اساشعر: مجموعه مقالهها و شعرهای (نوظهور) مازندرانی
| اساشعر: مجموعه مقالهها و شعرهای (نوظهور) مازندرانی | |
|---|---|
| پدیدآوران | قیصری، جلیل (نویسنده) رئیسی، محمدصادق (نویسنده) |
| ناشر | میرماه |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1389ش |
| شابک | 978-964-8115-88-8 |
| موضوع | شعر مازندرانی -- قرن ۱۴ -- مجموعهها، شعر مازندرانی -- قرن ۱۴ -- ترجمه شده به فارسی، شعر مازندرانی -- مقالهها و خطابهها |
| زبان | فارسی (متن اشعار: مازندرانی) |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | PIR ۳۲۶۹/م۲۴۳،الف۷الف۵ |
اساشعر: مجموعه مقالهها و شعرهای (نوظهور) مازندرانی تألیف جلیل قیصری و محمدصادق رئیسی، کتابی است که به معرفی و تحلیل گونۀ نوظهوری از شعر مازندرانی به نام «اساشعر» میپردازد. این کتاب که توسط انتشارات میرماه منتشر شده، دربردارندۀ مقالاتی در باب نظریههای شعرشناسی و چیستی اساشعر و نیز گزیدهای از اساشعرهای دو تن از شاعران مازندرانی یعنی جلیل قیصری (بنیانگذار این نهضت ادبی) و محمدصادق رئیسی است.
ساختار
کتاب مشتمل بر سه بخش اصلی است. بخش نخست با عنوان «کندوکاوی در نظریههای شعرشناسی: اساشعر فرابومیترین شعر بومی، نظریهها و زیباییهای آفرینش» به مباحث نظری پیرامون اساشعر اختصاص دارد. بخش دوم شامل گزیدۀ اساشعرهای جلیل قیصری است. بخش سوم نیز گزیدۀ اساشعرهای محمدصادق رئیسی را در بر میگیرد. اشعار مازندرانی همراه با ترجمۀ فارسی آنها ارائه شده است.
گزارش کتاب
«اساشعر» کتابی است که به معرفی یکی از جریانهای نوظهور در شعر بومی مازندران میپردازد. جلیل قیصری، یکی از نویسندگان این کتاب، سالها پس از نیما یوشیج، ساختارشکنانه پایههای شعری را بنیاد نهاد که بعدها خود نام آن را «اساشعر» گذاشت. وی با خلق اساشعر، نهضتی ادبی را در مازندران آغاز کرد. اساشعر اگرچه ریشه در ادبیات غنی مازندران دارد و برخاسته از فرهنگی است که بزرگانی چون امیر پازواری و نیما یوشیج را در خود پرورانده، اما بالنده، امروزین، کوتاه و نافذ است.
نویسندگان کتاب تأکید دارند که اساشعر نه تقلیدی از هایکوی ژاپنی است و نه در چارچوب اشعار سپید و فرانو فارسی محدود میشود. این نوع شعر که در آن دو مشخصۀ گرایش به کوتاهی و مدرنیسم آشکارا به چشم میخورد، بر اساس محتوا شکل میگیرد و آنچه ذهن سراینده را به خود مشغول نمیدارد، قالب شعر اوست. اساشعر در طول بیش از دو دهه فعالیت رسمی، اکنون در جایگاهی قرار گرفته است که میتوان به دور از شائبههای ظاهرفریب، به شناخت ویژگیهای صواب و ناصواب آن پرداخت.
بخش نخست کتاب به کندوکاو در نظریههای شعرشناسی و چیستی اساشعر اختصاص دارد. نویسندگان در این بخش به بررسی ضرورتهایی میپردازند که سبب پیدایش اساشعر شد. زمینههای بنیادین آن به دلیل کثرت شعرهای موجود و توجه خیل عظیمی از شاعران بومیسرا به آن، راه هرگونه تبادل ادبی را گشوده است. امروزه به باور بسیاری از منتقدان شعر محلی، اساشعر نه تنها توانسته از گذر خوانهای بیشماری سربلند بگذرد، بلکه توانسته تأثیر خود را بر شعر کلاسیک مازندرانی در ساحت زبان و اندیشه نیز نمایان سازد.
