افلاکی، احمد بن اخی ناطور


«شمس الدين احمد افلاكى عارفى»، از شاگردان و مريدان شيخ جلال الدين عارف، نواده جلال الدين محمد مولوى و مؤلف کتاب «مناقب العارفين» مى‌باشد.

افلاکی، احمد بن اخی ناطور
نام افلاکی، احمد بن اخی ناطور
نام های دیگر افلاکی، شمس الدین بن احمد
نام پدر
متولد
محل تولد
رحلت 745 هـ.ق
اساتید
برخی آثار
کد مؤلف AUTHORCODE5159AUTHORCODE

اين کتاب با اينكه از جهت اشتمال بر احوال مشايخ سلسله مولويه و خاندان جلال‌الدين مولوى داراى اهميت و فوايد بسيار است، اما از زندگانى مؤلف اطلاعات چندانى به دست نمى‌دهد.

اينكه ثاقب دده، نام پدر او را اخى ناطور نوشته است، درست نمى‌نمايد، زيرا اخى ناطورى كه افلاكى در مناقب العارفين از او ياد كرده و ظاهراً مستند ثاقب دده بوده، نمى‌تواند پدر او باشد، زيرا كه وى در زمان حيات جلال الدين مولوى، بيش از 100 سال داشته است.

افلاكى به سبب دلبستگى بسيار به شيخ خود، عارف چلبى، به عارفى معروف شد. پدر او به دربار ازبك‌خان، فرمانرواى آلتين اردو وابسته بود و در شهر «سراى» درگذشت.

به گفته ثاقب دده، افلاكى در قونيه به دنيا آمده و چون وفات او در 761ق بوده است و استادان و پيرانش به اوايل سده 8ق تعلق داشته‌اند، مى‌توان گفت كه ولادت او در اواخر سده 7 و در حدود 690ق روى داده است.

وى از بدرالدين تبريزى، معمار آرامگاه مولانا كه در نجوم، رقوم، هندسه، كيميا و نيز سحر دست داشت، كسب دانش كرد و به مجالس سلطان ولد، فرزند مولانا، نيز راه يافت و در صرف، نحو، عرفان و حكمت، به مقام استادى رسيد. او خود مى‌گويد كه نزد سراج الدين مثنوى خوان، عبدالمؤمن توقاتى و نظام الدين ارزنجانى نيز به فراگيرى علوم پرداخته است.

ظاهراً چون وى در جزئيات علم هيئت و فلكيات تبحر يافته بود، به «افلاكى» معروف شد. گفته‌اند كه در تپه علاءالدين در قونيه، رصدخانه‌اى بوده كه وى رياست آن را برعهده داشته است.

ثاقب دده نقل كرده است كه او و استادانش، همچون بدرالدين تبريزى و حمدالدين جندى، استيلاى كيغاتوخان نوه چنگيزخان برقونيه و قتل عام مردم را از طريق علم نجوم پيش‌بينى كرده بودند كه البته چنين نشد و به گفته همو اين بلا به دعاى بهاءالدين ولد برطرف گرديد. گرچه اين روايت از لحاظ زمانى و تاريخى درست نمى‌نمايد، ليكن اشتغال افلاكى را به نجوم و علت اشتهار او را به افلاكى تأييد مى‌كند.

افلاكى مورد توجه خاص عارف چلبى بود، چندانكه به گفته خود در سفرهاى وى به شهرهاى آناتولى، سلطانيه و تبريز او را همراهى مى‌كرد، اما چون عارف چلبى به سببى از او رنجيد، وى دچار بيمارى سختى شد، تا اينكه سرانجام چلبى در شهر كوتاهيه از او دلجويى كرد و وى سلامت خود را باز يافت.

وى در خدمت عارف چلبى به درجات عالى نائل شد و اهل طريقت او را سزاوار مقام مرشدى دانستند، ولى وى با عذرخواهى از پذيرفتن اين مقام، گوشه‌نشينى اختيار كرد و چندى بعد به سبب اصرار و ازدحام دوستاران و بالا گرفتن شهرتش، ناچار به جانب «حرمين محترمين» رهسپار شد و مدت درازى در جوار مرقد مطهر پيامبر اكرم(ص) عزلت گزيد.

افلاكى بعد از مرگ عارف چلبى (719ق1319/م) بر طبق وصيت او، به نگهبانى تربت مولانا پرداخت و يكى از «مثنوى خوانان» آنجا شد. پس از مرگ عارف چلبى، وى در زمره مريدان فرزندش عابد چلبى درآمد و هنگامى كه عابد از جانب تمورتاش به ولايت اوج فرستاده شد تا امراى آن ناحيه را به اطاعت و انقياد ترغيب كند، افلاكى نيز با او همراه بود. پس از آن ظاهراً تا آخر عمر، ديگر قونيه را ترك نكرد و در همانجا وفات يافت و نزديك تربت مولانا به خاك سپرده شد. محل دفن او امروزه به درستى معلوم نيست، ولى در 1929م سنگ مزارش در نزديكى آرامگاه مولانا پيدا شد و اكنون در موزه مولانا نگهدارى مى‌شود.

افلاكى شهرت خود را مديون تأليف بسيار مهم خود «مناقب العارفين» است. وى اين اثر را در 718ق1318/م شروع كرد و در 754ق/ 1353م به پايان رساند.

يكى از مآخذ عمده اين کتاب، رساله فريدون بن احمد سپهسالار بوده و افلاكى نزديك به سه چهارم مطالب آن را با تغييرى مختصر در عبارات و بدون ذكر مآخذ نقل كرده است، ولى چون نمونه‌اى كه در اين كار در نظر داشته، تذكره الاولياء عطار بوده است، روايات گردآورى شده را به ترتيب تاريخى تنظيم كرده است. اين کتاب از لحاظ اشتمال بر شرح آداب و مراسم صوفيانه آن روزگار، داراى اهميت خاصى است و در سراسر آن اصطلاحات عرفانى و خانقاهى همه‌جا به چشم مى‌خورد. وى در مطالب مربوط به دوران حيات خود غالباً به مشاهدات خود و يا به نقل و روايت سخنان اشخاص مختلفى كه مورد اعتماد او بوده‌اند، استناد جسته است.

از افلاكى چهار غزل به تركى و دو رباعى به فارسى موجود است كه به مناسبت درگذشت عارف چلبى سروده شده است.

منبع مقاله

دائرة المعارف بزرگ اسلامى، زير نظر كاظم موسوى بجنوردى، تهران، 1379، ج9، ص589، نوشته: پروانه محمدى.


وابسته‌ها