اشرفالدین حسینی، محسن
| اشرفالدین حسینی | |
|---|---|
| نام کامل | سید اشرفالدین حسینی |
| نامهای دیگر | سید اشرفالدین قزوینی گیلانی، سید اشرفالدین رشتی |
| لقب | نسیم شمال |
| تخلص | نسیم شمال، ساعی، هوپهوپ، فقیر، خرابعلی میرزا، لاتولوت، یتیمجوجه، میرزا قشونعلی، محرومالحقوق، آکلالوقفیات، دخو |
| نسب | سید (از مادر) |
| نام پدر | سید احمد حسینی قزوینی (ناپدری) / آقا عبدالله برغانی (پدر حقیقی) |
| ولادت | ۱۲۸۷ قمری (حدود ۱۸۷۰ میلادی) |
| محل تولد | قزوین، ایران |
| محل زندگی | قزوین، نجف، کربلا، تبریز، رشت، تهران |
| رحلت | ۲۹ اسفند ۱۳۱۲ شمسی (ذیالحجه ۱۳۵۲ قمری / ۱۹۳۴ میلادی) |
| مدفن | گورستان ابن بابویه، شهر ری |
| طول عمر | حدود ۶۵ سال |
| همسر | (برخی منابع از ازدواج او در اواخر عمر خبر دادهاند) |
| خویشاوندان | میرزا محمدتقی شهیدی (برادر)، محمدتقی برغانی (شهید ثالث، جد) |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| پیشه | شاعر، نویسنده، روزنامهنگار |
| منصب | مدیر روزنامه نسیم شمال |
| اطلاعات علمی | |
| سبک نوشتاری | طنز، انتقادی، اجتماعی، فکاهی، عامیانه |
| اساتید | |
| برخی آثار | |
اشرفالدین حسینی (۱۲۸۷-۱۳۵۲ق)، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار ایرانی معروف به نسیم شمال، از برجستهترین شاعران طنزپرداز و مردمی عصر مشروطه است. وی که در قزوین زاده شد و اصالتاً از خاندان برغانی (شهیدی) بود، تحصیلات مقدماتی را در قزوین و سپس در نجف و کربلا نزد اساتیدی چون میرزا عبدالله و میرزا علینقی صالحی برغانی ادامه داد. او پس از بازگشت به ایران، در تبریز به تحصیل علوم متداول زمان از جمله هیئت، جغرافیا، صرف و نحو، منطق و کلام پرداخت. مهاجرت به رشت و آشنایی با رهبران مشروطه، نقطه عطف زندگی او بود. اشرفالدین با تأسیس روزنامه فکاهی و انتقادی نسیم شمال، به صدای رسای مردم مبدل شد و اشعار ساده، روان و طنزآمیز خود را در اختیار تودههای مردم قرار داد. او که از اعضای کمیته ستار در گیلان بود، پس از فتح تهران به پایتخت آمد و انتشار روزنامه را در تهران ادامه داد. اشرفالدین در واپسین سالهای عمر به دلایل نامشخصی به دارالمجانین منتقل شد و سرانجام در ۲۹ اسفند ۱۳۱۲ درگذشت. مهمترین اثر او کلیات نسیم شمال شامل اشعار سیاسی و اجتماعی است که با زبانی عامهپسند، مضامینی چون عدالتخواهی، استبدادستیزی، فقر، وطندوستی و انتقاد از بیکفایتی حاکمان را دربردارد.
ولادت
سید اشرفالدین حسینی قزوینی گیلانی، فرزند سید احمد حسینی قزوینی، در سال ۱۲۸۷ هجری قمری (حدود ۱۸۷۰ میلادی) در شهر قزوین به دنیا آمد. پژوهشهای جدید نشان داده است که پدر حقیقی او آقا عبدالله برغانی، امام جمعه وقت قزوین و از خاندان برغانی (شهیدی) بوده و مادرش سیده زهرا خانم نام داشته است. پس از درگذشت پدر حقیقی، مادرش با سید احمد حسینی قزوینی ازدواج کرد. وی شش ماهه بود که پدر را از دست داد و در یتیمی چون ملک و مال و خانهاش را غصب کردند، دچار فقر و تنگدستی شد.[۱]
تحصیلات
مقدمات دانش را در قزوین در مدرسه صالحیه نزد اساتیدی چون شیخ عبدالرحیم قزوینی، ملا علی طارمی و ملا محمدعلی برغانی صالحی تحصیل کرد. در حدود سال ۱۳۰۰ قمری جهت تکمیل تحصیلات خود به نجف رفت و به تحصیل فقه و اصول پرداخت. در کربلا در درس فقه و اصول میرزا عبدالله و میرزا علینقی صالحی برغانی حاضر شد و پس از حدود پنج سال به ایران بازگشت. پس از آن در تبریز به ادامه تحصیل پرداخت و نزد استادان آن دیار، صرف و نحو، هیئت، جغرافیا، هندسه، فقه، منطق و کلام آموخت. به گفته خودش در تبریز با «پیری روشنضمیر» دیدار کرد که تأثیر بسزایی در حیات روحی و معنوی وی نهاد.[۲]
فعالیتها
در سال ۱۳۲۴ قمری به گیلان رفته و ساکن رشت شد. این مهاجرت که همزمان با صدور فرمان مشروطیت بود، تحول اساسی در زندگی او ایجاد کرد. او در آنجا از شغل کتابت امرار معاش مینمود و در ضمن روزنامه «نسیم شمال» را هم راهاندازی کرد. اولین شماره «نسیم شمال» در تاریخ دوم شعبان ۱۳۲۵ بیرون آمد. نام این روزنامه از شعر حافظ گرفته شده است: «خوش خبر باشی ای نسیم شمال / که به ما میرسد زمان وصال».[۳]
اشرفالدین اشعار دیگران را در روزنامه چاپ نمیکرد و خود تمام مطالب را مینوشت. او در دوران مشروطه عضو «کمیته ستار» بود که با رهبران سوسیال دموکرات قفقاز برای تأمین اسلحه و تهیه طرحهای پیشبرد انقلاب همکاری داشت.[۴] اشعار او در مجامع ملی و وطنی خوانده میشد.
پس از بمباران و انحلال مجلس توسط محمدعلی شاه، اشرفالدین از بیم مأموران با لباس مبدل از طریق روستاهای گیلان و قزوین به اشتهارد گریخت و روزنامه نسیم شمال به مدت هفت ماه توقیف شد. در ۲۴ محرم ۱۳۲۷ پس از تصرف رشت توسط آزادیخواهان، روزنامه مجدداً انتشار یافت. سید اشرفالدین پس از برقراری مشروطیت و فتح تهران با فتح الله سپهدار اعظم رشتی به تهران آمد و روزنامه نسیم شمال را از نو دایر کرد. نخستین شماره این دوره در ۷ صفر ۱۳۳۳ منتشر شد. روزنامه در چهار صفحه و به صورت هفتگی منتشر میشد و با وجود جمعیت کم تهران در آن روزگار، هر شماره بین دو تا چهار هزار نسخه فروش داشت.[۵] کودکان روزنامهفروش اشعار آن را در خیابانها میخواندند و مردم با اشتیاق آن را خریداری میکردند.[۶]
وفات
اشرفالدین در اواخر عمر دستخوش آلام جسمی و روحی شد. گزارشها درباره بیماری او تا حدودی مبهم و متناقض است. برخی منابع احتمال دادهاند که او در سال ۱۳۰۹ شمسی دچار اختلال حواس شد، اما سعید نفیسی میگوید: «نشانه جنونی در این مرد بزرگ نبود».[۷] با این حال، او را به دارالمجانین (تیمارستان) منتقل کردند. برخی کوشش محمدتقی بهار و سید حسن مدرس را در رهایی او مؤثر دانستهاند.[۸] اشرفالدین چند سالی به حال بیماری و فقر و تنگدستی زیست تا سرانجام در ۲۹ اسفند ۱۳۱۲ خورشیدی (ذیالحجه ۱۳۵۲ق) درگذشت. حسین نعیمی ذاکر (حسین مجرد) دوست صمیمی او، جنازه را تحویل گرفت و او را در گورستان ابن بابویه شهر ری به خاک سپرد.[۹] برخی منابع محل دقیق دفن او را نامشخص دانستهاند.[۱۰]
آثار
- کلیات اشعارش از بیست هزار بیت متجاوز است.
