۱۶۱٬۵۴۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' (ع)' به '(ع)') |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
در مقدمه، به موضوع کتاب و عناوین مباحث آن که شامل بررسی روایات وارده در حق فقها و تشریح قاعده کلی ولایت و بیان برخی از امور ولایی فقیه، شاره شده است<ref>ر.ک: مقدمه، ص13- 16</ref>. | در مقدمه، به موضوع کتاب و عناوین مباحث آن که شامل بررسی روایات وارده در حق فقها و تشریح قاعده کلی ولایت و بیان برخی از امور ولایی فقیه، شاره شده است<ref>ر.ک: مقدمه، ص13- 16</ref>. | ||
بخش اول به روایات مربوط به مقام علما و فقهای اسلامی اختصاص یافته است. در این بخش، روایاتی که بر مقام والای علما و فقها در اسلام دلالت دارد، جمعآوری شده است. این روایات فقها را به عنوان امنا و جانشینان پیامبران و ائمه (ع) در اجرای احکام، قضاوت و سرپرستی امور مردم معرفی میکنند. نکته مهمی که در این بخش مطرح میشود، وجوب تقلید عموم مردم از عالمان فقیه است. همچنین در این بخش، وظیفه افتاء که نخستین وظیفه فقیه است، تشریح شده و بر این اساس فقیه باید به حکم شرعی مراجعهکننده پاسخ دهد<ref>متن کتاب، ص17- 26</ref>. | بخش اول به روایات مربوط به مقام علما و فقهای اسلامی اختصاص یافته است. در این بخش، روایاتی که بر مقام والای علما و فقها در اسلام دلالت دارد، جمعآوری شده است. این روایات فقها را به عنوان امنا و جانشینان پیامبران و ائمه(ع) در اجرای احکام، قضاوت و سرپرستی امور مردم معرفی میکنند. نکته مهمی که در این بخش مطرح میشود، وجوب تقلید عموم مردم از عالمان فقیه است. همچنین در این بخش، وظیفه افتاء که نخستین وظیفه فقیه است، تشریح شده و بر این اساس فقیه باید به حکم شرعی مراجعهکننده پاسخ دهد<ref>متن کتاب، ص17- 26</ref>. | ||
بخش دوم درباره وظیفه علما و فقها و موارد ولایت آنان نسبت به امور مردم است. مؤلف در این بخش به حق ولایت فقیه در دو چیز اشاره کرده که عبارت از حق ولایت فقیه در تمام اموری که پیامبر (ص) و ائمه (ع) اختیار داشتند، مگر مواردی که دلیل خاصی برای استثنای آن وجود داشته باشد. همچنین حق تصرف و ولایت او در همه اموری که با دین و دنیای بندگان خدا ارتباط دارد و باید صورت پذیرد. وی سپس به بیان دلایل دو نوع ولایت که برای فقیه یاد کرده پرداخته است <ref>ر.ک: همان، ص27- 32</ref>. در ادامه وظایف دهگانه ولایت فقیه ذکر شده است. | بخش دوم درباره وظیفه علما و فقها و موارد ولایت آنان نسبت به امور مردم است. مؤلف در این بخش به حق ولایت فقیه در دو چیز اشاره کرده که عبارت از حق ولایت فقیه در تمام اموری که پیامبر (ص) و ائمه(ع) اختیار داشتند، مگر مواردی که دلیل خاصی برای استثنای آن وجود داشته باشد. همچنین حق تصرف و ولایت او در همه اموری که با دین و دنیای بندگان خدا ارتباط دارد و باید صورت پذیرد. وی سپس به بیان دلایل دو نوع ولایت که برای فقیه یاد کرده پرداخته است <ref>ر.ک: همان، ص27- 32</ref>. در ادامه وظایف دهگانه ولایت فقیه ذکر شده است. | ||
نخستین وظیفه فقیه که به آن پرداخته شده وظیفه افتاء است. حق فتوی برای فقیه و وجوب پیروی مردم از آن و تقلید از آنان از مطالبی است که در این قسمت از بحث با استناد به اخبار و روایات به آنها پرداخته شده و و علاوه بر اشاره به برخی نکات پیرامون بحث، به اشکالات و شبهات مطرح شده در این خصوص نیز پاسخ داده شده است<ref>ر.ک: همان، ص33- 52</ref>. | نخستین وظیفه فقیه که به آن پرداخته شده وظیفه افتاء است. حق فتوی برای فقیه و وجوب پیروی مردم از آن و تقلید از آنان از مطالبی است که در این قسمت از بحث با استناد به اخبار و روایات به آنها پرداخته شده و و علاوه بر اشاره به برخی نکات پیرامون بحث، به اشکالات و شبهات مطرح شده در این خصوص نیز پاسخ داده شده است<ref>ر.ک: همان، ص33- 52</ref>. | ||