من أساليب التربية في القرآن الكريم

    از ویکی‌نور
    من أساليب التربية في القرآن الكريم
    من أساليب التربية في القرآن الكريم
    پدیدآورانمکانيسی، عثمان قدری (نويسنده)
    ناشردار ابن حزم
    مکان نشرلبنان - بیروت
    سال نشر1422ق - 2001م
    چاپ1
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    م7م8 230/18 BP
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    من أساليب التربية في القرآن الكريم، اثر عثمان قدری (معاصر)، کتابی است در بررسی و استخراج شیوه‌های آموزشی و پرورشی از آیات قرآن کریم تا راهنمایی عملی را برای مربیان در جهت تربیت صحیح دینی فراهم آورد.

    ساختار

    کتاب در یک جلد تدوین شده و مطالب بدون تبویب و فصل‌بندی، مشتمل بر عناوین تربیتی مجزاست که هر عنوان با تکیه بر آیات و قصص قرآنی به تبیین یک روش خاص می‌پردازد.

    گزارش محتوا

    به‌منظور آشنایی بیشتر با کتاب، به محتوای برخی از این عناوین، به‌عنوان نمونه، اشاره می‌شود: در بخش اعتماد به خدا و پناه بردن به او، نویسنده بیان می‌کند که ایمان واقعی با اعتماد مطلق به پروردگار آغاز می‌شود. روی همین اساس انسان نماز خویش را با سوره فاتحه (که محتوای آن اعتراف به الوهیت و ربوبیت خدا و عبادت و التجا به اوست) آغاز می‌کند. نویسنده با استناد به داستان‌های پیامبرانی چون موسی(ع)، ابراهیم(ع) و نوح(ع) و... نشان می‌دهد که چگونه این برگزیدگان در دشوارترین لحظات تنها به خدا پناه می‌بردند و نصرت می‌یافتند[۱].

    بخش تعظیم، به ناتوانی انسان در برابر عظمت الهی می‌پردازد. در هر سوره قرآن و در هر آیه آن بر بزرگی خداوند تنبیه داده شده است؛ بزرگی در صفات، آفرینش و وحدانیت او که قلب مؤمن را به تسلیم و توکل وامی‌دارد[۲].

    در مبحث یاد صالحان، سرگذشت برخی از پیامبران بزرگ و دیگر صالحانی همچون لقمان، خضر و ذوالقرنین و... به‌عنوان الگوهای کمال بشری مرور می‌شود. این داستان‌ها نه برای سرگرمی، بلکه برای ایجاد انگیزه در جهت پیروی از مسیر آنان روایت شده‌اند[۳]‏.

    بخش یادآوری فضل الهی، بر این نکته تأکید دارد که قرآن همواره نعمت‌های خدا بر بندگان (مانند نجات از فرعونیان، باران و تسخیر دریاها) را یادآوری می‌کند تا روحیه سپاسگزاری را در آنان تقویت کرده و ایشان را به حق پایبند سازد[۴]‏.

    در بخش اسوه حسنه، پیامبر اسلام(ص) و سایر انبیا به‌عنوان برترین الگوهای رفتاری معرفی می‌شوند. تبعیت از این الگوها مایه رستگاری و دوری از آنان عامل شقاوت و گمراهی در دنیا و آخرت است[۵]‏.

    موضوع هم‌نشینی نیکو، به تأثیر عمیق دوستان بر یکدیگر اشاره دارد. نویسنده با هشدار نسبت به دوستان ناباب، بر اهمیت همراهی با برادران دینی متقی که مایه سعادت هستند، تأکید می‌ورزد[۶]‏.

    بخش گفتار نیکو، به اهمیت نرم‌خویی در کلام می‌پردازد. سخن نیکو همچون آب پاکی است که از آسمان بر زمین تشنه فرود می‌آید و خداوند با آن زراعت و میوه می‌رویاند؛ لذا مربیان و داعیان باید در گفتگوهای خود همواره از زیباترین کلمات استفاده کنند[۷]‏.

    در بحث حسن ادب، مجموعه‌ای از آداب اجتماعی و دینی همچون پاسخ به تحیت، اکرام میهمان، رعایت حقوق یتیمان و مسکینان و حفظ حرمت مجالس پیامبر(ص) بر اساس آیات الهی تشریح شده است[۸]‏.

    بخش امنیت و آزادی، به موضوع هجرت به‌عنوان راهکاری برای یافتن محیطی امن جهت پرستش آزادانه خدا می‌پردازد. هجرت در راه خدا مایه جلب رزق، مغفرت و پاداش عظیم اخروی معرفی شده است[۹]‏.

    موضوع صبر، شامل شکیبایی در برابر سختی‌ها و ثبات قدم در دعوت است. قرآن کریم صبر را عاملی برای پیروزی، جلب محبت الهی و رسیدن به مقامات عالی در بهشت می‌داند[۱۰]‏.

