الانتخابات البهية من الكتب العربية و الفارسية و التركية
| الإنتخابات البهية من الكتب العربية و الفارسية و التركية فیما یتعلق بتواریخ ... | |
|---|---|
| پدیدآوران | دارن، برنهارد (نويسنده) |
| ناشر | مطبعة الآکادمیة الإمبراطوریة |
| مکان نشر | روسیه - سن پترزبورگ |
| سال نشر | 1274ق |
| چاپ | 1 |
| زبان | ترکی استانبولی - عربی - فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
الانتخابات البهية من الكتب العربية و الفارسية و التركية، اثر برنهارد دارن (۲۹ آوریل ۱۸۰۵- ۱۹ مه ۱۸۸۱)، مجموعهای ارزشمند از گزیدههای متون کهن تاریخی و جغرافیایی است که به زبانهای فارسی، عربی و ترکی درباره تاریخ، جغرافیا و مشاهیر مناطق طبرستان، گیلان و نواحی دریای خزر تألیف شده است.
ساختار
کتاب، مجموعهای است منسجم از متونی گزینششده از کتب متعدد تاریخی و جغرافیایی که در قالب 22 بخش (هر بخش با ذکر نام کتاب و نویسنده) تنظیم گردیده است.
گزارش محتوا
- من كتاب معجم البلدان (به زبان عربی، تألیف یاقوت حموی): این بخش که با رویکردی الفبایی تنظیم شده، به معرفی شهرها و روستاهای مهم شمال ایران و مناطق همجوار میپردازد[۱]. نویسنده در این بخش نهتنها به موقعیت جغرافیایی و فواصل شهرها (مانند فاصله آبسکون تا جرجان)، بلکه به ریشهشناسی نامها و تاریخ بنای آنها نیز پرداخته است[۲]. یکی از ویژگیهای برجسته این قسمت، ذکر نام و احوال عالمان، فقیهان و محدثانی است که از شهرهایی نظیر آمل، استرآباد، ابهر و جرجان برخاستهاند[۳]. همچنین توصیفات دقیقی از ویژگیهای طبیعی، محصولات (مانند ابریشم جرجان) و وضعیت مساجد و بناهای مذهبی در این بخش وجود دارد[۴].
- من كتاب مروج الذهب (به زبان عربی، تألیف مسعودی): این بخش بر تاریخ سیاسی و مذهبی طبرستان، بهویژه ظهور داعیان علوی تمرکز دارد[۵]. در این گزارشها، جزئیات نبردها و رقابتهای سیاسی میان علویان، با حکام محلی و خلفای عباسی شرح داده شده است[۶]. همچنین به موضوع اسلام آوردن مردم دیلم و جبال و تغییرات مذهبی در این نواحی اشاره شده و نقش سرداران نظامی نظیر اسفار بن شیرویه و مرداویج در تحولات منطقه بازخوانی میشود[۷].
- من ديوان الأخطل (اشعار اخطل، به زبان عربی): مجموعهای از قصاید و قطعات اخطل، همراه با توضیح واژههای دشوار آن است.
مهمترین موضوعات این بخش از کتاب عبارتند از:
- مدح و ستایش بزرگان (بخش سیاسی - اجتماعی): این بخش با قصیدهای در مدح مصقلة بن هبیره شیبانی آغاز میشود که از سرداران و بزرگان عصر خویش بوده است[۸].
- توصیف طبیعت، اقلیم و پدیدههای جوی: شاعر در این بخش، پیوند عمیقی میان انسان و طبیعت ترسیم میکند[۹].
- صحنههای شکار و توصیف حیوانات: اخطل در بخشی از اشعار خود به ترسیم صحنههای پرتحرک شکار میپردازد. او در این ابیات، سگهای سلوقی را در حال تعقیب صید توصیف کرده و چالاکی و مهارت آنها را میستاید[۱۰].
- تأملات حکیمانه، پیری و سرنوشت: در اواخر این بخش، لحن اشعار به سمت فلسفه زندگی و تأملات شخصی متمایل میشود. شاعر از سپری شدن دوران جوانی و رسیدن به سنین پیری سخن میگوید[۱۱].
- من كتاب مسالک و ممالک (به زبان فارسی) و نزهة القلوب (به زبان فارسی، تألیف حمدالله مستوفی): در این بخش، اطلاعات تخصصیتری پیرامون جغرافیای انسانی و اقتصادی منطقه ارائه شده است[۱۲]. متون یادشده بر ویژگیهای اقلیمی و حدود ولایات گیلان و طبرستان و... تأکید دارند[۱۳]. توصیف وضعیت راههای کوهستانی و صعبالعبور و معرفی محصولات راهبردی منطقه از جمله ابریشم، برنج و مرکبات، از مهمترین مطالب این قسمت است. همچنین جداول مسافات بین شهری برحسب فرسنگ و مرحله در این بخش، بهدقت درج شده است[۱۴].
- من كتاب هفت اقلیم (به زبان فارسی، تألیف امین احمد رازی): در این قسمت، نویسنده گزیدههایی را انتخاب کرده که در آنها به نزاهت و طراوت آب و هوای مناطقی چون سمنان، استرآباد و...، کثرت اشجار و میوهها و همچنین شخصیتهای ادبی و عرفانی این بلاد اشاره شده است[۱۵]. برای نمونه، بهتفصیل درباره قابوس بن وشمگیر، پادشاه ادیب جرجان و آثار ادبی او و و بنای مشهور گنبد قابوس سخن گفته شده است[۱۶].
