اشرفالدین حسینی، محسن
اشرف الدین حسینی (1287-1352ق)، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار ایرانی معروف به نسیم شمال، مدیر روزنامه فکاهی و انتقادی نسیم شمال که در دوره مشروطه فعالیت میکرد، تحصیلات مقدماتی را در قزوین و سپس در نجف و کربلا نزد اساتیدی چون میرزا عبدالله و میرزا علینقی صالحی برغانی ادامه داد، مهمترین اثر او کلیات نسیم شمال شامل اشعار سیاسی و اجتماعی است.
ولادت
سید اشرف الدین حسینی قزوینی گیلانی، فرزند سید احمد حسینی قزوینی، در سال 1287 هجری قمری (حدود 1870 میلادی) در شهر قزوین به دنیا آمد. شش ماهه بود که پدرش را از دست داد و در یتیمی چون ملک و مال و خانهاش را غصب کردند، دچار فقر و تنگدستی شد.[۱]
تحصیلات
مقدمات دانش را در قزوین تحصیل کرد و در حدود سال 1300 قمری جهت تکمیل تحصیلات خود به نجف رفت و به تحصیل فقه و اصول پرداخت. در کربلا در درس فقه و اصول میرزا عبدالله و میرزا علینقی صالحی برغانی حاضر شد و پس از حدود پنج سال به ایران بازگشت. پس از آن در تبریز به ادامه تحصیل فقه پرداخت.[۲]
فعالیتها
در سال 1324 قمری به گیلان رفته و ساکن رشت شد، او در آنجا از شغل کتابت امرار معاش مینمود و در ضمن روزنامه «نسیم شمال» را هم راهاندازی کرد. اولین شماره «نسیم شمال» در تاریخ دوم شعبان 1325 بیرون آمد و تا انحلال مشروطه دایر بود. او در دوران مشروطه عضو «کمیته ستار» بود و اشعار او در مجامع ملی و وطنی خوانده میشد.[۳]
سید اشرف الدین پس از برقراری مشروطیت با فتح الله سپهدار اعظم رشتی به تهران آمد و روزنامه نسیم شمال را از نو دایر کرد و چون روزنامه جنبه فکاهی و طنزآمیز داشت مورد توجه مردم قرار گرفت و شهرت زیادی کسب نمود.[۴]
وفات
اشرف الدین چند سالی به حال بیماری و فقر و تنگدستی زیست تا سرانجام در فروردین 1313 خورشیدی (ذیالحجه 1352 ق) درگذشت. او را در گورستان ابن بابویه به خاک سپردند. برخی منابع محل دقیق دفن او را نامشخص دانستهاند.[۵]
آثار
- کلیات اشعارش از بیست هزار بیت متجاوز است.
- کتاب باغ بهشت، و نسیم شمال، قسمتی از اشعار فکاهی و اجتماعی و انتقادی اوست که طبع و نشر گردید.
- در سال 1363 مجموعه اشعارش به کوشش حسین نمینی در تهران چاپ و منتشر شد.[۶]
- کلیات اشعار سیاسی و اجتماعی او در دو جلد منتشر شده است.[۷]
سبک شعری و نوآوریها
سید اشرفالدین در نظم فارسی راهی گشود که تا قبل از او کمتر به آن توجه داشتند و شعر را از سنگینی و ثقل پایین آورد و به همین دلیل شعرش گیرا و دلنشین گردید.[۸]
ملکالشعراء بهار درباره سبک او میگوید:
| سبک اشرف تازه بود و بیبدل | لیک هپهپنامه بودش در بغل |
نمونهای از اشعار
از شعر «غم مخور» او:
| مىشود ايران ما آباد گردد غم مخور | ملّتش از قيد غم آزاد گردد غم مخور... | |
| اى وزيران يك نظر بر حالت ايران كنيد | اى وكيلان يك نگه بر ملّت نادان كنيد... | |
| اغنيا پاى بخارى جمله در عيش و سرور | هريكى از ثروت خود مست در كبر و غرور | |
| از كجا دارد خبر از حال زار لختوعور | گرسنه در شدّت سرما و با چشمان كور | |
| هر فقيرى مىشود دلشاد گردد غم مخور | میشود ايران ما آباد گردد غم مخور |
و نیز این شعر معروف و ماندگار او:
| دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد | در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد | |
| چشمم به ضریحِ شَهِ والا گهر افتاد | این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد | |
| با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد | {{{2}}} |
پانويس
منابع مقاله
- برقعی، محمدباقر؛ سخنوران نامی معاصر ایران، جلد 6، قم - ایران: نشر خرم، 1373 هجری شمسی
- مرسلوند، حسن؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران: (1299 - 1320ش)، تهران - ایران: الهام، 1376 هجری شمسی
- محمدی ریشهری، محمد؛ دانشنامه ری، قم - ایران: مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، 1398 هجری شمسی
- صدرایی خویی، علی؛ میراث مشترک ایران و هند: کتابهای چاپی کهن فارسی و عربی شبه قاره در کتابخانه بزرگ آیت الله العظمی مرعشی نجفی، قم - ایران:کتابخانه بزرگ حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره). گنجینه جهانی مخطوطات اسلامی، 1391 هجری شمسی|1434 هجری قمری|2013 میلادی