    در بخش عدالت، عدل به‌عنوان اساس حکومت و میزان زندگی طیب معرفی می‌شود. این اصل باید در تمامی جنبه‌ها از جمله قضاوت، معامله، روابط خانوادگی و حتی در برخورد با دشمنان رعایت گردد[۱۱]‏.

    بخش آمرزش و بخشش، مؤمنان را به گذشت از خطاهای دیگران تشویق می‌کند. قرآن با معرفی خداوند به‌عنوان غفور و رحیم، به انسان‌ها می‌آموزد که برای جلب مغفرت الهی، خود نیز باید اهل صفح و بخشش باشند[۱۲]‏.

    موضوع پایبندی به وعده و پیمان، بر لزوم وفای به عهد به‌عنوان صفت ممتاز مؤمنان تأکید دارد. در مقابل، پیمان‌شکنی از ویژگی‌های منافقان و مایه عذاب الهی شمرده شده است[۱۳]‏.

    در بخش اظهار محبت (التحبب)، روش‌های جلب قلوب از طریق مهربانی و کلام محبت‌آمیز بررسی شده است. نمونه‌های قرآنیِ برخورد پیامبران با والدین و فرزندانشان، عالی‌ترین سطوح این شیوه تربیتی را نشان می‌دهد[۱۴]‏.

    بخش یاری رساندن، به ترویج روحیه تعاون در جامعه اسلامی می‌پردازد. کمک به نیازمندان و ایثار در راه دیگران، علاوه بر تقویت پیوندهای اجتماعی، مایه برکت و از بین رفتن کینه‌هاست[۱۵]‏.

    در مبحث نصیحت و تشویق، شیوه‌های مختلف قرآن برای هدایت انسان‌ها به‌سوی خیر، از جمله استفاده از جملات شرطی، استفهامی و مقایسه‌ای بیان شده است[۱۶]‏.

    بخش مشورت، بر فواید شورا در اتخاذ تصمیمات درست و ساخت جامعه‌ای منسجم تأکید دارد. داستان ملکه سبأ و رفتار پیامبر(ص) با اصحاب، اهمیت این روش را در پیشبرد امور نشان می‌دهد[۱۷]‏.

    موضوع تلطف و اعتذار، به لزوم برخورد نرم در دعوت و پذیرش خطاها اشاره دارد. این رویکرد حتی در مواجهه با مخالفان نیز می‌تواند راهی برای نفوذ در قلب‌ها و هدایت آنان باشد[۱۸]‏.

    در بخش عتاب (سرزنش)، این شیوه به‌عنوان ابزاری اصلاحی برای مؤمنان و گاه پیامبران (مانند ماجرای سوره عبس) معرفی شده که هدف آن بازگرداندن فرد به مسیر صحیح با حفظ کرامت اوست[۱۹]‏.

    بخش عدم مداخله در امور غیر مرتبط به شخص دخالت‌کننده، به انضباط اخلاقی و پرهیز از کنجکاوی در حریم خصوصی دیگران می‌پردازد. قرآن مؤمنان را به تمرکز بر وظایف خویش و دوری از آنچه به آنان مربوط نیست، فرامی‌خواند[۲۰]‏.

    موضوع رازداری، بر اهمیت حفظ اسرار برای رسیدن به اهداف و تأمین امنیت فردی و اجتماعی تأکید دارد؛ چنان‌که در داستان‌های یوسف(ع) و مادر موسی(ع) مشهود است[۲۱]‏.

    در بخش مقابله به مثل، ضمن پذیرش اصل عدالت در پاسخ به بدی، برتری اخلاقی مؤمنان در گرو گذشت و نیکی کردن در برابر بدی‌ها دانسته شده است[۲۲]‏.

    مبحث بیم و امید (ترغیب و ترهیب)، به استفاده هوشمندانه قرآن از پاداش‌های بهشتی و کیفرهای جهنمی برای جهت‌دهی به رفتار انسان و برانگیختن انگیزه‌های او می‌پردازد[۲۳]‏.

    بخش ستایش (المديح)، به تمجید از صفات نیکوی انبیا و مؤمنان اختصاص دارد تا دیگران را به کسب این فضایل ترغیب نماید[۲۴]‏.

    در بخش نکوهش (الذم)، قرآن با بی‌اعتبار شمردن صفات رذیله و رفتارهای ناپسندِ کافران و منافقان، مؤمنان را از نزدیکی به این اعمال برحذر می‌دارد[۲۵]‏.

    موضوع تمسخر (السخرية)، تبیین می‌کند که چگونه قرآن از این شیوه کلامی برای باطل کردن ادعاهای کافران و تحقیر مواضع نادرست آنان در برابر حقیقت استفاده کرده است[۲۶]‏.

    بخش توبیخ و ملامت شدید، به برخوردهای تند و قاطع قرآن با کسانی می‌پردازد که علی‌رغم آگاهی، بر مسیر باطل اصرار می‌ورزند یا در برابر حق لجاجت می‌کنند[۲۷]‏.

    در مبحث افشای مواضع، شیوه‌های قرآنی برای پرده‌برداری از نیت‌های درونی دشمنان (یهود، منافقان و مشرکان) جهت صیانت از جامعه اسلامی و هوشیاری مؤمنان شرح داده شده است[۲۸]‏.

    بخش به‌چالش کشیدن (التحدي)، به مبارزه‌طلبی‌های قرآن در حوزه‌های علمی، بلاغی و منطقی می‌پردازد تا ناتوانی مخالفان را اثبات و حقانیت وحی را آشکار سازد[۲۹]‏.

    موضوع عزت‌مندی (الاستعلاء)، بر احساس سرافرازی مؤمن به‌واسطه ایمانش تأکید دارد. مؤمن واقعی با تکیه بر قدرت الهی، خود را از پستی‌های دنیوی و ذلت در برابر غیر خدا فراتر می‌بیند[۳۰]‏.

    در بخش پاداش و کیفر (الجزاء)، بر عدالت نهایی تأکید می‌کند؛ جایی که هرکس نتیجه دقیق اعمال خویش را خواهد دید و این شیوه، قوی‌ترین انگیزه برای اصلاح رفتار در زندگی است[۳۱]‏.

    احتیاط و هوشیاری (الحذر و الحيطة)، شیوه‌های نبرد (أساليب القتال)، تمایز و جدایی (التمايز و المفاصلة)، اعتراف به خطا، کنایه و اشاره، میانه‌روی و اعتدال، روش حکیمانه (أسلوب الحكيم)، حکمت، تفکر منطقی (داوری عقلی) (التفكير المنطقي - المحاكمة العقلية)، توالی و سلسله‌مراتب منطقی (التسلسل المنطقي)، تجربه‌گرایی (التجريب)، برنامه‌ریزی و فراهم کردن اسباب، گواه گرفتن و شهادت، قاعده‌مند کردن (التقعيد)، اندرز و عبرت، دقت در علم و رفتار، شفافیت در معامله و برخورد، غنیمت شمردن فرصت‌ها، سپردن کار به اهل آن، پایبندی به وقت، رد کردن افترا و تهمت، دعا، شیوه داستان‌پردازی، گفتگو، تصویرسازی (التصوير)، ضرب‌المثل، استفاده از مَثَل و حکمت، استدلال و علت‌آوری (التعليل)، امر و نهی و... از دیگر عناوین تربیتی مذکور در کتاب می‌باشد.

    پانویس

    1. ر.ک: متن کتاب، ص9-13
    2. ر.ک: همان، ص14-19
    3. ر.ک: همان، ص۲۰-۲۴
    4. ر.ک: همان، ص۲۵-۳۰
    5. ر.ک: همان، ص۳۱-۳۶
    6. ر.ک: همان، ص۳۷-۴۰
    7. ر.ک: همان، ص۴۱-۴۴
    8. ر.ک: همان، ص۴۵-۵۱
    9. ر.ک: همان، ص۵۲-۵۶
    10. ر.ک: همان، ص۵۷-۶۳
    11. ر.ک: همان، ص۶۴-۶۸
    12. ر.ک: همان، ص۶۹-۷۳
    13. ر.ک: همان، ص۷۴-۷۸
    14. ر.ک: همان، ص۷۹-۸۳
    15. ر.ک: همان، ص۸۴-۸۸
    16. ر.ک: همان، ص۸۹-۹۴
    17. ر.ک: همان، ص۹۵-۹۸
    18. ر.ک: همان، ص۹۹-۱۰۲
    19. ر.ک: همان، ص۱۰۳-۱۰۷
    20. ر.ک: همان، ص۱۰۸-۱۱۲
    21. ر.ک: همان، ص۱۱۳-۱۱۶
    22. ر.ک: همان، ص۱۱۷-۱۲۴
    23. ر.ک: همان، ص۱۲۵-۱۳۸
    24. ر.ک: همان، ص۱۳۹-۱۴۳
    25. ر.ک: همان، ص۱۴۴-۱۵۰
    26. ر.ک: همان، ص۱۵۱-۱۵۸
    27. ر.ک: همان، ص۱۵۹-۱۶۹
    28. ر.ک: همان، ص۱۷۰-۱۸۲
    29. ر.ک: همان، ص۱۸۳-۱۹۱
    30. ر.ک: همان، ص۱۹۲-۱۹۷
    31. ر.ک: همان، ص198-206

    منابع مقاله

    متن کتاب.


    وابسته‌ها