نویسندگان بر این باورند که اساشعر دیگر تنها نوع یا جریانی از شعر بومی نیست، بلکه فرهنگی است که آبشخور آن از سویی فرهنگ عظیم و قدرتمند مازندرانی است و از سوی دیگر زبان توانمند اما فراموششدۀ این مرز و بوم است که امکان بهکارگیری واژگان طردشدۀ بسیاری را در حیطۀ زبان شعری امکانپذیر ساخته است. خصلت زبانشناسانۀ اساشعر از جمله موارد بااهمیتی است که باید تحلیل و پژوهش شود. برخی نگرشهای تازه در حوزۀ نحو و ساختار شعر و مضامین تازه از جهان معاصر، جزء ویژگیهایی است که به اساشعر خصلتی دیگر بخشیده است.
اساشعر پدیدهای نوظهور در ادبیات مازندران است که مسبوق به سابقۀ پیشین نیست و هر چیز و همه چیز در آن به شکل نامکشوفی به حیطۀ ادبی نزدیک میشود. به این ترتیب این نوع شعر همواره محل کشف و شهود تجربههای نوآیین در حوزۀ شعر محلی مازندران است. نویسندگان معتقدند در حالی که شعر بومی کلاسیک دچار نوعی سانتیمانتالیسم مضحک و بیریشه و اساس شده و حوزۀ اندیشگی شعر به نوعی از گذشتهگرایی مازوخیستگونه گرفتار آمده، اساشعر ظهور یافته تا خونی تازه در رگهای بیرمق شعر بومی به جریان بیندازد.
بخش دوم کتاب به گزیدۀ اساشعرهای جلیل قیصری اختصاص دارد. قیصری که بنیانگذار این نهضت ادبی است، اشعار کوتاه و نافذ خود را با زبانی امروزین و ساختاری شکننده عرضه کرده است. یکی از نمونههای اساشعر او که در کتاب آمده، با ترجمۀ فارسی همراه است:
«کِجِه خال بئیرَه؟ / دارِپَره دشت تفنگِ / کِجه کلی هاکنه / دارِچلّهِ دشت مار کِجا بَخّونه / دار چلّ چو / دشت چاقو / شَه شعر شاهر سَردَخلِ دوسمّه تا ترنکَ و خال بَخّونه / شِه سرخ گلیرَ:»
ترجمه:
«کجا پناه بگیرد؟ / پرههای درخت همه تفنگند / کجا آشیانه کند؟ / چلههای درخت همه مار چوب و درخت / همه چاقو / به شمشاد شعرم دخیل بستهام تا تیرنگ بر آن بخواند / سرخ گلویش را.»
بخش سوم کتاب به گزیدۀ اساشعرهای محمدصادق رئیسی اختصاص دارد. رئیسی که از شاعران مطرح این عرصه است، با پیروی از سبک اساشعر، اشعار کوتاه و امروزینی را به زبان مازندرانی سروده است که در این بخش گردآوری شدهاند.
اساشعر امروزه نه تنها در مازندران ریشه دوانده، بلکه به همۀ آنانی که در هر نقطه از سرزمین ایران یا جهان زندگی میکنند و با زبان مازندرانی آشنایی دارند نیز رسیده است. توجه بسیاری از شاعران و منتقدان مازندرانی در کشورهایی چون آلمان، آمریکا، سوئد و هلند نشان از آن دارد که اساشعر جایگاه واقعی و اصلی خود را یافته است. از سوی دیگر توجه خیل بیشماری از شاعران جوان به این نوع شعر، گویای این نکته است که اساشعر همچنان پویا و قدرتمند به حیات ادبی خود ادامه خواهد داد.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات