دیوان صاحب اصفهانی (مسیح البیان)
| دیوان صاحب اصفهانی (مسیح البیان) | |
|---|---|
| پدیدآوران | صاحب اصفهانی، محمدکاظم (شاعر)
حیدری، مجید (مصحح) عاطفی، حسن (مقدمهنویس) |
| ناشر | سوره تماشا |
| مکان نشر | کاشان |
| سال نشر | 1393 |
| شابک | 978-600-6592-19-0 |
| موضوع | شعر فارسی - قرن 11 - غزلیات و رباعیات |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | یک جلد |
دیوان صاحب اصفهانی (مسیح البیان) سروده حکیم محمدکاظم صاحب اصفهانی (متوفی 1079ق)، شاعر شیعهمذهب سبک هندی (اصفهانی) که در هند میزیست و از درباریان عصر شاه جهان و اورنگزیب بود؛ تصحیح مجید حیدری؛ با مقدمه حسن عاطفی؛ این دیوان مشتمل بر غزلیات و رباعیات شاعر است که به سبک هندی سروده شده و ویژگیهایی چون کاربرد لغات عامیانه، تشبیهات و استعارات خاص این سبک در آن دیده میشود.
ساختار
کتاب مشتمل بر مقدمه حسن عاطفی، مقدمه مصحح، غزلیات، رباعیات و فهارس است. مقدمه مصحح شامل بخشهای محیط پرورشی شاعر، مختصری از شیوه شاعری صاحب، شیوه تصحیح و سخن پایانی میباشد. همچنین پیش از آن، یادداشتهایی از تذکرهنویسان شامل کلمات الشعرا، سفینه خوشگو، تذکره ریاض الشعرا و تذکره نتایج الافکار آورده شده است.
گزارش کتاب
دیوان حاضر، مجموعه غزلیات و رباعیات حکیم محمدکاظم اصفهانی متخلص به «صاحب» و مخاطب به «مسیح البیان» است. وی در هند میزیست و در زمان شاه جهان (پادشاه مغولی هند) سرپرستی دارالشفای شاهی را بر عهده داشت و از صاحبمنصبان عالیرتبه روزگار خود بود. او در سال 1079 هجری قمری درگذشت.
سبک شعر صاحب، همان سبک مرسوم عصر صفوی است که امروزه به سبک هندی یا اصفهانی شهرت دارد. ویژگیهای این سبک از جمله کاربرد لغات و اصطلاحات عامیانه و روزمره زبان، تشبیه و استعاره و دیگر پیرایههای ادبی خاص هندی در کلامش دیده میشود. تذکرهنویسان به پست و بلندی سخن او اشاره کردهاند و متذکر شدهاند که وی تألیفات بسیاری داشته و دیوان ضخیمی ترتیب داده است. در سبک سخن به مولانا، حافظ، سعدی و معاصران خود توجه داشته است.
صاحب شاعری شیعهمذهب بوده و در چند غزل ارادت خود به پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و واقعه کربلا بیان کرده است. نمونه اشعار وی در مدح نبی اکرم: «ندیده در سخنم کس به غیر مدح نبی / گهر گرفته دل من نه شیشیه حلبی». همچنین در واقعه کربلا میسراید: «آرزوها در دلم خونین کفن خوابیدهاند / بر شهیدان سینه من کربلا قسمت کنند».
صاحب در دوره اوج شعر و ادب میزیست، اما چنانکه از اشعارش پیداست، به سمت دربار شاهان روی نیاورد و برای سیم و زر شعر نگفت: «برای سیم و زر هرگز نکردم شاعری صاحب / گل رنگین خیالیها به خاک کربلا بگشود». او شیفته عرفان است و خود را خرقهپوش عارف مینامد: «خرقهپوش عارفی چون صاحب درویش نیست / آنچه گوش آسمان نشنیده باشد دیده است».
شعر صاحب روان و بیتکلف است و به گویش مردم کوچه و بازار توجه خاصی شده؛ به گونهای که برخی از اصطلاحات و ضربالمثلهای متداول در آن دیده میشود: «این مثل باشد که نقش آخر از اول به است». وی به آرایههای ادبی توجه دارد و از تشبیه، تضاد، ایهام، جناس و تمثیل در زیبایی سخن بهره برده است. در بیتی از نابینایی و رنجوری پدر در اواخر عمرش یاد میکند: «نالان پدری دارم از گریه سفیدش چشم / بیجرم به زندانم ای باد ببر کاغذ».
مصحح در تصحیح این اثر از نسخه خطی دیوان صاحب موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی (581 صفحه به خط نستعلیق شکسته) استفاده کرده است. به دلیل تکنسخهای بودن اثر، به روش تصحیح قیاسی عمل شده و کلمات مخدوش به قرینه عقلی (با توجه به وزن و آثار باقیمانده) داخل کروشه گذاشته شده است. در پایان غزلیات نسخه اصلی، اشاره به مالک کتاب شده: «غلامحسین، ولد حاجی یوسفعلی».[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات