تاريخ و فلسفه علوم اسلامی

تاریخ و فلسفه علوم اسلامی، اثر عثمان بکار (معاصر)، با ترجمه محمدرضا مصباحی، کتابی است در تبیین بنیان‌های تاریخی و فلسفی علوم اسلامی و بررسی پیوند اندام‌وار میان آموزه‌های دینی، به‌ویژه اصل توحید، با فعالیت‌های علمی دانشمندان مسلمان.

تاريخ و فلسفه علوم اسلامی
تاريخ و فلسفه علوم اسلامی
پدیدآورانبکار، عثمان (نويسنده) مصباحی، محمد رضا (مترجم)
ناشرآستان قدس رضوی. بنياد پژوهشهای اسلامى
مکان نشرایران - مشهد مقدس
سال نشر1387ش
چاپ2
شابک978-964-971-185-0
موضوعاسلام و علوم - شناخت (فلسفه اسلامی) - علوم اسلامی - تاریخ - علوم اسلامی - فلسفه
زبانفارسی
تعداد جلد1
کد کنگره
/ع8ب8 11/5 BP
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

انگیزه نگارش

نویسنده در پیشگفتار کتاب، هدف و انگیزه اصلی خود از نگارش این اثر را آشکار کردن جنبه‌های گوناگون علوم اسلامی و بررسی ارتباط اندام‌وار بین «توحید» و علم از دیدگاه دانشمندان مسلمان بیان کرده است[۱].

ساختار

کتاب در یک جلد تدوین شده و مشتمل بر مقدمه مترجم، پیشگفتار، چهار بخش اصلی (با یازده فصل) و یک «افزوده» است.

ویژگی‌ها

از ویژگی‌های برجسته مقاله‌های این کتاب، ویژگی میان‌رشته‌ای آنهاست. برای مطالعه علوم اسلامی نیز رویکردی تاریخی - فلسفی برگزیده شده است[۲].

گزارش محتوا

مترجم در مقدمه خود، ابتدا به معرفی نویسنده کتاب، عثمان بکّار، می‌پردازد و او را به‌عنوان یکی از اندیشمندان برجسته مالزیایی معرفی می‌کند که در زمینه‌های ریاضیات، فلسفه علم و ادیان تطبیقی در دانشگاه‌های لندن و مالزی تحصیل و تدریس کرده است[۳].

نویسنده در پیشگفتار، درباره مقالات این کتاب و محتوای آنها و منظور وی از «علوم اسلامی» و موضوعات اصلی که در گفتارهای کتاب بررسی می‌شود و... به‌اختصار سخن گفته است[۴].

بخش اول: بنیان‌های معرفت‌شناختی علوم اسلامی: این بخش در سه فصل به بررسی ریشه‌های دانش در تفکر اسلامی و نسبت آن با وحی و عقل می‌پردازد: فصل اول (آگاهی دینی و روح علمی سنت اسلامی): نویسنده بر این باور است که روح علمی در اسلام برخلاف غرب، از دل آگاهی دینی و اصل «توحید» جوشیده است[۵]. در این فصل، تبیین می‌شود که دانشمندان مسلمان، مطالعه طبیعت را راهی برای کشف یگانگی خداوند در نظام آفرینش می‌دانستند و میان ایمان و تحقیق علمی تعارضی نمی‌دیدند[۶].

فصل دوم (مسئله روش‌شناسی در علوم اسلامی): در این فصل، تفاوت‌های بنیادین میان روش‌شناسی علوم اسلامی و علوم مدرن بررسی می‌شود[۷]. نویسنده، معتقد است الگوی معرفت‌شناختی اسلام بر پایه «توحید» استوار است که در آن، تمامی روش‌های کسب دانش (عقلی، تجربی و شهودی) در یک پیوند اندام‌وار با هم قرار دارند و هدف نهایی آن‌ها شناخت مراتب حقیقت است[۸].

فصل سوم (جایگاه شک در معرفت‌شناسی اسلامی): با تمرکز بر تجربه فلسفی امام محمد غزالی، نویسنده به بررسی شک او برای رسیدن به «علم الیقین»، می‌پردازد[۹]. در این فصل تبیین می‌شود که چگونه غزالی با عبور از شک و نقد تقلید، به معرفتی دست یافت که ریشه در نور الهی و شهود قلبی دارد[۱۰].

بخش دوم: خدا، طبیعت و انسان در علوم اسلامی: این بخش در سه فصل به تبیین جهان‌شناسی اسلامی و ارتباط میان خالق و مخلوق در حوزه دانش می‌پردازد: فصل چهارم (وحدت علم و معرفت): در این فصل، تجربه اسلامی در دستیابی به وحدت میان شاخه‌های مختلف دانش بررسی می‌شود[۱۱]. نویسنده توضیح می‌دهد که در جهان‌بینی اسلامی، طبیعت به‌عنوان مجموعه‌ای از «آیات الهی» نگریسته می‌شود و علومی مانند ریاضیات و هندسه، ابزاری برای درک نظم معنوی حاکم بر جهان هستند[۱۲].

