آقانجفی، محمدتقی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'خاك' به 'خاک')
    جز (جایگزینی متن - 'هـ.ق' به '‌‎ ق')
    خط ۲۴: خط ۲۴:
    |-
    |-
    |رحلت  
    |رحلت  
    | data-type="authorDeathDate" |1332 هـ.ق
    | data-type="authorDeathDate" |1332 ‌‎ ق
    |-
    |-
    |اساتید
    |اساتید

    نسخهٔ ‏۲۴ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۵۲

    آقانجفی‌، محمدتقی بن محمدباقر
    نام آقانجفی‌، محمدتقی بن محمدباقر
    نام‌های دیگر آق‍ان‍ج‍ف‍ی‌ اص‍ف‍ه‍ان‍ی‌

    ای‍وان‌ ک‍ی‍ف‍ی‌ اص‍ف‍ه‍ان‍ی‌، م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍دب‍اق‍ر

    م‍س‍ج‍دش‍اه‍ی‌، م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی ‌ب‍ن‌ م‍ح‍م‍دب‍اق‍ر

    ن‍ج‍ف‍ی‌، م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌

    نام پدر محمدباقر
    متولد 1262
    محل تولد اصفهان
    رحلت 1332 ‌‎ ق
    اساتید ميرزا محمدحسن شيرازى
    برخی آثار عيون أخبار الرضا عليه‌السلام (ترجمه آقانجفی)

    أسرار الزيارة و برهان الإنابة

    اشارات ایمانیه

    کد مؤلف AUTHORCODE878AUTHORCODE

    آقا نَجَفى، شيخ محمدتقى رازى (1262 - 1332ق / 1846 - 1914م)، عالم بزرگ شيعى ايرانى است. پدر وى، شيخ محمدباقر از دانشمندان روزگار خود بود و جد وى، شيخ محمدتقى رازى، نويسنده «هداية المسترشدين»، مقام اجتهاد و رهبرى داشت. نياكان آقا نجفى، از ايوانكى ورامين بودند. جدش در آغاز جوانى به عراق رفت و پس از سال‌ها تحصيل علم، اصفهان را براى سكونت و فعاليت‌هاى دينى برگزيد و در آنجا حوزه درسى داير كرد.

    ولادت

    آقا نجفى، در 22 ربيع‌الثانى 1262ق / 19 مارس 1846م، در اصفهان زاده شد.

    تحصیلات

    مقدمات علوم را در محضر پدرش فراگرفت و پس از آن به نجف رفت و درآنجا به تحصيل علم ادامه داد. از محضر ميرزا محمدحسن شيرازى كه زمانى در اصفهان از شاگردان جدّ خود او بود و نيز شيخ مهدى کاشف‎الغطاء و شيخ راضى نجفى، بهره گرفت تا به مقام اجتهاد رسيد، سپس به اصفهان بازگشت و هم در زمان حيات پدر مرجعيت عام يافت و صاحب نفوذ و قدرت معنوى فراوان شد. او را به‌عنوان «جامع علوم معقول و منقول» شناخته و به قوّت حافظه، حضور ذهن، نكته‌گويى، سخاوت و شجاعت ستوده‌اند.

    خدمات

    طىّ دوران مرجعيت و حكومت شرعى و عرفى خود در اصفهان، در كمك به مردم، رفع ستم از ايشان و تأمين وسايل آسايش آنان كوشا بود. حدود شرعى را اجرا مى‌كرد و نسبت به حسن جريان زندگانى و تحصيل طلاب علومِ دينى اهتمام مى‌ورزيد. به ناصر‌الدين شاه و دستگاه حكومت او بى‌اعتنا بود و با ظل السلطان، فرزند شاه كه حاكم اصفهان بود و بسيار بر مردم ستم مى‌كرد، همواره درگير بود، اما در واقع قدرت او از قدرت حاكم اصفهان افزون‌تر بود.

    ظل السلطان، آقا نجفى را مانع تاخت و تاز، چپاول و تجاوز خود مى‌يافت. مأموران استعمارى انگلستان نيز كه براى بسط تسلط دولت متبوع خود بر ايران، برنامه‌هاى گسترده داشتند و قدرت اجتماعى آقا نجفى را مانع اجراى نقشه‌هاى خويش مى‌يافتند، از او بيمناك بودند. همه اين كسان و عمّال ايشان، در تضعيف وى بسيار كوشيدند و چون مردم به او اقبال و علاقه داشتند، كارى از پيش نبردند. يك بار توانستند با تحريك ناصر‌الدين شاه و ترساندن وى (كه خود نيز از آقا نجفى بيمناك بود و توسعه نفوذ وى و بى‌باكى او در اجراى حدود شرعى را تعرضى نسبت به حدود اختيارات و قدرت‌هاى خود مى‌شمرد)، فرمان انتقال آقا نجفى را به تهران از وى بگيرند، اما آقا نجفى در تهران هم علاوه بر داير ساختن حوزه درسى، به مبارزه سياسى و روشن ساختن ذهن مردم نسبت به فساد دربار و نظام حاكم و سرانجام مداخلات بيگانگان در امور كشور، ادامه داد و چون خطر فعاليت وى در پايتخت براى رژيم بيشتر بود، او را به اصفهان بازگرداندند. همانند اين حادثه، در 1321ق / 1903م، در هنگام سلطنت مظفر‌الدين شاه نيز تكرار شد.

    آقا نجفى، در جنبش تنباكو از آغازگران مبارزه بود. به تهديدات ظل السلطان و شاه اعتنا نكرد و پرچم مخالفت را از دست ننهاد. در عين حال، از فعاليت‌هاى علمى نيز غافل نشد و آثار بسيار از خود به جاى گذاشت. تعداد آثار او را برخى، بيش از 100 دانسته‌اند.

    وفات

    وى در 11 شعبان 1332ق 5/ ژوئيه 1914م، در اصفهان درگذشت و در جوار مرقد امامزاده احمد (على المشهور، نواده امام باقر(ع))، به خاک سپرده شد.

    آثار

    از جمله آثار مهم وى، اين رسايل و کتاب‌ها را مى‌توان نام برد:

    الاجتهاد والتقليد؛

    اسرار الآيات؛

    اسرار الشريعة؛

    اصول‌الدين و انوار العارفين؛

    بحر الحقائق، تأويل الآيات الباهرة في العترة الطاهرة؛

    ترجمه [[عيون أخبار الرضا عليه‌السلام (تصحیح لاجوردی‌) |عيون اخبار الرضا]]؛ اشارات ايمانية؛

    اسرار الزيارة و برهان الانابة.

    منابع مقاله

    دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، جلد 1، ص481، محمدعلى مولوى.


    وابسته‌ها

    عيون أخبار الرضا عليه‌السلام (ترجمه آقانجفی)

    اشارات ایمانیه

    أسرار الزيارة و برهان الإنابة