الجامع في الحديث
الجامع في الحديث | |
---|---|
پدیدآوران | قرشی مصری، عبد الله بن وهب (نويسنده) ابوالخیر، مصطفی حسن حسین محمد (مصحح) |
ناشر | دار ابن الجوزي |
مکان نشر | عربستان - دمام |
سال نشر | 1416ق - 1996م |
چاپ | 1 |
زبان | عربی |
تعداد جلد | 2 |
کد کنگره | /الف2ج2 117/5 BP |
نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
الجامع في الحديث، اثری از عبدالله بن وهب بن مسلم قرشی، ابومحمد مصری (متوفای 197ق)، از فقها و عالمان حدیث است. این اثر به موضوع حدیث و علوم آن اختصاص یافته و توسط مصطفی حسن حسین محمد ابوالخیر تحقیق شده است.
نوشتار حاضر، مشتمل بر احادیث مرفوع، موقوف و مقطوع است که بالغ بر هفتصدوهفده حدیث در ابواب مختلف است. این اثر از کتابهای حدیثی کهن است[۱].
این اثر در دو باب تنظیم شده است. باب اول کتاب، حاوی مطالب اثر مورد بحث بهاضافه مطالب متنوعی است که محقق در ذیل آنها آورده است[۲].
این باب در حقیقت شامل مجموعهای از آثار حدیثی است که نویسنده آن را به چند بخش تقسیم کرده است. نخست کتاب انساب است که مشتمل بر باب نسب و باب اسماء است و فصولی نیز در موضوعات مختلف همچون نیکوکاری، برادری در راه خدا و... است. دومین قسمت آن، کتاب صمت و شامل چهار فصل است و در آن به سخنان ناشایست، از جمله دروغ، غیبت و... اشاره شده است. سومین قسمت، تحت عنوان کتاب خاتم، شامل دعای ابن عباس در ماه مبارک رمضان بههمراه احادیثی در نبرد حنین است و پس از آن در پنج فصل به مطالبی در خصوص داشتن دندان طلا، فال خوب و بد، آفت، مهره چشم زخم و... است[۳].
باب دوم نیز شامل سه فصل به بخشی از احادیث کتاب و راویان با ترتیب الفبایی و همچنین احادیث بر اساس ابواب فقهی اشاره شده است[۴].
محقق علاوه بر مقدمهای ارزشمند مشتمل بر تعریف نویسنده و کتاب، به ثبت و ضبط و شمارهگذاری احادیث کتاب و مقایسه آنها با احادیث ذکرشده در کتابهای حدیثی دیگر، کتابهای لغت و غریب الحدیث پرداخته است.
وی در ذیل صفحات کتاب نخست، بخشی را به استخراج و مستندسازی احادیث اختصاص داده و به کیفیت وجود احادیث در مصادر دیگر (موجود در مصادر با الفاظی همانند، با اختلاف در لفظ و...)، اشاره کرده است. در بخش دیگری نیز که به رجال اسناد اختصاص داده، به معرفی راویان احادیث با تکیه بر اقوال علمای جرح و تعدیل پرداخته است. وی میزان توضیحات خود را بر اساس ثقه یا غیر ثقه بودن افراد تنظیم کرده است. در صورت اختلاف نظر علما پیرامون برخی رجال به اهم نظرات علما توجه نموده است و در ارزشگذاری احادیث همواره نظر ابن حجر را ترجیح داده است. محقق چنانچه رجال حدیث ثقه، صدوق، ضعیف و... بوده، با عبارتی به این امر اشاره کرده است. بخشی نیز تحت عنوان تعلیق، به توضیحاتی پیرامون نام برخی از اشخاص یا قبائل پرداخته است. وی برخی از الفاظ و عبارات دشوار متن یا واژگان انساب در رجال اسناد را توضیح داده است[۵].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.