لطائف الاعلام في اشارات أهل الإلهام

از ویکی‌نور
لطائف الإعلام في إشارات أهل الإلهام
NUR10434J1.jpg
پدیدآورانعبدالرزاق کاشی، عبدالرزاق بن جلال‎‌الدین (نویسنده)

نجار، عامر (محقق)

وهبه، توفیق علی (محقق)

سایح، احمد عبدالرحیم (محقق)
ناشرمکتبة الثقافةالدينية
مکان نشرقاهره - مصر
سال نشر1426 ق
چاپ1
شابک977-342-285-2
موضوعتصوف - اصطلاح‌ها و تعبیرها عرفان
زبانعربی
تعداد جلد2
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏27‎‏4‎‏/‎‏3‎‏ ‎‏/‎‏ک‎‏2‎‏ل‎‏6
نورلایبمطالعه و دانلود
کتابخوانمطالعه و دانلود

لطائف الإعلام في إشارات أهل الإلهام، تأليف ملاعبدالرزاق كاشانى(قاشانى) (متوفى 736ق)، از اكابر صوفيه قرن هشتم هجرى قمرى است. وى نگارش كتابى مشتمل بر مهم‌ترين مصطلحات صوفيه و الفاظ و القاب مورد توافق آنها را انگيزه خود از نگارش كتاب دانسته است[۱]

احمد عبدالرحيم سايح، توفيق على وهبه و عامر نجار بر كتاب مقدمه زده و كار تحقيق و تصحيح آن را به انجام رسانده‌اند. برخى اين كتاب را به ابن عربى نسبت داده‌اند؛ درحالى‌كه كتاب ابن عربى، غير از اين كتاب است و «الإعلام بإشارات أهل الإفهام» نام دارد[۲]

ساختار

اين اثر دو جلدى، مشتمل بر مقدمه محقق، مقدمه مؤلف و متن اثر است. در متن اثر حدود 1700 اصطلاح[۳]، بر اساس حروف الفبا مرتّب شده است؛ به‌نحوى كه هريك از حروف، يك باب را تشكيل مى‌دهد. در هر باب، حروف اوّل و دوم به ترتيب الفبايى رديف شده است. همچنين تمامى اصطلاحات در آغاز كتاب بدون توضيح و شرح ذكر شده‌اند.

گزارش محتوا

ملاّ عبدالرزاق كاشانى به دليل تجربه زيادى كه در متون عرفانى داشت و با اصطلاحات و اشارات آنها به‌خوبى آشنا بود، پس از اتمام شرح كتاب «منازل السائرين» و شرح «فصوص الحكم» ابن عربى و تأويلات قرآن كريم، به درخواست عالمان علوم رسمى كه آشنايى چندانى با اين اصطلاحات نداشتند، اقدام به شرح اصطلاحاتى نمود كه در كتب مذكور بيان نشده بود و اين اثر همان اصطلاحات صوفيه كاشانى است. اين عارف بزرگ، فرهنگ اصطلاحات ديگرى را تدوين نمود كه به نظر خودش مشتمل بر اسرار علوم لدنى و معارف ربّانى و مسائل غامض است كه تنها كمّل و مقربين، آن هم به توفيق الهى، قادر به فهم آن خواهند بود. وى در «لطائف الإعلام في إشارات أهل الإلهام» كه در «كشف الظنون» با نام أهل الإفهام ضبط شده، در يك حوزه‌ى گسترده به شرح و تفصيل اصطلاحات كتب عرفانى خويش و ديگر عرفا مى‌پردازد؛ به‌طورى كه صاحب «الذريعة»، اصطلاحات صوفيه كاشانى را مختصرى از «لطائف الإعلام» مى‌داند، امّا لطائف با همه گستردگى‌اش، تنها به شرح واژه‌هاى كليدى و مهم مى‌پردازد[۴]

كتاب لطائف الإعلام، به‌وضوح حكايت از تعبير، تبويب و تنظيم در تأليف دارد و نيز از گستردگى علمى مؤلف و وقوف كامل او در تبيين اصطلاحات عرفانى خبر مى‌دهد. وى در اين كتاب از اعتقاد محكم خويش به شريعت سخن مى‌گويد، برخلاف برخى از عارفان كه با داشتن حقيقت، اعتنايى به شريعت نمى‌كنند. وى حتّى علم شريعت را قشرى براى علم طريقت و عهده‌دار صيانت از علم طريقت مى‌داند و طريق صاحب طريقتى را كه حق شريعت را ادا نكرده باشد، هوس‌آلود و مشحون از وسوسه مى‌داند[۵]

درباره اين اثر چند نكته گفتنى است:

  1. عبدالرزاق كاشانى در اين اثر بزرگ عرفانى خويش، از قرآن و احاديث فراوان بهره جسته است.
  2. نویسنده در برخى موارد به توضيح چند اصطلاح مختصر در يك باب اكتفا مى‌نمايد؛ براى نمونه در باب الضاد، تنها به دو اصطلاح «الضنائن» و «الضياء» بسنده مى‌كند. و در باب الدال فقط به سه اصطلاح اشاره مى‌نمايد، درحالى‌كه مصطلحات فراوانى از صوفيه در اين ابواب موجود است.
  3. نویسنده در توضيح اصطلاحات، كلمات و جملاتى كه قبلاً مطرح شده، با عباراتى نظير «كما عرفت ذلك» به ماقبل ارجاع مى‌دهد و مصحّح نيز نشانى صفحه آن را ذكر مى‌نمايد و نيز اگر يك اصطلاح را بيان نكرده، امّا براى شرح اصطلاحى ديگر بدان نيازمند است، با عباراتى چون: «التي ستعرفها في باب كذا» و «سيأتي في باب كذا»، به مابعد ارجاع مى‌دهد، كه اين امر نشانگر اشراف كامل نویسنده بر كل اثر و نيز نظام‌مند بودن آن است.
  4. در اين اثر در بسيارى از موارد به كتب ابن عربى به‌ويژه فصوص الحكم و فتوحات استناد مى‌كند و نيز به‌طور فراوان از منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى سخن مى‌گويد و او را به‌عنوان شيخ الشيوخ مى‌ستايد. همچنين اشعار ابن فارض و ابن عربى به‌صورت چشمگيرى مشاهده مى‌گردد.
  5. در برخى موارد، نویسنده قبل از تعريف اصطلاح به توضيح لغوى آن مى‌پردازد؛ به‌عنوان مثال در اصطلاح 66، «اسم» را به «معرّف ذات شيء» تعريف نموده و اصل و ريشه آن را از «سمّو» معرفى مى‌كند. مؤلف از نظر نحوى نيز به توضيح كلمه مربوط همّت مى‌گمارد و «اسم» را از ديدگاه اهل لغت امرى در مقابل فعل و حرف مى‌داند. همچنين گاهى يك اصطلاح را از چشم‌اندازهاى مختلف فلسفى، كلامى و عرفانى مطرح مى‌كند؛ براى نمونه در اصطلاح 741 حقيقتى را كه اغمض المسائل است، به اصطلاح حكما، ماهيت و در لسان متكلّم، شيء ثابت و معدوم ممكن و در زبان رايج عرفا، عين ثابت مى‌داند.
  6. در برخى مواقع سرّ تسميه اصطلاحات را ذكر مى‌فرمايد؛ مثلاً در اصطلاح 367 (السرّ المصون) مى‌گويد: مراد از آن غيب هويت ذات است كه به علم ما درنمى‌آيد؛ بنابراین ذات الهى، سرّى است كه از ادراك و احاطه ما مصون است. گاهى اصطلاح واحد را از ديدگاه عرفا متعدد بيان كرده و آنگاه نظر خويش را با واژه «و اعلم» مطرح مى‌كند؛ به‌طور مثال در اصطلاح 6811 (قبض)، پنج قول از اهل الله را طرح نموده و سپس رأى خويش را بيان مى‌كند.
  7. مؤلّف گاهى يك اصطلاح را با يك اشاره بيان مى‌كند و زمانى در سطر واحد و يا چند سطر از آن سخن مى‌گويد و گاهى در چندين صفحه، آن را مورد بحث قرار مى‌دهد و معمولاً تفصيل گفتار خود را با كلماتى چون «و تقريره» و «تقرير ذلك» آغاز مى‌كند.
  8. كاشانى در برخى موارد در بيان اصطلاحات به كلمات اساطين فن، توسّل جسته و بعد از آن وجوه احتمالى بيانات بزرگان را مطرح مى‌كند؛ براى مثال در اصطلاح 9611 (الفقير) گفتارى را از مظفر القرميسى در مورد فقر مطرح مى‌كند، آنگاه از شش برداشت احتمالى آن سخن مى‌گويد[۶]

وضعيت كتاب

فهرست اجمالى ابواب و فهرست تفصيلى مصطلحات، در انتهاى جلد دوم آمده است. اختلاف نسخه‌ها و همچنين مطالبى كه نياز به ارجاع داشته، به نام منابع و مصادرشان در پاورقى‌هاى كتاب بدون ذكر صفحه اشاره شده است.

پانويس

  1. مقدمه محقق، ص23
  2. ر.ک: مقدمه مصحح، ص14؛ صلواتى، فضل‌الله، ص49
  3. مقدمه محقق، ص13
  4. ر.ک: صلواتى، فضل‌الله، ص49
  5. ر.ک: همان، ص50-49
  6. ر.ک: همان، ص51-50

منابع مقاله

1. مقدمه و متن كتاب.

2. صلواتى (طوفان)، فضل‌الله، «نقد و معرفى كتاب: لطائف الإعلام في إشارات أهل الإلهام»، آدرس مقاله در پايگاه مجلات تخصصى نور، مجله آينه ميراث، پاييز و زمستان 1381، شماره 18 و 19، صفحه 49 تا 55.