تشیع در طرابلس و شام با تکیه بر دولت بنی عمار: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه ای تازه حاوی «<div class='wikiInfo'> [[پرونده:NUR35468J1.jpg|بندانگش» ایجاد کرد.)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۲: خط ۴۲:
«تشيع در طرابلس و شام با تكيه بر دولت بنى عمار»، ترجمه كتاب «التشيع في طرابلس و بلاد الشام، أضواء على دولة بنى عمار» از آثار «شيخ على ابراهيم طرابلسى» است كه آن را سركار خانم دكتر زهره ناعمى (متولد 1358ش)، از زبان عربى به زبان فارسى ترجمه كرده و پاورقى‌هاى ارزنده‌اى هم بر آن افزوده است. در باره ترجمه حاضر چند نكته گفتنى است:
«تشيع در طرابلس و شام با تكيه بر دولت بنى عمار»، ترجمه كتاب «التشيع في طرابلس و بلاد الشام، أضواء على دولة بنى عمار» از آثار «شيخ على ابراهيم طرابلسى» است كه آن را سركار خانم دكتر زهره ناعمى (متولد 1358ش)، از زبان عربى به زبان فارسى ترجمه كرده و پاورقى‌هاى ارزنده‌اى هم بر آن افزوده است. در باره ترجمه حاضر چند نكته گفتنى است:


1. مترجم در مقدمه‌اش - كه زمان و مكان و مشخصات نگارش آن را معين نكرده - تأكيد كرده است كه: «كتاب حاضر با تأكيد بر شهرهاى طرابلس و شام در قرن‌هاى چهارم و پنجم هجرى بيشتر فعاليت‌هاى دولت فاطمى و بنى عمار را در اين مناطق مورد بررسى قرار مى‌دهد و در باره جايگاه و خدمات اين دو دولت شيعى سخن مى‌گويد... نويسنده در صدد است كه زواياى پنهان دولت بنى عمار را روشن سازد و نقش اين دولت شيعى را در تاريخ بر همگان آشكار نمايد» (ر. ك.: مقدمه كتاب، ص 9).
1. مترجم در مقدمه‌اش - كه زمان و مكان و مشخصات نگارش آن را معين نكرده - تأكيد كرده است كه: «كتاب حاضر با تأكيد بر شهرهاى طرابلس و شام در قرن‌هاى چهارم و پنجم هجرى بيشتر فعاليت‌هاى دولت فاطمى و بنى عمار را در اين مناطق مورد بررسى قرار مى‌دهد و در باره جايگاه و خدمات اين دو دولت شيعى سخن مى‌گويد... نويسنده در صدد است كه زواياى پنهان دولت بنى عمار را روشن سازد و نقش اين دولت شيعى را در تاريخ بر همگان آشكار نمايد» <ref>ر. ك.: مقدمه كتاب، ص 9</ref>.


2. همه پاورقى‌هاى كتاب حاضر مربوط به نويسنده است، جز چند مورد كه مترجم آن را نوشته و با عبارت «مترجم:»، آن را از ساير پاورقى‌ها مشخص كرده است (به‌عنوان مثال، ر. ك.: ص 39، 51، 62، 76، 77، 78، 83، 141، 148، 160، 161، 163، 169، 177، 182، 187، 188، 205، 215، 220 و 221).
2. همه پاورقى‌هاى كتاب حاضر مربوط به نويسنده است، جز چند مورد كه مترجم آن را نوشته و با عبارت «مترجم:»، آن را از ساير پاورقى‌ها مشخص كرده است <ref>به‌عنوان مثال، ر. ك.: ص 39، 51، 62، 76، 77، 78، 83، 141، 148، 160، 161، 163، 169، 177، 182، 187، 188، 205، 215، 220 و 221</ref>.


3. جالب و ستودنى است كه مترجم محترم در مواردى به دقت و انديشه در مضامين و مطالب نويسنده پرداخته و برخى از اشتباهات تاريخى، آمارى و ادبى و... او را در پاورقى‌ها بيان كرده است؛ به‌طور مثال، او بعد از اين جمله در متن: «بيشتر مورخان بر اين باورند كه استقلال‌طلبى قاضى، ابن عمار، در سال 462ق / 1070م، اتفاق افتاده است»، در پاورقى چنين نوشته است: «اين قسمت، در اصل كتاب چنين آورده شده بود: «و يرى أكثر المؤرخين أنّ استقلال القاضي ابن عمار كان سنة 426ق / 1070م؛ بدليل تدخّله بين أمير الجويش الفاطمية بدر الجمالي و أمير حمود بن مرداس أمير حلب سنة 459 / 1067م... و قد حكم بعد استقلاله سنتين ثمّ توفي سنة 464ق». بر اساس سال وفات ابن عمار و در نظر گرفتن دو سال حكومت وى، سال استقلال او بايد سال 462ق، باشد و نه 426ق، كه به نظر مى‌رسد نويسنده در ذكر اين سال به اشتباه افتاده است، لذا مترجم در ترجمه اين تاريخ را تصحيح نموده است (همان، ص 177، پاورقى 1). البته در اين مورد گفتنى است كه هرچند نظر مترجم محترم درست است، ولى ممكن است اين اشتباه نويسنده، خطاى لفظى و تايپى باشد؛ همان‌طوركه ظاهراً تاريخ ميلادى درست نوشته شده است.
3. جالب و ستودنى است كه مترجم محترم در مواردى به دقت و انديشه در مضامين و مطالب نويسنده پرداخته و برخى از اشتباهات تاريخى، آمارى و ادبى و... او را در پاورقى‌ها بيان كرده است؛ به‌طور مثال، او بعد از اين جمله در متن: «بيشتر مورخان بر اين باورند كه استقلال‌طلبى قاضى، ابن عمار، در سال 462ق / 1070م، اتفاق افتاده است»، در پاورقى چنين نوشته است: «اين قسمت، در اصل كتاب چنين آورده شده بود: «و يرى أكثر المؤرخين أنّ استقلال القاضي ابن عمار كان سنة 426ق / 1070م؛ بدليل تدخّله بين أمير الجويش الفاطمية بدر الجمالي و أمير حمود بن مرداس أمير حلب سنة 459 / 1067م... و قد حكم بعد استقلاله سنتين ثمّ توفي سنة 464ق». بر اساس سال وفات ابن عمار و در نظر گرفتن دو سال حكومت وى، سال استقلال او بايد سال 462ق، باشد و نه 426ق، كه به نظر مى‌رسد نويسنده در ذكر اين سال به اشتباه افتاده است، لذا مترجم در ترجمه اين تاريخ را تصحيح نموده است <ref>همان، ص 177، پاورقى 1</ref>. البته در اين مورد گفتنى است كه هرچند نظر مترجم محترم درست است، ولى ممكن است اين اشتباه نويسنده، خطاى لفظى و تايپى باشد؛ همان‌طوركه ظاهراً تاريخ ميلادى درست نوشته شده است.


4. زبان و ادبيات مترجم محترم، رسا و شيواست و با فرهنگ دوران معاصر هماهنگى دارد و از اين نظر نيز قابل تقدير و خواندنى است.
4. زبان و ادبيات مترجم محترم، رسا و شيواست و با فرهنگ دوران معاصر هماهنگى دارد و از اين نظر نيز قابل تقدير و خواندنى است.


