افغانان: جای، فرهنگ، نژاد، یا «سفرنامه الفنستون» ترجمه An Account of the Kingdom of Kabul نوشته مونت استوارت الفنستون (1779-1859م) است که توسط محمدآصف فکرت (1325-1401ش) به فارسی ترجمه شده است. این کتاب، به بررسی جنبه‌های جغرافیایی، فرهنگی و نژادی افغانستان می‌پردازد و در آن به ساختار زندگی قبیله‌ای و خصوصیات اخلاقی مردم این سرزمین توجه شده است.

افغانان
افغانان
پدیدآورانالفینستون. مونت استیوارت (نويسنده) فکرت، محمد آصف (مترجم)
عنوان‌های دیگرجای - فرهنگ - نژاد (گزارش سلطنت کابل)
ناشرآستان قدس رضوی. بنياد پژوهشهای اسلامى
مکان نشرایران - مشهد مقدس
سال نشر1376ش
چاپ1
شابک964-444-026-9
موضوعافغانستان
زبانفارسی
تعداد جلد1
کد کنگره
‎‏/‎‏الف‎‏7‎‏الف‎‏7 351/5 DS
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

هدف نگارش

هدف از نگارش این کتاب، فراهم آوردن شناسنامه‌ای از همه قبایل افغان با بیان خصوصیت‌ها‌ی فیزیکی و اخلاقی آنان بوده است[۱].

ساختار

کتاب، مشتمل بر یادداشت مترجم، مقدمه آلفرد جاناتا، دیباچه مؤلف، درآمد و پنج کتاب و چهار پیوست است. که هر کتاب مشتمل بر فصول متعددی است.

گزارش محتوا

الفنستون خود در مقدمه می‌نویسد که شاه ‌کابل را خودبزرگ‌بین و جاه‌‌طلب می‌پنداشتیم و به همین دلیل سعی کردیم هیئتی را که به سفارت در دربار پادشاه کابل می‌فرستیم، از شکوه و جلال خاص برخوردار باشد[۲]. این مطلب، در درآمد کتاب با عنوان سفرنامه الفنستون به دربار شاه شجاع حاوی، آمده است[۳].

کتاب اول، حاوی «گزارش جغرافیایی» است و در آن، در ضمن شش فصل، از «موقعیت و مرزها و...»، «کوه‌ها و دره‌ها»، «رودخانه‌ها»، «تقسیمات طبیعی و سیاسی»، «آب و هوا» و «جانوران، گیاهان و معادن» افغانستان سخن رفته است[۴].

در کتاب دوم با عنوان «گزارش کلی از مردمان افغانستان»، در ضمن دوازده فصل، مباحث فراوانی عرضه شده است؛ از جمله: تاریخ و پیشینه افغانان، رسوم و آداب خواستگاری، دین و فرق و باورها، صنف‌ها و حرفه‌ها، طبقات اجتماعی و اشراف و خوانین و... در رابطه با مذهب افغانان چنین آمده است: «افغانان به فرقه اهل سنت تعلق دارند که سه خلیفه اول را جانشینان راستین حضرت محمد(ص) می‌دانند و تفسیر فقهی و نقل احادیث پیامبر(ص) را از آنان قبول دارند»[۵].

در سومین کتاب، در ضمن شش فصل، «گزارش ویژه قبایل افغان» ارائه شده است. قبایل شرقی، قبایل کوه‌نشین، افغانان غربی و غلزیان و... و آداب و رسوم و خلقیات و مهمان‌نوازی آنها از جمله مسائلی است که به‌تفصیل به آنها پرداخته شده است. گزارش نویسنده درباره شیعیان افغان خواندنی است: «در غرب منطقه بنگش بالا اقوام توری زندگی می‌کنند که در امتداد همان دره‌اند و خصوصیت سرزمین و محصولاتشان تا حدود زیادی یکسان است. مستقل از شاهند و شگفت آنکه اینان در میان افغانان شیعه‌اند. بسیاری از اقوام بنگش بالا نیز به این فرقه تعلق دارند»[۶].

نویسنده در کتاب چهارم در ضمن هفت فصل، به توصیف «ولایت‌ها»، از جمله ولایت‌های بلخ، ایماق، هرات، سیستان و بلوچستان و کشمیر و... نشسته است. او شهر کشمیر را بزرگ‌ترین شهر قلمرو درانیان می‌داند که از یک‌صدوپنجاه‌هزار تا دویست‌هزار تن جمعیت دارد. او در بخشی از این گزارش در نقد ویژگی‌های اخلاقی مردم این سرزمین و تبعات مصیبت‌بار آن به اینکه افغانان کشمیر کاملاً تغییر خصلت داده، سبک‌سر و خوش‌گذران شده‌اند، اشاره کرده است[۷].

