از کاخ‌های شاه تا زندان‌های سيبری

    از ویکی‌نور
    از کاخ‌های شاه تا زندان‌های سیبری
    از کاخ‌های شاه تا زندان‌های سيبری
    پدیدآورانبیگدلی، غلامحسین (نویسنده)
    ناشرسازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
    مکان نشرتهران
    سال نشر1388
    شابک978-964-446-247-4
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    DSR 1486 /ب95 آ3 1388

    از کاخ‌های شاه تا زندان‌های سیبری تألیف غلامحسین بیگدلی (۱۲۹۷-۱۳۷۷ش)، خاطرات نویسنده از دوران کودکی، خدمت در دربار پهلوی، فعالیت در حزب توده، گریز به شوروی، اسارت در زندان‌های استالینی، تحصیل تا مقطع دکترا و نهایتاً بازگشت به ایران را روایت می‌کند.

    ساختار

    کتاب در دو بخش اصلی و هشت فصل تدوین شده است. بخش اول با عنوان «در ایران (۱۲۹۷-۱۳۲۵ ش)» شامل چهار فصل است: ایل بیگدلی، رضاخان و روی کارآمدن خاندان پهلوی، رجال و شخصیت‌های دوره رضاشاه، و من و حزب توده. بخش دوم با عنوان «در شوروی (۳۳ سال دوری از وطن)» شامل چهار فصل است: سراب خوشبختی، تبعید به سیبری، مشاهداتی از شوروی، و بازگشت به وطن.

    گزارش کتاب

    کتاب «از کاخ‌های شاه تا زندان‌های سیبری» بخشی از مجموعه کتاب‌های تاریخ شفاهی ایران است که توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است. این کتاب خاطرات پروفسور غلامحسین بیگدلی را روایت می‌کند که از کودکی در دستگاه پهلوی رشد یافت، سپس به حزب توده پیوست و پس از دستگیری و فرازونشیب‌های بسیار، به شوروی گریخت و ۳۳ سال دور از وطن را در آن کشور سپری کرد.

    در بخش نخست کتاب، نویسنده به تاریخچه ایل بیگدلی شاملو می‌پردازد که از آسیای مرکزی به ایران کوچیده و در تأسیس و بقای حکومت صفوی نقش داشته‌اند. آشنایی رضاخان با پدربزرگ نویسنده که از درجه‌داران فوج قزاق بود، زمینه‌ساز نزدیکی خانواده آنان به دربار شد. غلامحسین بیگدلی به دبستان نظام راه یافت و دوست و همکلاسی علیرضا پهلوی، پسر دوم رضا شاه گردید. وی مدت کوتاهی آجودان مخصوص اشرف پهلوی بود، اما به دلیل بی‌بندوباری او از این سمت کناره گرفت و سرانجام به علت اعتراض به رفتارهای ناپسند علیرضا و اشرف، از دربار رانده شد. وی در سال ۱۳۲۲ با مطالعه مطبوعات مارکسیستی به حزب توده پیوست و در مرداد ۱۳۲۴ همراه با دیگر افسران حزبی دستگیر شد که ابتدا حکم تیرباران آنان صادر، اما پس از وساطت خانواده‌ها به تبعید در کرمان تبدیل گردید.

    در بخش دوم، نویسنده تجربیات تلخ خود را از زندگی در شوروی استالینی شرح می‌دهد. او به سیبری تبعید شد و از نزدیک شاهد سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت شوروی بود. به گفته وی، نظام کمونیستی در صدد تحلیل بردن فرهنگ ملیت‌های مختلف به نفع فرهنگ روسی بود و مردم جمهوری‌های شوروی به بیگاری کشیده می‌شدند. او از وجود چهل میلیون زندانی در شوروی سخن می‌گوید که بسیاری هرگز به وطن بازنگشتند و فرزندان آنان از خانواده‌ها گرفته می‌شدند تا تحت آموزه‌های فرهنگ روسی، نسلی بی‌هویت در جهت اهداف حزب کمونیست پرورش یابند. بیگدلی که از فرار به شوروی پشیمان بود، بارها تصمیم به بازگشت گرفت اما ترس از حکومت پهلوی مانع می‌شد. سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی در مرداد ۱۳۵۸ به ایران بازگشت و دو سال در دانشگاه تهران و ابوریحان تدریس کرد تا اینکه در ۲۵ مرداد ۱۳۷۷ چشم از جهان فروبست.[۱]

    پانویس

    منابع مقاله

    پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات

    وابسته‌ها