مثنوی مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی)
| مثنوي مظهر الآثار (به پیروی از منظومه مخزن الأسرار نظامی گنجوی) | |
|---|---|
| پدیدآوران | هاشمی، شاه جهانگیر (نويسنده) حسینخانی، حامد (مصحح) |
| عنوانهای دیگر | مظهر الآثار |
| ناشر | مرکز پژوهشی ميراث مکتوب |
| مکان نشر | ایران - تهران |
| سال نشر | 1400ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-600-203-254-6 |
| موضوع | هاشمی، شاه جهانگیر، - 946ق.- نقد و تفسیر - شعر فارسی - قرن 10ق. - شعر عرفانی فارسی - قرن 10ق. - شاعران ایرانی - قرن 10ق. |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | 6م 6181 PIR |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
مثنوی مظهرالآثار، نوشته شاه جهانگیر هاشمی کرمانی (متوفی ۹۴۶ق)، منظومهای عرفانی و اخلاقی در قالب مثنوی است که به تقلید از «مخزنالاسرار» نظامی گنجوی سروده شده و به تبیین اندیشههای صوفیانه، حقایق سلوک و مبانی حکمت الهی میپردازد.
ساختار
این اثر در یک جلد تدوین شده که شامل یک مقدمه تحقیقی مفصل درباره زندگی و آثار شاعر، و متن اصلی مثنوی متشکل از مناجاتها، نعتها، روضهها، بیست موعظه به همراه حکایات تمثیلی و خاتمه است.
انگیزه نگارش
انگیزه اصلی نویسنده از تدوین این اثر، تتبع و پاسخگویی به سنت منظومهسازی بزرگان ادب فارسی همچون نظامی گنجوی، امیرخسرو دهلوی و جامی بوده است[۱]. همچنین طبق متن کتاب، هاشمی این اثر را به پیشنهاد و اصرار «شاه حسن ارغون»، حاکم وقت سند، برای اثبات توانایی ادبی خود و ترویج اندیشههای عرفانی در آن سامان به رشته تحریر درآورده است[۲].
ساختار
کتاب با مقدمه مفصلی از مصحح در معرفی آن آغاز شده است. منظومه مظهرالآثار، چون آثار سلف خود، مخزنالاسرار، مطلعالأنوار و تحفةالاحرار، دارای بخشهای مختلفی است که این ساختار کلی در تقسیمبندی و شکلدهی بخشهای آن رعایت شده است. این ساختار با سرایش مخزنالاسرار پدید آمد و بعد از آن غالب پیروان نظامی بر اساس آن منظومههای عرفانی خود را سرودند. سراینده مظهر نیز به کلیت آن ساختار در بخشبندی منظومهاش وفادار بوده است؛ هرچند که تفاوتهایی جزئی با مخزن از این منظر دارد؛ مثلاً در نامگذاری بخشها یا انتخاب موضوعات، این تفاوتها آشکار است. ازاینرو، همانطور که در بخشهای قبل ذکر شد، منظومه مظهرالآثار به لحاظ انتخاب موضوع، ذکر حکایات و نام بخشهای آن بیشتر به تحفةالاحرار جامی نزدیک است تا به مخزنالاسرار نظامی. بهطورکلی مظهرالآثار شامل بخشهای زیر است:
- آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر؛
- مناجاتهای چهارگانه؛
- نعتهای پنجگانه؛
- روضههای سهگانه؛
- مواعظ بیستگانه؛
- خاتمه کتاب؛
حکایات مظهر در بخش اصلی آن، یعنی مواعظ بیستگانه، هماهنگ و متناسب با موضوع و محتوای هر موعظه آمده است[۳].
سبک نگارش
مهمترین ویژگیهای سبک نگارش اثر حاضر، به شرح زیر است:
- پیروی از سبک مثنویهای عرفانی: این اثر در وزن «بحر سریع» (مفتعلن، مفتعلن، فاعلن) و کاملاً تحتتأثیر زبان و ساختار مخزنالاسرار نظامی سروده شده است[۴].
- صبغه عرفانی و صوفیانه: نویسنده به وفور از اصطلاحات، نمادها و مبانی اندیشگی صوفیه، بهویژه دیدگاههای سلسله نعمتاللهی بهره برده است[۵].
- ایجاز و آرایههای ادبی: نگارنده باتکیهبر ایجاز، از صنایع بلاغی همچون استعاره، تلمیح برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است[۶].
اهمیت کتاب
- نخستین پاسخ به مخزنالاسرار در سند: این کتاب اولین منظومه در تاریخ ادبیات فارسی است که به تقلید از نظامی در منطقه جغرافیایی سند سروده شده است[۷].