کتاب پنجم، در ضمن هفت فصل، به شرح «حکومت پادشاهی کابل»، از جمله به بیان اداره حکومت و تقسمات ولایتی و درآمدها و تشکیلات، اسلحه و تجهیزات و سازمان‌های دینی پرداخته است. از جمله مطالب جالب این کتاب، معرفی سلاح‌های جنگی افغانان است[۸].

کتاب، حاوی چهار پیوست با عناوین «تاریخ سلطنت کابل از آغاز پادشاهی درانیان»، «گزارش آقای دوری»، «گزارش برخی از سرزمین‌های دور» و «گزیده یادداشت‌های مکارتنی» است. در بخشی از پیوست چنین می‌خوانیم: «نادر در آغاز 1731م، هرات را محاصره کرد و پس از ده ماه پایداری سرسختانه، آن شهر را گشود. در جریان این محاصره، غلزیان نیز ابدالیان را یاری کرده بودند. نادر سران سدوزی را به مُلتان گسیل داشت و نیروی بزرگی از ابدالیان را وادار به پیوستن به سپاه خویش کرد»[۹].

چند نکته

  • مترجم در ابتدای یادداشت کتاب تأکید کرده که این اثر در صدر مآخذ و مراجع پژوهش‌های دائرة‌المعارفی و مردم‌شناسی افغان قرار دارد[۱۰].
  • پس از تألیف این کتاب، دگرگونی‌های مهم و مکرّر در جغرافیای سیاسی و مرزهای افغانستان و منطقه پدید آمده و حتی کشورهایی که در روزگار الفنستون نامی از آنها نبوده است، ظهور کرده‌اند. پس باید به این نکته توجه داشت که در شرح حدود و ثغور، ولایات و تقسیمات سیاسی، مؤلف مناطق افغان‌نشین را مدّ نظر دارد و گزارش او بر اساس گستردگی قلمرو درانی است. در قلمرو درانی هم به مناطق شمال و غرب افغانستان امروز کم پرداخته است و چنان‌که خود در تحقیقاتش روشن ساخته، سعی داشته است به گزارش تفصیلی احوال و اوضاع مردمان ساکن در محدوده سلسله کوه‌های هندوکش و رود سند بپردازد؛ البته گزارشی هم از افغانان هند دارد[۱۱].
  • از مقدمه مؤلف برمی‌آید که تنها بخشی از مطالب کتاب (مانند حکومت و آداب و رسوم) را الفنستون خود فراهم آورده است. همچنان او دقیقاً می‌گوید که: «تنها بخشی از سرزمین‌هایی را که می‌خواهم شرح دهم، دیده‌ام».
  • هنگام مطالعه کتاب الفنستون و استفاده از آن، پیوسته به خاطر باید داشت که او تنها بخشی از افغانستان را به چشم خود دیده و در واقع هیچ جای افغانستان - در داخل مرزهای کنونی - را ندیده است.
  • با توجه به کلمات نگارنده («طبیعت و شیوه کار من بی‌گمان عامل چندین اشتباه خواهد بود»)، این کتاب، لغزش‌ناپذیر نمی‌باشد. در واقع اگرچه کتاب حاوی اشتباهات بسیاری نیست، اما باید مانند دیگر اسناد تاریخی با بینش انتقادی به آن نگریست[۱۲].

پانویس

  1. ر.ک: یادداشت مترجم، ص12
  2. ر.ک: یادداشت مترجم، ص11
  3. ر.ک: درآمد، ص27
  4. ر.ک: متن کتاب، ص97-152
  5. ر.ک: همان، ص200
  6. ر.ک: همان، ص330-331
  7. ر.ک: همان، ص449
  8. ر.ک: همان، ص455-477
  9. ر.ک: همان، ص482
  10. ر.ک: یادداشت مترجم، ص11
  11. ر.ک: همان، ص12
  12. ر.ک: مقدمه آلفرد جاناتا، ص18-20

منابع مقاله

یادداشت مترجم، مقدمه آلفرد جاناتا، درآمد و متن کتاب.

وابسته‌ها