حسینی اصطهباناتی، ابراهیم
سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی (میرزا آقا) (۱۲۹۷-۱۳۷۹ق)، فقیه اصولی، مدرس بزرگ حوزۀ نجف و از مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجری. ایشان شاگرد آخوند خراسانی، میرزا محمدتقی شیرازی و سید محمدکاظم یزدی بود و پس از وفات سید ابوالحسن اصفهانی، مرجعیت شیراز، بسیاری از شهرهای ایران، هند، پاکستان و کشورهای حاشیۀ خلیج فارس به او منتقل شد. مهمترین آثار وی حواشی بر کتابهای عروة الوثقی، وسلة النجاة، صراط النجاة، مکاسب و کفایة الاصول است.
| سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی (میرزا آقا) | |
|---|---|
| نام کامل | سید ابراهیم بن میرزا حسن بن میرزا ابراهیم بن میرزا حسین بن میرزا معزالدین بن میرعلیاکبر بن اسدالله بن میرمحمدصالح بن میرمسیح بن میرحسین الشهیر بحیاة غیبی، الحسینی الاصطهباناتی الشیرازی |
| نامهای دیگر | میرزا آقا |
| نسب | سید (نسب تا امام باقر علیهالسلام) |
| نام پدر | میرزا حسن |
| ولادت | ۱۲۹۷ |
| محل تولد | اصطهبانات (استهبان)، ایران |
| محل زندگی | نجف |
| رحلت | ۱۳۷۹ |
| مدفن | نجف، حرم علی بن ابیطالب (صحن حیدری) / حسینیه شارع الرسول |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه اثناعشری |
| پیشه | فقیه، مجتهد، مرجع تقلید |
| منصب | مرجع تقلید |
| پس از | سید ابوالحسن اصفهانی |
| اطلاعات علمی | |
| اجازه اجتهاد از |
|
| درجه علمی | آیتالله العظمی |
| دانشگاه | حوزه علمیه نجف |
| علایق پژوهشی | فقه، اصول، فلسفه |
| اساتید |
|
| معاصرین | سید ابوالحسن اصفهانی، سید محسن حکیم |
| شاگردان |
|
| برخی آثار |
|
ولادت
سید ابراهیم بن میرزا حسن بن میرزا ابراهیم حسینی اصطهباناتی در سال ۱۲۹۷ هجری قمری در شهر اصطهبانات (استهبان امروزی) از توابع استان فارس دیده به جهان گشود.[۱][۲] نسب ایشان با چند واسطه به امام محمد باقر (علیهالسلام) میرسد و جد بزرگوارشان سید میرحسین مشهور به «حیاة غیبی» و «امامزاده حسین» است که آرامگاهش در روستای حسینآباد از توابع پشتکوه زیارتگاه مردم است.[۳] پدران وی تا سید میرحسین همگی در سلسلۀ علماء و اتقیاء بودند، به تبلیغ دین میپرداختند و مردم اعتقادی راسخ به آنان داشتند.[۴][۵] مادر ایشان نیز بانویی متدین و پایبند به آداب شرعی بود؛ چنانکه هنگام شیردادن به فرزند، وضو و طهارت را رعایت میکرد.[۶] سید ابراهیم قرآن را از شش سالگی در یکی از محلات قدیمی اصطهبانات آغاز کرد و مقدمات و سطوح را در همان شهر فراگرفت.
تحصیلات
وی دروس مقدماتی و سطح را در زادگاه خود نزد پدرش میرزا حسن و نیز نزد اساتیدی چون میرزا ابوالحسن محقق لاری و شیخ محمدباقر حدائق اصطهباناتی خواند.[۷] سپس برای ادامه تحصیل به شیراز مهاجرت کرد و در مدرسۀ منصوریه ساکن شد. در شیراز سالها از محضر علمای بزرگ آن سامان بهره برد، از جمله: آیتالله محمدباقر اصطهباناتی (مشهور به شهید چهارم) که فلسفه و علوم عقلی را نزد او فراگرفت، شیخ جعفر محلاتی و شیخ محمدطاهر عرب.[۸][۹]
در حدود سال ۱۳۲۴ هجری قمری به نجف اشرف هجرت کرد و در محضر اساتید بزرگ نجف به تکمیل تحصیلات پرداخت:[۱۰][۱۱]
- سید محمدکاظم یزدی (صاحب عروة الوثقی) – فقه
- آخوند خراسانی (صاحب کفایة الاصول) – اصول
- میرزا محمدتقی شیرازی (میرزای دوم) – فقه
همچنین فلسفه و علوم عقلی را از شیخ محمدباقر اصطهباناتی فراگرفت.[۱۲] ایشان در سن ۳۲ سالگی از آخوند خراسانی اجازۀ اجتهاد دریافت کرد.[۱۳] همچنین از میرزا محمدتقی شیرازی نیز اجازۀ اجتهاد داشت؛ چنانکه میرزای شیرازی احتیاطات فتوايی خود را به او ارجاع میداد که نشاندهندۀ مقام والای علمی اوست.[۱۴] نقل شده که گاهی استاد او را بر دوش میگرفت تا خستگی راه به منزل را کم کند و درس را برایش تقریر نماید.[۱۵]
فعالیتها
تدریس
پس از درگذشت استادش میرزا محمدتقی شیرازی در سال ۱۳۳۸ ق، سید ابراهیم اصطهباناتی به طور مستقل به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و این تدریس حدود چهل سال ادامه یافت.[۱۶] پیش از آن، سالها به تدریس سطح (رسائل، مکاسب و کفایه) اشتغال داشت؛ نقل است که کفایة الاصول را دوازده بار تدریس کرد.[۱۷] حلقۀ درس او همواره مزدحم از فضلای طلاب بود و بسیاری از شاگردان بعداً خود از بزرگان حوزه شدند.[۱۸]
از جمله شاگردان و کسانی که از او اجازۀ روایت یا اجتهاد دریافت کردند:
- سید شهابالدین مرعشی نجفی
- سید عبدالحسین دستغیب
- شیخ مجتبی لنکرانی
- شیخ محمدرضا طبسی
- سید ابوالقاسم خویی
- آیتالله ناصر مکارم شیرازی (که در ۲۴ سالگی از ایشان اجازۀ اجتهاد کامل گرفت)[۱۹][۲۰]
مرجعیت
بعد از وفات مرجع بزرگ سید ابوالحسن اصفهانی در سال ۱۳۶۵ ق، مرجعیت شیراز و مناطق اطراف، بسیاری از شهرهای ایران، هند، پاکستان و برخی کشورهای عربی حاشیۀ خلیج فارس به سید ابراهیم اصطهباناتی منتقل شد و او در ردیف مراجع بزرگ عصر خود قرار گرفت.[۲۱][۲۲] نماز جماعت را در صحن شریف علوی اقامه میکرد و بزرگان و فضلا پشت سر او نماز میگزاردند.[۲۳] حوزه علمیه نجف در آن روزگار از حضور او بهرهمند بود.
اخلاق و زهد
سید ابراهیم اصطهباناتی در اخلاق و زهد، نمونهای برجسته از فقیهی ربانی بود. شیخ ذبیحالله محلاتی از شاگردان ایشان میگوید: «به جان خودم قسم! در این مدتی که با وی معاشرت داشتم، لغزشی از او ندیدم و نشنیدم. وی مردی خوشاخلاق، بخشنده، خوشبیان، کثیرالعلم، با ذکاوت، کشنده نفس، زاهد و از زخارف دنیوی بیزار بود».[۲۴]
با وجود دستیابی به مقام مرجعیت و ریاست عامه، زندگی او فوقالعاده ساده و زاهدانه بود. آیتالله مرعشی نجفی مینویسد: «با آن که به مقام مرجعیت و زعامت دست یافت و اموال زیادی به وی سپرده شد و مردم در برابر او خاضع گردیدند؛ اما تغییری در خوراک و پوشاک و نشست و برخاست و اخلاق و رفتار او حاصل نشد، کرسی ریاست و زعامت، شیوه زندگی او را دگرگون نکرد. خانۀ او از سادهترین و کوچکترین خانهها بود، در تابستان روی حصیری کهنه مینشست و در زمستان فرشی که سالها از آن گذشته بود».[۲۵]
در تقسیم سهم امام (شهریۀ طلاب) مساوات را کاملاً رعایت میکرد و میان طلاب عرب و عجم و حتی فرزند خود هیچ فرقی نمیگذاشت. چون فرزندش از کمبود شهریه گلایه کرد، فرمود: «سهم پدرم که نیست، سهم امام علیهالسلام است، من هم مانند شما».[۲۶] یکی از مؤمنان از او خواست منزلش را به برق مجهز کند؛ پاسخ داد: «وقتی همه طلاب از نعمت برق برخوردار شدند، من هم حرفی ندارم، فعلاً وظیفه من اقتضا میکند با آنها در یک سطح یا پایینتر زندگی کنم».[۲۶]
با آن عظمت مقام، بسیار متواضع بود. با همگان گشادهرو برخورد میکرد، چهرهاش همیشه بشاش بود و سخنانش آمیخته با مزاحهای اخلاقی در چارچوب ادب.[۲۷] تکبر و برتریجویی نسبت به همنشینان را نمیشناخت.
با همه اشتغالات علمی و اجتماعی، شب هنگام به نماز شب، دعا و تلاوت قرآن میپرداخت. همیشه بیش از یک ساعت به اذان صبح مانده، غسل زیارت میکرد و به حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام میرفت.[۲۶]
احترام مراجع همعصر به ایشان چنان بود که آیتالله بروجردی وقتی شنید ایشان برگزاری امتحانی را در حوزه تحریم کرده، برای نقض نشدن حکم مجتهد جامعالشرایط، دستور به لغو آن امتحان داد و در برابر انتقاد از ایشان برافروخته شد.[۲۸]
عشق به اهلبیت در تمام زندگی او جاری بود. نظارت بر موقوفه مرحوم بحرانی در برمیان فارس را پذیرفت – که شرط آن اعلمیت زمان بود – و درآمد آن صرف اطعام مؤمنان در ماههای محرم، صفر و رمضان و برپایی مجالس حسینی میشد. خود نیز دو حسینیه باشکوه در نجف اشرف و خانقین تأسیس کرد.[۲۶] در مجالس عزای سیدالشهداء از ابتدا تا انتها حضور مییافت و ترک آن را اسائه ادب میدانست.
مواضع سیاسی و مبارزات
سید ابراهیم اصطهباناتی سیاست را جدا از دین نمیدانست و دخالت در امور سیاسی را وظیفه شرعی خود میشمرد. این نگاه را از استادان بزرگ خود به ویژه میرزا محمدتقی شیرازی (رهبر انقلاب ۱۹۲۰ م عراق) و همچنین شیخ محمدباقر اصطهباناتی (شهید چهارم) که از علمای مبارز و مشروطهخواه بود، آموخته بود. خود سید ابراهیم در زمره شاگردان ویژه شهید چهارم به شمار میرفت.[۲۹]
مبارزه با انحرافات فکری و بدعتها
ایشان در برابر جریانهای انحرافی مانند صوفیه و گروههایی که با تأویلهای ناروا، معارف بیگانه را با اسلام میآمیختند، با قاطعیت میایستاد. مهمترین اقدام او در این زمینه، برخورد با یک خطیب منحرف بود. نقل شده: «خطیبی ایرانی که سابقه آشنایی با او داشت و از انحراف در برخی عقایدش آگاه بود، وارد نجف شد. ایشان فوراً حضور در مجالس او و شنیدن سخنانش را تحریم کرد. دستهای پنهانی علیه او شورش به پا کردند، اما ایشان به تحریم خود پایبند ماند تا آن خطیب از نجف خارج شد».[۳۰]
استادش میرزا محمدتقی شیرازی در اجازهنامه خود به او تأکید کرده بود: «برادران دینی ما لازم است که به ویژه در راندن و به خواری کشاندن گروههای رهگمکرده و گمراهکننده و منحرفان از راه راست شریعت، با هر چارهاندیشی با وی همکاری کنند».[۳۱]
حمایت از فداییان اسلام
در دوران مرجعیت خود، با سید مجتبی نواب صفوی و گروه فداییان اسلام ملاقات کرد و از مبارزات آنان علیه ظلم و فساد و نیز مقابله با انحرافات فکری افرادی مانند احمد کسروی حمایت نمود. پس از دستگیری و صدور حکم اعدام برای نواب صفوی و یارانش، ایشان تلاش بسیاری برای جلب عفو آنان از مقامات وقت کرد، اما این تلاشها به نتیجه نرسید.[۳۱]
امر به معروف و نهی از منکر
ایشان معتقد بود انسان متدین نباید نسبت به سرنوشت جامعه اسلامی بیتفاوت باشد و در برابر ظلم سکوت کند. خشم او تنها زمانی برانگیخته میشد که به کرامت شریعت تعرضی صورت میگرفت؛ در آن صورت تا بیان حق و وظیفه شرعی سکوت نمیکرد، هرچند هزینه سنگین داشت.[۳۲]
وفات
سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی در روز پنجشنبه اول محرم الحرام سال ۱۳۷۹ هجری قمری (برخی منابع ۱۳۷۸ یا ۱۳۸۰ ذکر کردهاند) در نجف اشرف درگذشت.[۳۳] پیکر او با تشییعی باشکوه، در حسینیۀ خودش در شارع الرسول (خیابان رسول) به خاک سپرده شد.[۳۴] برخی منابع نیز محل دفن او را یکی از حجرات صحن حیدری (صحن مطهر حرم امیرالمؤمنین) ذکر کردهاند.[۲۲]
آثار
از سید ابراهیم اصطهباناتی آثار متعددی به جای مانده که مهمترین آنها عبارتند از:
- حاشیة علی العروة الوثقی (تعلیقه بر کتاب سید محمدکاظم یزدی) – چاپ تهران، اسلامیه، ۱۳۷۱ ق.
- حاشیة علی وسلة النجاة (تعلیقه بر کتاب سید ابوالحسن اصفهانی) – چاپ نجف، ۱۳۷۵ ق.
- حاشیة علی صراط النجاة (تعلیقه بر کتاب سید ابوالحسن اصفهانی) – چاپ نجف، ۱۳۶۸ ق.
- حاشیة علی ذخیرة العباد لیوم المعاد (تعلیقه بر کتاب فاضل شرابیانی) – چاپ نجف، ۱۳۶۶ ق.
- حاشیة علی المکاسب (شیخ انصاری) – خطی.
- حاشیة علی الرسائل (شیخ انصاری) – خطی.
- شرح کفایة الاصول (آخوند خراسانی) – خطی.
- شرح فرائد الاصول – خطی.
- طریق النجاة (رساله عملیه به فارسی) – چاپ نجف.
- مناسک الحج (به عربی) – چاپ نجف، ۱۳۴۷ ق.[۳۵][۳۶][۳۷]
پانویس
- ↑ حسینی اشکوری، احمد، المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ امین، حسن، مستدرکات أعيان الشيعة، ج6، ص5
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ مستدرکات أعيان الشيعة، ج6، ص5
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ یزدی، محمد کاظم بن عبدالعظیم، العروة الوثقی و التعلیقات علیها، ج1، ص113-115
- ↑ جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج7، ص123 (در شمارش شاگردان شهید چهارم)
- ↑ العروة الوثقی و التعلیقات علیها، ج1، ص113-115
- ↑ نصيري، محمدرضا، اثرآفرينان، ج1، ص261
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ العروة الوثقی و التعلیقات علیها، ج1، ص113-115
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381 و 386
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ العروة الوثقی و التعلیقات علیها، ج1، ص113-115
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص381
- ↑ العروة الوثقی و التعلیقات علیها، ج1، ص113-115
- ↑ قدسی، احمد، السیرة المبارکة لسماحه آیه الله العظمی مکارم الشیرازي، ج1، ص86
- ↑ مستدرکات أعيان الشيعة، ج6، ص5
- ↑ ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ شکوری، ابوالفضل، فرهنگ رجال و مشاهیر تاریخ معاصر ایران، ج1، ص435
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص385
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص386
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص385-386
- ↑ ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ ۲۶٫۳ جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج7، ص120-129
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص385
- ↑ صافی گلپایگانی، لطفالله، فخر دوران، ج1، ص92
- ↑ گلشن ابرار، ج7، ص123
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص385-386
- ↑ ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ دانشنامه اسلامی: سید ابراهیم اصطهباناتی
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص385
- ↑ مستدرکات أعيان الشيعة، ج6، ص5
- ↑ المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، ص387
- ↑ مجمع الفکر الإسلامي، موسوعة مؤلفي الإمامیة، ج1، ص146
- ↑ مشار، خان بابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج1، ص33
- ↑ اثرآفرینان، ج1، ص261
منابع مقاله
- حسینی اشکوری، احمد، المفصل فی تراجم الاعلام، ج3، قم: مجمع ذخائر اسلامی، ۱۳۹۳ش. (صص 381، 385-386، 387)
- امین، حسن، مستدرکات أعيان الشيعة، ج6، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ۱۳۶۶ش.
- یزدی، محمد کاظم بن عبدالعظیم، العروة الوثقی و التعلیقات علیها، ج1، قم: مؤسسة السبطین علیهما السلام العالمية، ۱۳۸۸ش.
- نصیری، محمدرضا، اثرآفرینان، ج1، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۴ش.
- مجمع الفکر الإسلامي، موسوعة مؤلفي الإمامیة، ج1، قم: مجمع الفکر الإسلامي، ۱۴۴۴ق.
- شکوری، ابوالفضل، فرهنگ رجال و مشاهیر تاریخ معاصر ایران، ج1، قم: علمه، ۱۳۷۷ش.
- مشار، خان بابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی از آغاز چاپ تاکنون، ج1، تهران: چاپخانه رنگین، ۱۳۴۰ش.
- جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج7، قم: نشر معروف، ۱۳۸۲ش.
- صافی گلپایگانی، لطفالله، فخر دوران، ج1، قم: دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، ۱۳۹۴ش.
- قدسی، احمد، السیرة المبارکة لسماحه آیه الله العظمی مکارم الشیرازي، ج1، قم: مدرسة الإمام علي بن أبي طالب (علیه السلام)، ۱۳۸۴ش.
- دانشنامه اسلامی: سید ابراهیم اصطهباناتی
- موقع الشیعة: السيد إبراهيم الاصطهباناتي