- من تاريخ آل سبكتگین (به زبان فارسی، تألیف ابوالفضل بیهقی): این قسمت به بازخوانی وقایع دوران سلطان مسعود غزنوی در سال 411ق و پس از آن، به روایت ابوالفضل بیهقی میپردازد[۱۷]. این بخش بر لشکرکشیهای نظامی سلطان به نواحی طبرستان و جرجان و چالشهای حکمرانی غزنویان در این مناطق متمرکز است[۱۸]. یکی از جنبههای برجسته این گزارش، توصیف سختیهای لجستیکی ارتش غزنوی در اقلیم شمال ایران است؛ بیهقی با دقتی خیرهکننده به شرح بارانهای مداوم، گل و لای شدید و جنگلهای نفوذناپذیری میپردازد که حرکت پیادهنظام و سوارهنظام را با کُندی مواجه میکرد[۱۹].
- من كتاب تاریخ غازانی (به زبان فارسی، تألیف رشیدالدین فضلالله): این قسمت، بر دوره ایلخانی تمرکز داشته و به تاریخ ولایت مازندران در زمان غازان خان اختصاص دارد. متن به بررسی نحوه انتقال قدرت میان خاندانهای بومی تحت نظارت مغولان، فتوحات غازان خان در منطقه و وضعیت قلعههای نظامی مازندران در سده هشتم هجری میپردازد[۲۰].
- من كتاب مطلع السعدين (به زبان فارسی، تألیف عبدالرزاق بن اسحاق سمرقندی): این بخش، بهتفصیل وقایع دوران تیموریان، از جمله یورشهایی که به قلعههای شمال ایران شد را گزارش میکند. همچنین تحولات سیاسی در شهرهای ساری و آمل، قیام سربداران و انتصاب نمایندگان تیموری برای اداره ولایات جرجان و رستمدار در این بخش مستند شده است[۲۱].
- من تاريخ عالمآرای عباسی (به زبان فارسی، تألیف اسکندر منشی): این بخش وسیع به عصر صفویه اختصاص دارد و وقایع دوران شاه اسماعیل اول تا شاه عباس اول را در مناطق گیلان و مازندران بازخوانی میکند. تمرکز متن بر سرکوب شورشهای محلی، انتصاب حکام صفوی و توصیف قلعههای مستحکم رستمدار است[۲۲].
- بخشهای دیگر این مجموعه، گزیدههایی است از کتب زیر:
- أحسن التواريخ (به زبان فارسی)، تألیف حسنبیک روملو؛
- دستور الوزراء (به زبان فارسی)، تألیف غیاثالدین بن همامالدین، ملقب به خواند امیر؛
- نگارستان (به زبان فارسی)، تألیف احمد بن محمد بن عبدالغفار قزوینی؛
- زبدة التواريخ (به زبان فارسی)، تألیف حافظ ابرو؛
- رياض السياحة (به زبان فارسی)، تألیف شیخ زینالعابدین؛
- تحفة الأديب و هدية الأريب (به زبان عربی)، تألیف ابومحمد مصطفی بن امیر حسن حسینی، ملقب به جنابی؛
- تاريخ الصالحي (به زبان عربی)؛
- الفتح الوهبي علی تاريخ أبينصر العتبي (به زبان عربی)، تألیف احمد بن علی بن عمر عثمانی؛
- قابوسنامه (به زبان ترکی)؛
- تنقيح تواريخ الملوك (به زبان ترکی)؛
- شکی خانلرینیک اختصار اوزره تاریخی (به زبان ترکی)، تألیف قاضی عبداللطیف افندی؛
- تاریخ شاه عباس ثانی (به زبان فارسی)، تألیف محمدطاهر وحید.
نمونه مباحث
- «باب الهمزة
آبسكون:... و قد ذكر في موضعه هي بليدة علی ساحل بحر طبرستان بينها و بين جرجان ثلاثه أيام و إليها ينسب بحر آبسكون و ينسب إليها أبوالعلاء أحمد بن صالح بن محمد بن صالح التميمي الآبسكوني كان ينزل بصور علی ساحل بحر الشام»[۲۳].
- «سمنان، به کثرت اشجار سایه دار و انهار، بر بسیاری از شهر و دیار رجحان دارد. از فواکه، انار املسی آن مقام، بانام است. ایضا انگوری است که آن را خشک ساخته، با بادام همان خطه در ظرفها کرده، به رسم تحفه به دیگر بلاد میبرند»[۲۴].
پانویس
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص2
- ↑ ر.ک: همان، ص2-12
- ↑ ر.ک: همان، ص3-15
- ↑ ر.ک: همان، ص12-45
- ↑ ر.ک: همان، ص46
- ↑ ر.ک: همان، ص46-49
- ↑ ر.ک: همان، ص46-62
- ↑ ر.ک: همان، ص64
- ↑ ر.ک: همان، ص65
- ↑ ر.ک: همان، ص66
- ↑ ر.ک: همان، ص68
- ↑ ر.ک: همان، ص71-78
- ↑ ر.ک: همان، ص79-81
- ↑ ر.ک: همان، ص82-87
- ↑ ر.ک: همان، ص88-95
- ↑ ر.ک: همان، ص89-90
- ↑ ر.ک: همان، ص101
- ↑ ر.ک: همان، ص102-107
- ↑ ر.ک: همان، ص108-121
- ↑ ر.ک: همان، ص131-153
- ↑ ر.ک: همان، ص154-237
- ↑ ر.ک: همان، ص238-374
- ↑ ر.ک: همان، ص2
- ↑ ر.ک: همان، ص88
منابع مقاله
متن کتاب.