امام موسی کاظم علیهالسلام
ابوعبدالله جعفر بن محمد بن علی بن حسين بن علی بن ابیطالب (۱۲۷ یا ۱۲۸-۱۸۳ق)؛ معروف به امام موسی کاظم(ع)، امام ششم از ائمۀ مذهب شيعۀ دوازده امامی و بنيانگذار مذهب فقهی جعفری.
ولادت
امام کاظم(ع) در ذیالحجه ۱۲۷ق یا ۷ صفر ۱۲۸ق یا 129ق هنگامی که امام صادق(ع) و همسرش حمیده از حج بازمیگشتند، در منطقه ابواء (منزلی میان مکه و مدینه) به دنیا آمد.
طبری تولد امام کاظم(ع) را برخلاف دیگران سال 127ق و شهادت آن حضرت را در ماه ذیالحجه سال 174ق ذکر میکند.
طبرسی ولادت امام کاظم(ع) را هفتم صفر سال 128ق میداند.[۱]
مادر بزرگوار آن حضرت کنیزی به نام حمیده بود. او درجاتی از فرزانگی را دارا بود؛ چنانکه حضرت صادق(ع) زنان را برای فراگیری علوم شرعی به نزد او میخواند.[۲]
نام حضرت موسی، و کنیۀ مشهورشان ابوالحسن و ابوابراهیم است. لقبهایش عبارتند از: کاظم، صالح، باب الحوائج، صابر و.... کاظم یه معنای فرو برندۀ خشم است. زیرا آن حضرت دشمنانش را با آن که بر او ستم روا میداشتند، هیچگاه نفرین نمیکرد. به گفته ابن اثیر، مورخ نامی، آن حضرت به کسانی که به او بدی مینمودند، خوبی روا میداشت و این رویۀ همیشگی آن حضرت بود... در عراق، آن حضرت به باب الحوائج معروفند؛ زیرا هر که توسلی به حضرتش نموده، به حاجت خود رسیده است.
عصر امام کاظم(ع)
|
خلافت در دوره امام کاظم(ع) | |
| خلفای دوران پیش از امامت (۱۲۸-۱۴۸ق) | |
|
سال سال ۱۲۸-۱۳۲ق |
خلیفه مروان بن محمد |
| خلفای دوره امامت (۱۸۳ق-۱۴۸) | |
|
سال سال ۱۴۸-۱۵۸ق |
خلیفه منصور دوانیقی |
در سالهای آغازین زندگانی امام کاظم(ع)، فرصت مناسبی در اختیار امامان شیعه قرار گرفت تا پایههای مکتب تشیع را تثبیت کنند. دهه سوم قرن دوم، دورانی بود که در پی برافتادن امویان و روی کار آمدن عباسیان، فضای باز سیاسی در جامعه ایجاد شد. از طرفی قدرت امویان برافتاده و از طرف دیگر هنوز عباسیان تثبیت نشده بودند. لذا فرصت کافی در اختیار امام صادق(ع) قرار گرفت تا برپایی مجالس علمی، پایههای تشیع را مستحکم کنند.
امام کاظم(ع) در چنین فضایی پرورش یافتند و بیست سال از حیات خود را در دوران امامت پدر بزرگوارشان گذراندند و تحت راهنمایی و تربیت آن حضرت رشد کردند ایشان ضمن حضور در مجالس درس، مناظرهها و حلقههای علمی پدر، از مکارم اخلاقی و زهد و دانش بیکران آن حضرت بهره بردند. ایشان در عضر پدر نیز در دانش، تواضع و بخشندگی، بینظیر و زبانزد بودند.