- پل فرهنگی ایران و هند: اثر مذکور سندی ارزشمند از پیوند تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبهقاره در قرن دهم هجری به شمار میرود[۸].
- آینه اندیشه نعمتاللهی: مظهرالآثار یکی از مهمترین متون منظومی است که آرا عرفانی پیروان شاه نعمتالله ولی را در خود جایداده است[۹].
گزارش محتوا
این منظومه دارای ۲۳۹۱ بیت است و آغاز منظومه با تسمیه و تحمید و شکر بیت آغازین این منظومه به سنت مخزنالاسرار با اقتباس آیه «بسمالله» همراه است: «بسمالله الرحمن الرحیم فاتحهآرایای کلام قدیم»[۱۰].
بسیاری از شاعران پیرو مخزن، منظومه خود را با این آیه شریفه شروع کردهاند و گویی که این تسمیه در بین منظومهپردازان جنبه تبرک و تیمن یافته است. هاشمی نیز، با چهرهدستی چنین کرده و در آغاز مثنویاش در سی ویک بیت به شرح و رمزگشایی عارفانه حروف «بسمالله» پرداخته است.
بعد از آن با این عنوان: «در شکر ادای نعمت، تسمیه به تحمید سبحانی که مفتاح ابواب معانی و فاتحه اسباب دوجهانی است» در سی و هشت بیت به حمد و ستایش و وصف حضرت حقتعالی پرداخته است که در واقع بخش تحمیدیه منظومه است و همراه با ظرایف و لطایف حکمی و عرفانی و اشارات قرآنی است[۱۱].
مناجاتهای چهارگانه
مناجات اول: در استغفار از تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهبالعطایا جَلَّ جلاله و عَمَّ نواله.
مناجات دوم: در ایضاح آنکه جمیع موجودات به یک وحدت قائماند و حیثیت آفتاب ذات او سایه اسماء و صفات اوست.
مناجات سوم: در استفاضه انوار سرچشمه عینالیقین و چشمداشتن به پرتو جمال جهانآفرین ما اعلی شانه و برهانه.
مناجات چهارم: در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بینیاز حضرت قاضیالحاجات عزّ اسمه[۱۲].
نعتهای پنجگانه
نعت اول: در تقدم نور حضرت سید کائنات ـ علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات ـ بر جمیع حقایق ممکنات.
نعت دوم: در صفت معراج نبی علیهالسلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج.
نعت سوم: در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفوی(ص).
نعت چهارم: در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستانبوسی روضه مقدس وی.
نعت پنجم: در وقار و بزرگی آن حضرت ـ علیه التحیة و الثناء ـ که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست.
هاشمی در ادامه نعت پنجم و پیش از روضههای سهگانه با ابیاتی خواندنی، چند عنوان و موضوع را بیان میکند که در پیوند با کلیت منظومه او بسیار مهماند؛ عناوین آنها چنین است:
- در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمتالله ولی ـ قدس الله سره # در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشادپناهی شیخ محمد لاهیجی ـ قدس الله سره ـ.
- دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالیسوادند؛ مزین به مدح والی عهد ـ خلد الله ملکه ـ که به شکرستان سخن پرورده باد.
- در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع.
- در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنیالتعریفند و سخن جنسی است بلندپایه و بحری است پر از گوهر گرانمایه.
- در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض میگردد.
- در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شغبانگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه مرشد بلندآوازه نمیآید[۱۳].
روضههای سهگانه
روضه اول: در صفای رؤیت مرشد صافیصفات و رهیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات. روضه دوم: در طلوع صبح طلعت پیر آفتابضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هول به نور تربیت پیر صادق. روضه سوم: در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش[۱۴].
مواعظ بیستگانه
موعظه اول: در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود و ایجاد آدم(ع) که مظهر اعظم است (همراه با حکایت). موعظه دوم: در وفور برکات پیشه دهقانی که بهحکم «الدنیا مزرعة الآخرة» سرمایه محصول دوجهانی است (همراه با حکایت).
موعظه سوم: در بیان وحدانیت حضرت احدیت جَلَّ ذکره و که طغرای شهدات «ان لا اله الا الله» است و هر حرف ان محمدا بر وحدانیتش یک گواه (همراه با حکایت).
موعظه چهارم: در ذکر اقامت نماز پنجگانه که اثنیت عبد را رافع است (همراه با حکایت).
موعظه پنجم: در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درکات درگاه نیران است (همراه با حکایت).
