أسلمة المعرفة العلوم الإنسانية و مناهجها من وجهة نظر إسلامية
| أسلمة المعرفة العلوم الإنسانية و مناهجها من وجهة نظر إسلامية | |
|---|---|
| پدیدآوران | ابوریان، محمدعلی (نويسنده) |
| ناشر | دار المعرفة الجامعية |
| مکان نشر | مصر - اسکندریه ** مصر - قاهره |
| سال نشر | 1997م |
| چاپ | 1 |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
أسلمة المعرفة؛ العلوم الإنسانية و مناهجها من وجهة نظر إسلامية ، از آثار استاد تاریخ فلسفه و مدیر مرکز میراث ملی و نسخههای خطی دانشگاه اسکندریه، دکتر محمدعلی ابوریان ( ق)، پژوهشی مبنایی و استدلالی است که به نقد روششناسی علوم انسانی غربی میپردازد و درصدد اسلامیسازی معرفت است و میخواهد علوم انسانی را از دیدگاه اسلامی و بر پایه توحید و فقه اسلامی بنا کند.
هدف و روش
- نویسنده تصریح میکند که هدف اصلی از تحریر این کتاب، اسلامیسازی معرفت است تا بتوان بر اساس آن، امور جامعه و رفتار انسان را در چارچوب فقه اسلامی تنظیم کرد. [۱]
- از نظر ابوریان، اسلامیسازی معرفت در حوزه علوم انسانی تنها زمانی محقق میشود که این علوم در دایره فقه اسلامی و اصول آن قرار گیرند. او تأکید میکند که «فقه» باید به عنوان چتر و چارچوب روششناختی (المظلة المنهجية) برای تمام علوم انسانی عمل کند. [۲]
ساختار و محتوا
- متن اصلی این کتاب به 3 باب اصلی (شامل ۱۵ فصل) و یک خاتمه تقسیم شده است:
باب اول: «علم و روشهای آن (تقابل دیدگاه اسلامی و غربی)» در این باب که شامل ۶ فصل است، نویسنده به ریشهیابی مفهوم علم میپردازد. ابوریان نظریاتی مانند «تولد خودبهخودی»، «تکامل داروین» و «فلسفه مارکسیستی» را نقد میکند؛ زیرا این نظریات نقش آفریدگار را نادیده گرفته و هستی را صرفاً مادی میبینند. او به بررسی سیر تحول علم از یونان باستان تا عصر مدرن پرداخته و تفاوت طبقهبندی علوم در اسلام (که علوم نقلی و شرعی را در صدر مینشاند) با طبقهبندیهای ارسطویی و جدید را تبیین میکند. نویسنده با ذکر نمونههایی در شیمی، فیزیک، پزشکی و نجوم، ثابت میکند که دانشمندان مسلمان پیشگامان روش تجربی بودهاند، اما برخلاف غربیها، این تجربیات را در چارچوب ایمان به خدا انجام میدادند.
باب دوم: «بحران روششناسی در علوم انسانی غرب» این باب در ۲ فصل به این موضوع میپردازد که «چرا علوم انسانی معاصر در غرب به بنبست رسیدهاند؟» او تأکید میکند که حتی فیلسوفان عقلگرای غرب (مانند دکارت، کانت و لایبنیتس) نیز تحت تأثیر الهیات مسیحی بودند، اما در نهایت علم را از دین جدا کردند. به عقیده ابوریان، تلاش غرب برای استفاده از روشهای علوم طبیعی (کمّی) در مطالعه انسان، منجر به شکست شد؛ زیرا انسان صرفاً یک توده مادی نیست. وی در مقابل، بر ضرورت بازگشت به «روش فهم» (کیفی) تأکید دارد.
باب سوم: «اسلامیسازی علوم انسانی (ارائه راهکار)» این گستردهترین بخش کتاب (شامل ۷ فصل) است که به کاربرد نگاه اسلامی در علوم مختلف میپردازد. نویسنده معتقد است «اسلامیسازی معرفت» باید در دایره فقه اسلامی و با استفاده از روشهایی مانند «مبدأ رأی» و «قیاس» انجام شود. او نظریه دولت را بر پایه «شورا»، «عدالت» و «مساوات» تبیین کرده و فلسفه قانون را بر اصل استخلاف (جانشینی انسان از طرف خدا در زمین) بنا میکند. ابوریان مدلی اقتصادی ارائه میدهد که با تحریم ربا و اجرای زکات، عدالت اجتماعی را محقق میکند و بین حق مالکیت فردی و منافع جامعه توازن برقرار میسازد. او نظریات تکاملی در جامعهشناسی را رد کرده و بر نهاد خانواده و توحید به عنوان پایه اخلاق و مسئولیتپذیری تأکید میورزد.
نمونه مباحث
- تفاوت بنیادین علم اسلامی و غربی در «ایمان» خلاصه میشود. از دیدگاه ابوریان، «علمِ بدون ایمان به خدا» در غرب به ابزاری برای ویرانی (مانند فاجعه هیروشیما) تبدیل شده است، در حالی که علم در اسلام، تحت هدایت الهی، تنها در پی صلح، رفاه و سعادت بشر است. در نهایت، این اثر با نفی تقلید کورکورانه از غرب، بر ضرورت تأسیس مکتبی علمی تأکید میکند که روشهای آن، به شکل مستقیم از متن قرآن کریم و سنت نبوی استخراج شده باشد. [۳]
پانویس
منابع مقاله
- مقدمه و متن کتاب.