پس از شهادت امام صادق(ع) در سال 148ق، دوران امامت امام کاظم(ع) آغاز گردید که تا زمان شهادت آن حضرت در سال 183ق با چهار تن از خلفای عباسی هم زمان بود:منصور(136-158ق)، مهدی (158-169)، هادی (169-170ق) و هارون (170- 193ق).[۳] [۴]
ویژگیهای اخلاقی و فضایل
امام کاظم(ع) از نظر فضائل اخلاقی و صفات برجستۀ انسانى زبانزد خاص و عام بود. ابن حجر هیتمى، دانشمند و محدث مشهور جهان تسنن، مىنویسد: «موسى كاظم وارث علوم و دانشهاى پدر و داراى فضل و كمال او بود. وى در پرتو عفو و گذشت و بردبارى فوقالعادهاى كه (در رفتار با مردم نادان) از خود نشان داد، كاظم لقب يافت و در زمان او هيچكس در معارف الهى و دانش و بخشش به پايۀ او نمىرسيد.»[۵]
وی از نظر علمى تمام دانشمندان و رجال علمى آن روز را تحت الشعاع قرار داده بود. شیخ مفید درباره آن حضرت مىنویسد: «مردم از ابوالحسن موسى عليهالسّلام بيشترين روايت را دارند كه فقيهترين و حافظترين در حفظ قرآن و داراى زيباترين صوت در ميان برادرانش و مردم زمان خود بود.»[۶]
«وكان أفقه أهل زمانه، وأحفظهم لكتاب اللّه، وأحسنهم صوتا بالقرآن، فكان إذا قرأ يحزن وبكى وبكى السامعون لتلاوته. وكان أجلّ الناس شأنا، وأعلاهم في الدين مكانا، وأسخاهم بنانا، وأفصحهم لسانا، وأشجعهم جنانا.»[۷] «و او فقیهترین مردم زمان خود، و حافظترین آنها به کتاب خدا، و خوشصوتترین آنها در قرائت قرآن بود. هنگامی که قرآن میخواند، غمگین میشد و میگریست و شنوندگان از تلاوت او میگریستند. و او بزرگمقامترین مردم، و بلندمرتبهترین آنها در دین، و سخاوتمندترین آنها در بخشش، و فصیحترین آنها در زبان، و شجاعترین آنها در دل بود.»
فعالیتهای علمی و فرهنگی
امام كاظم(ع) در پيكارهاى علمى و درگيريهاى سخت اعتقادى و سياسى، گام نهادند كه برخى، در برابر علماء يهود و نصارى و برخى ديگر در برابر علماء عامه و نيز مواردى دربارۀ شخصيتهاى برجستۀ سياسى و قدرتمند و حاكم بوده است.[۸]
مناظرات امام با شخصیتهایی مانند نفيع انصارى، و ابو يوسف (فقيه و دانشمند دربار هارون الرشيد)، هارون الرشيد، بريهه (از علمای بزرگ نصرانی) و علماء يهود از جمله مناظرات مشهور آن حضرت است که همگی به پیروزی امام و در بسیاری موارد به اسلام آوردن طرف مقابل انجامید.[۹]
امام كاظم(ع) براى به خاك نشاندن فرقههاى الحادى و كفرآميز، اقدامهاى گستردهاى را دنبال كردند؛ براى مثال، اصحاب خود را از همنشينى با معتقدان تشبيه برحذر مىداشتند و شاگردان توانمند خود را به مناظره با مخالفان و بيان عقايد كلامى شيعه تشويق مىكردند.[۱۰]
شهادت
بیشتر نویسندگان شهادت امام کاظم(ع) را 25 رجب سال 183ق در سن 55 سالگی مینگارند.[۱۱] برخی 24 رجب سال 183 مینویسند. البته برخی نیز پنجم یا ششم رجب سال 183 مینویسند. بسیار اندک از نویسندگان سال 186 را سال شهادت حضرت میدانند.