- باغ بهشت: منتخبی از اشعار او که ابتدا در جمادیالثانی ۱۳۳۸ در تهران و پس از آن بارها در بمبئی به چاپ رسید. این اشعار همان اشعار مندرج در نسیم شمال است که با نظارت خود شاعر منتشر شده است.
- بشارت ظهور: ترکیببند مفصلی در ۲۴ بند ۱۵ بیتی (بیش از ۳۶۰ بیت) درباره ظهور حضرت مهدی(عج) که در ۱۳۳۱ق به طور مستقل به چاپ رسید.
- تاریخ مختصر ایران (منظومه اشرفیه): اثری منظوم و مصور به صورت پرسش و پاسخ که تاریخ ایران را از کیومرث تا احمدشاه قاجار در بردارد و در ۱۳۳۳ق در تهران به چاپ رسید.
- گلزار ادبی: منظومهای مشتمل بر ۳۳ حکایت پندآموز از زبان حیوانات که از داستانهای لافونتن و فلورین ترجمه شده و هدف از تألیف آن تهیه کتاب درسی برای مدارس ابتدایی بوده است.
- عزیز و غزال: اثری عاشقانه به نظم و نثر که از رومئو و ژولیت اقتباس شده و ابتدا به صورت پاورقی در نسیم شمال و سپس به طور کامل در ۱۳۰۹ش در تهران منتشر شد.
- در سال ۱۳۶۳ مجموعه اشعارش به کوشش حسین نمینی در تهران چاپ و منتشر شد.[۱۱]
- کلیات اشعار سیاسی و اجتماعی او در دو جلد منتشر شده است.[۱۲]
سبک شعری و نوآوریها
سید اشرفالدین در نظم فارسی راهی گشود که تا قبل از او کمتر به آن توجه داشتند. او شعر را از سنگینی و ثقل پایین آورد و به زبان مردم کوچه و بازار نزدیک ساخت. به گفته شفیعی کدکنی، با وجود خطاهای دستوری بسیار در شعر نسیم شمال، زبان کاملاً عامیانه وی، شعر او را از سرودههای شاعران معاصرش که میکوشیدند ترکیبی از زبان عامیانه و ادبی ایجاد کنند، پیراستهتر ساخته است.[۱۳] به همین دلیل شعرش گیرا و دلنشین گردید.[۱۴]
ملکالشعراء بهار درباره سبک او میگوید:
| سبک اشرف تازه بود و بیبدل | لیک هپهپنامه بودش در بغل[۱۵] |
مضامین عمده اشعار اشرفالدین عبارت است از: انتقاد از فاصله طبقاتی و نابرابریهای اجتماعی، همدردی با بینوایان، پشتیبانی از مشروطیت، تبلیغ ضرورت سوادآموزی به زنان، نکوهش تعدد زوجات، وطندوستی، و انتقاد از خرافات و ریاکاری. شعر او اگرچه طنزآمیز و سرشار از بذلهگویی است، در بسیاری موارد پوششی بر نوعی واقعگرایی انتقادی است.
