العقل العملي: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - '</ref>.' به '</ref>')
    جز (جایگزینی متن - '<ref>' به '.<ref>')
    خط ۵۵: خط ۵۵:




    در مقدمه، به اهميت بحث حسن و قبح عقلى و نقش آن در حكمت عملى و اصول اعتقادات اشاره شده است .<ref>مقدمه، ص 5</ref>
    در مقدمه، به اهميت بحث حسن و قبح عقلى و نقش آن در حكمت عملى و اصول اعتقادات اشاره شده است ..<ref>مقدمه، ص 5</ref>


    در مدخل، سه مبحث موضوع كتاب، سير تاريخى مسئله حسن و قبح و ادوار آن، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. نويسنده، معتقد است كه اين مسئله، داراى سه دوره مى‌باشد:
    در مدخل، سه مبحث موضوع كتاب، سير تاريخى مسئله حسن و قبح و ادوار آن، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. نويسنده، معتقد است كه اين مسئله، داراى سه دوره مى‌باشد:


    #قبل از اسلام و در فلسفه يونان، هند، فارس و....: به عقيده نويسنده، مسئله حسن و قبح در اين دوره، جزء بديهيات يقينى بوده، منكر آن، سوفسطايى محسوب مى‌شده و قياس مشتمل بر آن، برهانى به شمار مى‌آمده است .<ref>مدخل، ص 10</ref>
    #قبل از اسلام و در فلسفه يونان، هند، فارس و....: به عقيده نويسنده، مسئله حسن و قبح در اين دوره، جزء بديهيات يقينى بوده، منكر آن، سوفسطايى محسوب مى‌شده و قياس مشتمل بر آن، برهانى به شمار مى‌آمده است ..<ref>مدخل، ص 10</ref>
    #دوره‌اى كه [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]] پرچم‌دار آن مى‌باشد: در اين دوره، مدح و ذم، از مشهورات محسوب مى‌گردد .<ref>همان</ref>
    #دوره‌اى كه [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]] پرچم‌دار آن مى‌باشد: در اين دوره، مدح و ذم، از مشهورات محسوب مى‌گردد ..<ref>همان</ref>
    #دوره‌اى كه حكيم اصفهانى، آغازگر آن بوده و بداهت و يقينى بودن حسن و قبح را زير سؤال برده و آن را جزء اعتباريات، به حساب آورده است .<ref>همان</ref>
    #دوره‌اى كه حكيم اصفهانى، آغازگر آن بوده و بداهت و يقينى بودن حسن و قبح را زير سؤال برده و آن را جزء اعتباريات، به حساب آورده است ..<ref>همان</ref>


    در فصل اول، نظر فلاسفه هندى و يونانى پيرامون حسن و قبح و بداهت آن، مورد بحث قرار گرفته است. در اين فصل، نظريه فلاسفه‌اى همچون: سقراط، افلاطون، بروثاغوراس، [[ارسطو]]، نيقوماخوس و كتاب‌هايى مانند: «اوپانيشاد»، «بهگودگيتا»، «غورغياس»، «جمهور افلاطون»، «فلسفه افلاطون»، «نواميس افلاطون» و «اخلاق نيقوماخوس» بررسى شده است .<ref>متن كتاب، ص 35 - 82</ref>
    در فصل اول، نظر فلاسفه هندى و يونانى پيرامون حسن و قبح و بداهت آن، مورد بحث قرار گرفته است. در اين فصل، نظريه فلاسفه‌اى همچون: سقراط، افلاطون، بروثاغوراس، [[ارسطو]]، نيقوماخوس و كتاب‌هايى مانند: «اوپانيشاد»، «بهگودگيتا»، «غورغياس»، «جمهور افلاطون»، «فلسفه افلاطون»، «نواميس افلاطون» و «اخلاق نيقوماخوس» بررسى شده است ..<ref>متن كتاب، ص 35 - 82</ref>


    در فصل دوم، نظريات عهد اول فلاسفه اسلامى، مورد كنكاش قرار گرفته است. اين فلاسفه، عبارتند از: [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]]؛ [[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكويه]]؛ [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]]؛ [[سهروردی، یحیی بن حبش|شيخ اشراق]]؛ [[خواجه نصير الدين طوسى]] و حكيم قطب رازى .<ref>همان، ص 97 - 172</ref>
    در فصل دوم، نظريات عهد اول فلاسفه اسلامى، مورد كنكاش قرار گرفته است. اين فلاسفه، عبارتند از: [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]]؛ [[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكويه]]؛ [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]]؛ [[سهروردی، یحیی بن حبش|شيخ اشراق]]؛ [[خواجه نصير الدين طوسى]] و حكيم قطب رازى ..<ref>همان، ص 97 - 172</ref>


    نظريات و افكار عهد دوم فلاسفه اسلامى، در فصل سوم، بررسى شده است. شخصيت‌هايى كه به اعتقاد نويسنده در اين دوران، جاى گرفته‌اند، عبارتند از: [[میرداماد، محمدباقر بن محمد|ميرداماد]]؛ [[ملا صدراى شيرازى]]؛ [[سبزواری، هادی|حكيم سبزوارى]] و [[نراقی، مهدی بن ابی‌ذر|ملا محمدمهدى نراقى]] .<ref>همان، ص 185 - 239</ref>
    نظريات و افكار عهد دوم فلاسفه اسلامى، در فصل سوم، بررسى شده است. شخصيت‌هايى كه به اعتقاد نويسنده در اين دوران، جاى گرفته‌اند، عبارتند از: [[میرداماد، محمدباقر بن محمد|ميرداماد]]؛ [[ملا صدراى شيرازى]]؛ [[سبزواری، هادی|حكيم سبزوارى]] و [[نراقی، مهدی بن ابی‌ذر|ملا محمدمهدى نراقى]] ..<ref>همان، ص 185 - 239</ref>


    با نظريات فلاسفه عهد سوم اسلامى، در فصل چهارم، آشنا خواهيم شد. اين فلاسفه، عبارتند از: حكيم اصفهانى و [[علامه طباطبايى]] .<ref>همان، ص 243 - 308</ref>
    با نظريات فلاسفه عهد سوم اسلامى، در فصل چهارم، آشنا خواهيم شد. اين فلاسفه، عبارتند از: حكيم اصفهانى و [[علامه طباطبايى]] ..<ref>همان، ص 243 - 308</ref>


    در آخرين فصل، اقوال متكلمين و فلاسفه غرب، در موضوع حسن و قبح عقلى، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است .<ref>همان، ص 317 - 328</ref>
    در آخرين فصل، اقوال متكلمين و فلاسفه غرب، در موضوع حسن و قبح عقلى، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است ..<ref>همان، ص 317 - 328</ref>


    خاتمه، مشتمل بر سه امر است به شرح زير:
    خاتمه، مشتمل بر سه امر است به شرح زير:


    در امر اول، عقل به نظرى و عملى تقسيم شده و ضمن توضيح هريك، به مغايرت آن دو با يكديگر، اشاره شده است .<ref>همان، ص 327</ref>
    در امر اول، عقل به نظرى و عملى تقسيم شده و ضمن توضيح هريك، به مغايرت آن دو با يكديگر، اشاره شده است ..<ref>همان، ص 327</ref>


    در امر دوم، اعتبارى بودن حسن و قبح و شبهات وارده بر اين نظريه، بررسى شده است .<ref>همان، ص 332</ref>
    در امر دوم، اعتبارى بودن حسن و قبح و شبهات وارده بر اين نظريه، بررسى شده است ..<ref>همان، ص 332</ref>


    به عقيده نويسنده، اهميت اين بحث، از جهت ابتناء بسيارى از مباحث علم كلام بر نظريه حسن و قبح عقلى مى‌باشد؛ زيرا اگر اين دو اعتبارى باشند، ادله و استدلالات مبتنى بر آن‌ها، برهانى نبوده، بلكه خطابى و شعرى خواهند بود .<ref>همان</ref>
    به عقيده نويسنده، اهميت اين بحث، از جهت ابتناء بسيارى از مباحث علم كلام بر نظريه حسن و قبح عقلى مى‌باشد؛ زيرا اگر اين دو اعتبارى باشند، ادله و استدلالات مبتنى بر آن‌ها، برهانى نبوده، بلكه خطابى و شعرى خواهند بود ..<ref>همان</ref>


    در امر سوم، آنچه منسوب بودنش به فلاسفه مشهور است، مبنى بر اعتقاد آن‌ها به اينكه حسن و قبح، از مشهورات مى‌باشند نه از يقينيات، مورد بحث قرار گرفته است. نويسنده اين نسبت را فقط از دوران [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]] به بعد، صادق دانسته است، نه قبل از آن .<ref>همان</ref>
    در امر سوم، آنچه منسوب بودنش به فلاسفه مشهور است، مبنى بر اعتقاد آن‌ها به اينكه حسن و قبح، از مشهورات مى‌باشند نه از يقينيات، مورد بحث قرار گرفته است. نويسنده اين نسبت را فقط از دوران [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن سينا]] به بعد، صادق دانسته است، نه قبل از آن ..<ref>همان</ref>


    == وضعيت كتاب ==
    == وضعيت كتاب ==

    نسخهٔ ‏۱ مهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۵۴

    العقل العملی
    نام کتاب العقل العملی
    نام های دیگر کتاب دراسات منهجیه فی الحسن و القبح العقلیین و البرهان فی الجزئیات و الادراکات الاعتباریه
    پدیدآورندگان سند، محمد (نويسنده)
    زبان عربی
    کد کنگره ‏BJ‎‏ ‎‏1406‎‏ ‎‏/‎‏س‎‏9‎‏ع‎‏7
    موضوع اخلاق - فلسفه

    اعتباریات

    حسن و قبح

    ناشر الاجتهاد
    مکان نشر قم - ایران
    سال نشر 1429 هـ.ق
    کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE11351AUTOMATIONCODE


    معرفى اجمالى

    العقل العملي، اثر آيت‌الله محمد سند، مجموعه مباحث روشمندى است پيرامون حسن و قبح عقلى و برهان در جزئيات و ادراكات اعتبارى كه به زبان عربى نوشته شده است.

    ساختار

    كتاب با مقدمه نويسنده آغاز و مطالب در يك مدخل، پنج فصل و يك خاتمه، تنظيم شده است.

    نويسنده در ابتدا، سير و ادوار تاريخى مسئله حسن و قبح را مورد بحث قرار داده، پس از بررسى اقوال و نظريات فلاسفه هندى و يونانى پيرامون اين موضوع، تفكرات فلاسفه عهد اول، دوم و سوم اسلامى را بررسى نموده و در انتها، به تقسيمات عقل و ادله عقلى حسن و قبح، پرداخته است.

    گزارش محتوا

    در مقدمه، به اهميت بحث حسن و قبح عقلى و نقش آن در حكمت عملى و اصول اعتقادات اشاره شده است ..[۱]

    در مدخل، سه مبحث موضوع كتاب، سير تاريخى مسئله حسن و قبح و ادوار آن، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. نويسنده، معتقد است كه اين مسئله، داراى سه دوره مى‌باشد:

    1. قبل از اسلام و در فلسفه يونان، هند، فارس و....: به عقيده نويسنده، مسئله حسن و قبح در اين دوره، جزء بديهيات يقينى بوده، منكر آن، سوفسطايى محسوب مى‌شده و قياس مشتمل بر آن، برهانى به شمار مى‌آمده است ..[۲]
    2. دوره‌اى كه ابن سينا پرچم‌دار آن مى‌باشد: در اين دوره، مدح و ذم، از مشهورات محسوب مى‌گردد ..[۳]
    3. دوره‌اى كه حكيم اصفهانى، آغازگر آن بوده و بداهت و يقينى بودن حسن و قبح را زير سؤال برده و آن را جزء اعتباريات، به حساب آورده است ..[۴]

    در فصل اول، نظر فلاسفه هندى و يونانى پيرامون حسن و قبح و بداهت آن، مورد بحث قرار گرفته است. در اين فصل، نظريه فلاسفه‌اى همچون: سقراط، افلاطون، بروثاغوراس، ارسطو، نيقوماخوس و كتاب‌هايى مانند: «اوپانيشاد»، «بهگودگيتا»، «غورغياس»، «جمهور افلاطون»، «فلسفه افلاطون»، «نواميس افلاطون» و «اخلاق نيقوماخوس» بررسى شده است ..[۵]

    در فصل دوم، نظريات عهد اول فلاسفه اسلامى، مورد كنكاش قرار گرفته است. اين فلاسفه، عبارتند از: فارابى؛ ابن مسكويه؛ ابن سينا؛ شيخ اشراق؛ خواجه نصير الدين طوسى و حكيم قطب رازى ..[۶]

    نظريات و افكار عهد دوم فلاسفه اسلامى، در فصل سوم، بررسى شده است. شخصيت‌هايى كه به اعتقاد نويسنده در اين دوران، جاى گرفته‌اند، عبارتند از: ميرداماد؛ ملا صدراى شيرازى؛ حكيم سبزوارى و ملا محمدمهدى نراقى ..[۷]

    با نظريات فلاسفه عهد سوم اسلامى، در فصل چهارم، آشنا خواهيم شد. اين فلاسفه، عبارتند از: حكيم اصفهانى و علامه طباطبايى ..[۸]

    در آخرين فصل، اقوال متكلمين و فلاسفه غرب، در موضوع حسن و قبح عقلى، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است ..[۹]

    خاتمه، مشتمل بر سه امر است به شرح زير:

    در امر اول، عقل به نظرى و عملى تقسيم شده و ضمن توضيح هريك، به مغايرت آن دو با يكديگر، اشاره شده است ..[۱۰]

    در امر دوم، اعتبارى بودن حسن و قبح و شبهات وارده بر اين نظريه، بررسى شده است ..[۱۱]

    به عقيده نويسنده، اهميت اين بحث، از جهت ابتناء بسيارى از مباحث علم كلام بر نظريه حسن و قبح عقلى مى‌باشد؛ زيرا اگر اين دو اعتبارى باشند، ادله و استدلالات مبتنى بر آن‌ها، برهانى نبوده، بلكه خطابى و شعرى خواهند بود ..[۱۲]

    در امر سوم، آنچه منسوب بودنش به فلاسفه مشهور است، مبنى بر اعتقاد آن‌ها به اينكه حسن و قبح، از مشهورات مى‌باشند نه از يقينيات، مورد بحث قرار گرفته است. نويسنده اين نسبت را فقط از دوران ابن سينا به بعد، صادق دانسته است، نه قبل از آن ..[۱۳]

    وضعيت كتاب

    فهرست مطالب در انتهاى كتاب آمده است. پاورقى‌ها بسيار اندك بوده و در آن‌ها، توضيحاتى پيرامون برخى از كلمات متن داده شده است.

    پانويس

    1. مقدمه، ص 5
    2. مدخل، ص 10
    3. همان
    4. همان
    5. متن كتاب، ص 35 - 82
    6. همان، ص 97 - 172
    7. همان، ص 185 - 239
    8. همان، ص 243 - 308
    9. همان، ص 317 - 328
    10. همان، ص 327
    11. همان، ص 332
    12. همان
    13. همان

    منابع مقاله

    مقدمه و متن كتاب.


    پیوندها

    مطالعه کتاب العقل العملی در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور