سیره علوی
| سیره علوی | |
|---|---|
| پدیدآوران | بهبودی، محمدباقر (نويسنده) |
| عنوانهای دیگر | فصلی از تاریخ صدر اسلام |
| ناشر | محمدباقر بهبودی |
| مکان نشر | ایران - تهران |
| سال نشر | 1368ش |
| چاپ | 0 |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
سیره علوی، اثر محمدباقر بهبودی (۱۳۰۷- ۱۳۹۳ تهران)، سیره نگار و پژوهشگر، در بررسی فصلی از تاریخ صدر اسلام و بازنمایی برخوردهای اجتماعی و سیاسی حضرت علی(ع) از سال دهم هجرت تا زمان شهادت ایشان در سال چهلم میپردازد.
ساختار
این متن بهصورت جزوههای درسی برای دانشجویان تربیتمدرس تهیه شده تا زمینه تحقیق و پژوهش را فراهم آورد بعد از ویرایش مختصر در یک جلد تدوینیافته است که وقایع تاریخی را در قالب بخشهای زمانی و موضوعی پیوسته، از اواخر حیات پیامبر(ص) تا ماجرای غارتهای معاویه، گزارش میکند.
سبک نگارش
در این کتاب فقط آن رشته از زندگانی امام علی(ع) مورد بحث و پژوهش قرار گرفته است که برخوردهای اجتماعی- سیاسی آن حضرت را طی سالهای دهم تا چهلم هجرت، مجسم میکند[۱].
گزارش محتوا
کتاب با بررسی وقایع آغاز سال یازدهم هجرت و روزهای پایانی حیات پیامبر اکرم(ص) آغاز میشود. نویسنده در این بخش به انتصاب اسامه بن زید به فرماندهی سپاه، کارشکنی برخی در حرکت این سپاه و اصرار پیامبر(ص) بر خروج آنها از مدینه میپردازد. همچنین، حوادث مهمی چون ماجرای «دوات و قلم» و رحلت پیامبر(ص) در آغوش امام علی(ع) درحالیکه سایرین در مساجد و منازل خود مشغول بودند، تشریح شده است[۲].
بخش بعدی به ماجرای سقیفه و تحلیل تاریخی آن اختصاص دارد. در این قسمت، تجمع انصار در سقیفه بنیساعده، ورود ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح به آنجا و استدلالهای طرفین برای تصاحب خلافت روایت شده است. نویسنده با نگاهی تحلیلی، زمینههای اجتماعی و سیاسی این واقعه و چگونگی بیعت گرفتن برای ابوبکر را با استفاده از اختلافات داخلی انصار و فشار مهاجرین تبیین میکند[۳].
در ادامه، در بخش بررسی تاریخ، به هدف پیامبر(ص) از بسیج عمومی و علل شکست آن[۴] و حضور ایشان در مسجد و شکستن نماز ابوبکر[۵] و همچنین، انگیزه اجتماع انصار و آینده نامعلوم آن[۶] اشاره شده است.
در بخش واکنش علی بن ابیطالب(ع)، به اقدامات امام پس از رحلت پیامبر(ص)، از جمله غسل و تدفین ایشان و سپس موضعگیری در برابر خلافت پرداخته شده است[۷]. امام علی(ع) در ابتدا از بیعت خودداری کرد و به همراه تنی چند از بنیهاشم و یاران نزدیک، بر حقانیت خود پافشاری نمود؛ اما در نهایت برای حفظ کیان اسلام و جلوگیری از ارتداد تازهمسلمانان و هجوم دشمنان خارجی، راه سکوت و صبر را پیش گرفت[۸].
در بخش جو حاکم، از امتناع سعد از بیعت و انزوای اجتماعی او[۹] و سپس ادعای کشتهشدنش به دست جنیان[۱۰] و مرگ ابی بن کعب بعد از افشاگریها[۱۱]، سخن به میان آمده است.
فصل فدک و حقوق مالی به تاریخچه اراضی فدک، خیبر و عواید مالی پیامبر(ص) میپردازد. نویسنده در این بخش، استدلالهای حضرت زهرا (س) در مطالبه فدک بهعنوان هبه یا ارث و پاسخهای دستگاه خلافت را بررسی کرده و بر این نکته تأکید میکند که مصادره فدک بیش از آنکه جنبه مالی داشته باشد، اقدامی سیاسی برای تضعیف اقتصادی بنیهاشم و تثبیت قدرت حاکمیت بود[۱۲].
در گزارش مربوط به دوران ابوبکر و عمر و شورای ششنفره، نقش مشورتی امام علی(ع) در امور قضایی و نظامی (مانند فتح ایران و قدس) موردتوجه قرار گرفته است. نویسنده بیان میکند که امام باوجود کنارهگیری از قدرت، هرجا که مصلحت اسلام در میان بود، از راهنمایی دریغ نمیکرد[۱۳]. همچنین ماجرای تشکیل شورای ششنفره توسط عمر برای تعیین خلیفه بعدی و شروط عبدالرحمن بن عوف که منجر به انتخاب عثمان شد[۱۴] و قیافه شورا در تمهید، سیاست و نبوغ در انتخاب اعضای آن، بهتفصیل شرح داده شده است[۱۵].
بخش دوران عثمان و شورش بر او به انحرافات ایجاد شده در تقسیم بیتالمال، انتصاب پیدرپی خویشاوندان خلیفه به مناصب مهم و برخورد تند با صحابه معترض همچون ابوذر غفاری میپردازد. این اقدامات منجر به اعتراضات گسترده از سوی مصر، کوفه و بصره شد که امام علی(ع) در آن میان نقش میانجی را برای اصلاح امور و جلوگیری از خونریزی ایفا کرد؛ هرچند در نهایت به قتل عثمان انجامید[۱۶]. امتناع علی(ع) از قبول مسئولیت و امتناع عثمان از قبول ارشاد و مشورت[۱۷]، تبعید ابوذر[۱۸]، ملاقات امام علی(ع) با عثمان به تقاضای شورشیان[۱۹] و محاصره خانه عثمان[۲۰]، از جمله موضوعات مطرح شده در این دو بخش است.
فصل مربوط به خلافت امیرالمؤمنین(ع) با توصیف بیعت عمومی و خودجوش مردم با ایشان آغاز میشود[۲۱]. امام از همان ابتدا بر اجرای عدالت، تساوی در تقسیم بیتالمال و عزل کارگزاران نالایق عثمان تأکید کرد[۲۲]. این سیاستهای اصلاحی موجب شد تا گروههایی که منافع خود را در خطر میدیدند، از جمله طلحه و زبیر، تحت عنوان خونخواهی عثمان و با همراهی عایشه، علم مخالفت برافرازند[۲۳].
در گزارش پیکار جمل، حرکت مخالفین به سمت بصره، تصرف این شهر و سپس برخورد نظامی میان سپاه امام و پیمانشکنان تشریح شده است. نویسنده با تحلیل اوضاع اجتماعی، بر این باور است که امام تا آخرین لحظه برای پرهیز از جنگ تلاش کرد؛ اما لجاجت سران جمل منجر به نبردی شد که با پیروزی امام و برخورد کریمانه ایشان با شکستخوردگان پایان یافت[۲۴].
بخش جنگ صفین و تحکیم حکمین به رویارویی امام با معاویه در مرزهای عراق و شام میپردازد. این نبرد طولانی که به دلیل حیله معاویه در بر سر نیزه کردن قرآنها به حکمیت منتهی شد، زمینهساز تفرقه در سپاه امام گردید. نویسنده جزئیات ماجرای حکمیت، فریبخوردن ابوموسی اشعری توسط عمروعاص و بیاثر شدن توافقات را بیان کرده است[۲۵].
در بخش تشکیل شورای حکومت، به خیانت ابوموسی اشعری[۲۶] و خطبه امیرالمؤمنین(ع) درباره حکمیت[۲۷]، اشاره شده است.
فصل جنگ نهروان و تشکیل خوارج به تبعات حکمیت و پیدایش گروه خوارج اختصاص دارد. این افراد که ابتدا خودخواهان حکمیت بودند، بعداً آن را کفر نامیده و بر امام خروج کردند. امام پس از روشنگریهای فراوان، ناچار به جنگ با آنها شد که در منطقه نهروان به نابودی اکثریت این گروه انجامید؛ هرچند تفکر افراطی آنها بهعنوان یک معضل اجتماعی باقی ماند. در این فصل به طغیان خوارج و قتل و غارت مسلمین[۲۸]، پیکار نهروان و قتلعام خوارج[۲۹] و بیانات امیرالمؤمنین(ع) پیرامون فتنه خوارج[۳۰] اشاره و شده و به دنبال آن، مکتب خوارج و هویت و تعصبات جاهلانه آنها، تشریح شده است[۳۱].
کتاب با بخش فرجام بیسرانجام پایان مییابد که به سالهای پایانی حکومت امام، سستی مردم در جهاد و غارتهای پیدرپی سپاهیان معاویه (غارات) در مرزهای حجاز و یمن میپردازد[۳۲]. امام در این دوران با خطبههای تند، مردم را به پایداری دعوت میکرد، اما عدم همراهی جامعه و سقوط تدریجی مناطقی مانند مصر[۳۳]، راه را برای حوادث بعدی همچون غارتهای معاویه[۳۴] و ماجرای شهادت آن حضرت[۳۵] هموار ساخت.
پانویس
- ↑ پیشگفتار، ص4
- ↑ همان: ص۵-۱۱
- ↑ همان، ص12- 16
- ↑ همان، ص17
- ↑ همان، 19ص
- ↑ همان، ص23
- ↑ همان، ص26
- ↑ همان، ص27- 30
- ↑ همان، ص31
- ↑ همان، ص31
- ↑ همان، ص34
- ↑ همان، ص34- 39
- ↑ همان، ص41- 42
- ↑ همان، ص42- 47
- ↑ همان، ص47- 50
- ↑ همان، ص50- 67
- ↑ همان، ص51
- ↑ همان، ص57
- ↑ همان، ص62
- ↑ همان، ص66
- ↑ همان، ص68
- ↑ همان، ص77
- ↑ همان، ص79- 97
- ↑ همان: ص ۹۷-۱۳۰
- ↑ همان: ص ۱۳۱-۱۶1
- ↑ همان، ص162
- ↑ همان، ص164-166
- ↑ همان، ص167
- ↑ همان، ص172
- ↑ همان، ص174
- ↑ همان، ص177- 180
- ↑ همان، ص181- 186
- ↑ همان، ص187- 198
- ↑ همان، ص198- 208
- ↑ همان، ص208- 214
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.