الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر (عجل‌الله‌فرجه): تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - '↵↵↵\{\{کاربردهای\sدیگر\|(.*)\s\(ابهام\sزدایی\)\}\}↵↵↵' به ' {{کاربردهای دیگر|$1 (ابهام زدایی)}} ')
    جز (جایگزینی متن - 'ابن‌ط' به 'ابن‌ ط')
    خط ۲۹: خط ۲۹:


    ==ساختار==
    ==ساختار==
    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌طاووس]] اين كتاب را در چهار بخش ترتيب داده است كه سه بخش نخست آن نقل قول‌ها و ذكر رواياتى از سه كتاب در مورد ملاحم و فتن و مهدویت و آخرالزمان‌شناسى و بخش چهارم نيز به مثابه كشكولى است كه در آن از كتب مختلف (عمدتاً شيعى)، مطالبى را در حوزه‌هاى گوناگون، از جمله درباره ملاحم و فتن و آخرالزمان‌شناسى، آورده است.
    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌ طاووس]] اين كتاب را در چهار بخش ترتيب داده است كه سه بخش نخست آن نقل قول‌ها و ذكر رواياتى از سه كتاب در مورد ملاحم و فتن و مهدویت و آخرالزمان‌شناسى و بخش چهارم نيز به مثابه كشكولى است كه در آن از كتب مختلف (عمدتاً شيعى)، مطالبى را در حوزه‌هاى گوناگون، از جمله درباره ملاحم و فتن و آخرالزمان‌شناسى، آورده است.


    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌طاووس]] اين كتاب را به ترتيب «باب» طبقه‌بندى كرده است و از هر منبعى ابوابى را، هر چند بدون هيچ دسته‌بندى خاصى، نقل مى‌كند؛ به اين معنا كه ابتدا به ذكر مطالبى از كتاب الفتن ابن‌حماد مى‌پردازد و در قالب چند باب مطالبى را از اين منبع نقل مى‌كند. سپس به سراغ منبع دوم و سوم رفته و در ابواب جديد - كه با شماره‌هاى جديدى آغاز مى‌شوند - مطالب هر كدام را نقل مى‌كند. هر چند بخش چهارم كتاب - كه در موضوعات مختلف و از منابع مختلف است - نه در قالب باب، بلكه در قالب فصل‌هاى مختصر و بدون شماره، آمده است.
    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌ طاووس]] اين كتاب را به ترتيب «باب» طبقه‌بندى كرده است و از هر منبعى ابوابى را، هر چند بدون هيچ دسته‌بندى خاصى، نقل مى‌كند؛ به اين معنا كه ابتدا به ذكر مطالبى از كتاب الفتن ابن‌حماد مى‌پردازد و در قالب چند باب مطالبى را از اين منبع نقل مى‌كند. سپس به سراغ منبع دوم و سوم رفته و در ابواب جديد - كه با شماره‌هاى جديدى آغاز مى‌شوند - مطالب هر كدام را نقل مى‌كند. هر چند بخش چهارم كتاب - كه در موضوعات مختلف و از منابع مختلف است - نه در قالب باب، بلكه در قالب فصل‌هاى مختصر و بدون شماره، آمده است.


    == گزار‌ش محتوا ==
    == گزار‌ش محتوا ==




    كتاب حاضر - كه در نگاه نخست بخش عمده آن درباره آخرالزمان‌شناسى و نشانه‌هاى ظهور به نظر مى‌آيد - در ديدگاه محدثان و عالمان شيعه، پس از سيد‌ ‎اهميت فراوانى يافته است و از احاديث آن به مثابه رواياتى درباره علامت‌هاى ظهور بهره برده‌اند. [[علامه مجلسى]] روايات الفتن را به نقل از [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌طاووس]] گزارش كرده و ديگر محدثان بعدى نيز چنين كرده‌اند.
    كتاب حاضر - كه در نگاه نخست بخش عمده آن درباره آخرالزمان‌شناسى و نشانه‌هاى ظهور به نظر مى‌آيد - در ديدگاه محدثان و عالمان شيعه، پس از سيد‌ ‎اهميت فراوانى يافته است و از احاديث آن به مثابه رواياتى درباره علامت‌هاى ظهور بهره برده‌اند. [[علامه مجلسى]] روايات الفتن را به نقل از [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌ طاووس]] گزارش كرده و ديگر محدثان بعدى نيز چنين كرده‌اند.


    از سطح محدثان و عالمان رده بالا و محقق شيعه نيز كه بگذريم، كتاب التشريف بالمنن [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌طاووس]]، همانند ديگر كتب او به دليل جايگاه ويژه‌اى كه سيد‌ ‎در ميان علما دارد، در ميان علما و طلاب و حوزه‌هاى علميه شيعه، از اهميت فراوانى برخوردار است و اكثريت بر اين گمان‌اند كه اين كتاب از احاديث معتبر شيعى و در خصوص مهدویت و علايم ظهور نگاشته شده است؛ به گونه‌اى كه نام كتاب در بسيارى از چاپ‌ها از التشريف بالمنن في التعريف بالفتن به الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر تغيير داده است.
    از سطح محدثان و عالمان رده بالا و محقق شيعه نيز كه بگذريم، كتاب التشريف بالمنن [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌ طاووس]]، همانند ديگر كتب او به دليل جايگاه ويژه‌اى كه سيد‌ ‎در ميان علما دارد، در ميان علما و طلاب و حوزه‌هاى علميه شيعه، از اهميت فراوانى برخوردار است و اكثريت بر اين گمان‌اند كه اين كتاب از احاديث معتبر شيعى و در خصوص مهدویت و علايم ظهور نگاشته شده است؛ به گونه‌اى كه نام كتاب در بسيارى از چاپ‌ها از التشريف بالمنن في التعريف بالفتن به الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر تغيير داده است.


    بخش نخست آن، رواياتى است كه از كتاب الفتن نعيم بن حماد نقل كرده و نزدیک به نيمى از كل كتاب را شكل مى‌دهد. بخش دوم، رواياتى است كه از الفتن سليلى نقل كرده و حدود يك چهارم كتاب را شكل مى‌دهد. بخش سوم، رواياتى است كه از الفتن ابويحيى زكريا آورده و حدودا نيمى از يك چهارم باقيمانده كتاب را شكل مى‌دهد و بخش چهارم كه نيم ديگرى از يك چهارم كل كتاب را شكل مى‌دهد، كشكولى است كه از كتاب‌هاى مختلف گردآورى شده است. بنابراین، بجاست كه اين منابع، به ويژه سه منبع نخست مورد كاوش قرار گيرد و ميزان صحت و اعتبار آن‌ها سنجيده شود.
    بخش نخست آن، رواياتى است كه از كتاب الفتن نعيم بن حماد نقل كرده و نزدیک به نيمى از كل كتاب را شكل مى‌دهد. بخش دوم، رواياتى است كه از الفتن سليلى نقل كرده و حدود يك چهارم كتاب را شكل مى‌دهد. بخش سوم، رواياتى است كه از الفتن ابويحيى زكريا آورده و حدودا نيمى از يك چهارم باقيمانده كتاب را شكل مى‌دهد و بخش چهارم كه نيم ديگرى از يك چهارم كل كتاب را شكل مى‌دهد، كشكولى است كه از كتاب‌هاى مختلف گردآورى شده است. بنابراین، بجاست كه اين منابع، به ويژه سه منبع نخست مورد كاوش قرار گيرد و ميزان صحت و اعتبار آن‌ها سنجيده شود.
    خط ۴۴: خط ۴۴:
    هر يك از باب‌هایى كه در بخش‌هاى اول تا سوم آمده و همچنين، فصل‌هایى كه در بخش چهارم آمده، عمدتاً شامل يك روايت است و تنها در مواردى استثنايى، يك باب، دو يا سه روايت را شامل مى‌شود كه همگى با مضمون واحد هستند و در مواردى نيز همگى يك روايت با اسناد متفاوت هستند. بنابراین، از طريق تعداد ابوابى كه سيد‌ ‎در اين كتاب درج كرده است، به طور تقريبى مى‌توان دريافت كه چه تعداد روايت در آن وجود دارد.
    هر يك از باب‌هایى كه در بخش‌هاى اول تا سوم آمده و همچنين، فصل‌هایى كه در بخش چهارم آمده، عمدتاً شامل يك روايت است و تنها در مواردى استثنايى، يك باب، دو يا سه روايت را شامل مى‌شود كه همگى با مضمون واحد هستند و در مواردى نيز همگى يك روايت با اسناد متفاوت هستند. بنابراین، از طريق تعداد ابوابى كه سيد‌ ‎در اين كتاب درج كرده است، به طور تقريبى مى‌توان دريافت كه چه تعداد روايت در آن وجود دارد.


    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌طاووس]] 211 باب (حدود 230 روايت) از الفتن نعيم بن حماد، 84 باب (حدود نود روايت) از الفتن سليلى، 51 باب (حدود 55 روايت) از الفتن زكريا بن يحيى و 41 فصل (حدود شصت روايت) را در بخش آخر از كتب مختلف نقل كرده است. بنابراین، سيد‌ ‎در اين كتاب حدود 425 تا 450 روايت را نقل كرده است. از اين روايات، تنها حدود 150 روايت آن به پيامبر(ص) منسوب است، حدود 45 - 50 روايت به [[امام على(ع)]]، پنج روايت به امام حسن(ع)، دو روايت به امام حسین(ع)، چهار روايت به امام محمد باقر(ع)، دو يا سه روايت به [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] و يك روايت به امام كاظم(ع) و [[امام رضا(ع)]] منسوب‌اند و حدود نيمى ديگر از روايات اين كتاب موقوف‌اند و سند آن‌ها به پيامبر يا امامان شيعه نمى‌رسد و از صحابه يا تابعين نقل شده‌اند.
    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌ طاووس]] 211 باب (حدود 230 روايت) از الفتن نعيم بن حماد، 84 باب (حدود نود روايت) از الفتن سليلى، 51 باب (حدود 55 روايت) از الفتن زكريا بن يحيى و 41 فصل (حدود شصت روايت) را در بخش آخر از كتب مختلف نقل كرده است. بنابراین، سيد‌ ‎در اين كتاب حدود 425 تا 450 روايت را نقل كرده است. از اين روايات، تنها حدود 150 روايت آن به پيامبر(ص) منسوب است، حدود 45 - 50 روايت به [[امام على(ع)]]، پنج روايت به امام حسن(ع)، دو روايت به امام حسین(ع)، چهار روايت به امام محمد باقر(ع)، دو يا سه روايت به [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] و يك روايت به امام كاظم(ع) و [[امام رضا(ع)]] منسوب‌اند و حدود نيمى ديگر از روايات اين كتاب موقوف‌اند و سند آن‌ها به پيامبر يا امامان شيعه نمى‌رسد و از صحابه يا تابعين نقل شده‌اند.


    از اين روايت‌ها تنها حدود 170 روايت به بحث مهدویت و نام و اوصاف مهدى(عج)، نشانه‌هاى ظهور، مدت زمان حكومت، اوصاف حكومت و ياران حضرت مهدى(عج) مى‌پردازند و بخش عمده روايات از اساس ارتباطى به مهدویت ندارند و بر فرض درستى، بيشتر پيش‌بينى‌هایى درباره مسائلى هستند كه دير يا زود، پس از عصر پيامبر و صحابه رخ مى‌دهند؛ مثلاً بخشى از روايات به صلح امام حسن(ع) با معاويه و سخن از حكومت بنى‌اميه و بنى‌عباس است. بخشى از آن‌ها به حمله ترك‌ها و سيطره آن‌ها بر اعراب اشاره دارند و بسيارى ديگر، اساسا به ملاحم و فتن ارتباطى ندارند؛ مانند توصيف آب و هواى خوش تبت.
    از اين روايت‌ها تنها حدود 170 روايت به بحث مهدویت و نام و اوصاف مهدى(عج)، نشانه‌هاى ظهور، مدت زمان حكومت، اوصاف حكومت و ياران حضرت مهدى(عج) مى‌پردازند و بخش عمده روايات از اساس ارتباطى به مهدویت ندارند و بر فرض درستى، بيشتر پيش‌بينى‌هایى درباره مسائلى هستند كه دير يا زود، پس از عصر پيامبر و صحابه رخ مى‌دهند؛ مثلاً بخشى از روايات به صلح امام حسن(ع) با معاويه و سخن از حكومت بنى‌اميه و بنى‌عباس است. بخشى از آن‌ها به حمله ترك‌ها و سيطره آن‌ها بر اعراب اشاره دارند و بسيارى ديگر، اساسا به ملاحم و فتن ارتباطى ندارند؛ مانند توصيف آب و هواى خوش تبت.
    خط ۵۲: خط ۵۲:
    متأسفانه بسيارى از 170 روايتى كه درباره مهدویت‌اند، به پيامبر(ص) يا امامان ختم نمى‌شوند و تنها حدود 75 روايت از آن‌ها به پيامبر يا امامان ختم مى‌شوند و بقيه آن‌ها موقوف هستند و از افرادى غيرمعصوم روايت شده‌اند. بنابراین، تنها حدود 75 روايت؛ يعنى حدود يك ششم از كل كتاب، به بحث مهدویت مى‌پردازد كه روايات آن‌ها به معصوم نسبت داده شده است. البته، طريق آن، از وثاقت و اعتبار لازم را ندارد. اما مشكل جدى‌ترى كه بروز مى‌كند، اين است كه بسيارى از همين 75 روايتى كه به معصومان نسبت داده شده‌اند، از لحاظ تطابق با عقايد مسلّم شيعى درباره مهدویت و با تاريخى كه ما پشت سر نهاده‌ايم، با اشكال مواجه‌اند.
    متأسفانه بسيارى از 170 روايتى كه درباره مهدویت‌اند، به پيامبر(ص) يا امامان ختم نمى‌شوند و تنها حدود 75 روايت از آن‌ها به پيامبر يا امامان ختم مى‌شوند و بقيه آن‌ها موقوف هستند و از افرادى غيرمعصوم روايت شده‌اند. بنابراین، تنها حدود 75 روايت؛ يعنى حدود يك ششم از كل كتاب، به بحث مهدویت مى‌پردازد كه روايات آن‌ها به معصوم نسبت داده شده است. البته، طريق آن، از وثاقت و اعتبار لازم را ندارد. اما مشكل جدى‌ترى كه بروز مى‌كند، اين است كه بسيارى از همين 75 روايتى كه به معصومان نسبت داده شده‌اند، از لحاظ تطابق با عقايد مسلّم شيعى درباره مهدویت و با تاريخى كه ما پشت سر نهاده‌ايم، با اشكال مواجه‌اند.


    مشكل ديگر بسيارى از اين روايات، ناسازگارى آن‌ها با تاريخ است. به عبارت ديگر، در برخى از اين روايات، براى ظهور مهدى تاريخ مشخص شده است؛ مثلاً در روايتى از پيامبر(ص) نقل شده است كه «رأس سال 350 منادى از آسمان ندا مى‌دهد... و مهدى در مكه ظهور مى‌كند...»؛ در حالى كه اكنون سال 1427ق است و هنوز ندايى از آسمان شنيده نشده و مهدى نيز ظهور نكرده است. همچنين در پاره‌اى از اين روايات، ابراز شده است كه پس از پايان يافتن حكومت بنى‌عباس، مهدى ظهور مى‌كند، در حالى كه قرن‌ها پيش حكومت بنى‌عباس منقرض شده و از ظهور امام خبرى نيست. همچنين در پاره‌اى از اين روايات به سن مهدى در حين ظهور اشاره شده است و براى نمونه از سن پنجاه و يك سالگى براى حضرت سخن به ميان آمده است، در حالى كه در زمان نگارش كتاب و زمان ابن‌طاووس؛ يعنى هشت قرن پيش، بيش از پانصد سال از تولد امام مى‌گذشت، مگر اين كه چنين توجيه كنيم كه امام در هنگام ظهور 51 ساله به نظر مى‌رسد. البته باب توجيه فراخ است.
    مشكل ديگر بسيارى از اين روايات، ناسازگارى آن‌ها با تاريخ است. به عبارت ديگر، در برخى از اين روايات، براى ظهور مهدى تاريخ مشخص شده است؛ مثلاً در روايتى از پيامبر(ص) نقل شده است كه «رأس سال 350 منادى از آسمان ندا مى‌دهد... و مهدى در مكه ظهور مى‌كند...»؛ در حالى كه اكنون سال 1427ق است و هنوز ندايى از آسمان شنيده نشده و مهدى نيز ظهور نكرده است. همچنين در پاره‌اى از اين روايات، ابراز شده است كه پس از پايان يافتن حكومت بنى‌عباس، مهدى ظهور مى‌كند، در حالى كه قرن‌ها پيش حكومت بنى‌عباس منقرض شده و از ظهور امام خبرى نيست. همچنين در پاره‌اى از اين روايات به سن مهدى در حين ظهور اشاره شده است و براى نمونه از سن پنجاه و يك سالگى براى حضرت سخن به ميان آمده است، در حالى كه در زمان نگارش كتاب و زمان ابن‌ طاووس؛ يعنى هشت قرن پيش، بيش از پانصد سال از تولد امام مى‌گذشت، مگر اين كه چنين توجيه كنيم كه امام در هنگام ظهور 51 ساله به نظر مى‌رسد. البته باب توجيه فراخ است.


    مشكل ديگرى كه اين روايات دارند؛ تناقض درونى آن‌هاست. بسيارى از اين روايات به لحاظ محتوا با يكديگر تناقض دارند. مثلاً در باب مدت زمان حكومت امام، در حالى كه بسيارى از اين روايات زمان حداقل هفت سال و حداكثر نه يا ده سال را تعيين مى‌كنند، برخى ديگر، از چهارده، سى و چهل سال خبر مى‌دهند.
    مشكل ديگرى كه اين روايات دارند؛ تناقض درونى آن‌هاست. بسيارى از اين روايات به لحاظ محتوا با يكديگر تناقض دارند. مثلاً در باب مدت زمان حكومت امام، در حالى كه بسيارى از اين روايات زمان حداقل هفت سال و حداكثر نه يا ده سال را تعيين مى‌كنند، برخى ديگر، از چهارده، سى و چهل سال خبر مى‌دهند.
    خط ۶۲: خط ۶۲:
    بنابراین، در جمع‌بندى كلى از محتواى كتاب التشريف بالمنن نيز به اين نتيجه مى‌رسيم كه بسيارى از مطالب كتاب، اساسا ربطى به بحث مهدویت ندارند، و بسيارى از احاديثى كه به بحث مهدویت ارتباط دارند يا ندارند، از پيامبر و امامان صادر نشده‌اند و از اين‌رو، ارزش چندانى نمى‌توان براى آن‌ها قايل شد. بسيارى ديگر از رواياتى كه به بحث مهدویت مربوط بوده و به پيامبر يا امامان نيز نسبت داده شده‌اند، يا با عقايد مسلم شيعى در تضادند، يا با مسلمات تاريخى ناسازگارند يا محتواى آن‌ها با يكديگر تناقض دارند و برخى از آن‌ها هر چند در روايات شيعه و سنى، در ديگر كتاب‌ها وارد شده‌اند؛ اما مورد ترديد قرار دارند. تنها بخش اندكى از روايات اين كتاب را مى‌توان در ارتباط با مهدویت پذيرفت كه آن‌ها نيز به تبيين اوصاف كلى درباره امام و حكومت او مى‌پردازند و از اين رو، هر چند به لحاظ محتوا معتبرند؛ اما اطلاعات ارزشمند و ويژه‌اى در اختيار نمى‌نهند. افزون بر اين كه از اين امر نبايد غفلت ورزيد كه بر اساس بررسى منابع كتاب، حتى همين روايات دسته اخير نيز از لحاظ سند معتبر نيستند.
    بنابراین، در جمع‌بندى كلى از محتواى كتاب التشريف بالمنن نيز به اين نتيجه مى‌رسيم كه بسيارى از مطالب كتاب، اساسا ربطى به بحث مهدویت ندارند، و بسيارى از احاديثى كه به بحث مهدویت ارتباط دارند يا ندارند، از پيامبر و امامان صادر نشده‌اند و از اين‌رو، ارزش چندانى نمى‌توان براى آن‌ها قايل شد. بسيارى ديگر از رواياتى كه به بحث مهدویت مربوط بوده و به پيامبر يا امامان نيز نسبت داده شده‌اند، يا با عقايد مسلم شيعى در تضادند، يا با مسلمات تاريخى ناسازگارند يا محتواى آن‌ها با يكديگر تناقض دارند و برخى از آن‌ها هر چند در روايات شيعه و سنى، در ديگر كتاب‌ها وارد شده‌اند؛ اما مورد ترديد قرار دارند. تنها بخش اندكى از روايات اين كتاب را مى‌توان در ارتباط با مهدویت پذيرفت كه آن‌ها نيز به تبيين اوصاف كلى درباره امام و حكومت او مى‌پردازند و از اين رو، هر چند به لحاظ محتوا معتبرند؛ اما اطلاعات ارزشمند و ويژه‌اى در اختيار نمى‌نهند. افزون بر اين كه از اين امر نبايد غفلت ورزيد كه بر اساس بررسى منابع كتاب، حتى همين روايات دسته اخير نيز از لحاظ سند معتبر نيستند.


