نور الأنوار
نورالانوار اصطلاحی محوری در حکمت اشراق، به ویژه در نظام فلسفی شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق)، به معنای حقیقت وجودیِ صرف و محضی است که ذاتاً ظاهر و روشن بوده، منشأ و منبع همه انوار (موجودات) است و خود غنی مطلق و قاهر بر جمیع انوار میباشد.[۱] این اصطلاح، معادل «واجب الوجود بالذات» در فلسفه مشاء است.[۲]
| اصطلاحی در فلسفه اسلامی | |
|---|---|
| شناسه اصطلاح | |
| نامهای دیگر | نور الأنوار، النور الأظهر الأقهر، النور المحیط، النور القیوم، النور المقدس، النور الأعظم الأعلی، الغنی المطلق |
| معادل عربی | نور الأنوار |
| معادل لاتین | Light of Lights, Lux Luminum |
| دانش | فلسفه، عرفان، الهیات |
| فلسفه | فلسفه اسلامی، حکمت اشراق، حکمت متعالیه |
| پیشینه و ریشهشناسی | |
| فیلسوفان کلیدی | سهروردی، صدرالمتألهین، قطبالدین شیرازی، شهرزوری |
| مدافعان | شمسالدین شهرزوری، قطبالدین شیرازی، صدرالمتألهین |
| نخستین بار توسط | سهروردی |
| نخستین متن کهن | حکمة الإشراق |
| ریشهشناسی | ترکیب «نور» و «الأنوار» به معنای نوری که خود منشأ و منبع همه انوار است |
| محتوا و تعریف | |
| متون مهم | حکمة الإشراق، شرح حکمة الإشراق (قطبالدین شیرازی و شهرزوری)، الحکمة المتعالیة |
| مفاهیم مرتبط | نور، واجب بالذات، نور قاهر، نور مدبر، فیض، اشراق، ظهور |
| متضادها | ظلمت |
| پیشنیازها | اصالت نور، تشکیک در نور |
| مقایسه و تطبیق | |
معناشناسی، تحلیل مفهومی و سیر تطور
نورالانوار در لغت به معنای «نور همه انوار» و «روشناییبخش همه روشناییها» است. سهروردی این اصطلاح را برای نامیدن واجب الوجود به کار برده است.[۳] در حکمت اشراق، «نور» حقیقتی است که هم «ظاهر بالذات» است (یعنی خودش ظهور دارد) و هم «مظهر لغیره» میباشد (یعنی دیگر اشیا را ظاهر میکند).[۴]
سیر تاریخی این اصطلاح بدین شرح است:
- سهروردی (۵۴۹-۵۸۷ ق): نخستین کسی است که این اصطلاح را به صورت نظاممند در فلسفه اسلامی به کار برده است. وی در حکمة الإشراق، واجب الوجود را به عنوان «نورالانوار» معرفی میکند و آن را «النّور الأظهر الأقهر الّذي هو نفس الظّهور العقلىّ الشّمسىّ، شمس عالم العقل» مینامد.[۵]
- قطبالدین شیرازی (۶۳۴-۷۱۰ ق): در شرح خود بر حکمة الإشراق، به تفصیل به تبیین صفات و ویژگیهای نورالانوار پرداخته است. به اعتقاد او، نورالانوار «ظاهر لذاته» و «غیره ظاهر له» است.[۶]
- شمسالدین شهرزوری (قرن هفتم): شارح دیگر حکمة الإشراق، بر تنزیه مطلق نورالانوار و عدم احتجاب آن تأکید داشته است.[۷]
- صدرالمتألهین (۹۷۹-۱۰۴۵ ق): در حکمت متعالیه، نظریه نورالانوار را با اصالت وجود و تشکیک در وجود تلفیق کرده است. وی معتقد است که «نورالانوار» همان «وجود محض» و «صرف الوجود» است.[۸]
جایگاه در نظام فلسفی
نورالانوار در محوریترین شاخههای فلسفه اسلامی و به ویژه حکمت اشراق نقش بنیادین دارد:
- هستیشناسی (فلسفه اولی): به عنوان رأس سلسله مراتب وجود، مبدأ و منشأ همه موجودات (انوار) و غایت نهایی آنها.[۹]
- خداشناسی (الهیات بالمعنی الاخص): به عنوان حقیقت واجب الوجود که از همه جهت غنی مطلق و قاهر بر همه چیز است.[۱۰]
- معرفتشناسی (علم حضوری و اشراقی): به عنوان منبع و منشأ تمام اشراقات و علوم اشراقی و به عنوان نخستین متعلَّق علم حضوری برای انوار مجرد.[۱۱]
- عشقشناسی (فلسفه عشق): به عنوان معشوق اول و غایت نهایی همه عشقها، حبها و ابتهاجها.[۱۲][۱۳]
تعاریف و تقریرهای اصلی
در متون حکمت اشراق، تعاریف متعددی از نورالانوار ارائه شده است:
- تعریف به نور محض و شمس عالم عقل: نورالانوار، «النّور الأظهر الأقهر الّذي هو نفس الظّهور العقلىّ الشّمسىّ، شمس عالم العقل» است.[۱۴]
- تعریف به نور قهار و غنی مطلق: نورالانوار، «نور الأنوار، و النّور المحىط، و النّور القىّوم، و النّور المقدّس، و النّور الأعظم الأعلى، و هو النّور القهّار، و هو الغنىّ المطلق» است.[۱۵]
- تعریف به اصل انوار و اضواء: «هو نور الانوار المحض و النور الاشد الاقهر الاظهر الذي هو نفس الظهور العقلى الشمسى شمس عالم العقل و اصل الانوار و الاضواء و الاشراق».[۱۶]
اقسام و تقسیمات
بر اساس متون موجود، اقسام زیر برای نورالانوار گزارش شده است:
- نورالانوار به عنوان علت فاعلی محض: نورالانوار خالق مطلق است، هم با واسطه و هم بدون واسطه. نسبت دادن فعل به غیر او (مانند انوار قاهر) تنها از روی مسامحه است.[۱۷]
- عدم تقسیم نورالانوار به صفات مغایر: صفاتی مانند علم، قدرت و حیات نورالانوار، عین ذات و نوریت او هستند و امری زائد بر ذات او نمیباشند.[۱۸]
- تقسیم موجودات در نظام اشراقی:
* نورالانوار (واجب بالذات): نور در خود برای خود به خود (فی نفسه لنفسه بنفسه). * انوار قاهر (جواهر عقلية): نور در خود برای خود به غیر (فی نفسه لنفسه لکن بغیره). * اعراض و انوار عارضی: نور در خود برای غیر (فی نفسه لغیره).[۱۹][۲۰]
ادله و استدلالها
فیلسوفان اشراقی ادله متعددی بر اثبات و ویژگیهای نورالانوار اقامه کردهاند:
- برهان غنای مطلق (استحاله عدم): بنابر تقریر سهروردی و شارحان، اگر نورالانوار ممکنالعدم بود، وجودش به مرجحی نیاز داشت و در نتیجه غنی مطلق نمیبود. بنابراین، ممتنعالعدم بودن و غنای مطلق نورالانوار ثابت میشود.[۲۱][۲۲]
- برهان بسیط بودن نورالانوار (امتناع صدور کثرت): از آنجا که نورالانوار بسیط محض است، صدور دو نور یا یک نور و یک ظلمت از ذات بسیط او بدون واسطه محال است.[۲۳]
- برهان انحصار فاعلیت در نورالانوار: انوار دیگر (مانند انوار کواکب) با حضور نورالانوار، قادر به استقلال در افعال خود نیستند. بنابراین، فاعل بالحقیقه تنها نورالانوار است.[۲۴]
دیدگاههای مختلف
- سهروردی (شیخ اشراق): قائل به اصالت نور و تشکیک در نور است. نورالانوار شدیدترین مرتبه نور است و انوار دیگر، اشعه ضعیف او هستند.[۲۵]
- قطبالدین شیرازی و شهرزوری (شارحان حکمة الإشراق): مؤید و مروج دیدگاه سهروردی هستند. آنان بر غنای مطلق، قاهریت، ابتهاج ذاتی و علم اشراقی نورالانوار تأکید دارند.[۲۶][۲۷]
- صدرالمتألهین (حکمت متعالیه): نورالانوار را با «صرف الوجود» و «وجود محض» تطبیق میدهد. بر این اساس، واجب الوجود در فلسفه مشاء همان نورالانوار در حکمت اشراق است.[۲۸]
اشکالات و نقدها
- اشکال به اثبات غنای مطلق (سهروردی): ممکن است گفته شود که «امکان عدم» برای نورالانوار قابل تصور نیست و نیازی به مرجح نیست. در پاسخ گفته شده که این عین غنای مطلق است.[۲۹]
- اشکال به قاهریت مطلق نورالانوار: برخی پنداشتهاند که نورالانوار قادر مطلق است، اما سهروردی و شارحان قاهریت مطلق او را با استدلال به عدم استقلال انوار دیگر اثبات کردهاند.[۳۰]
آثار و نتایج فلسفی
- اثبات توحید اشراقی: نورالانوار واحد است و شریک و نظیری ندارد و موجودات دیگر شعاع و ظل او هستند.[۳۱]
- تبیین علم الهی به صورت علم حضوری اشراقی: علم نورالانوار به اشیاء از سنخ «ظهور» آنها برای اوست.[۳۲]
- تبیین فیض و خلقت: خلقت به صورت اشراق نورالانوار بر قوابل مستعد است.[۳۳]
- تبیین ابتهاج و عشق الهی: نورالانوار به دلیل ادراک کمال و جمال ذاتی خود، أشدّ مبتهجین و عاشقترین موجودات است.[۳۴]
اصطلاحات مرتبط
- نور: حقیقتی که ظاهر بالذات و مظهر لغیره است.
- واجب بالذات: معادل نورالانوار در فلسفه مشاء.
- نور قاهر: انوار مجرد عقلی و واسطه فیض (عقول طولیه).
- نور مدبر: انوار نفسانی و مدبر اجسام (مانند نفوس فلکی).
- فیض اشراقی: چگونگی صدور موجودات از نورالانوار.
- ظهور: حقیقت نورالانوار که عین ظهور است.
- عالم مثال (برزخ): عالمی که تحت تدبیر انوار قاهر و مدبر است.
جدول تطبیقی دیدگاهها
| مکتب / فیلسوف (منابع اصلی) | تعریف نورالانوار | رابطه با وجود | صفات | نحوه علم به غیر |
|---|---|---|---|---|
| حکمت اشراق (سهروردی)[۳۵] | نور صرف و محض، شمس عالم عقل | وجود عین نوریت است | عین ذات (نوریت محض) | علم حضوری اشراقی |
| حکمت متعالیه (صدرالمتألهین)[۳۶] | صرف الوجود، حقیقت وجود | اصالت وجود | عین ذات | علم حضوری |
منابع و ارجاعات کلیدی (افراد، کتب، نظریات)
| فرد / مکتب (تاریخ وفات) | کتاب اصلی | نظرگاه دربارهٔ نورالانوار (بر اساس منابع) |
|---|---|---|
| سهروردی (۵۸۷ ق) | حکمة الإشراق، مجموعه مصنفات | واضع اصلی نظریه «نورالانوار» به عنوان حقیقت واجب الوجود |
| قطبالدین شیرازی (۷۱۰ ق) | شرح حکمة الإشراق | شارح و مروج نظریه نورالانوار؛ تأکید بر قاهریت و غنای مطلق |
| شمسالدین شهرزوری (قرن هفتم) | شرح حکمة الإشراق | شارح دیگر حکمة الإشراق؛ تأکید بر تنزیه و ظهور نورالانوار |
| صدرالمتألهین (۱۰۴۵ ق) | الحکمة المتعالیة، تعلیقه بر حکمة الإشراق | تطبیق نورالانوار با وجود محض و اثبات آن در چارچوب حکمت متعالیه |
نمودار سیر تاریخی
(پیشینه: حکمت خسروانی، نوافلاطونیسم)
│
▼
┌─────────────────────────────────────┐
│ شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق) │
│ واضع نظریه «نورالانوار» در چارچوب │
│ حکمت اشراق │
└───────────────┬─────────────────────┘
│
▼
┌─────────────────────────────────────┐
│ شارحان حکمت اشراق (قطبالدین شیرازی،│
│ شمسالدین شهرزوری) │
│ تقریر و بسط نظریه نورالانوار │
└───────────────┬─────────────────────┘
│
▼
┌─────────────────────────────────────┐
│ صدرالمتألهین (ملاصدرا) │
│ تطبیق نورالانوار با «صرف الوجود» در │
│ حکمت متعالیه │
└─────────────────────────────────────┘
جستارهای وابسته
پانويس
- ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۲، ص ۱۲۱
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۵۴
- ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۲، ص ۱۲۱
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۳۱
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۲۹۹
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۴۶
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۰۷
- ↑ شرح حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۵۶
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۱۳
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۰۰
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۳۰
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۵۱
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۲۸
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۲۹۹
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۲۹۸
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۱۸
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۰۸
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۷۹
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۳۹
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۷۵
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۰۰
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۱۹
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۰۳-۳۰۶
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۱۳
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۲۹۸
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۰۰
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۱۹
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۵۶
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۰۰
- ↑ شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۱۳
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۰۳
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۵۰
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۳۰
- ↑ شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۳۲۸
- ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۲، ص ۱۲۱
- ↑ حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۵۶
منابع
- سهروردی، یحیی بن حبش. مجموعه مصنفات شیخ اشراق. (جلدهای ۱ و ۲).
- قطبالدین شیرازی. شرح حکمة الإشراق (قطب). (جلد ۱).
- شهرزوری، شمسالدین محمد بن محمود. شرح حکمة الإشراق (شهرزوری). (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا). (جلد ۴).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة. (جلد ۶).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). أسرار الآیات (ملاصدرا). (جلد ۱).
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). إیقاظ النائمین. (جلد ۱).