شهادت امام در زندان هارون الرشید در بغداد رخ داده است. مأمور اجرا و مسئول زندان نیز «سندی بن شاهک» میباشد. اما سبب شهادت امام را بسیاری نوشاندن سم توسط مأموران هارون مینگارند. برخی نیز مینگارند مأموران هارون امام را داخل فرش نهادند، آنقدر فشار داده و آسیب وارد ساختند تا به شهادت رسید. برخی نیز مینگارند سرب گداخته بر گلوی حضرت ریختند!. لیکن بیشتر شواهد و روایات همان دیدگاه اول را تأیید مینمایند که فرزند فاطمه علیهاالسلام به نوشیدن زهر اکراه میشود و به شهادت میرسد. در بغداد شایع میشود که بر موسی بن جعفر(ع) اتفاقی افتاده است. هارون پیش از شهادت حضرت هشتاد نفر از وجوه و صاحبان جاه و جلال دینی را به زندان میفرستد تا حضرت را مشاهده کنند. آنان هنگامی که به زندان مراجعه کردند حضرت را در جایی وسیع و مناسب و با سر و وضع عادی و در ظاهر سالم مشاهده کردند. سندی بن شاهک از آنان خواست تا با حضرت گفتگو کنند و درباره وضع زندان و رفتار مأموران از وی بپرسند هنگامی که آنان از حضرت در این رابطه سؤال نمودند حضرت فرمود، وضع عادی زندان همین گونه است که شما مشاهده میکنید؛ لیکن تا کنون با هفت عدد خرما(برخی منابع نه عدد) به من سم نوشاندهاند و فردا رنگ من سبز و پس فردا رحلت خواهم نمود.[۱۲]
هارون الرشيد كوشيد تا با گواهان دروغين مرگ امام را در زندان مرگى طبيعى جلوه دهد، بنا بر اين فقها و چهرههاى سرشناس بغداد را بر جنازه امام حاضر كرد تا گواهى دهند اثرى از شكنجه بر پيكر آن حضرت نيست و مرگ امام مرگى طبيعى بوده است، آنها نيز از بيم جان به دروغ گواهى دادند، سپس ندا در دادند، كه: اين جنازۀ موسى بن جعفر امام رافضيان است كه آنها ادّعا مىكردند او نمىميرد! آنگاه كوشيدند تا امام را مخفيانه و بدون تشريفات به خاك بسپارند، امّا مردم كه كم كم از وقوع اين جنايت آگاه شده بودند، شورشى پديد آوردند و هارون ناگزير شد حضرت را طىّ مراسمى رسمى به خاك بسپارند و خود به صف عزاداران پيوست و در مراسم دفن امام شركت جست.[۱۳]
مرقد مطهرامام کاظم(ع) در مدینةالسلام بغداد، در قبرستان معروف به مقابر قریش مشهور به کاظمین است.
فرزندان
امام كاظم(ع) سى و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه برخى از آنان عبارتند از: على بن موسى الرضا(ع)، ابراهيم، عباس، قاسم، اسماعيل، جعفر، هارون، حسين، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبيدالله، زيد، حسن، فضل، سليمان، فاطمۀ كبرى، فاطمۀ صغرى، رقيه، حكيمه، ام ابيها، رقيۀ صغرى، كلثم، ام جعفر، لبابه، زينب، خديجه، عليّه، آمنه، حسنه، بريهه، عايشه، ام سلمه، ميمونه و ام كلثوم.[۱۴]
بهترین فرزندان امام و بلندترین و داناترین و کاملترین آنان ابوالحسن على بن موسى الرضا(ع) میباشد.[۱۵]
از میان فرزندان امام کاظم(ع)، حضرت فاطمه معصومه(س) دارای جایگاه ویژهای است. امام صادق(ع) فرمودند: «ألا إن للجنة ثمانية أبواب فباب منها إلى قم يقبض فيها امرأة من ولدى اسمها فاطمة بنت موسى تدخل بشفاعتها شيعتنا الجنة بأجمعهم؛ بدانيد كه بهشت هشت در دارد كه يكى از آنها در قم است. در اين شهر زنى از فرزندم به نام فاطمه دختر موسى وفات مىكند. با شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت مىشوند.»[۱۶]
آثار
از امام موسى بن جعفر(ع) آثار تدوينشدهاى به ثبت رسيده كه برخى از آنها به خط مبارك حضرت است. برخى از اين مجموعهها عبارتند از:
- مسند الإمام موسى بن جعفر(ع): مجموعه رواياتى بوده است كه امام(ع) آنها را به واسطه پدران خود به پيامبر(ص) مىرسانده و بعدها به نام مسند معروف شده است.[۱۷]
