ساختار و کارکردهای فرهنگ: تأملی در خاستگاه چیستی و چرایی فرهنگ اجتماعی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' .' به '.'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' .' به '.')
 
خط ۳۶: خط ۳۶:
نویسنده در این کتاب، از طریق بررسی خاستگاه فرهنگ، مفهوم فرهنگ و بازگفت مرزهای ماهوی آن با دیگر مفاهیم مرتبط، در پی کالبدشکافی و نامستوری ساختار و کارکردهای فرهنگ است. وی در این کتاب گرچه از خاستگاه، چیستی و چرایی فرهنگ اجتماعی سخن می‌گوید، ولی همچنان در پی شناخت و صیانت از حریم کرامت‌های انسانی و حقوق اجتماعی انسان‌ها است.
نویسنده در این کتاب، از طریق بررسی خاستگاه فرهنگ، مفهوم فرهنگ و بازگفت مرزهای ماهوی آن با دیگر مفاهیم مرتبط، در پی کالبدشکافی و نامستوری ساختار و کارکردهای فرهنگ است. وی در این کتاب گرچه از خاستگاه، چیستی و چرایی فرهنگ اجتماعی سخن می‌گوید، ولی همچنان در پی شناخت و صیانت از حریم کرامت‌های انسانی و حقوق اجتماعی انسان‌ها است.


پرسش بنیادین کتاب این است: انسانی که بر فرهنگ اثر می‌گذارد و از آن اثر می‌پذیرد، چگونه باید بر سهم والای خود در چنین هم‌آمیختگی آگاه گردد؟ انسان چه چیزهایی را از فرهنگ می‌گیرد و چه چیزهایی را به آن عطا می‌کند؟ آیا در این بده‌وبستان تاریخی (میان انسان و فرهنگ) آدمی مغفول فرهنگ هنگامۀ خود گردیده است؟ آیا می‌توان انسانی را سراغ گرفت که در ورای فرهنگ خود می‌ایستد و آن را روش‌مندانه و جسورانه به پای میز نقد می‌کشاند؟ و ... تمامی این سؤالات و پرسش‌هایی از این قبیل، نشان می‌دهند که انسان در جستجوی «معنا» است؛ معنایی که وابسته به خودآگاهی است و این خودآگاهی هنگامی حاصل خواهد شد که انسان سهم فرهنگ را در پرداخت هویت خود بازیابد. به عبارت دیگر، انسان از راه شناخت هویت فرهنگ و تأثیر آن بر شخصیت خود، به مقام خودآگاهی خواهد رسید و این خودآگاهی نقطۀ آغازی در آفرینش معنا برای زندگی آدمی است.
پرسش بنیادین کتاب این است: انسانی که بر فرهنگ اثر می‌گذارد و از آن اثر می‌پذیرد، چگونه باید بر سهم والای خود در چنین هم‌آمیختگی آگاه گردد؟ انسان چه چیزهایی را از فرهنگ می‌گیرد و چه چیزهایی را به آن عطا می‌کند؟ آیا در این بده‌وبستان تاریخی (میان انسان و فرهنگ) آدمی مغفول فرهنگ هنگامۀ خود گردیده است؟ آیا می‌توان انسانی را سراغ گرفت که در ورای فرهنگ خود می‌ایستد و آن را روش‌مندانه و جسورانه به پای میز نقد می‌کشاند؟ و... تمامی این سؤالات و پرسش‌هایی از این قبیل، نشان می‌دهند که انسان در جستجوی «معنا» است؛ معنایی که وابسته به خودآگاهی است و این خودآگاهی هنگامی حاصل خواهد شد که انسان سهم فرهنگ را در پرداخت هویت خود بازیابد. به عبارت دیگر، انسان از راه شناخت هویت فرهنگ و تأثیر آن بر شخصیت خود، به مقام خودآگاهی خواهد رسید و این خودآگاهی نقطۀ آغازی در آفرینش معنا برای زندگی آدمی است.


یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های نظری دربارۀ فرهنگ، شناسایی نقطۀ آغارین و خاستگاه تاریخی فرهنگ است. در فصل نخست کتاب ابتدا به این نکته پرداخته شده است. در ادامه پرسش دیگری مبنی بر اینکه هندسه و خاستگاه فرهنگ کجاست مطرح گردیده است. در گام بعدی به معنای لغوی فرهنگ در زبان‌های مختلف نگاهی انداخته شده و ریشه‌های لغوی واژۀ فرهنگ بررسی شده است. در ادامۀ مباحث این فصل، با استفاده از وجوه مشترک و متمایزی که در تعاریف موجود از فرهنگ مشاهده می‌شود، تعریف جدید و نسبتاً جامعی با توجه به عناصر و خصوصیات مهم پدیدۀ فرهنگ اجتماعی ارائه شده است. یکی از اساسی‌ترین موضوعاتی که در این فصل دنبال شده، شناسایی مهم‌ترین عماصر و مؤلفه‌های درون‌فرهنگی است. عناصر اصلی فرهنگ، شامل مفروضات و باورها، ارزش‌ها، هنجارها، سنت‌ها، آداب و رسوم و ... است که با تأمل در معنا و مفهوم هر یک از آنها، تصویر دقیق‌تری از سرشت فرهنگ اجتماعی به دست می‌آید.
یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های نظری دربارۀ فرهنگ، شناسایی نقطۀ آغارین و خاستگاه تاریخی فرهنگ است. در فصل نخست کتاب ابتدا به این نکته پرداخته شده است. در ادامه پرسش دیگری مبنی بر اینکه هندسه و خاستگاه فرهنگ کجاست مطرح گردیده است. در گام بعدی به معنای لغوی فرهنگ در زبان‌های مختلف نگاهی انداخته شده و ریشه‌های لغوی واژۀ فرهنگ بررسی شده است. در ادامۀ مباحث این فصل، با استفاده از وجوه مشترک و متمایزی که در تعاریف موجود از فرهنگ مشاهده می‌شود، تعریف جدید و نسبتاً جامعی با توجه به عناصر و خصوصیات مهم پدیدۀ فرهنگ اجتماعی ارائه شده است. یکی از اساسی‌ترین موضوعاتی که در این فصل دنبال شده، شناسایی مهم‌ترین عماصر و مؤلفه‌های درون‌فرهنگی است. عناصر اصلی فرهنگ، شامل مفروضات و باورها، ارزش‌ها، هنجارها، سنت‌ها، آداب و رسوم و... است که با تأمل در معنا و مفهوم هر یک از آنها، تصویر دقیق‌تری از سرشت فرهنگ اجتماعی به دست می‌آید.


در فصل دوم کتاب با شرح و بسط مفاهیمی مانند شخصیت، جامعه، تمدن، قانون، قدرت، جوّ فرهنگی، سرمایۀ فرهنگی و اجتماعی، مرزهای بین فرهنگ اجتماعی با این مقوله‌های اجتماعی شفاف‌تر شده است. رابطۀ متقابل بین فرهنگ اجتماعی با هر یک از این مقولات، بخش‌هایی از ساختار و کارکردهای فرهنگ اجتماعی را بیش از پیش نمایان می‌کند.
در فصل دوم کتاب با شرح و بسط مفاهیمی مانند شخصیت، جامعه، تمدن، قانون، قدرت، جوّ فرهنگی، سرمایۀ فرهنگی و اجتماعی، مرزهای بین فرهنگ اجتماعی با این مقوله‌های اجتماعی شفاف‌تر شده است. رابطۀ متقابل بین فرهنگ اجتماعی با هر یک از این مقولات، بخش‌هایی از ساختار و کارکردهای فرهنگ اجتماعی را بیش از پیش نمایان می‌کند.