العقل العملي: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - '}} '''' به '}} '''')
    جز (جایگزینی متن - ' | تعداد جلد =' به '| تعداد جلد =')
    خط ۲۱: خط ۲۱:
    | چاپ =1
    | چاپ =1
    | شابک =978-964-2941-07-0
    | شابک =978-964-2941-07-0
    | تعداد جلد =1
    | تعداد جلد =1
      | کتابخانۀ دیجیتال نور =7345
      | کتابخانۀ دیجیتال نور =7345
    | کد پدیدآور =
    | کد پدیدآور =

    نسخهٔ ‏۲ سپتامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۶:۵۳

    العقل العملی
    العقل العملي
    پدیدآورانسند، محمد (نويسنده)
    عنوان‌های دیگردراسات منهجیه فی الحسن و القبح العقلیین و البرهان فی الجزئیات و الادراکات الاعتباریه
    ناشرالاجتهاد
    مکان نشرقم - ایران
    سال نشر1429 ق
    چاپ1
    شابک978-964-2941-07-0
    موضوعاخلاق - فلسفه

    اعتباریات

    حسن و قبح
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏BJ‎‏ ‎‏1406‎‏ ‎‏/‎‏س‎‏9‎‏ع‎‏7
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    العقل العملي، اثر آيت‌الله محمد سند، مجموعه مباحث روشمندى است پيرامون حسن و قبح عقلى و برهان در جزئيات و ادراكات اعتبارى كه به زبان عربى نوشته شده است.

    ساختار

    كتاب با مقدمه نويسنده آغاز و مطالب در يك مدخل، پنج فصل و يك خاتمه، تنظيم شده است.

    نويسنده در ابتدا، سير و ادوار تاريخى مسئله حسن و قبح را مورد بحث قرار داده، پس از بررسى اقوال و نظريات فلاسفه هندى و يونانى پيرامون اين موضوع، تفكرات فلاسفه عهد اول، دوم و سوم اسلامى را بررسى نموده و در انتها، به تقسيمات عقل و ادله عقلى حسن و قبح، پرداخته است.

    گزارش محتوا

    در مقدمه، به اهميت بحث حسن و قبح عقلى و نقش آن در حكمت عملى و اصول اعتقادات اشاره شده است.[۱]

    در مدخل، سه مبحث موضوع كتاب، سير تاريخى مسئله حسن و قبح و ادوار آن، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. نويسنده، معتقد است كه اين مسئله، داراى سه دوره مى‌باشد:

    1. قبل از اسلام و در فلسفه يونان، هند، فارس و....: به عقيده نويسنده، مسئله حسن و قبح در اين دوره، جزء بديهيات يقينى بوده، منكر آن، سوفسطايى محسوب مى‌شده و قياس مشتمل بر آن، برهانى به شمار مى‌آمده است.[۲]
    2. دوره‌اى كه ابن سينا پرچم‌دار آن مى‌باشد: در اين دوره، مدح و ذم، از مشهورات محسوب مى‌گردد.[۳]
    3. دوره‌اى كه حكيم اصفهانى، آغازگر آن بوده و بداهت و يقينى بودن حسن و قبح را زير سؤال برده و آن را جزء اعتباريات، به حساب آورده است.[۴]

    در فصل اول، نظر فلاسفه هندى و يونانى پيرامون حسن و قبح و بداهت آن، مورد بحث قرار گرفته است. در اين فصل، نظريه فلاسفه‌اى همچون: سقراط، افلاطون، بروثاغوراس، ارسطو، نيقوماخوس و كتاب‌هايى مانند: «اوپانيشاد»، «بهگودگيتا»، «غورغياس»، «جمهور افلاطون»، «فلسفه افلاطون»، «نواميس افلاطون» و «اخلاق نيقوماخوس» بررسى شده است.[۵]

    در فصل دوم، نظريات عهد اول فلاسفه اسلامى، مورد كنكاش قرار گرفته است. اين فلاسفه، عبارتند از: فارابى؛ ابن مسكويه؛ ابن سينا؛ شيخ اشراق؛ خواجه نصير‌الدين طوسى و حكيم قطب رازى.[۶]

    نظريات و افكار عهد دوم فلاسفه اسلامى، در فصل سوم، بررسى شده است. شخصيت‌هايى كه به اعتقاد نويسنده در اين دوران، جاى گرفته‌اند، عبارتند از: ميرداماد؛ ملا صدراى شيرازى؛ حكيم سبزوارى و ملا محمدمهدى نراقى.[۷]

    با نظريات فلاسفه عهد سوم اسلامى، در فصل چهارم، آشنا خواهيم شد. اين فلاسفه، عبارتند از: حكيم اصفهانى و علامه طباطبايى.[۸]

    در آخرين فصل، اقوال متكلمين و فلاسفه غرب، در موضوع حسن و قبح عقلى، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.[۹]

    خاتمه، مشتمل بر سه امر است به شرح زير:

    در امر اول، عقل به نظرى و عملى تقسيم شده و ضمن توضيح هريك، به مغايرت آن دو با يكديگر، اشاره شده است.[۱۰]

    در امر دوم، اعتبارى بودن حسن و قبح و شبهات وارده بر اين نظريه، بررسى شده است.[۱۱]

    به عقيده نويسنده، اهميت اين بحث، از جهت ابتناء بسيارى از مباحث علم كلام بر نظريه حسن و قبح عقلى مى‌باشد؛ زيرا اگر اين دو اعتبارى باشند، ادله و استدلالات مبتنى بر آن‌ها، برهانى نبوده، بلكه خطابى و شعرى خواهند بود.[۱۲]

    در امر سوم، آنچه منسوب بودنش به فلاسفه مشهور است، مبنى بر اعتقاد آن‌ها به اينكه حسن و قبح، از مشهورات مى‌باشند نه از يقينيات، مورد بحث قرار گرفته است. نويسنده اين نسبت را فقط از دوران ابن سينا به بعد، صادق دانسته است، نه قبل از آن.[۱۳]

    وضعيت كتاب

    فهرست مطالب در انتهاى كتاب آمده است. پاورقى‌ها بسيار اندك بوده و در آن‌ها، توضيحاتى پيرامون برخى از كلمات متن داده شده است.

    پانويس

    1. مقدمه، ص5
    2. مدخل، ص10
    3. همان
    4. همان
    5. متن كتاب، ص35 - 82
    6. همان، ص97 - 172
    7. همان، ص185 - 239
    8. همان، ص243 - 308
    9. همان، ص317 - 328
    10. همان، ص327
    11. همان، ص332
    12. همان
    13. همان

    منابع مقاله

    مقدمه و متن كتاب.