مفتاح البصيرة في فقه الشريعة (مدارك العروة الوثقی)


مفتاح البصيرة في فقه الشريعة (مدارك العروة الوثقی)، شرح استدلالی آیت‌الله اسماعیل صالحی مازندرانی بر بخشی از کتاب «العروة الوثقى» سید محمدکاظم طباطبایى است. این شرح در شش جلد به زبان عربی منتشر شده است.

مفتاح البصيرة في فقه الشريعة
مفتاح البصيرة في فقه الشريعة (مدارك العروة الوثقی)
پدیدآورانصالحی مازندرانی، اسماعیل (نویسنده) یزدی، محمدکاظم بن عبدالعظیم (نویسنده)
عنوان‌های دیگرمدارک العروة الوثقی
ناشرمکتب آيةالله العظمي اسماعيل الصالحي المازندراني
مکان نشرايران - قم
سال نشرمجلد1: 1376ش

مجلد2: 1382ش مجلد3: 1379ش مجلد4: 1385ش مجلد5: 1387ش , 1429ق

مجلد6: 1387ش , 1429ق
موضوعفقه جعفري - قرن 14 یزدی، محمدکاظم بن عبدالعظیم،العروه الوثقی - نقد و تفسير
زبانعربی
تعداد جلد6
کد کنگره
‏‏BP‎‏ ‎‏183‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ي‎‏4‎‏ ‎‏ع‎‏4026
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

جلد اول کتاب مشتمل بر احکام آب‌ها، اقسام آب مطلق، معنی طهور و موضوعاتی ازاین‌دست است. در جلد دوم به موضوع نجاسات و انواع و احکام آن و طرق اثبات نجاست پرداخته شده است. در جلدهای دیگر کتاب نیز موضوعات مرتبط، مانند: احکام مسجد، احکام مصحف، مسائل مرتبط با وضو و غسل مطرح شده است.

ویژگى برجسته کتاب این است که نویسنده گذرا از فروع فقهى نگذشته، بلکه به‌تفصیل به شرح آن‌ها می‌‏پردازد. گاه حتّى بررسى یک فرع فقهى، چهل صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است[۱]‏.

روش شرح کتاب بدین ترتیب است که صفحات کتاب به سه بخش تقسیم شده است: در بالای صفحه متن عروه ذکر شده است. در ذیل آن، شرح و در بخش سوم نیز آدرس آیات، مستند روایات و ارجاعات مفیدی ذکر شده است؛ به‌عنوان‌مثال صاحب عروه در اولین مسئله از احکام مسجد، ازاله نجاست از مسجد را مطرح کرده و آن را واجب دانسته است. شارح در ذیل آن چهار فرع برای آن مطرح کرده است. بر وجوب ازاله، اجماع را به‌عنوان دلیل لبی و کتاب و سنت را به‌عنوان ادله لفظی دانسته است. سپس شیخ طوسی، علامه حلی، فاضلین و شهید اول را ناقلین اجماع شمرده است. در بخش سوم نیز از کتب «الخلاف»، «السرائر»، «الحدائق الناظرة» و «ذكری الشيعة» به‌عنوان مستندات کلام این فقها یاد کرده و در سه مورد عین عبارت آن‌ها را نیز متذکر شده است[۲]‏.

صاحب عروه در مسئله 36 از بحث افعال وضو، این مسئله را مطرح کرده که اگر در مقام وجوب تقیه، شخصی، تقیه را ترک کند و مسح انجام دهد، در صحت وضو اشکال است.

شارح در تبیین این مسئله ابتدا تصریح کرده که در حرمت تکلیفی ترک تقیه در مقام وجوبش سخنی نیست و مورد اتفاق است. سخن در حرمت وضعی ترک تقیه است و اینکه عمل در این هنگام فاسد و باطل است یا اگر مطابق با مأمور به واقعی باشد، صحیح است؟ دراین‌باره دو احتمال وجود دارد.

وی سپس برای تحقیق این مطلب، در دو مورد، مفصلاً سخن گفته است[۳]‏.

فهرست مطالب و مصادر هر جلد در انتهای آن ذکر شده است.

پانویس

  1. ر.ک: بی‌نام، ص178
  2. ر.ک: متن کتاب، ج3، ص37
  3. ر.ک: همان، ج5، ص281

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن کتاب.
  2. بی‌نام، «کتاب نما: ویژه آثار تازه انتشار فقهی و حقوقی»، فصلنامه فقه اهل‌بیت(ع)، بهار 1377، شماره 13، صفحه 173 تا 180.

وابسته‌ها