فصل پنجم (مفهوم جزء لا یتجزی): این فصل به بررسی نظریه ذره‌ای در کلام اشعری و تفاوت آن با نظریه ذره‌ای یونانی می‌پردازد[۱۳]. نویسنده تبیین می‌کند که متکلمان مسلمان چگونه از این مفهوم برای اثبات قدرت مطلقه الهی و نفی علیت استقلالی در طبیعت بهره برده‌اند[۱۴].

فصل ششم (درآمدی بر فلسفه پزشکی اسلامی): پزشکی اسلامی به‌عنوان ترکیبی از علم، هنر و دین معرفی می‌شود که هدف آن حفظ اعتدال و سلامت در هر دو جنبه جسمانی و روحانی انسان است[۱۵]. در این فصل، تقسیم‌بندی‌های نظری و عملی پزشکی و مبانی جهان‌شناختی آن تشریح شده است[۱۶].

بخش سوم: غرب و تمدن اسلامی: این بخش در دو فصل به تعاملات علمی میان جهان اسلام و غرب مسیحی در سده‌های میانه می‌پردازد: فصل هفتم (تأثیر علوم اسلامی بر دریافت مسیحیت سده‌های میانه از طبیعت): نویسنده در این فصل، نقش کلیدی نهضت ترجمه و انتقال دانش مسلمانان به اروپا را بررسی می‌کند[۱۷]. در این فصل نشان داده می‌شود که چگونه آرای دانشمندان و فیلسوفان مسلمان بر اندیشمندانی چون توماس آکویناس و راجر بیکن تأثیر گذاشت و درک غربی‌ها از طبیعت را دگرگون کرد[۱۸].

فصل هشتم (نقد خیام بر اقلیدس): این فصل به بررسی دستاوردهای ریاضی عمر خیام، به‌ویژه نقدهای او بر نظریه توازی‌های اقلیدس می‌پردازد[۱۹]. نویسنده توضیح می‌دهد که این نقدها چگونه پیش‌زمینه شکل‌گیری هندسه‌های نااقلیدسی را فراهم آورد و پویایی تفکر ریاضی در تمدن اسلامی را به رخ کشید[۲۰].

بخش چهارم: اسلام و علم جدید: این بخش در سه فصل و یک بخش افزوده، به چالش‌های معاصر و نسبت اسلام با علوم مدرن می‌پردازد: فصل نهم (اسلام و اخلاق پزشکی): به بررسی پاسخ‌های اسلام به مسائل نوپدید در پزشکی مدرن مانند سقط جنین، پیوند اعضا و مهندسی ژنتیک اختصاص دارد[۲۱]. نویسنده بر اهمیت نگاه کل‌نگر اسلام به بدن انسان به‌عنوان امانت الهی تأکید می‌کند[۲۲].

فصل دهم (واکنش دانشمندان مسلمان): در این فصل، مواجهه اندیشمندان مسلمان با علم جدید و تلاش آن‌ها برای سازگار کردن دستاوردهای نوین با جهان‌بینی اسلامی واکاوی می‌شود[۲۳].

فصل یازدهم (شکوه گذشته و تنگناهای فعلی): به بررسی دلایل افول علمی در جهان اسلام و راهکارهای بازیابی آن شکوه با تکیه بر هویت اسلامی و فناوری‌های نوین می‌پردازد[۲۴].

بخش افزوده: شامل یک طرح پیشنهادی برای تدوین برنامه درسی فلسفه علوم کاربردی و مهندسی در دانشگاه‌های اسلامی با رویکردی متناسب با سده بیست‌ویکم است[۲۵].

پانویس

  1. ر.ک: پیشگفتار، ص9
  2. ر.ک: همان، ص10
  3. ر.ک: مقدمه، ص7-8
  4. ر.ک: پیشگفتار، ص9-11
  5. ر.ک: متن کتاب، ص15-16
  6. ر.ک: همان، ص16-21
  7. ر.ک: همان، ص25
  8. ر.ک: همان، ص29-31
  9. ر.ک: همان، ص49-51
  10. ر.ک: همان، ص59-63
  11. ر.ک: همان، ص71
  12. ر.ک: همان، ص74-80
  13. ر.ک: همان، ص86
  14. ر.ک: همان، ص92-93
  15. ر.ک: همان، ص109-113
  16. ر.ک: همان، ص114-131
  17. ر.ک: همان، ص137-146
  18. ر.ک: همان، ص154-156
  19. ر.ک: همان، ص160-161
  20. ر.ک: همان، ص163-171
  21. ر.ک: همان، ص181-184
  22. ر.ک: همان، ص185-196
  23. ر.ک: همان، ص201
  24. ر.ک: همان، ص225
  25. ر.ک: همان، ص240

منابع مقاله

مقدمه مترجم، پیشگفتار و متن کتاب.


وابسته‌ها