زیباشناسی و طبیعت
زیباشناسی و طبیعت تألیف گلن پارسونز (متولد 1973م)، ترجمه زهرا قیاسی؛ این کتاب به بررسی فلسفی زیبایی طبیعی و چگونگی درک زیباشناختی از طبیعت میپردازد و میکوشد تا پاسخی برای این پرسش بیابد که آیا درک زیبایی طبیعی میتواند شیوهای ارزنده برای ارتباط با طبیعت باشد یا نه.
| زیباشناسی و طبیعت | |
|---|---|
| پدیدآوران | پارسونز، گلن (نویسنده) قیاسی، زهرا (مترجم) |
| ناشر | رشد آموزش |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1389 |
| شابک | 978-964-93821-9-7 |
| موضوع | طبیعت (زیباییشناسی) |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | 1389 2ط2پ / 301 BH |
ساختار
کتاب از نه فصل تشکیل شده است: فصل اول: رویکرد به فلسفۀ زیبایی طبیعی، فصل دوم: تخیل، باور و زیباشناسی طبیعت، فصل سوم: فرمالیسم، فصل چهارم: علم و زیباشناسی طبیعت، فصل پنجم: پلورالیسم، فصل ششم: طبیعت و زیباشناسی منفصل، فصل هفتم: زیباشناسی و حفاظت از طبیعت، فصل هشتم: طبیعت در باغ، فصل نهم: هنر در طبیعت: هنر محیطی.
گزارش کتاب
سرآغاز بحث زیباشناسی و طبیعت به معنایی که در این کتاب بررسی شده است، به دهۀ نود میلادی برمیگردد و یکی از محرکهای عمدۀ آن آگاهییافتن از تأثیرات مخرب فعالیت بشر بر طبیعت و نیز آمار و ارقامی بود که چهرهای مخوف از جهان در آیندهای نزدیک نشان میدادند. اساساً وقتی موضوع زیباشناسی و طبیعت مهم میشود که مردم متوجه مناطقی طبیعی شوند که ظاهراً به سبب نداشتن کیفیات زیباشناختی مورد بیتوجهی و تخریب قرار گرفتهاند. مناظری همچون چمنزارهای هموار، جادههای کویری، کوهستانهای لخت و عور و حتی باتلاقها.
طرح کلی کتاب از این قرار است: فصول اول و دوم با معرفی مفهوم زیبایی طبیعی و طرح رویکردی کلی برای فهم آن و استفاده از رویکردهای متداول فلسفۀ تحلیلی، زمینه را برای بحث آماده میکند. فصلهای سوم تا ششم مواضع درک زیبایی طبیعی را که در بحثهای فلسفی اخیر حایز بیشترین اهمیت بودهاند، بیان میکنند، در ضمن استدلالهای اصلی له و علیه هریک مطرح میشود. در این فصلها تمرکز بر این است که درک زیباشناختی طبیعت چگونه باید باشد.
در فصل سوم (فرمالیسم) به این دیدگاه پرداخته میشود که درک زیباشناختی طبیعت باید معطوف به ویژگیهای صوری و ظاهری آن باشد، مانند رنگها و اشکال. نقاط قوت و ایرادات این رویکرد از جمله بیتوجهی به هویت اشیاء طبیعی بررسی میشود.
فصل چهارم به رویکرد علمبنیان اختصاص دارد که معتقد است برای درک صحیح زیبایی طبیعت باید به دانش علمی مانند زمینشناسی و زیستشناسی مراجعه کرد. این دیدگاه نیز با نقدهایی مانند تقلیلگرایی مواجه است.
فصل پنجم پلورالیسم را مطرح میکند که به کثرت رویکردها در درک زیباشناختی طبیعت باور دارد و فصل ششم به زیباشناسی منفصل و استغراقی میپردازد.
در فصول بعدی تمرکز بر موضوعات متفاوت اما مرتبط با زیباشناسی و طبیعت است. فصل هفتم امکان استدلال برای حفاظت از طبیعت را بر مبنای ارزش زیباشناختی مطرح و منتقدانه بررسی میکند. این موضوع در فصلهای بعدی نیز ادامه مییابد. نهایتاً در فصلهای هشتم و نهم رابطۀ جالب میان درک زیباشناختی طبیعت و درک زیباشناسی به طور کلی از حیث دو ماهیت به ظاهر مرتبط با آنها، یعنی باغ و هنر محیطی بررسی میشود. فصل هشتم به این پرسش میپردازد که آیا باغ را باید طبیعت دانست یا هنر و فصل نهم به بررسی هنر محیطی و نسبت آن با حرمت طبیعت اختصاص دارد.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات