الدلالة علی الله

الدلالة على الله، تألیف ابو‌القاسم عبدالرحمن بن محمد بکری صقلی (متوفی ۳۸۰ق)، فقیه، محدث و عارف مالکی است. این کتاب که با عنوان «الرسالة إلى الله» نیز شناخته می‌شود، رساله‌ای است در بیان حقیقت دعوت به‌سوی خدا، آداب داعیان، مراتب سلوک، مقامات اولیا و علما و جایگاه کتاب و سنت در هدایت انسان.

الدلالة علی الله
الدلالة علی الله
پدیدآورانبکری، عبدالرحمن بن محمد (نويسنده) مزیدی، احمد فرید (محقق)
ناشردار الکتب العلمية
مکان نشرلبنان - بیروت
سال نشر1380ش - 1422ق - 2001م
چاپ1
شابک2-7451-3253-9
موضوعرویت الهی
زبانعربی
تعداد جلد1
کد کنگره
8د7ص 219 BP
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

ساختار

کتاب، مشتمل بر مقدمه مؤلف و متن اصلی است که فاقد باب‌بندی و فصل‌بندی مشخص است و به‌صورت پیوسته و در قالب یک جلد نگارش یافته است. محقق کتاب، احمد فرید المزیدی، علاوه بر مقدمه تحقیقی، ترجمه‌ای از مصنف و شرحی از منهج تحقیق خود را نیز در ابتدای کتاب آورده است[۱].

سبک نگارش

نثر کتاب، آمیخته از عبارات خطابی و وعظی است. مؤلف غالباً با لحنی مستقیم و با استفاده از ضمیر خطاب، خواننده را مورد سخن قرار می‌دهد. روش استدلال در کتاب بر پایه آیات قرآن، احادیث نبوی و اقوال صحابه و تابعین استوار است. مؤلف برای تأیید دیدگاه‌های خود، از آیات متعددی بهره می‌برد و احادیث را بدون ذکر سلسله سند کامل، اغلب با عباراتی مانند «ثبت عن النبي» یا «قال في حديث آخر» نقل می‌کند[۲]. از جمله ویژگی‌های بارز کتاب، نقل اقوال مشایخ و حکایاتی از اولیاست که در ضمن مباحث نظری آورده شده است.

گزارش محتوا

مؤلف، کتاب را با حمد و ثنای الهی و ذکر این مطلب آغاز می‌کند که خداوند با آفرینش معجزات، فطرت‌ها را بر یگانگی خود راهنمایی کرده است[۳]. وی سپس به برتری قرآن کریم به‌عنوان برترین راهنما و دلالت‌کننده به‌سوی حق اشاره می‌کند و عالمان عامل به قرآن را چراغ‌های هدایت می‌خواند[۴].

بخش مهمی از کتاب، به وجوب دعوت خلق به‌سوی خدا اختصاص دارد. مؤلف با استناد به آیاتی از قرآن مانند آیه ۱۰۴ سوره آل عمران و آیه ۶۹ سوره انعام، وظیفه عالمان در ارشاد مردم را امری حتمی می‌داند[۵]. وی همچنین با نقل حدیث «ما من داع يدعو إلى هدى إلا كان له مثل أجر من تبعه...» [۶]، پاداش دعوتگران به حق و مسئولیت دعوتگران به باطل را تبیین می‌کند.

یکی از محورهای اصلی کتاب، بحث از مجالس ذکر و وعظ است. مؤلف با استناد به حدیث «إذا مررتم برياض الجنة فارتعوا فيها؛ قالوا: يا رسول‌الله و ما رياض الجنة؟ قال: حلق الذكر»[۷]، به ترویج مجالس ذکر می‌پردازد.

در ادامه، مؤلف به بیان صفات و آداب داعی به خدا می‌پردازد. وی بر این باور است که داعی باید روش دعوت خود را با توجه به طبقه مخاطب تغییر دهد: پادشاهان را از راه انذار، فقرا را از راه صبر و رجا و علما را از طریق «مکر و استدراج» دعوت کند[۸]؛ پیش‌ازاین، وی تأکید می‌کند که داعی باید عالم به کتاب و سنت و دارای بصیرت و تقوا باشد[۹].

نویسنده سپس به‌تفصیل درباره مقامات مختلف معنوی سخن می‌گوید. از جمله «منازل و مراتب چهارگانه تقوا» را بیان می‌کند و نتیجه می‌گیرد که:

  1. مرتبه اول، مخصوص مریدان است و با اتباع امر و نهی حاصل می‌شود؛
  2. مرتبه دوم، مخصوص علما و عارفان است و با رضا و تسلیم از راه ترک شبهات به دست می‌آید؛
  3. مرتبه سوم، ویژه اولیا و صدیقان است و با حیا و مراقبه با ترک حلال‌ حاصل می‌گردد؛
  4. مرتبه چهارم، تقوایی است که انجام حق آن از توان بشر خارج است[۱۰].

نویسنده همچنین «مقامات طهارت» را در چهار سطح مطرح می‌کند[۱۱].

بحث دیگری که در کتاب به‌تفصیل آمده، مقامات چهارگانه مردم در «اراده» و همچنین مراتب مختلف مردم در ایمان، علم، عمل، صبر، شکر، توکل، ایثار و محبت است[۱۲]. مؤلف پس از هر تقسیم‌بندی، نشانه‌های هر گروه را برمی‌شمارد.

نویسنده در بخش دیگری از کتاب، به مباحثی چون نشانه‌های اولیا و مراتب آنها می‌پردازد و از اصطلاحاتی همچون «ابدال»، «اوتاد»، «قطب» و... بهره می‌برد و از تعداد و وظایف هرکدام سخن می‌گوید[۱۳]. همچنین به ملاقات با خضر اشاره می‌کند و حکایاتی را از دیدار برخی از اولیا با ایشان نقل می‌نماید[۱۴].

در پایان، مؤلف به نشانه‌های آخرالزمان و فتنه‌های آن اشاره می‌کند[۱۵].

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه محقق، ص3-6
  2. ر.ک: متن کتاب، ص12-15
  3. ر.ک: همان، ص9
  4. ر.ک: همان، ص9-10
  5. ر.ک: همان، ص11
  6. ر.ک: همان، ص13-14
  7. ر.ک: همان، ص15
  8. ر.ک: همان، ص18-19
  9. ر.ک: همان، ص17
  10. ر.ک: همان، ص23-24
  11. ر.ک: همان، ص25-27
  12. ر.ک: همان، ص27-28 و 38-42
  13. ر.ک: همان، ص85-88
  14. ر.ک: همان، ص89-92
  15. ر.ک: همان، ص158

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها