی از آن را تشکیل میدهد. این بخش مستقل و مفصل هرچند به صورت الفبایی تنظیم شده است (نه تاریخی و منطقهای)، اما میتوان پیشینۀ اطلاق این نام را از گذشتههای دور تا حال حاضر دنبال کرد، هم گسترۀ کاربردش را از ژاپن و کره و چین تا میانرودان و آناتولی و روم غربی دید، هم برخی تغییر و تبدیلاتش را در زبانهای ایرانی (اوستایی، مادی، فارسی باستان، سکایی، سغدی، پهلوی و فارسی) و سامی (آرامی، اکدی، سریانی، عبری، عربی) و هندواروپایی (ارمنی، هندی، یونانی و بعضی شاخههای دیگر) مشاهده کرد. نویسنده تأکید میکند که صرف کاربرد این نام، حتی در عهد باستان، الزاماً به معنی مهرپرستی نیست؛ زیرا در خود بهدینی نیز او ایزدی است در میان ایزدان محبوب دیگر. از عصر اسلامی به بعد، رواج این نام – خاصه در میان مسلمانان – تنها نشاندهندۀ رسوب یک اندیشه و بیش از آن، معانی خوب و خاصیت ترکیبپذیری آن و امکان ساختن اسامی متعدد و متنوع است. بخش سوم به اختصار، نتیجهگیری و تحلیل دو بخش گذشته است.[۱]
پانویس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات