آجودان باشی، اللهیارخان
اللهیارخان آجودانباشی افشار (درگذشته ۱۳۰۴ قمری / ۱۸۸۷ میلادی) فرزند حسینقلیخان بیگلربیگی، از بزرگان طایفه افشار ارومیه در عهد ناصرالدین شاه قاجار بود.
زیستنامه
اللهیارخان در نظام ایران منزلتی به دست آورد و از قراولان خاص و سردسته فوج سوادکوه شد. وی پس از فوت جهانگیرخان ارمنی، در ۱۲۹۵ قمری / ۱۸۷۸ میلادی، به مقام آجودانباشی کل نایل گردید و تا پایان عمر در این مقام باقی ماند.
حسنخان (فرزند اللهیارخان)
حسنخان پسر اللهیارخان، در ۱۲۸۴ قمری / ۱۸۶۷ میلادی، از زادگاه خود آذربایجان به تهران آمد و با منصب یاوری در فوج خرقان مشغول انجام وظیفه شد و پس از پایان تحصیل در مدرسه اتاماژوری، از ۱۲۹۲ قمری / ۱۸۷۵ میلادی تا ۱۳۰۴ قمری / ۱۸۸۷ میلادی، در کرمانشاه و فارس و گرگان (استراباد) مأمور خدمت بود.
در همین سال، پس از درگذشت پدر، منصب «آجودانباشی کل نظام ایران» و همچنین فرماندهی «فوج خرقان و ۳۰۰ تن سوار خرقان و افشار، یک فوج قزاق و حاکمیت منطقه خرقانات ثلاثه» را که همه در اختیار پدر بود، به او واگذاشتند.
در ۱۳۰۹ قمری / ۱۸۹۱ میلادی، از سوی ناصرالدین شاه لقب «سیفالسلطنه» و در ۱۳۱۵ قمری / ۱۸۹۷ میلادی، از سوی مظفرالدین شاه لقب «وزیرنظام» یافت.
در ۱۳۲۴ قمری / ۱۹۰۶ میلادی، همزمان با انقلاب مشروطه، با لقب سردار کل و فرماندهی قشون آذربایجان به کار پرداخت و در ۱۳۳۶ قمری / ۱۹۱۸ میلادی درگذشت.
یارمحمدخان (فرزند حسنخان)
یارمحمدخان (۱۲۹۷–۱۳۳۵ قمری / ۱۸۸۰–۱۹۳۶ میلادی) پسر حسنخان، پس از پایان تحصیلات خود در دارالفنون و مدرسه نظام، به خدمت وزارت جنگ درآمد و از ۱۳۱۹ قمری / ۱۹۰۱ میلادی تا اوایل مشروطیت دارای لقب آجودانباشی کل بود و در همین سال به گرفتن لقب «سیفالسلطنه» نیز نایل گردید. افزون بر این مناصب که از آن پدر و جدش بود، به مقام «سرداری کل» نیز نایل آمد.
یارمحمدخان در ۱۳۲۶ قمری / ۱۹۰۸ میلادی، با سمت ریاست قوای آذربایجان، عازم تبریز شد و پس از قیام مشروطیت در تبریز، به اروپا رفت و چون مشروطخواهان تهران را فتح کردند، وی در ۱۳۲۷ قمری / ۱۹۰۹ میلادی، به ایران بازگشت و این بار با سمت فرماندهی قوای خراسان، عازم مشهد شد و در خدمت خود صداقت و کاردانی نشان داد.
در ۱۳۳۳ قمری / ۱۹۱۵ میلادی، از سوی مردم بجنورد به نمایندگی مجلس شورای ملی (دوره سوم) برگزیده شد. در محرم ۱۳۳۴ قمری / ۱۹۱۵ میلادی، همراه «مهاجرین» به عثمانی رفت و مدتی در استانبول سکونت کرد و پس از بازگشت به ایران از سیاست کناره گرفت و در اطراف قزوین به کشاورزی پرداخت.
وی در ۵۶ سالگی در بندر انزلی به سکته قلبی درگذشت.[۱]
پانویس
- ↑ بخش تاریخ، ج۱، ص۱۲۰
منابع مقاله
بخش تاریخ، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374
