تاریخ تحولات ایرانشناسی: پژوهشی در تاریخ فرهنگ ایران در دوران باستان
| تاریخ تحولات ایرانشناسی: پژوهشی در تاریخ فرهنگ ایران در دوران باستان | |
|---|---|
| پدیدآوران | میراحمدی، مریم (نویسنده) |
| ناشر | طهوری |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1390ش |
| شابک | 978-600-5911-02-2 |
| موضوع | ايران شناسي
ايران - تاريخ - پيش از اسلام ايران - تمدن - پيش از اسلام |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | DSR ۶۴ /م۹ ت۲ ۱۳۸۹ |
تاریخ تحولات ایرانشناسی: پژوهشی در تاریخ فرهنگ ایران در دوران باستان تألیف مریم میراحمدی، کتابی است در حوزه مطالعات ایرانشناسی که به بررسی سیر تحولات تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران در دوران باستان میپردازد. این اثر که توسط انتشارات طهوری منتشر شده، با رویکردی میانرشتهای و با تکیه بر منابع کهن و پژوهشهای جدید، به معرفی ابعاد گوناگون فرهنگ ایرانی از جمله زبانها، ادبیات، جشنها، نظام حکومتی و باورهای دینی در دوران باستان میپردازد و کوشیده است تا تصویری جامع از میراث فرهنگی ایران باستان در چارچوب دانش ایرانشناسی ارائه دهد.
ساختار
کتاب مشتمل بر پیشگفتار، مقدمه، ده فصل و بخشهای پایانی است.
فصل اول به آشنایی با آثار و منابع تحقیقات ایرانشناسی اختصاص دارد.
فصل دوم به جغرافیای تاریخی ایران در دوران باستان در دو بخش موقعیت جغرافیایی ایران و اقوام و تمدنهای سرزمین ایران و کشورهای مجاور میپردازد.
فصل سوم تقسیمبندی زبانهای ایرانی و دورههای آن را بررسی میکند.
فصل چهارم به منابع مربوط به زبانهای ایرانی باستان میپردازد.
فصل پنجم زبان و ادبیات ایرانی میانه را معرفی میکند.
فصل ششم به متون و ادبیات مانوی اختصاص دارد.
فصل هفتم ادبیات ایرانی میانه شامل سغدی، سکائی-ختنی، خوارزمی و بلخی (باکتریائی) را بررسی میکند.
فصل هشتم جشنهای ایرانیان در دورۀ باستان را معرفی میکند.
فصل نهم به نظام حکومت ایران در دوران باستان میپردازد.
فصل دهم جهانبینی و اندیشههای دینی ایرانیان در دوران باستان را تحلیل میکند. کتاب با علائم اختصاری، کتابشناسی، فهرست نام کسان و فهرست نام جایها به پایان میرسد.
گزارش کتاب
«تاریخ تحولات ایرانشناسی: پژوهشی در تاریخ فرهنگ ایران در دوران باستان» اثر مریم میراحمدی، پژوهشی است در حوزه مطالعات ایرانشناسی که با هدف بررسی سیر تحولات تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران در راستای دانش ایرانشناسی با مفهوم بینالمللی آن نگاشته شده است. حیات فرهنگی ایران و ایرانیان، زمینۀ اصلی دانشی را دربرمیگیرد که در مراکز علمی جهان با عنوان مطالعات ایرانی یا «ایرانشناسی» شهرت دارد. توصیف «فرهنگ ایرانی» به مفهوم وسیع آن که دربردارندۀ تفکرات دینی، مذهبی، زبان، آداب و رسوم، هنر و ... است، در سیر تاریخی خود به ارزشهای واقعی فرهنگی این سرزمین وابسته بوده است که با گذشت ایام و بروز رویدادهای سیاسی در کشور، همچنان در تحول و جریان دائمی حیات روزانه به صورت ماندگاری تداوم و تمرکز داشته است.
نویسنده در مقدمه کتاب به این نکته اشاره دارد که تداوم فرهنگی در ایران باستان و حتی پس از تجاوزات اقوام بیگانه مانند سکاها، هونها، مقدونیها و یونانیها ادامه داشته است و در دوران اسلامی نیز حملات ترکها اگرچه خصوصیات فرهنگ ایرانی را برای مدتی کمرنگ کرد، اما پس از عبور از مشکلات سیاسی کماکان حیات فرهنگی ایران در مسیر تاریخی خود تداوم یافته است. با ظهور اسلام و پذیرش دین مبین، ایرانیان در گهوارۀ اسلام، هویت ایرانی خود را شکوفا کردند و در تمام شئون اجتماعی، فرهنگ جدیدی را پدید آوردند که نزد محققان به نام «فرهنگ ایرانی ـ اسلامی» شهرت دارد. ایرانیان در مسیر تحولات تاریخی خود به میراث ملی و اندیشههای دینی به طوری توأمان توجه داشتهاند و همین امر یکی از مهمترین دلایل تداوم و بقای «فرهنگ ایرانی» در دوران باستان و «فرهنگ ایرانی ـ اسلامی» پس از ظهور اسلام بوده است.
فصل اول کتاب به آشنایی با آثار و منابع تحقیقات ایرانشناسی اختصاص دارد. نویسنده در این فصل به معرفی مهمترین منابع کهن و جدید در حوزه ایرانشناسی و نیز مکاتب و رویکردهای مختلف در این دانش میپردازد. سابقۀ تاریخی تأسیس رشتهای به نام «ایرانشناسی» در مراکز علمی و دانشگاهی اروپا، به اوایل قرن بیستم میلادی برمیگردد؛ اگرچه آشنایی محققان با «فرهنگ ایرانی» پیشینهای طولانیتر دارد. شوق مطالعه در تحولات تاریخی و فرهنگی ایرانیان، نزد محققان با دلایل گوناگون صورت گرفته است و تفحص در کلیۀ مظاهر حیات اجتماعی و فرهنگی ایران را دربرمیگیرد.
فصل دوم به جغرافیای تاریخی ایران در دوران باستان میپردازد. این فصل در دو بخش تنظیم شده است: بخش اول به موقعیت جغرافیایی ایران از منظر منابع کهن و جدید اختصاص دارد و بخش دوم اقوام و تمدنهای سرزمین ایران و کشورهای مجاور را معرفی میکند. نویسنده در این فصل نشان میدهد که چگونه قلمرو ایران باستان فراتر از مرزهای سیاسی امروز، گسترهای از میانرودان تا آسیای مرکزی و از قفقاز تا خلیج فارس را دربرمیگرفته است.
فصل سوم به تقسیمبندی زبانهای ایرانی و دورههای آن اختصاص دارد. نویسنده در این فصل به معرفی سه دورۀ اصلی زبانهای ایرانی (باستان، میانه و نو) و شاخههای شرقی و غربی آنها میپردازد. این فصل از آن جهت اهمیت دارد که دانش ایرانشناسی به طور کلی از مبحث زبانهای ایرانی شروع شده و پژوهش دربارۀ دیگر شاخههای ایرانشناسی مانند ادبیات و ادیان ایرانی در دوران باستان را امکانپذیر کرده است.
فصل چهارم به منابع مربوط به زبانهای ایرانی باستان میپردازد. نویسنده در این فصل کتیبههای هخامنشی به زبان فارسی باستان، متون اوستایی و دیگر منابع مرتبط با زبانهای ایرانی باستان را معرفی میکند و نیز به چگونگی آشنایی اروپاییان با این متون در دوران معاصر میپردازد.
فصل پنجم به زبان و ادبیات ایرانی میانه اختصاص دارد. این فصل به طور کلی دربردارندۀ زبان پهلوی اشکانی (پارتی) و متون پهلوی ساسانی (پارسی میانه) است. نویسنده در این فصل به معرفی مهمترین متون بازمانده از این دوره از جمله متون دینی، حقوقی، ادبی و تاریخی میپردازد.
فصل ششم به متون و ادبیات مانوی اختصاص دارد. نویسنده در این فصل به معرفی آثار مانی و نوشتههای پیروان او شامل متون نثر و نظم میپردازد. ادبیات مانوی که به زبانهای مختلف از جمله فارسی میانه، پارتی، سغدی و قبطی نوشته شده، از نظر محتوایی و هنری از جایگاه ویژهای در میراث فرهنگی ایران برخوردار است.
فصل هفتم به ادبیات دیگر زبانهای ایرانی میانه مانند سغدی، سکائی-ختنی، خوارزمی و بلخی (باکتریائی) اختصاص دارد. نویسنده در این فصل به معرفی متون بازمانده از این زبانها و اهمیت آنها در شناخت فرهنگ و تاریخ ایران در دوران باستان میپردازد.
فصل هشتم به جشنهای ایرانیان در دورۀ باستان اختصاص دارد. نویسنده در این فصل جشنهای سالانه و ماهانه ایرانیان را بر مبنای تقویم ایرانی معرفی میکند. جشنهایی چون نوروز، مهرگان، سده، تیرگان و دیگر جشنهای کهن، بخش مهمی از فرهنگ و هویت ایرانی را تشکیل میدهند که ریشه در دوران باستان دارند.
فصل نهم به نظام حکومت ایران در دوران باستان میپردازد. نویسنده در این فصل ساختار اجتماعی، سازمان اداری و سیاسی، تشکیلات نظامی و سازمانهای اجتماعی حکومتهای ایران (ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی) را بر اساس نوشتههای ایرانی و منابع یونانی-رومی شرح میدهد.
فصل دهم که از مهمترین بخشهای کتاب است، به جهانبینی و اندیشههای دینی ایرانیان در دوران باستان اختصاص دارد. نویسنده در این فصل کوشیده است تا با اتکاء به اسناد و منابع تاریخی، جهانبینی ایرانیان در دوران باستان را بررسی کند. روند تاریخی ادیان ایرانی از مراحل آغازین تا افول آنها و ظهور اسلام در این فصل مد نظر بوده است. افزون بر آن، به گسترش ادیان الهی در ایران و وضعیت پیروان آنها به طور جداگانه توجه شده است و نظر به اهمیت ادیان الهی، کتابشناسی مبسوطی به این ادیان اختصاص داده شده است.
کتاب «تاریخ تحولات ایرانشناسی» با ارائه تصویری جامع از فرهنگ ایران در دوران باستان و معرفی منابع و روشهای پژوهش در این حوزه، منبعی ارزشمند برای دانشجویان و پژوهشگران رشتههای ایرانشناسی، تاریخ، زبانشناسی، باستانشناسی و مطالعات فرهنگی و نیز برای تمام علاقهمندان به میراث فرهنگی ایران زمین به شمار میآید.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات