اصول الهیات: ترجمه از یونانی به انضمام متن یونانی و شرح دادز: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' .' به '.'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' .' به '.')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۲۶: خط ۲۶:
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
'''اصول الهیات: ترجمه از یونانی به انضمام متن یونانی و شرح دادز''' تألیف [[ساکت، امیرحسین|امیرحسین ساکت]]؛ این کتاب پس از «[[تاسوعات أفلوطين|تاسوعات]]» [[فلوطین]]، مهم‌ترین رسالۀ نوافلاطونی است که باقی مانده است و البته نظم و ترتیب مطالب آن به‌مراتب بیش از «[[تاسوعات أفلوطين|تاسوعات]]» است. «اصول الهیات» به تقلید از اصول هندسۀ اقلیدس بر مبنای نظمی هندسی و در قالب 2111 قضیه تنظیم شده است و از این‌رو اثری بدیع و بی‌مانند در شرح و اثبات مبادی فلسفۀ نوافلاطونی به شمار می‌رود. [[پروکلوس]] در ضمن این قضایا کل الهیات نوافلاطونی از واحد تا اقنوم عقل و نفس را استنتاج می‌کند و در خلال آنها به موضوعاتی دیگر چون وحدت و کثرت، علت و معلول، سلسله‌مراتب عقول و نفوس و .... می‌پردازد.
'''اصول الهیات: ترجمه از یونانی به انضمام متن یونانی و شرح دادز''' تألیف [[ساکت، امیرحسین|امیرحسین ساکت]]؛ این کتاب پس از «[[تاسوعات أفلوطين|تاسوعات]]» [[فلوطین]]، مهم‌ترین رسالۀ نوافلاطونی است که باقی مانده است و البته نظم و ترتیب مطالب آن به‌مراتب بیش از «[[تاسوعات أفلوطين|تاسوعات]]» است. «اصول الهیات» به تقلید از اصول هندسۀ اقلیدس بر مبنای نظمی هندسی و در قالب 2111 قضیه تنظیم شده است و از این‌رو اثری بدیع و بی‌مانند در شرح و اثبات مبادی فلسفۀ نوافلاطونی به شمار می‌رود. [[پروکلوس]] در ضمن این قضایا کل الهیات نوافلاطونی از واحد تا اقنوم عقل و نفس را استنتاج می‌کند و در خلال آنها به موضوعاتی دیگر چون وحدت و کثرت، علت و معلول، سلسله‌مراتب عقول و نفوس و.... می‌پردازد.


==گزارش کتاب==
==گزارش کتاب==
خط ۳۳: خط ۳۳:
«اصول الهیات» پیوندگان فلسفۀ یونانی با دو سنت بزرگ اسلامی و مسیحی است. این اثر سترگ نخست به عربی و سپس از عربی به لاتین ترجمه شد و تأثیر آن بر تطور فلسفۀ اسلامی و مسیحی گسترده و ژرف بود. ترجمه و تلخیص عربی این کتاب با عنوان «الایضاح لارسطوطالیس فی الخیر المحض» به عالم اسلام وارد شد و همانند «اثولوجیا» به اشتباه آن را به [[ارسطو]] نسبت دادند. این اشتباه موجب خلط بسیاری از اندیشه‌های ارسطو و نوافلاطونیان و رواج قرائتی خاص از فلسفۀ یونانی شد که از مشخصات فلسفۀ اسلامی بوده است.
«اصول الهیات» پیوندگان فلسفۀ یونانی با دو سنت بزرگ اسلامی و مسیحی است. این اثر سترگ نخست به عربی و سپس از عربی به لاتین ترجمه شد و تأثیر آن بر تطور فلسفۀ اسلامی و مسیحی گسترده و ژرف بود. ترجمه و تلخیص عربی این کتاب با عنوان «الایضاح لارسطوطالیس فی الخیر المحض» به عالم اسلام وارد شد و همانند «اثولوجیا» به اشتباه آن را به [[ارسطو]] نسبت دادند. این اشتباه موجب خلط بسیاری از اندیشه‌های ارسطو و نوافلاطونیان و رواج قرائتی خاص از فلسفۀ یونانی شد که از مشخصات فلسفۀ اسلامی بوده است.


این کتاب پس از «[[تاسوعات أفلوطين|تاسوعات]]» [[فلوطین]]، مهم‌ترین رسالۀ نوافلاطونی است که باقی مانده است و البته نظم و ترتیب مطالب آن به‌مراتب بیش از «تاسوعات» است. «اصول الهیات» به تقلید از اصول هندسۀ اقلیدس بر مبنای نظمی هندسی و در قالب 2111 قضیه تنظیم شده است و از این‌رو اثری بدیع و بی‌مانند در شرح و اثبات مبادی فلسفۀ نوافلاطونی به شمار می‌رود. [[پروکلوس]] در ضمن این قضایا کل الهیات نوافلاطونی از واحد تا اقنوم عقل و نفس را استنتاج می‌کند و در خلال آنها به موضوعاتی دیگر چون وحدت و کثرت، علت و معلول، سلسله‌مراتب عقول و نفوس و .... می‌پردازد.
این کتاب پس از «[[تاسوعات أفلوطين|تاسوعات]]» [[فلوطین]]، مهم‌ترین رسالۀ نوافلاطونی است که باقی مانده است و البته نظم و ترتیب مطالب آن به‌مراتب بیش از «تاسوعات» است. «اصول الهیات» به تقلید از اصول هندسۀ اقلیدس بر مبنای نظمی هندسی و در قالب 2111 قضیه تنظیم شده است و از این‌رو اثری بدیع و بی‌مانند در شرح و اثبات مبادی فلسفۀ نوافلاطونی به شمار می‌رود. [[پروکلوس]] در ضمن این قضایا کل الهیات نوافلاطونی از واحد تا اقنوم عقل و نفس را استنتاج می‌کند و در خلال آنها به موضوعاتی دیگر چون وحدت و کثرت، علت و معلول، سلسله‌مراتب عقول و نفوس و.... می‌پردازد.


«اصول الهیات» کاملاً برخلاف کتب مقدماتی متقدم، اثری مطلقاً تحقیقی و نظری است و مطالبی مشابه تعلیمات معنوی یا مناقشات دینی در آن بسیار اندک است و چه بسا چنین مطالبی در آن یافت نمی‌شود. درحقیقت این کتاب را می‌توان کوششی در ترسیم طرح جامع هستی قلمداد کرد؛ یعنی تبیین اینکه تمام اشکال موجود حقیقی نتایجی ضروری هستند که مطابق با قواعدی عام از یک اصل واحد اشتقاق یافته‌اند. بنابراین «اصول الهیات» خلاصه‌ای از فلسفۀ نوافلاطونی نیست؛ زیرا ساختمان عالم متغیر تحت‌القمر خارج از حیطۀ الهیات و از موضوعات طبیعیات است و اخلاق نیز به‌ندرت مورد اشاره قرار می‌گیرد؛ زیرا موضوع اصلی الهیات، جراین صدور موجودات از مبدأ است، نه رجعت آنها به مبدأ. درواقع این کتاب یک نظام کامل «الهیات» به معنای ارسطویی «فلسفۀ اولی» یا «مابعدالطبیعه» است.
«اصول الهیات» کاملاً برخلاف کتب مقدماتی متقدم، اثری مطلقاً تحقیقی و نظری است و مطالبی مشابه تعلیمات معنوی یا مناقشات دینی در آن بسیار اندک است و چه بسا چنین مطالبی در آن یافت نمی‌شود. درحقیقت این کتاب را می‌توان کوششی در ترسیم طرح جامع هستی قلمداد کرد؛ یعنی تبیین اینکه تمام اشکال موجود حقیقی نتایجی ضروری هستند که مطابق با قواعدی عام از یک اصل واحد اشتقاق یافته‌اند. بنابراین «اصول الهیات» خلاصه‌ای از فلسفۀ نوافلاطونی نیست؛ زیرا ساختمان عالم متغیر تحت‌القمر خارج از حیطۀ الهیات و از موضوعات طبیعیات است و اخلاق نیز به‌ندرت مورد اشاره قرار می‌گیرد؛ زیرا موضوع اصلی الهیات، جراین صدور موجودات از مبدأ است، نه رجعت آنها به مبدأ. درواقع این کتاب یک نظام کامل «الهیات» به معنای ارسطویی «فلسفۀ اولی» یا «مابعدالطبیعه» است.