نمونهای از اشعار
از شعر «غم مخور» او:
| مىشود ايران ما آباد گردد غم مخور | ملّتش از قيد غم آزاد گردد غم مخور... | |
| اى وزيران يك نظر بر حالت ايران كنيد | اى وكيلان يك نگه بر ملّت نادان كنيد... | |
| اغنيا پاى بخارى جمله در عيش و سرور | هريكى از ثروت خود مست در كبر و غرور | |
| از كجا دارد خبر از حال زار لختوعور | گرسنه در شدّت سرما و با چشمان كور | |
| هر فقيرى مىشود دلشاد گردد غم مخور | میشود ايران ما آباد گردد غم مخور |
شعر اعتراضی معروف او درباره محدودیتهای شاعران:
| دست مزن! چشم، ببستم دو دست | راه مرو! چشم، دو پایم شکست | |
| حرف مزن! قطع نمودم سخن | نطق مکن! چشم، ببستم دهن | |
| هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن | خواهش نافهمی انسان مکن | |
| لال شوم کور شوم کر شوم | لیک محال است که من خر شوم |
و نیز این شعر معروف و ماندگار او در مدح امام رضا علیهالسلام:
| دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد | در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد | |
| چشمم به ضریحِ شَهِ والا گهر افتاد | این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد | |
| با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد |
پانويس
- ↑ ر.ک: مرسلوند، حسن، ج1، ص184
- ↑ ر.ک: محمدی ریشهری، محمد، ج2، ص461
- ↑ ر.ک: مرسلوند، حسن، ج1، ص184
- ↑ فومنی، عبدالفتاح، ص۲۳۱-۳۳۴
- ↑ نفیسی، سعید، خیمه شب بازی، ص ۱۰.
- ↑ حالت، ابوالقاسم، نسیم شمال، ص ۱۰۲، ص۱۲۱-۱۲۲
- ↑ نفیسی، سعید، خیمه شب بازی، ص ۱۱
- ↑ فخرایی، ابراهیم، ص۲۷۱
- ↑ نصرتالله نوح، ص۴۲.
- ↑ ر.ک: محمدی ریشهری، محمد، ج2، ص461
- ↑ ر.ک: برقعی، محمدباقر؛ ج6، ص3639
- ↑ ر.ک: صدرایی خویی، علی، ج1، ص273
- ↑ شفیعی کدکنی، محمدرضا، ص ۴۵-۴۶.
- ↑ ر.ک: برقعی، محمدباقر؛ ج6، ص3639
- ↑ ر.ک: مرسلوند، حسن، ج1، ص185
منابع مقاله
- برقعی، محمدباقر؛ سخنوران نامی معاصر ایران، جلد 6، قم - ایران: نشر خرم، 1373 هجری شمسی
- مرسلوند، حسن؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران: (1299 - 1320ش)، تهران - ایران: الهام، 1376 هجری شمسی
- محمدی ریشهری، محمد؛ دانشنامه ری،قم - ایران: مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، 1398 هجری شمسی
- صدرایی خویی، علی؛ میراث مشترک ایران و هند: کتابهای چاپی کهن فارسی و عربی شبه قاره در کتابخانه بزرگ آیتالله العظمی مرعشی نجفی، قم - ایران:کتابخانه بزرگ حضرت آیتالله العظمی مرعشی نجفی(ره). گنجینه جهانی مخطوطات اسلامی، 1391 هجری شمسی|1434 هجری قمری|2013 میلادی
- فومنی، عبدالفتاح، تاریخ گیلان و نقش گیلان در نهضت مشروطیت در ایران، به کوشش عطاءالله تدین، تهران، ۱۳۵۳ش.
- نفیسی، سعید، «خیمه شب بازی»، سپید و سیاه، ۱۳۳۴ش.
- حالت، ابوالقاسم، «نسیم شمال»، جاودانه سید اشرفالدین گیلانی، به کوشش حسین نمینی، تهران، ۱۳۶۳ش.
- فخرایی، ابراهیم، گیلان در جنبش مشروطیت، تهران، ۱۳۵۶ش.
- نوح، نصرتالله، یادماندهها، سن خوزه، انتشارات کاوه، ۱۳۸۰ش.
- شفیعی کدکنی، محمدرضا، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، تهران، ۱۳۵۹ش.