5. مترجم محترم گاه برخى توضيحات سودمند تاريخى و... نيز افزوده است؛ مثلاً او نوشته است: «سقوط شهر طليطله به دست آلفوس، پادشاه مسيحى يكى از مهم‌ترين وقايع در تاريخ مسلمانان اسپانيا است. طليطله شهرى بود كه قريب به 370 سال پيش، مسلمانان بر آن حكومت داشتند و عظمت و شكوه آن شهر، نمادى از تمدن اسلامى در اروپا و قلب اسپانيا محسوب مى‌شد» (همان، ص 160، پاورقى 1). همچنين بعد از اين عبارت نويسنده در متن: «وى و بعد از او بسيارى از افراد خاندانش از جمله الحاكم‌بأمرالله به علم ستاره‌شناسى مشغول بودند و به علوم اوائل علاقه نشان مى‌دادند...»، مترجم در پاورقى افزوده است: «منظور از علوم اوائل، دانش‌هايى است كه از طريق ترجمه كتاب‌هاى يونانى به عربى به عالم اسلام راه يافته است و شامل رياضى، طبيعى، نجوم، موسيقى و فلسفه مى‌گردد» (همان، ص 221، پاورقى 1).
5. مترجم محترم گاه برخى توضيحات سودمند تاريخى و... نيز افزوده است؛ مثلاً او نوشته است: «سقوط شهر طليطله به دست آلفوس، پادشاه مسيحى يكى از مهم‌ترين وقايع در تاريخ مسلمانان اسپانيا است. طليطله شهرى بود كه قريب به 370 سال پيش، مسلمانان بر آن حكومت داشتند و عظمت و شكوه آن شهر، نمادى از تمدن اسلامى در اروپا و قلب اسپانيا محسوب مى‌شد» <ref>همان، ص 160، پاورقى 1</ref>. همچنين بعد از اين عبارت نويسنده در متن: «وى و بعد از او بسيارى از افراد خاندانش از جمله الحاكم‌بأمرالله به علم ستاره‌شناسى مشغول بودند و به علوم اوائل علاقه نشان مى‌دادند...»، مترجم در پاورقى افزوده است: «منظور از علوم اوائل، دانش‌هايى است كه از طريق ترجمه كتاب‌هاى يونانى به عربى به عالم اسلام راه يافته است و شامل رياضى، طبيعى، نجوم، موسيقى و فلسفه مى‌گردد» <ref>همان، ص 221، پاورقى 1</ref>.


6. مترجم محترم گاه اشتباه نويسنده در ترجمه از فارسى به عربى را مشخص كرده و توضيح داده است؛ به‌عنوان مثال او نوشته است: «نويسنده كتاب حاضر، در صفحه قبل از اين جمله ناصر خسرو با ذكر «مساجد جميلة» استفاده نموده است كه ترجمه صحيحى از متن فارسى به دست داده است، اما در اين صفحه، اين عبارت را به «مساجد خاصة»، ترجمه كرده است كه هم دوگانگى در ترجمه اين عبارت در دو جاى از كتاب ديده مى‌شود و هم اينكه با متن اصلى (فارسى) مطابقت ندارد؛ متن ناصر خسرو اين است: و شيعه به هر بلاد مساجد نيكو ساخته‌اند» (همان، ص 205، پاورقى 1).
6. مترجم محترم گاه اشتباه نويسنده در ترجمه از فارسى به عربى را مشخص كرده و توضيح داده است؛ به‌عنوان مثال او نوشته است: «نويسنده كتاب حاضر، در صفحه قبل از اين جمله ناصر خسرو با ذكر «مساجد جميلة» استفاده نموده است كه ترجمه صحيحى از متن فارسى به دست داده است، اما در اين صفحه، اين عبارت را به «مساجد خاصة»، ترجمه كرده است كه هم دوگانگى در ترجمه اين عبارت در دو جاى از كتاب ديده مى‌شود و هم اينكه با متن اصلى (فارسى) مطابقت ندارد؛ متن ناصر خسرو اين است: و شيعه به هر بلاد مساجد نيكو ساخته‌اند» <ref>همان، ص 205، پاورقى 1</ref>.


==پانويس ==
<references />
== منابع مقاله ==
== منابع مقاله ==


مقدمه و متن كتاب.
مقدمه و متن كتاب.
خط ۶۵: خط ۶۶:
[[رده:تاریخ (عمومی)]]
[[رده:تاریخ (عمومی)]]
[[رده:تاریخ آسیا]]
[[رده:تاریخ آسیا]]
۵۳٬۳۲۷

ویرایش