    اما اين كه وى اين كتاب را مربوط به مهدویت نمى‌داند، اولاً از نام‌گذارى اين كتاب به التشريف بالمنن في التعريف بالفتن و ثانيا از هدفى كه خود سيد‌ ‎براى نوشتن اين كتاب مطرح ساخته است، روشن مى‌شود. به‌رغم اين كه برخى از چاپ‌هاى اين كتاب به الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر تغيير نام يافته است، ابن‌طاووس اين كتاب را التشريف بالمنن في التعريف بالفتن نام نهاده است و هدف او معرفى فتنه‌هایى بوده كه در روايات مطرح شده و چه بسا، ممكن است افراد دچار آن‌ها شوند، يا از آنچه در گذشته اتفاق افتاده است، عبرت بگيرند.
    اما اين كه وى اين كتاب را مربوط به مهدویت نمى‌داند، اولاً از نام‌گذارى اين كتاب به التشريف بالمنن في التعريف بالفتن و ثانيا از هدفى كه خود سيد‌ ‎براى نوشتن اين كتاب مطرح ساخته است، روشن مى‌شود. به‌رغم اين كه برخى از چاپ‌هاى اين كتاب به الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر تغيير نام يافته است، ابن‌ طاووس اين كتاب را التشريف بالمنن في التعريف بالفتن نام نهاده است و هدف او معرفى فتنه‌هایى بوده كه در روايات مطرح شده و چه بسا، ممكن است افراد دچار آن‌ها شوند، يا از آنچه در گذشته اتفاق افتاده است، عبرت بگيرند.


    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌طاووس]] در مقدمه كتاب به اهميت شناخت ملاحم و فتنه‌ها و به شمول اين ملاحم بر معجزاتى اشاره دارد كه باعث سر فرود آوردن در برابر خداوند مى‌شود و كسى كه آن‌ها را بشناسد، به وسيله صدقات و دعا مى‌تواند از خطر آن‌ها در امان باشد. اين هدف، دقيقا همان چيزى است كه با روحيه عابدانه ابن‌طاووس همخوانى دارد. اساس هدف وى از نوشتن اين كتاب طرح مباحث مربوط به مهدویت - كه امرى اعتقادى و در ديدگاه ابن‌طاووس فوق‌العاده مهم است - نبوده و او در پى معرفى فتنه‌ها، رويدادها و آشوب‌هایى بوده كه در روايات اهل‌سنت، چه از طريق پيامبر و امامان و چه از طريق ساير افراد، به آن‌ها اشاره شده و احتمالاً رخ داده يا رخ خواهند داد.
    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌ طاووس]] در مقدمه كتاب به اهميت شناخت ملاحم و فتنه‌ها و به شمول اين ملاحم بر معجزاتى اشاره دارد كه باعث سر فرود آوردن در برابر خداوند مى‌شود و كسى كه آن‌ها را بشناسد، به وسيله صدقات و دعا مى‌تواند از خطر آن‌ها در امان باشد. اين هدف، دقيقا همان چيزى است كه با روحيه عابدانه ابن‌ طاووس همخوانى دارد. اساس هدف وى از نوشتن اين كتاب طرح مباحث مربوط به مهدویت - كه امرى اعتقادى و در ديدگاه ابن‌ طاووس فوق‌العاده مهم است - نبوده و او در پى معرفى فتنه‌ها، رويدادها و آشوب‌هایى بوده كه در روايات اهل‌سنت، چه از طريق پيامبر و امامان و چه از طريق ساير افراد، به آن‌ها اشاره شده و احتمالاً رخ داده يا رخ خواهند داد.


    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌طاووس]] به اعتبار آن‌ها اعتقادى ندارد. او هم در پايان بخش نخست، پس از اتمام نقل قول‌هاى خود از ابن‌حماد و هم در پايان بخش سوم - كه روايات هر سه بخش اصلى به پايان مى‌رسد - ذمّه خود را از عهده رواياتى كه از سه كتاب نقل كرده، مبرّا ساخته است و تصريح مى‌كند كه هدف وى صرفا نقل اين احاديث بوده است.
    [[ابن طاووس، علی بن موسی|ابن‌ طاووس]] به اعتبار آن‌ها اعتقادى ندارد. او هم در پايان بخش نخست، پس از اتمام نقل قول‌هاى خود از ابن‌حماد و هم در پايان بخش سوم - كه روايات هر سه بخش اصلى به پايان مى‌رسد - ذمّه خود را از عهده رواياتى كه از سه كتاب نقل كرده، مبرّا ساخته است و تصريح مى‌كند كه هدف وى صرفا نقل اين احاديث بوده است.


    == وضعيت كتاب ==
    == وضعيت كتاب ==

    نسخهٔ ‏۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۱۲

    الملاحم و الفتن في ظهور الغایب المنتظر (عجل الله فرجه)
    الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر (عجل‌الله‌فرجه)
    پدیدآورانابن طاووس، علی بن موسی (نویسنده)
    ناشرالشريف الرضي
    مکان نشرقم - ایران
    سال نشر1398 ق
    چاپ5
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    الملاحم و الفتن يا التشريف بالمنن في التعريف بالفتن اثر ابوالقاسم على بن موسى بن طاووس، مشهور به سيد‌ ‎بن طاووس است. موضوع اين كتاب، ذكر رواياتى در مورد ملاحم و فتن و نشانه‌هاى ظهور و مهدویت و شناخت دوره آخرالزمان‌ است.

    حدود 170 روايت از روایات این اثر به بحث مهدویت و نام و اوصاف امام مهدى(عج)، نشانه‌هاى ظهور، مدت زمان حكومت، اوصاف حكومت و ياران حضرت مهدى موعود(عج) اختصاص دارد.

    ساختار

    ابن‌ طاووس اين كتاب را در چهار بخش ترتيب داده است كه سه بخش نخست آن نقل قول‌ها و ذكر رواياتى از سه كتاب در مورد ملاحم و فتن و مهدویت و آخرالزمان‌شناسى و بخش چهارم نيز به مثابه كشكولى است كه در آن از كتب مختلف (عمدتاً شيعى)، مطالبى را در حوزه‌هاى گوناگون، از جمله درباره ملاحم و فتن و آخرالزمان‌شناسى، آورده است.

    ابن‌ طاووس اين كتاب را به ترتيب «باب» طبقه‌بندى كرده است و از هر منبعى ابوابى را، هر چند بدون هيچ دسته‌بندى خاصى، نقل مى‌كند؛ به اين معنا كه ابتدا به ذكر مطالبى از كتاب الفتن ابن‌حماد مى‌پردازد و در قالب چند باب مطالبى را از اين منبع نقل مى‌كند. سپس به سراغ منبع دوم و سوم رفته و در ابواب جديد - كه با شماره‌هاى جديدى آغاز مى‌شوند - مطالب هر كدام را نقل مى‌كند. هر چند بخش چهارم كتاب - كه در موضوعات مختلف و از منابع مختلف است - نه در قالب باب، بلكه در قالب فصل‌هاى مختصر و بدون شماره، آمده است.

    گزار‌ش محتوا

    كتاب حاضر - كه در نگاه نخست بخش عمده آن درباره آخرالزمان‌شناسى و نشانه‌هاى ظهور به نظر مى‌آيد - در ديدگاه محدثان و عالمان شيعه، پس از سيد‌ ‎اهميت فراوانى يافته است و از احاديث آن به مثابه رواياتى درباره علامت‌هاى ظهور بهره برده‌اند. علامه مجلسى روايات الفتن را به نقل از ابن‌ طاووس گزارش كرده و ديگر محدثان بعدى نيز چنين كرده‌اند.

    از سطح محدثان و عالمان رده بالا و محقق شيعه نيز كه بگذريم، كتاب التشريف بالمنن ابن‌ طاووس، همانند ديگر كتب او به دليل جايگاه ويژه‌اى كه سيد‌ ‎در ميان علما دارد، در ميان علما و طلاب و حوزه‌هاى علميه شيعه، از اهميت فراوانى برخوردار است و اكثريت بر اين گمان‌اند كه اين كتاب از احاديث معتبر شيعى و در خصوص مهدویت و علايم ظهور نگاشته شده است؛ به گونه‌اى كه نام كتاب در بسيارى از چاپ‌ها از التشريف بالمنن في التعريف بالفتن به الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر تغيير داده است.

    بخش نخست آن، رواياتى است كه از كتاب الفتن نعيم بن حماد نقل كرده و نزدیک به نيمى از كل كتاب را شكل مى‌دهد. بخش دوم، رواياتى است كه از الفتن سليلى نقل كرده و حدود يك چهارم كتاب را شكل مى‌دهد. بخش سوم، رواياتى است كه از الفتن ابويحيى زكريا آورده و حدودا نيمى از يك چهارم باقيمانده كتاب را شكل مى‌دهد و بخش چهارم كه نيم ديگرى از يك چهارم كل كتاب را شكل مى‌دهد، كشكولى است كه از كتاب‌هاى مختلف گردآورى شده است. بنابراین، بجاست كه اين منابع، به ويژه سه منبع نخست مورد كاوش قرار گيرد و ميزان صحت و اعتبار آن‌ها سنجيده شود.

    هر يك از باب‌هایى كه در بخش‌هاى اول تا سوم آمده و همچنين، فصل‌هایى كه در بخش چهارم آمده، عمدتاً شامل يك روايت است و تنها در مواردى استثنايى، يك باب، دو يا سه روايت را شامل مى‌شود كه همگى با مضمون واحد هستند و در مواردى نيز همگى يك روايت با اسناد متفاوت هستند. بنابراین، از طريق تعداد ابوابى كه سيد‌ ‎در اين كتاب درج كرده است، به طور تقريبى مى‌توان دريافت كه چه تعداد روايت در آن وجود دارد.

    ابن‌ طاووس 211 باب (حدود 230 روايت) از الفتن نعيم بن حماد، 84 باب (حدود نود روايت) از الفتن سليلى، 51 باب (حدود 55 روايت) از الفتن زكريا بن يحيى و 41 فصل (حدود شصت روايت) را در بخش آخر از كتب مختلف نقل كرده است. بنابراین، سيد‌ ‎در اين كتاب حدود 425 تا 450 روايت را نقل كرده است. از اين روايات، تنها حدود 150 روايت آن به پيامبر(ص) منسوب است، حدود 45 - 50 روايت به امام على(ع)، پنج روايت به امام حسن(ع)، دو روايت به امام حسین(ع)، چهار روايت به امام محمد باقر(ع)، دو يا سه روايت به امام صادق(ع) و يك روايت به امام كاظم(ع) و امام رضا(ع) منسوب‌اند و حدود نيمى ديگر از روايات اين كتاب موقوف‌اند و سند آن‌ها به پيامبر يا امامان شيعه نمى‌رسد و از صحابه يا تابعين نقل شده‌اند.

    از اين روايت‌ها تنها حدود 170 روايت به بحث مهدویت و نام و اوصاف مهدى(عج)، نشانه‌هاى ظهور، مدت زمان حكومت، اوصاف حكومت و ياران حضرت مهدى(عج) مى‌پردازند و بخش عمده روايات از اساس ارتباطى به مهدویت ندارند و بر فرض درستى، بيشتر پيش‌بينى‌هایى درباره مسائلى هستند كه دير يا زود، پس از عصر پيامبر و صحابه رخ مى‌دهند؛ مثلاً بخشى از روايات به صلح امام حسن(ع) با معاويه و سخن از حكومت بنى‌اميه و بنى‌عباس است. بخشى از آن‌ها به حمله ترك‌ها و سيطره آن‌ها بر اعراب اشاره دارند و بسيارى ديگر، اساسا به ملاحم و فتن ارتباطى ندارند؛ مانند توصيف آب و هواى خوش تبت.

    بنابراین، تنها بخش كمترى از روايات التشريف بالمنن درباره با موضوع مهدویت، به صورت عام است و بسيارى از آن‌ها به مسائل ديگرى مى‌پردازند. اما به هر حال، بخش قابل ملاحظه‌اى از آن؛ يعنى حدود 170 روايت از آن به بحث مهدویت مربوط است و اگر آن 170 روايت را پذيرفتنى بيابيم، تا حدودى كتاب التشريف بالمنن پذيرفتنى خواهد بود.

    متأسفانه بسيارى از 170 روايتى كه درباره مهدویت‌اند، به پيامبر(ص) يا امامان ختم نمى‌شوند و تنها حدود 75 روايت از آن‌ها به پيامبر يا امامان ختم مى‌شوند و بقيه آن‌ها موقوف هستند و از افرادى غيرمعصوم روايت شده‌اند. بنابراین، تنها حدود 75 روايت؛ يعنى حدود يك ششم از كل كتاب، به بحث مهدویت مى‌پردازد كه روايات آن‌ها به معصوم نسبت داده شده است. البته، طريق آن، از وثاقت و اعتبار لازم را ندارد. اما مشكل جدى‌ترى كه بروز مى‌كند، اين است كه بسيارى از همين 75 روايتى كه به معصومان نسبت داده شده‌اند، از لحاظ تطابق با عقايد مسلّم شيعى درباره مهدویت و با تاريخى كه ما پشت سر نهاده‌ايم، با اشكال مواجه‌اند.

    مشكل ديگر بسيارى از اين روايات، ناسازگارى آن‌ها با تاريخ است. به عبارت ديگر، در برخى از اين روايات، براى ظهور مهدى تاريخ مشخص شده است؛ مثلاً در روايتى از پيامبر(ص) نقل شده است كه «رأس سال 350 منادى از آسمان ندا مى‌دهد... و مهدى در مكه ظهور مى‌كند...»؛ در حالى كه اكنون سال 1427ق است و هنوز ندايى از آسمان شنيده نشده و مهدى نيز ظهور نكرده است. همچنين در پاره‌اى از اين روايات، ابراز شده است كه پس از پايان يافتن حكومت بنى‌عباس، مهدى ظهور مى‌كند، در حالى كه قرن‌ها پيش حكومت بنى‌عباس منقرض شده و از ظهور امام خبرى نيست. همچنين در پاره‌اى از اين روايات به سن مهدى در حين ظهور اشاره شده است و براى نمونه از سن پنجاه و يك سالگى براى حضرت سخن به ميان آمده است، در حالى كه در زمان نگارش كتاب و زمان ابن‌ طاووس؛ يعنى هشت قرن پيش، بيش از پانصد سال از تولد امام مى‌گذشت، مگر اين كه چنين توجيه كنيم كه امام در هنگام ظهور 51 ساله به نظر مى‌رسد. البته باب توجيه فراخ است.

    مشكل ديگرى كه اين روايات دارند؛ تناقض درونى آن‌هاست. بسيارى از اين روايات به لحاظ محتوا با يكديگر تناقض دارند. مثلاً در باب مدت زمان حكومت امام، در حالى كه بسيارى از اين روايات زمان حداقل هفت سال و حداكثر نه يا ده سال را تعيين مى‌كنند، برخى ديگر، از چهارده، سى و چهل سال خبر مى‌دهند.

    بنابراین، از مجموع 75 روايتى كه از پيامبر(ص) و معصومان نقل شده و به موضوع مهدویت مى‌پردازد، بسيارى از آن‌ها از نظر محتوا با عقايد شيعى و تاريخ قطعى مطابقت نداشته و برخى از آن‌ها با يكديگر نيز ناسازگارند.

    از اين مجموعه كه بگذريم، بسيارى ديگر از اين هفتاد و پنج روايت به وصف كلى امام و حكومت، مانند اين كه مهدى از اهل‌بيت يا از فرزندان پيامبر يا از فرزندان فاطمه است و از رضايت مردم از اين حكومت و وفور نعمت‌ها، عدل‌گسترى در زمان حكومت مهدوى و... مى‌پردازند كه ظاهرا مشكل جدى ندارند. بسيارى ديگر از اين روايات نيز به علائم ظهور مهدى، همچون خروج سفيانى، پرچم‌هاى سياهى كه از مشرق به حركت مى‌افتند، منادى كه از آسمان ندا مى‌دهد و... كه اين نشانه‌ها هر چند در روايات شيعى و سنى وارد شده‌اند، در مورد بسيارى از آن‌ها ترديدهایى وجود دارند.

    بنابراین، در جمع‌بندى كلى از محتواى كتاب التشريف بالمنن نيز به اين نتيجه مى‌رسيم كه بسيارى از مطالب كتاب، اساسا ربطى به بحث مهدویت ندارند، و بسيارى از احاديثى كه به بحث مهدویت ارتباط دارند يا ندارند، از پيامبر و امامان صادر نشده‌اند و از اين‌رو، ارزش چندانى نمى‌توان براى آن‌ها قايل شد. بسيارى ديگر از رواياتى كه به بحث مهدویت مربوط بوده و به پيامبر يا امامان نيز نسبت داده شده‌اند، يا با عقايد مسلم شيعى در تضادند، يا با مسلمات تاريخى ناسازگارند يا محتواى آن‌ها با يكديگر تناقض دارند و برخى از آن‌ها هر چند در روايات شيعه و سنى، در ديگر كتاب‌ها وارد شده‌اند؛ اما مورد ترديد قرار دارند. تنها بخش اندكى از روايات اين كتاب را مى‌توان در ارتباط با مهدویت پذيرفت كه آن‌ها نيز به تبيين اوصاف كلى درباره امام و حكومت او مى‌پردازند و از اين رو، هر چند به لحاظ محتوا معتبرند؛ اما اطلاعات ارزشمند و ويژه‌اى در اختيار نمى‌نهند. افزون بر اين كه از اين امر نبايد غفلت ورزيد كه بر اساس بررسى منابع كتاب، حتى همين روايات دسته اخير نيز از لحاظ سند معتبر نيستند.

    اما اين كه وى اين كتاب را مربوط به مهدویت نمى‌داند، اولاً از نام‌گذارى اين كتاب به التشريف بالمنن في التعريف بالفتن و ثانيا از هدفى كه خود سيد‌ ‎براى نوشتن اين كتاب مطرح ساخته است، روشن مى‌شود. به‌رغم اين كه برخى از چاپ‌هاى اين كتاب به الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر تغيير نام يافته است، ابن‌ طاووس اين كتاب را التشريف بالمنن في التعريف بالفتن نام نهاده است و هدف او معرفى فتنه‌هایى بوده كه در روايات مطرح شده و چه بسا، ممكن است افراد دچار آن‌ها شوند، يا از آنچه در گذشته اتفاق افتاده است، عبرت بگيرند.

    ابن‌ طاووس در مقدمه كتاب به اهميت شناخت ملاحم و فتنه‌ها و به شمول اين ملاحم بر معجزاتى اشاره دارد كه باعث سر فرود آوردن در برابر خداوند مى‌شود و كسى كه آن‌ها را بشناسد، به وسيله صدقات و دعا مى‌تواند از خطر آن‌ها در امان باشد. اين هدف، دقيقا همان چيزى است كه با روحيه عابدانه ابن‌ طاووس همخوانى دارد. اساس هدف وى از نوشتن اين كتاب طرح مباحث مربوط به مهدویت - كه امرى اعتقادى و در ديدگاه ابن‌ طاووس فوق‌العاده مهم است - نبوده و او در پى معرفى فتنه‌ها، رويدادها و آشوب‌هایى بوده كه در روايات اهل‌سنت، چه از طريق پيامبر و امامان و چه از طريق ساير افراد، به آن‌ها اشاره شده و احتمالاً رخ داده يا رخ خواهند داد.

    ابن‌ طاووس به اعتبار آن‌ها اعتقادى ندارد. او هم در پايان بخش نخست، پس از اتمام نقل قول‌هاى خود از ابن‌حماد و هم در پايان بخش سوم - كه روايات هر سه بخش اصلى به پايان مى‌رسد - ذمّه خود را از عهده رواياتى كه از سه كتاب نقل كرده، مبرّا ساخته است و تصريح مى‌كند كه هدف وى صرفا نقل اين احاديث بوده است.

    وضعيت كتاب

    ترجمه كتاب توسط محمدجواد نجفى به فارسی صورت پذيرفته است.

    منابع مقاله

    فرهنگ كتب حديثى شيعه، اثر سيد‌ ‎محمود مدنى بجستانى، ناشر: شركت چاپ و نشر بين الملل وابسته به مؤسسه انتشارات امير كبير.


    وابسته‌ها