- رساله به علی بن سوید: امام(ع) در زندان در پاسخ پرسشهاى على بن سويد رسالهای نگاشتند.[۱۸]
- رساله در عقل: رساله معروف امام در خطاب به هشام بن حكم در قلمرو و مفاد عقل كه شيخ كلينى آن را در كتاب «العقل و الجهل» آورده است.[۱۹]
- رساله در توحید: از دیگر آثار منسوب به امام کاظم(ع) است.[۲۰]
از امام كاظم(ع) روايات فراوانى در كتابهاى روايى موجود است كه برخى آنها را تا حدود دو هزار و دويست مورد دانستهاند.[۲۱]
پانويس
- ↑ ر.ک: زاهدی، یاسین، ص14
- ↑ ر.ک: جزایری، نعمتالله بن عبدالله، ج1، ص797
- ↑ ر.ک: جمع نویسندگان، ص101-102
- ↑ ر.ک: زاهدی، یاسین، ص16
- ↑ ر.ک: پیشوایی، مهدی، ص434
- ↑ ر.ک: غروی نایینی، نهله، ص237
- ↑ ر.ک: ابن شهرآشوب، محمد بن علی، ج12، ص114
- ↑ ر.ک: موحد ابطحی، حجت، ص208
- ↑ ر.ک: موحد ابطحی، حجت، ص208-209
- ↑ ر.ک: الهیزاده، محمدحسن، ص 104
- ↑ ر.ک: روحبخش، علی، ص5
- ↑ ر.ک: احمدی، حبیبالله، ص46-48
- ↑ ر.ک: جزایری، نعمتالله بن عبدالله، ص804
- ↑ ر.ک: مفید، محمد بن محمد، ج1، ص520
- ↑ ر.ک: مفید، محمد بن محمد، ج1، ص520
- ↑ ر.ک: بنایی، علی، ج2، ص332
- ↑ ر.ک: مهدویراد، محمدعلی،ج1، ص318
- ↑ ر.ک: مهدویراد، محمدعلی، ج1، ص321
- ↑ ر.ک: مؤدب، رضا، ج1، ص66
- ↑ ر.ک: مهریزی، مهدی، ج2، ص119
- ↑ ر.ک: مؤدب، رضا، ص 66
منابع مقاله
- جمع نویسندگان، مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام کاظم علیهالسلام، قم، انجمن تاریخ پژوهان حوزه علمیه قم، مرکز مدیریت حوزههای علمیه، 1392ش
- ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبي طالب عليهمالسلام، قم - ایران: المکتبة الحيدرية، 1390 هجری شمسی|1431 هجری قمری
- احمدی، حبیبالله، امام کاظم علیهالسلام الگوی زندگی، قم، فاطیما، 1394
- الهیزاده، محمدحسن، تدبری در سیره تاریخی أهل بیت علیهمالسلام، مشهد مقدس - ایران: آستان قدس رضوی. شرکت به نشر، 1390 هجری شمسی
- بنایی، علی، شناختنامه قم، قم - ایران: نور مطاف، 1390 هجری شمسی
- پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، قم - ایران: مؤسسه امام صادق علیه السلام، 1397 هجری شمسی
- روحبخش، علی، امام کاظم سلاماللهعلیه، قم-ایران، ناشر امام همام، 1390ش.
- زاهدی، یاسین، بررسی احوال فرزندان امام موسی کاظم(ع) و نقش آنها در تاریخ تشیع، قم، مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)، 1390ش|1433ق
- جزایری، نعمتالله بن عبدالله، النور المبين فی قصص الأنبياء و المرسلين (قصص قرآن)، ترجمه فاطمه مشایخ، تهران - ایران: فرحان، 1381 هجری شمسی
- غروی نایینی، نهله، تاریخ حدیث شیعه (تا قرن پنجم)، قم - ایران: شيعهشناسی، 1386 هجری شمسی
- مفید، محمد بن محمد، ترجمه ارشاد شیخ مفید، سیره ائمه اطهار علیهمالسلام، مترجم حسن موسوی مجاب، قم - ایران: سرور، 1388 هجری شمسی
- موحد ابطحی، حجت، آشنائی با حوزه های علمیه شیعه در طول تاریخ، اصفهان - ایران: حوزه علميه اصفهان، 1365 هجری شمسی
- مؤدب، رضا، تاریخ حدیث، قم - ایران: جامعة المصطفی(ص) العالمية، 1388 هجری شمسی
- مهدویراد، محمدعلی، تدوین الحدیث عند الشیعة الامامیة، تهران - ایران: هستی نما، 1388 هجری شمسی|1431 هجری قمری|2010 میلادی
- مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم - ایران: مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، 1390 هجری شمسی
- مؤدب، رضا، تاریخ حدیث، قم - ایران: جامعة المصطفی(ص) العالمية، 1388 هجری شمسی