موعظه ششم: در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرایه درجات معارج اخروی است (همراه با حکایت).
موعظه هفتم: در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پا کوفتن برهنهپایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و نیز رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست (همراه با حکایت).
موعظه هشتم: در ترک مصاحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید (همراه با حکایت).
موعظه نهم: در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که بهحکم مَنْ صُمتُ برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است (همراه با حکایت). موعظه دهم: در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سربهگریبان هستی فروبردهاند و در صبح آگاهی از خواب غفلت، در شبستان مستی فروماندهاند (همراه با حکایت).
موعظه یازدهم: در ذکر سماع و صفای چلهنشینان حلقه قوسين وجد و حال، صوفیان کوره فقر و فنااند و به اصول راهرو دوستدار و دایره توحید مینماید (همراه با حکایت).
موعظه دوازدهم: در تعریف علم و شرح فضیلت علما دین که مفتاح ابواب مدارس توفیق و مصباح الصباح محاسن تحقیقاند (همراه با حکایت). موعظه سیزدهم: در تعدیل ارکان دولت و صفت سلاطین عادل که به فحوای «السلطان ظل الله فی الارض» ملاذ خلایقند و بطراز کسوت «انَّ الله یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» لایق (همراه با حکایت).
موعظه چهاردهم: در توحید اوضاع اصحاب حساب که مهندسان قلمرو سیاق و آداب و مستوفیان ابوابالمال عالم ایشاناند (همراه با حکایت).
موعظه پانزدهم: در وصیت آنکه صبح پیری از بیاض انوار غیب دمیده و آفتاب عالمافروز جوانی بر سر دیوار مقطع رسیده (همراه با حکایت).
موعظه شانزدهم: در غنیمت شمردن آبوتاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است (همراه با حکایت).
موعظه هفدهم: در تحریر خطوخال نیکوان که نقش دلپذیر نگارستان قلمرو صنع و کمال در آیینه معنینمای صورتخانه عالم حس و جمالاند (همراه با حکایت).
موعظه هجدهم: در شرح جاذبه عشق که رگهای جان عاشقان را به حبلالمتین تعلق پیوسته است و گرفتاران سواد عالم دل را ... (همراه با حکایت).
موعظه نوزدهم: در حسن ادای شیرینسخنان موزون که طوطیان شکرشکن بهارستان فصاحتاند و منقار قلم همایونرقم چهرهگشای صور آینهرخساران نگارستان ملاحت (همراه با حکایت).
موعظه بیستم: در تنبیه و تعلیم نورسیدهای که هنوز موسم تازهبهارش نرسیده و سبزه خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده (همراه با حکایت)[۱۵].
خاتمه کتاب
خاتمه: این شکسته خامه به محک قبول کیمیاطبعان رایج باد که دیدهوران شناسنده جواهر نظم صاف و سخنسنجان معانیعیار میزان عالم انصافاند. شاعر در بخش پایانی منظومه، در سی بیت، ضمن تجلیل از قلم، شکر توفیق بهانجامرساندن مظهرالآثار را بهجای میآورد و اشارهای مستقیم به سال و مدت سرایش آن در بلد تته مینماید و پس از آن، نظر دقیق اهلنظر را جلب میکند و با دعا منظومه را به پایان میبرد؛ دو بیت پایانی: تا بود این مرکز دیرینه دیر / ذکر عزیزان سخندان به خیر / شاهد این نظم همایونسخن / تا به ابد باد به وجه حسن[۱۶].
پانویس
- ↑ مقدمه، صفحه هشتاد و هشت و نود
- ↑ همان، صفحه نود و یک
- ↑ همان، صفحه یکصد و چهارده
- ↑ همان، صفحه بیست و دو، نود و چهار- نود و پنج
- ↑ همان، صفحه نود و نه صد و هشت
- ↑ همان، صفحه صد و یک، صد و هفت
- ↑ همان، صفحه بیست و چهار، هشتاد و هشت
- ↑ همان، صفحه پنجاه و یک- پنجاه و دو
- ↑ همان، صفحه پنجاه و شش، شصت و شش
- ↑ همان، هشتاد و نه، صفحه یکصد و چهارده
- ↑ همان، صفحه یکصد و پانزده
- ↑ همان
- ↑ همان، صفحه یکصد و پانزده - یکصد و شانزده
- ↑ همان، صفحه یکصد و هفده
- ↑ همان، صفحه یکصد و هفده- یکصد و نوزده
- ↑ همان، صفحه یکصد و نوزده
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.